بازسازی اصلاحات از طریق واسازی آن

به ادبیات دریدایی در برخی موارد برای بازسازی ابتدا باید دست به بن فکنی ساختاری داد. به نظرم اکنون اصلاح طلبی در چنین وضعیتی است و صرفا نمی توان با ایده های شعاری و یا بیان یکسری لفاظی های تکراری آن را به جهتی مردمی تر تمایل داد بلکه باید آن را شخم زد و ساختارهای شکل بسته آن را باز کرد و از نو ساخت به طوری که سامان جدید مرتبه ای عالی تر از مواجهه این گفتار سیاسی اجتماعی با مطالبات مردم باشد و گرنه زنگار ساختاری آن با مسامحه و تعارفات سیاسی مرسوم از آن رخت بر نخواهد بست و سقط تاریخی آن به سان بسیاری از ایده های نیکو ولی بی فرجام خواهد رسید.

By سحام, in يادداشت ها on . Tagged width: ,

» عبدالله مومنی / مقاله هفتم

سامان جدید اصلاح طلبانه باید مرتبه ای عالی تر ازمواجهه گفتارسیاسی اجتماعی اصلاحات با مطالبات مردم باشد
به ادبیات دریدایی در برخی موارد برای بازسازی ابتدا باید دست به بن فکنی ساختاری داد. به نظرم اکنون اصلاح طلبی در چنین وضعیتی است و صرفا نمی توان با ایده های شعاری و یا بیان یکسری لفاظی های تکراری آن را به جهتی مردمی تر تمایل داد بلکه باید آن را شخم زد و ساختارهای شکل بسته آن را باز کرد و از نو ساخت به طوری که سامان جدید مرتبه ای عالی تر از مواجهه این گفتار سیاسی اجتماعی با مطالبات مردم باشد و گرنه زنگار ساختاری آن با مسامحه و تعارفات سیاسی مرسوم از آن رخت بر نخواهد بست و سقط تاریخی آن به سان بسیاری از ایده های نیکو ولی بی فرجام خواهد رسید.
‎تاکید بر اصلاح تشکیلات به نحوی که دموکراتیک ترباشد وبه نوعی بتواند درجایگاه پارلمان اصلاحات ظاهر شود و نمایندگی جریانات واقعی و اثرگذار در درون مجموعه اصلاحی را به نمایش بگذارد، مقوم کارجمعی و تحزب در کشور گردد به نوعی که احزاب و تحرک حزبی از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار گردد و جایگاه احزاب در فرایند تصمیم سازی پراهمیت گردد، از همین رو است.
زیرا اکنون شورای سیاستگذاری موجبات دلسردی و ناامیدی بیش از پیش جامعه را از گفتمان اصلاح‌طلبی فراهم آورده است. فقدان اصل نمایندگی در چیدمان و گزینش افراد حاضر در شورا ؛علاوه بر اینکه مزیت حضور در شورا منجر به تقویت مناسبات و سازوکارهای فرصت طلبانه گردیده و مشوق رویش احزاب قارچ گونه که صرفا بدنبال گرفتن کرسی در این شورا در جهت تقسیم و توزیع قدرت هستند، از این رو چنین تلقی سکتاریستی بزرگترین ضربه را به سازمان سیاسی اصلاح طلبان وارد ساخته و عملا این شورا را بجای اینکه به محملی برای نمایندگی و تنوع نیروهای اجتماعی بدل سازد به محلی برای تاخت و تاز و توزیع مدیریت ها براساس میزان عددی آرا بدل ساخته است به گونه ای که عمده ی چهره ها هر کدام سهمیه ای برای حفظ موازنه شورا براساس تقسیم میان الیگارشی موجود هستند.

