متوّلد ماه مهر

امروز چهارم مهرماه برابر است با سالروز تولّد هشتاد سالگی مهدی فرزند احمد و خدیجه؛ فرزندی که پس از آموختن دروس مقدماتی حوزوی نزد پدر در شانزده سالگی به قم می‌رود و پس از پانزده سال اقامت و تحصیل نزد اساتید برجسته حوزه و اذن اجتهاد از برخی مراجع راهی تهران می‌شود. او در اواسط دهه چهل هجری شمسی دانشجوی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران می‌شود که به دلیل دستگیری‌های مکرّر و زندان فارغ‌التحصیلی‌اَش در رشته فقه و حقوق اسلامی تا سال ۱۳۵۰ به تأخیر می‌افتد.

By سحام, in يادداشت ها on . Tagged width: , ,

» محمدتقی کروبی

امروز چهارم مهرماه برابر است با سالروز تولّد هشتاد سالگی مهدی فرزند احمد و خدیجه؛ فرزندی که پس از آموختن دروس مقدماتی حوزوی نزد پدر در شانزده سالگی به قم می‌رود و پس از پانزده سال اقامت و تحصیل نزد اساتید برجسته حوزه و اذن اجتهاد از برخی مراجع راهی تهران می‌شود. او در اواسط دهه چهل هجری شمسی دانشجوی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران می‌شود که به دلیل دستگیری‌های مکرّر و زندان فارغ‌التحصیلی‌اَش در رشته فقه و حقوق اسلامی تا سال ۱۳۵۰ به تأخیر می‌افتد.
به مناسبت این‌روز نوشته ای از پدر را تقدیم دوستان می‌کنم. این متن کوتاه که پیشتر تحت عنوان «مقدّمه‌ای از حصر» در کتاب نامه‌های پدر منتشر شده است، ماحصل بیش از پنج دهه مبارزه، مسئولیت و سپس حصر و حبس است. او به زیبایی از چرایی وضعیت امروزمان می‌گوید و شرط اوّل برای اصلاح را پذیرش مسئولیت می‌داند. در همین راستا کروبی با صداقت مسئولیت خود را می‌پذیرد و اعلام می‌کند: “طبیعی و قطعی است که تقصیر و قصور فراوان داشته‌ام و دارم که از محضر عموم مردم معذرت و از خداوند منان طلب عفو و بخشش دارم.”
روش این دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه رایزنی، تعامل و گفت‌وگو و در صورت نیاز استقامت و پایداری‌ست. او در همین زمینه تأکید می‌کند: “قضاوت در باب توفیق و یا عدم توفیق این روش، رایزنی، تعامل و گفت‌وگو و در صورت نیاز استقامت و پایداری بر‌ عهده مردم و صاحبان قلم و اندیشه است. اگر با مطالعه و بررسی شرایط کشور و منطقه مصلحت را در این روش می‌بینید پس در بسط چنین تفکّری بکوشید و اگر آن‌را قبول ندارید و بی‌نتیجه می‌دانید پس به نقد آن بپردازید.” در پایان هم اعلام می‌کند: “مهدی کروبی خود را مدیون شهدای انقلاب و جنگ و مردم سرافراز ایران می‌داند و تا پایان عمر لحظه‌ای در دفاع از آرمان‌های شهدا و حقوق و آزادی مردم تردید نخواهد کرد.”

