مرثیه‌ مرگ «اخلاق و جوانمردی»! (در حاشیه مصاحبه حمید زیارتی با تسنیم)

خبرگزاری تسنیم مصاحبه‌ای با آقای حمید زیارتی منتشر کرد که بسیار تأسف‌زا بود اما نه تأسف برای وی که دیری است مرزهای اخلاق و جوانمردی را در‌نوردیده و نه برای خبرگزاری تسنیم و مانند آن که توسط جوانانی جویای نام و نان اداره می‌شود و انتظار چندانی از آنان نمی‌رود بلکه تأسف بر مرگ اخلاق و جوانمردی در کشور و بعد از گذشت حدود چهل سال از انقلاب!

By Tehran 1388, in سر خط خبرها on . Tagged width: ,

احمد حیدری

خبرگزاری تسنیم مصاحبه‌ای با آقای حمید زیارتی منتشر کرد که بسیار تأسف‌زا بود اما نه تأسف برای وی که دیری است مرزهای اخلاق و جوانمردی را در‌نوردیده و نه برای خبرگزاری تسنیم و مانند آن که توسط جوانانی جویای نام و نان اداره می‌شود و انتظار چندانی از آنان نمی‌رود بلکه تأسف بر مرگ اخلاق و جوانمردی در کشور و بعد از گذشت حدود چهل سال از انقلاب!
انقلاب اسلامی تداوم انقلاب پیامبر(ص) برای حاکمیت بخشیدن به اخلاق بود(مستدرک الوسائل، ۱۱/۸۷). البته اخلاق مقدم بر دین است لذا حتی از افراد لاابالی و بی دین رعایتش انتظار می‌رود. وقتی شهوت‌پرستانی چند خبردار شدند جوانانی میهمان لوط پیامبر(ع) شده‌اند، برای رسیدن به اهداف شهوانی به خانه‌اش هجوم آوردند. آن حضرت که در برابر آنان دفاعی نداشت، فریاد برآورد: «آیا در میان شما جوانمردی رشید نیست؟!»(هود/۷۸). امام حسین(ع) نیز افتاده در قتلگاه با هجوم نامردان به خیمه‌ها مواجه گردید و فریاد کشید: «اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید!»(لهوف/۱۲۰)
بیش از ۷ سال است کروبی، موسوی و همسرش در حصرند و از امکان دفاع محروم! در فرهنگ مذهبی مشهور است: «افتاده را سنگ و لگد نمی‌زنند» ولی ناجوانمردان مرزهای اخلاقی را درنوردیده، از گفتن هیچ دروغ، جعل وتوهینی در باره آنان ابا ندارند. مصاحبه پیش گفته به مناسبت نامه اخیر کروبی به مقام رهبری، نمونه است. در این مصاحبه نه فقط کروبی بلکه همه رجال جمهوری اسلامی ملکوک شده‌اند که به چند مورد منهدم کننده بنیان اخلاق می‌پردازیم:
همه می‌دانند کروبی حداقل تا ۸۸ مورد احترام مقام رهبری، مرحوم آیت الله مهدوی کنی، مرحوم عسکراولادی، روحانیون سرشناس راست و چپ، دولتمردان، حوزویان و ملی مذهبی‌ها بود که او را فارغ از باورهایش حرّ، خدمتگزار و با محبت می‌شمردند ولی آقای زیارتی می‌گوید: «علت روی آوردن افراد به او، بودجه[و پول] بود که مردم احتیاج دارند. بقیه دستشان خالی بود لذا به کروبی مراجعه می‌کردند». ظاهرا وی همه را با خود قیاس کرده که همچون «مگس دور شیرینی» است و تا در کروبی امید نان و نوا بود، آنجا پرسه زده و حالی که نان و نوا در جاهای دیگر است، برای جلب نظر آنان به لجن‌پراکنی به چهره کروبی همت کرده!
ایشان علمیت فقهی و سیاسی آقای کروبی را نفی می‌کند و می‌گوید: «درسش به رسائل و مکاسب نرسید که به تهران آمد و به دانشکده “معقول و منقول” (الهیات) رفت، از نظر بینش سیاسی هم به آن صورت آدم عمیق و تحلیل‌گری نیست». بعد هم در باره ارتباط متقابل او و امام گوید: «آقای کروبی راه امام را کشف نکرده و نشناخته بود، چون برخورد او با امام(ره) خیلی محدود بود. قبل از اینکه امام(ره) نهضت را آغاز کند ارتباطی با امام(ره) نداشته، نه شاگرد امام(ره) بود و نه با امام(ره) رفت و آمدی داشت».
اولاً کروبی انسانی است مانند دیگر انسان‌ها دارای نقاط قوت و ضعف که شایسته است محترمانه نقد شود و به تاریخ و آیندگان شناسانده گردد. ثانیاً وی هیچگاه ادعای علم حوزوی در سطح بالا نداشت اما از همقران‌های خود کمتر نبود و وقتی برای مجلس خبرگان ثبت نام کرد، بسیاری از بزرگان حوزوی اجتهاد متجزی او را تایید کردند. ثالثاً بسیاری روحانی‌ها در مناصب انتخابی و انتصابی اجتهادشان مسلم نیست و کسر شأنی نمی‌باشد. رابعاً این که وی با امام در دوران نهضت و بعد، ارتباطی نداشته؛ از ادعاهایی است که مرغ بریان را به خنده وامی دارد. همه از ارتباط و علاقه متقابل امام و کروبی اطلاع دارند. وی به خاطر عشق به امام از متحجران قبل از انقلاب کتک خورد و رژیم او را به زندان افکند و بعد از انقلاب هم امام مکرر(حداقل یازده مورد از جمله برای تأسیس کمیته امداد، بنیاد شهید، سرپرستی حجاج و …) به او حکم داد و چندین بار از طرف مردم به نمایندگی و از طرف نمایندگان به ریاست مجلس برگزیده شد. حالا یا باید امام و امت را در انتخاب وی ساده لوح دانست یا آقای زیارتی را! ما قضاوت خود ایشان را می پذیریم. کاش آقای زیارتی و گردانندگان سایت تسنیم به جای نقد «نامه محترمانه کروبی به رهبری» که انصافا در هیچ موردی به مخاطب(رهبری) بی‌ادبی نکرده و سخیف خطاب ننموده[از خطاب های نامه: آیت‌الله حاج سیدعلی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ حضرتعالی، جنابعالی، تصدیق می‌فرمایید، و…] این گونه شخصیت او و دیگر بزرگان نظام را تخریب نمی‌کردند و مرزهای اخلاق و جوانمردی را در نمی‌نوردیدند و می‌دانستند دنیای فانی ارزش این ناجوانمردی‌ها را ندارد. این روش ناجوانمردانه بیان سعدی شیرازی را به یاد ما می‌آورد که: «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود می بری و زحمت ما می داری» (اللهم اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لاتجعل فی قلوبنا غلبا للذین آمنوا).