 

ناکارآمدی کنش های سیاسی اصلاح طلبانه تهدید اصلی اصلاح طلبی است
ناکارآمدی کنش های سیاسی اصلاح طلبانه در حال حاضر به عنوان تهدید اصلی جبهه اصلاحات است بدین معنی که موجب تغییر رویه در سیاستگذاری در کشور نشده است.
در آسیب شناسی وضعیت سرخوردگی از جریانات سیاسی و کاسته شدن از اعتبار و مقبولیت اجتماعی اصلاح طلبان در یکسال گذشته؛با توجه به در پیش بودن انتخاباتی سراسری در اسفندماه و با در نظر گرفتن الزامات ساختار سیاسی موجود وسپهر سیاسی کشور؛ بازسازی ساختار و سامان سیاسی اصلاح طلبان در جهت ترمیم اعتماد و سرمایه اجتماعی و بازیابی مقبولیت اجتماعی ایده اصلاح طلبی به مثابه روش سیاسی عقلانی و کم هزینه برای شهروندان ایرانی در راستای جلوگیری از ذهنیت منفی و اضمحلال اصلاحات به مثابه یگانه شیوه سیاسی مورد حمایت طبقه متوسط شهری در صورت توفیق بازسازی می تواند همچنان نقش بلامنازعی در حوزه پالیسی ایجاد نماید .

اتخاذمواضع راهبردی اصلاحات توسط کسانی صورت می گیرد که به بخشی ازدکوراتیو قدرت تبدیل شده اند.

برغم اعتماد و اقبال مردم در انتخابات های گذشته به انتخاب های سورای سیاستگذاری ؛اما در عمل این شورا جز تقویت طیف ناکارآمد اصلاح طلب و تلاش برای قبضه کامل نهادهای مدنی موثر در اختیار اصلاح طلبان نتوانست کاری از پبش ببرد و نتوانست سازمان کارآمد و دربرگیرنده ی کلیت جریانات اصلاح طلب گردد وعملا به جای حل بحرانهای مجموعه جریان اصلاح طلبی خود بر انفعال و بی تحرکی موجود اصلاح طلبی افزوده است و اکنون خود به یک مشکل تبدیل شده است. بخشی از وضعیت امروز اصلاحات و جایگاه افول یافته جریان اصلاح طلبی در باور مردمی محصول اتخاذ مواضع راهبردی این جریان توسط طیفی از اصلاح طلبان است که کارنامه و رفتار سیاسی اصلاحی درعملکرد وو پایبندی به اصول اصلاح طلبانه درتجربه حضورشان در نهادهای انتخابی به چشم نمی خورد و فقط به بخشی از دکوراتیو قدرت تبدیل شده اند.
اگرچه در بدوشروع وشکل گیری شورای عالی مشروعیت ونقطه اتصال اش آقای خاتمی بود و اگرچه با توجه به محبوبیت خاتمی این امر قابل فهم و درک ودرعین حال واجد اثربخشی بود ؛اما با گذشت زمان و درعوض رفتن به سمت سازوکارهای جمعی و دموکراتیک و رفتن به سمت اتکاء بر منبع مشروعیتی بر اساس خرد جمعی اصلاح طلبانه به سمت اتصال به چند گعده سیاسی رفت و به سطح نازلی فرو افتاد.

عدم شفافیت در گزینش افراد عضو شورا،عدم پاسخگویی در انتخاب لیست های انتخاباتی که در انتخابات گذشته برگزیده شده اند. وهمچنین فقدان برنامه و نبود مکانیزمهای نظارتی و کنترلی بر روی منتخبان شورا بر بی سامانی اوضاع افزوده است.
در صورتیکه پذیرفتن تکثر واصل نمایندگی جریانات مختلف وبا روشی دموکراتیک وجامعه پذیر میتوانست کور سوی امیدی را بوجود بیاورد اما ظاهرا ترجیح و مزیت انتخاب افرادی همراه و مطیع بر انتخاب طیف ها و نمایندگی جریانات مرجح بوده است.