بسم الله الرحمن الرحیم
“آزادی موهبتی است الهی که خداوند متعال همان حاکم مطلق، با قرار دادن نعمت اختیار و انتخاب انسان را لایق مقام خلیفه‌اللهى دانست تا او با بهره‌گیری از خلاقیت‌ها و استعدادهایش منشأ خیر و برکت برای خود و جامعه‌اَش شود. پروردگار عالم با خلیفه خواندن انسان بر روی زمین او را بر سرنوشت خویش حاکم کرد اما در طول تاریخ این حق به ‌بهانه‌های مختلف از توده‌ها ستانده شده و می‌شود. دعوت به دین دعوت به ‌بندگی خدا بوده و همه‌ی پیامبران الهی سعی کردند تا مردم را از بندگی و اطاعت غیر خدا برهانند و با زدودن زنگارهای طاغوتی فکر و اراده مردم را از قیود باطل آزاد کنند. وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلالَ اَلَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ.
متأسّفانه این‌روزها حاکمیت با استخدام دین مفاهیم را معنای متفاوتی داده و همه چیز را وارونه گردانده، حمایت از ظلم را به‌نام حفظ نظام و دین واجب شرعی کرده و دم از عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی می‌زند، لیکن مردم عزیز ما نباید نگرش‌های مستبدانه جمعی تشنه قدرت را به ‌پای دین و تمام روحانیت بنویسند. انسان فراموش کار است و طغیان‌گر. إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى
اگر ارمغان مبارزه، مقاومت و ایستادگی زمین زدن مستبد یا مستبدان است اما این دستاورد پایان راه نیست. فقدان بلوغ سیاسی در کنار تشنگی قدرت، بستر بروز مستبد یا مستبدان جدیدی را فراهم می‌سازد. نگاهی به بخش‌ مهمی از جنبش‌های آزادی‌بخش قرن بیستم در آسیا و آفریقا نشان از این واقعیت تلخ دارد. در ایران نیز از مشروطه تاکنون همگام با خروج و زمین زدن استبداد، همواره بستر دیگری برای ظهور استبداد نوینی فراهم شده است.
انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، ایثار و فداکاری کم‌نظیر بهترین فرزندان این کشور در دوران جنگ تحمیلی نوید روزهای روشنی را می‌داد که متأسّفانه چنین نشد و چه غم‌انگیز است که چنین نشد.
چرایی آن باید به‌دور از حب و بغض‌ها مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. بدون تردید همه‌ی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی از بدو انقلاب تاکنون در به‌وجود آمدن چنین وضعیتی سهیم و مسئول‌اند و به ‌طبع نقش و سهم‌شان باید مسئولیت خود را در به‌وجود آمدن چنین وضعی پذیرا باشند.
شرط اوّل برای اصلاح، پذیرش مسئولیت رفتارهاست. من نیز با قبول مسئولیت‌ام در جهت اصلاح نظام مطابق آرمان‌های انقلاب و حقوق ملّت مندرج در فصل سوم قانون اساسی تلاش کرده و می‌کنم.
خدا را گواه می‌گیرم که دفاع از حقوق آحاد مردم را نه در زبان بلکه در عمل وظیفه شرعی و ملّی خود می‌دانم، ایران را متعلق به همه‌ی ایرانیان می‌دانم و در پیگیری حقوق و آزادی‌های یکایک مردم، خودی و غیرخودی قائل نبوده و نیستم. عقاید و باورهای خود را از ابتدا تاکنون صریح گفته و می‌گویم. سعی کرده و می‌کنم که مردم را با خود همراه کنم اما در نهایت به انتخاب آنان هر چه باشد احترام می‌گذارم.
خدا را شاکرم که به نزدیکان و مشاورانم هم اجازه ندادم به‌نام مصلحت و یا حفظ جایگاه و شأن مسئولیت‌هایم مرا از پیگیری امور کسانی که به آن‌ها ظلم شده بود دور نگه دارند. همواره از افراط و تفریط پرهیز کردم و آنچه را که مصلحت مردم و کشور می‌دانسته و می‌دانم بدون در نظر گرفتن وابستگی‌های حزبی و جناحی بیان کرده و می‌کنم.
طبیعی و قطعی است که تقصیر و قصور فراوان داشته‌ام و دارم که از محضر عموم مردم معذرت و از خداوند منان طلب عفو و بخشش دارم. … قضاوت در باب توفیق و یا عدم توفیق این روش، رایزنی، تعامل و گفت‌وگو و در صورت نیاز استقامت و پایداری بر‌ عهده مردم و صاحبان قلم و اندیشه است. اگر با مطالعه و بررسی شرایط کشور و منطقه مصلحت را در این روش می‌بینید پس در بسط چنین تفکّری بکوشید و اگر آن‌را قبول ندارید و بی‌نتیجه می‌دانید پس به نقد آن بپردازید.
مهدی کروبی خود را مدیون شهدای انقلاب و جنگ و مردم سرافراز ایران می‌داند و تا پایان عمر لحظه‌ای در دفاع از آرمان‌های شهدا و حقوق و آزادی مردم تردید نخواهد کرد.

والسلام
جماران
۴ مهر ۱۳۹۵