رکن چهارم جان می کَنَد

یادداشتی از هرمز شریفیان درباره آزادی مطبوعات در ایران

By سحام, in يادداشت ها on . Tagged width:

» هرمز شریفیان
بدون شک دوران اصلاحات دوران نوزایی و شکوفایی مطبوعات ایران بود.
روزنامه هایی که جریان اقتدار با تمام قوای قضایی- امنیتی آنها را قلع قمع کرد و نام مطبوعات زنجیره ای بر آنها نهاد.
روزنامه نگاران تبدیل به خط شکن هایی شدند که انباشت مطالبات مدنی مردم ایران را متذکر و خواهان دریافت این مطالبات شدند.
روند برخورد با رکن چهارم دموکراسی بلافاصله و از تابستان ۷۷ با توقیف روزنامه های «جامعه» و «توس» و مدیران آن آغاز شد و روند دستگیری اهالی مطبوعات و بستن روزنامه ها طی این ۲۰ سال و تا امروز ادامه داشته است.
امروز و پس از دو دهه، «حسن روحانی» با شعار «اعتدال» و برای دومین دوره و با آرای قاطع مردم، زمام دستگاه اجرایی کشور را در دست گرفته و مقام ریاست جمهوری را به دست آورده است.
روحانی چون دانش آموختهء حقوق و در عین حال حوزوی است، به خوبی می تواند تلفیقی از منطق، فقه و حقوق را در ذهن داشته باشد و همین ذهنیت کمک می کند تا برای تحقق وعده هایش، راه مناسب تری در پیش گیرد.
روحانی که در دوره دوم ریاست جمهوری اش کار سخت تری در پیش دارد، خوب می داند که تحقق وعده هایش در گرو ارکان اربعهء مردمسالاری و تغییر در راهبرد آنهاست.
از این ارکان ۴ گانه، قانون اساسی و نظام پارلمانی، ارکانی است که کمتر در حوزه مدیریت روحانی است اما دو رکن دیگر یعنی احزاب و مطبوعات آزاد جایی است که دست روحانی برای سر و سامان دادن به آنها، بازتر است.
مطبوعات نیمه آزاد در دوران اصلاحات توانستند روزانه مخاطب میلیونی جذب کنند که در تاریخ مطبوعات ایران، از مشروطه تا امروز بی سابقه بود. چرخ های اصلاحات بی تردید با گردش آزاد اطلاعات چرخید و سرعت گرفت.
روزنامه های مستقل سرانه مطالعهء روزانهء ایرانیان را افزایش دادند و اندیشمندان، از هر طیف در چارچوب نظام توانستند نظرات و ایده های خود را با مردم در میان بگذارند و با اقبال وسیعی نیز روبرو شدند.
این روند به نقاطی غیر قابل بازگشت رسید به این معنا که مخالفان این روند با استفاده از تمام استعدادهای خود نتوانستند بهره وری مطبوعاتی مردم را به پیش از دوم خرداد بازگردانند.
جریان اقتدار اما موفق شد شاخ برگ های رکن چهارم را بزند و در نقاطی ریشه های آن را از خاک درآورد و نهالی که می توانست پس از ۲۰ سال، امروز به درختی پرشاخ و برگ تبدیل شود را تاحدود زیادی بی بار و بر کند و رو به خشکاندن ببرد.
روحانی امروز به چنین مطبوعاتی نیاز دارد نه بی این معنا که حمایتش کنند به این معنا که اگر درجایی خوب عمل کرد، حمایت و ایراداتش را البته نقد کنند.
روحانی پتانسیلی از مطبوعات در اختیار دارد که اگر به آنها ارج نهد قادر خواهند بود در سطح منطقه و جهان، عرض اندام کنند.
روزنامه نگارانی برجسته که امروز به دلیل ممنوعیت شغلی به زراعت رو برده اند و نمی توانند تجارب و داشته های خود را در اختیار نسل بعدی بگذارند.
مطبوعاتی هایی که پس از دو دهه یا بیشتر، آنچنان اشرافی بر حوزه های خود پیدا کرده اند که مو لای درز تحلیل ها و پیش بینی هایشان نمی رود اما متاسفانه یا خانه نشین اند یا مشاغلی دیگر برگزیده اند و برخی دیگر مجبور به جلای وطن شده و ظرفیت هایشان در حال به هدر رفتن است.
دولت دوازدهم نباید برای اطلاع رسانی تمام نیروی خود را بر شبکه های اجتماعی متمرکز کند و به این نکته توجه کند که با وجود فراگیری نشریات دیجیتال؛ روزنامه خوانی و لمس و بوی کاغذ هنوز جایگاه مستحکم خود را از دست نداده است.
دولت باید به جد بکوشد تا «انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران» را بازگشایی کند و قوانین و سازوکارهایی فراهم کند که نهاد مطبوعات به صورت مستقل و همانطور که در قانون اساسی تصریح شده، به فعالیت خود ادامه دهد.
از سویی این نکته نیز باید برای «تحدید کنندگان» مطبوعات جا بیفتد که مردم به دنبال خبر و تحلیل در تمام حوزه های سیاسی، اجتماهی، فرهنگی و …هستند و چنانچه در درون کشور از نظر خبری ارضا نشوند گوش و چشم به بیرون از مرزها خواهند سپرد.
اُفت وحشتناک شمارگان نشریات داخل کشور زنگ خطری است که مدت هاست به صدا در آمده و رکن چهارم دموکراسی به اغماء نزدیک شده است.
دولت اعتدال و متولی فرهنگی اش، وزارت ارشاد وقت زیادی ندارند تا این رکن رکین را از وضع اسفبار کنونی اش خارج کنند.
برای رسیدگی به این مهم جسارت لازم است جسارتی که روحانی و دولتش نشان داده اند از آن بی بهره نیستند و جامعهء مطبوعات ایران هم می دانند که سروسامان دادن به این وضعیت بغرنج، مدیریت، زمان و همانطور که گفته شد، جسارت و البته، شهامت می طلبد.
مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل در ایران با مصادیق بسیار نشان داده اند که تنها با وجود قلمشان، این جسارت و شجاعت را دارند.
حال نوبت دولت تدبیر و امید است تا اندکی از این جسارت و شهامت را از اهالی مطبوعات وام بگیرد.
جامعه مطبوعات ایران به خصوص در ۲۰ سال گذشته نشان دادند که با وجود بی دفاعی و در اوج مظلومیت و تنها در سایهء شهامت خود پای بسیاری از مطالبات مدنی ایستاده و هزینه داده اند، حال نوبت دولت دوازدهم است که با تکیه بر ۲۴ میلیون حامی به وعده های انتخاباتی خود جامهء عمل بپوشانند.
مطبوعات آزاد و مستقل در هر کشوری برای رسیدن به خواسته های مدنی مردم، یک فرصت به شمار می روند فرصتی که اگر از کف برود بی تردید به تهدیدی خطرناک در این مسیر تبدیل خواهد شد.