فهم یک مسأله درواقع بخش اصلی فرآیند حل مسأله است
اگردرک درست و واقع بینانه ای از فهم یک مساله و مشکل را داشتم باشیم خودش می تواند بنیان دقیق مساله را پی ریزی نماید و برای گام نهادن در مسیر حل مشکل و معضل اجتماعی یا ناکارآمدی رسیدن به فهم دقیق از چرائی مشکل یاریگر ما خواهد بود؛چنان که به درست گفته می شود که “فهم یک مسأله در واقع بخش اصلی فرآیند حل مسأله است”.

اصلاح طلبان در حال حاضر از سرمایه اجتماعی لازم برای پیروزی در انتخابات برخوردار نیستند.

یکی از ساده ترین تعاریف مساله را می توان ؛انجام عملیاتی برای برطرف کردن شکاف بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب در یک موقعیت مشخص دانست.در حال حاضر جریان اصلاح طلبی ناکارآمد و دارای پایگاه اجتماعی متزلزل و سرخورده ای است که این امر موجب می شود این جریان نتواند از حمایت و مشارکت اجتماعی مردم در جهت پیشبرد پروژه های اصلاحی استفاده نماید ؛از آنجائیکه امکان حضور و موثر بودن در ساختار قدرت صرفا از مکانیزمهای انتخاباتی می گذرد ؛پس برای توفیق در کارزار انتخاباتی نیاز به سطحی از مشارکت و حمایت مردمی هستیم که در حال حاضر اصلاح طلبان نمی توانند روی حمایت مردم حساب نمایند ،به عبارتی اصلاح طلبان در حال حاضر از سرمایه اجتماعی لازم برای پیروزی در انتخابات برخوردار نیستند.

مطلوبیت اصلاح طلبی در چه شرایطی رقم می خورد؟
حیاء سرمایه اجتماعی و فعال نمودن امکان حمایت مردمی بعنوان یگانه پشتوانه اصلاحات و بدل نمودن سرخوردگی موجود به امید و حمایت و حضور اجتماعی موثر مردم (وضعیت مطلوب) محسوب میگردد.
پس هرگونه اهتمام و کوشش عملی از طریق انجام اقداماتی در راستای تبدیل وضعیت منفعل حامیان اجتماعی اصلاحات به حامیان بالفعل و فعال اصلاحات که به انجام رساندن این اقدامات را می توانیم عملیاتی را واجد خلق کنش اجتماعی قلمداد کنیم.

ضرورت بازسازی جایگاه اجتماعی اصلاح طلبان
طبیعتا زمانی پی به مشکلات و موانعی در سد راه موضوع و امری که به عنوان مساله اجتماعی و معضله جریان سیاسی هست می بریم برای حل و بهبود و رفع موانع آن مسئله شیوه ها و روش های علمی و مبتنی بر کندوکاوهای تحقیقاتی وجود دارد که با در نظر گرفتن عوامل فوق نیاز به طراحی مدلی است که خروج از شرایط غیر موثر و بعضا مضر در ساحت سیاسی را تسریع نماید
اصلاحات برای برون شد از وضعیت کنونی اش از یکسو نیاز به تعامل با نهادهای موثر در قدرت دارد که بتواند همراهی و موافقت آنها را برای ایجاد اصلاحات در نظام سیاسی کسب نماید و از سویی دیگر نیازمند بازخوانی و نقد واکاوی دقیق مبانی منجر به ایجاد سرخوردگی در میان شهروندان ایرانی است که در این راستا مهمترین وجه جمع بندی، بازسازی سرمایه اجتماعی اصلاحات می باشد.
آسیب پذیری که بواسطه موقعیت سرخورده اجتماعی برای نیروهای سیاسی جریان اصلاحات بوجود آمده می تواند مانع جدی برای قدرت گرفتن اصلاح طلبی ایجاد کند؛ناشکیبایی وعدم خویشتن داری در درون گفتمان اصلاحات موجب شده که هنجار تسامح و مدارای اصلاح طلبی تبدیل به ناشکیبایی گردد.
فقدان کنترل گری برکسانی که به جایگاه سیاسی رسیده اند ازضعفهای اساسی اصلاحات
عملا یکی از نقاط ضعف اساسی جریان اصلاحات بخصوص پس از روی کار آمدن دولت روحانی فقدان پرنسیب سیاسی و بی توجهی به اصول و محکمات اصلاح طلبی بوده است و عملا کنترل اجتماعی و کنترل گری بر رفتار کسانی که به نام اصلاحات به جایگاه سیاسی دست یافته اند صورت نگرفته است؛به گونه ای که افراد و یا جریانات سیاسی کمترین واهمه و نگرانی را بخاطر تزلزل و سستی و عدول از مواضع اصلاح طلبی و چرخش و غلتیدن در دامن رانت و فساد از بازخواست و حساب کشی اصلاح طلبانه نداشته اند.

