اتهام فساد!

واقعیت این است که آقای کروبی بر اساس سنتی که از پدرش به ارث برده بود؛ از طریق جمع‌آوری مبالغی از سوی افراد متمول و خیّر، آنها را صرف رفع گرفتاری افراد درمانده و نیازمند می‌کرد. طبعاً این سنتی حسنه و مدنی است که در تمام جوامع نیز کم و بیش سابقه و جریان دارد. یکی از افرادی که حدود ۲۰۰ میلیون تومان برای همین منظور در اختیار آقای کروبی قرار داده بود؛ شهرام جزایری بود. چنانچه جزایری این کمک را در ازای دریافت امتیاز یا توصیه‌نامه و یا هر نوع تسهیلات دیگری در اختیار کروبی گذاشته بود؛ طبعاً پذیرش پول او کاری خلاف و مستوجب تعقیب قانونی بود؛ اما به شهادت همۀ طرف‌های مطلع در این ماجرا بویژه شخص جزایری، او بدون هرگونه درخواست و قید و شرطی به این کار مبادرت کرده بود.

احمد زید آبادی
در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به قدری مشغول رفت و آمد به شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی بودم که از ارائۀ پیشنهاد به کاندیدای مورد نظرم برای چگونگی ورودش به مناظره با محمود احمدی‌نژاد بازماندم.
با این حال، چند روز پیش از مناظرۀ شیخ مهدی کروبی با احمدی نژاد، یادداشت مختصری خطاب به او نوشتم و به عمادالدین باقی سپردم تا آن را به دست‌اش برساند؛ زیرا خودم عازم سفر به شهرستانی دوردست برای سخنرانی بودم.
عماد اما در موعد مقرر یادداشت را به دست آقای کروبی نرساند و از این رو، پیشنهادم به او در مناظره با احمدی‌نژاد روی زمین ماند.
در آن یادداشت به آقای کروبی توصیه کرده بودم که در همان ابتدای مناظره، خودش موضوع شهرام جزایری را پیش بکشد و خطاب به احمدی نژاد بگوید: “چون می‌دانم در ذهن تو چه می‌گذرد؛ بنابراین برای راحت شدن خیال‌ات؛ خودم قصۀ شهرام جزایری را مطرح می‌کنم تا کم و کیف قضیه را روشن کرده باشم.”
واقعیت این است که آقای کروبی بر اساس سنتی که از پدرش به ارث برده بود؛ از طریق جمع‌آوری مبالغی از سوی افراد متمول و خیّر، آنها را صرف رفع گرفتاری افراد درمانده و نیازمند می‌کرد. طبعاً این سنتی حسنه و مدنی است که در تمام جوامع نیز کم و بیش سابقه و جریان دارد.
یکی از افرادی که حدود ۲۰۰ میلیون تومان برای همین منظور در اختیار آقای کروبی قرار داده بود؛ شهرام جزایری بود. چنانچه جزایری این کمک را در ازای دریافت امتیاز یا توصیه‌نامه و یا هر نوع تسهیلات دیگری در اختیار کروبی گذاشته بود؛ طبعاً پذیرش پول او کاری خلاف و مستوجب تعقیب قانونی بود؛ اما به شهادت همۀ طرف‌های مطلع در این ماجرا بویژه شخص جزایری، او بدون هرگونه درخواست و قید و شرطی به این کار مبادرت کرده بود.
پس از دستگیری شهرام جزایری به اتهام فساد اقتصادی، دستگاه قضایی با نام بردن از مهدی کروبی به عنوان کسی که از جزایری پول دریافت کرده است؛ عملاً راه رسانه‌های محافظه کار را برای حمله به کروبی و تلاش در جهت ملکوک کردن چهرۀ او هموار کرد.
حال آیا واقعاً دریافت کمکِ جزایری آن هم به منظور رفع گرفتاری از افراد نیازمند؛ فساد تلقی می‌شود؟ ممکن است گفته شود که چون جزایری خودش اهل فساد اقتصادی و یا متهم به این کار بوده است؛ نباید از او پولی دریافت می‌شد! اگر فساد جزایری پیش از دستگیری وی، امری محرز و آشکار بود؛ طبعاً این ایراد به کمک گیرندگان وارد می‌نمود؛ اما در حالی که جزایری به عنوان شهروندی آزاد در خیابان‌های شهر در رفت و آمد بوده است؛ مگر کسی علم غیب داشته که در کارنامۀ اقتصادی او ممکن است خللی باشد؟
ممکن است گفته شود که هنگام دریافت کمک از یک فرد باید در سابقۀ کاری‌اش تفحص و جستجو شود تا پاک‌دستی‌اش به اثبات برسد! اما چنین کاری مگر موجه و ممکن است؟
روزانه در قم و نجف دهها بلکه صدها فرد متمول، پولی را به عنوان سهم امام به مراجع می دهند تا در جهت خاصی مصرف کنند. آیا مراجع می‌توانند پذیرش این پول‌ها را به اطلاع کامل از زندگی و نحوۀ کار اقتصادی طرف مشروط کنند؟ در بلاد فرنگ هم بسیاری از صاحبان سرمایه به بسیاری از نهادهای مدنی و خیریه کمک‌های هنگفت می‌کنند؛ آیا پذیرش این کمک‌ها را باید فساد به شمار آورد؟
منظور از این نوشته، تأکید بر وجود خط متمایز و روشنی بین فساد و دریافت کمک‌های بی قید شرط از دیگران است. خلط این دو مبحث با ادعای مبارزه با فساد، خود نوعی فساد اخلاقی است چرا که بی‌دلیل سبب به باد رفتن آبرو و حیثیت افراد بیگناه می‌شود.
می‌دانم که در این روزگار افسار گسیختگیِ انواع مفاسد؛ گوش شنوایی برای این نوع موعظه‌های اخلاقی و احتیاط‌های وجدانی چندان پیدا نمی‌شود؛ اما هشدار در این زمینه از سوی اهل تمیز هم شاید بی ثمر نباشد.
به نظر من هر نوع اتهام بخصوص اتهام فساد به دیگران باید بر مبنای شواهد متقن و محکمه‌پسند باشد؛ در غیر این صورت، این شتر مهار در رفته، برای زانو زدن، درِ خانۀ احدی را مستثنی نخواهد کرد.