فروکش نمودن اقبال گسترده اجتماعی ازجریان اصلاح طلبی بدان سبب است که مفهوم اصلاح طلبی نتوانسته توجه به مفاهیم عینی وانضمامی که صورت واقعی و مهمی را برای مردم مطالبه نمایند بهمراه داشته باشد. معهذا برخی ازاصلاح طلبان در خصوص شرایط فعلی کشور که بواسطه تصاحب بخشی از پارلمان و روی کار آمدن دولت دوم آقای روحانی وتصاحب اکثریت مطلق شوراهای کلان شهرها که مورد حمایت اصلاح طلبان بوده نه تنها در خصوص وضعیت دشوار موجود کوچکترین نقد و انتقادی رابیان نمی کنند بلکه با تعصب کور نسبت به جریان اصلاحات چشم خود را برواقعیات موجود جامعه بسته و بعضا دستاوردهایی را بواسطه حضور جریانات مستقر در برخی از نهادهای حاکمیت که مورد حمایت اصلاح طلبان بوده اند نیز مترتب می شوند که به نظر می آید به نوعی دچار گزافه گویی گشته اند که اگر نگوئیم این توصیفی فریبکارانه وغیر اخلاقی ازوضعیت فعلی است بدون شک می توان گفت با مبالغه آمیخته است زیرا اکنون افکار عمومی آن را بر نمی تابد.
با این حال انتظار می رود که جریان اصلاح طلب قادر باشد که در پرتو عضویت هر فرد و یا جریانی در سازمان های اصلاح طلبانه مسولیت و پاسخگویی متناسب با جایگاهها و اثر گذاری ها را صورت دهد.
مع الاسف امروزه وضعیت جامعه و شهروندان ایرانی در موقعیتی است که باید باور کنیم که اصلاح طلبی بدین گونه ای که ایده پردازان جسور اصلاحات وعده داده اند نتوانست نسخه و برنامه مناسب و عملی رابرای حل مشکلات عمده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
بدین معنا که شعارها وگفتمان جریان موتلف اصلاحات صرفا بیان مجدد ادعاهای پیشین بوده است و ظاهر امر نیز نشانگر این است که جریان اصلاحات تاکنون نتوانسته به جمع بندی روشن گفتمانی و یا برنامه سیاسی نوینی دست بیابد و بنظر می آید که با همان ادعاهای تکراری و پیشین می خواهد خود را در صحنه سیاسی به عنوان یگانه رقیب برتر جریان اصولگرایی برای اداره کشور و ‌یشبرد اصلاحات معرفی و تبلیغ نماید.
رهاوردهای تکراری وشعاری اصلاح طلبانه نمی تواندبرای جامعه رونقی رابه ارمغان آورد.

در شرایطی که اصلاح طلبان نتوانند ادله روشن و قانع کننده ای در این باره که اصلاحات با ابتناء بر برنامه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مشخص و روشن و متفاوت با برنامه های ناکام پیشین ،برای بهبود وضعیت جامعه و رونق عمومی کشورو تقویت جامعه و برقراری آزادی و امنیت در کشور ارائه نمایند نمی توانند کوچکترین انتظار را از جامعه و شهروندان برای حمایت از برنامه های سیاسی خود در مقابل رقیب داشته باشند ورهاوردهای تکراری و شعاری اصلاح طلبانه نمی تواند برای جامعه رونقی را به ارمغان آورد.
طبیعتا زمانی گروههای الیگارشیک مانع از ورود طیف های متنوع از نمایندگان جریانات مختلف در روند تفکر و سیاستگذاری گروهی اصلاح طلبانه می شوند ؛اگرچه فراخی وگسترده گی عرصه تصمیم وتفکر گروهی می تواند منجر به مشارکت وتکوین و تعالی اصلاح طلبی ونیز بالتبع آن حمایت نمایندگان همه طیف ها ازجریان اصلاح طلبی گردد اما بدلیل آنکه نمی تواند مناسبات معطوف به سهم‌خواهی در قدرت و فرصت طلبی این جریان که صرفا بدنبال به رسمیت شناختن مشارکت گروهی اندک ازهم‌پیمانانی است که منافع مشترک دارند گردد؛عملا جزجمع محدود و همراه و تایید کننده را بر نخواهد تابید.

 

مهندسی ساختارها ورویّه ها متناسب با شرایط جدید

اگر جریان اصلاحات امکانی را برای نمایندگان همه طیف های وفادار به ایده اصلاحات فراهم نماید می تواند حس قدرت داشتن را داشته باشد و سازمانهایی که در برگیرنده مطالبات همه هواداران خود باشد سرمایه اجتماعی و اعتماد و جذابیت را برای حمایت جدی بوجود می آورد .

ناکارآمدی اصلاحات محصول تداوم فروپاشی درونی واضمحلال محتوایی اصلاحات است
اگر مجموعه اصلاحات ، مدنی واصلاح پذیروانتقاد پذیر باشد امکان پیش بردن کنش های مدنی و اصلاحات وانتقاد ازحاکمیت ازاین مجموعه برخواسته خود شد و طبیعتا اگر غیر اصلاحی باشد نمی تواند اصلاحات را برای جامعه نوید دهد کاملا به این موضوع برمیگردد که اصلاحاتی که بتواند در خود اصلاح صورت بدهد می تواند اصلاح کننده باشد ؛پس اصلاحات در حکومت همان گونه خواهد بود که در میان جامعه است و این نوع اصلاحات را می توان اصلاحات کامیاب نامید که می تواند متناسب با نقطه عزیمت مفهومی خود برای تحقق اصلاحات حرکت نماید وبرعکس نوعی از اصلاحات که هیچ سطحی از اصلاح پذیری را در درون مناسبات و سیاستگذاری های خود تعبیه ننماید بدون شک در قدرت نیز ناکام خواهد بود و اصلاحات ناکامیاب خواهد بود.
چنانچه در بالا اشاره رفت ارجحیت منافع فردی و فرقه ای برمنافع عمومی منجر به فروپاشی درونی و اضمحلال محتوایی اصلاحات می شود و همچنین ناکارآمدی محصول تداوم چنین مناسباتی است.
از سوی دیگر عدم تحقق اهداف متناسب با نطفه عزیمت اولیه اصلاحات، فضایی از ناامیدی و نتوانستن و پیش نرفتن را بر فضای سیاسی ایرانشهر گسترده نموده است. از این رو جریان اصلاح طلبی به واسازی اجزا گفتمانی و سازمانی و راهبردی نیاز دارد به طوری که بتوانندمتناسب با شرایط جدید بین المللی و ملی در پرتو مطالبات و نیازهای برآمده نوین دست به بازسازی بزند.
یکی از آسیبهای دوران اخیر اصلاح طلبان افول سرمایه اجتماعی آنان است از این رو لازم است تا این امر مورد تامل بنیادین قرار گیرد.

ادامه دارد…