محمدتقی کروبی و نقدی جدی از درون

By سحام, in يادداشت ها on . Tagged width: ,

ahmadreza-Ahmadpour-sahamnews12

» احمدرضا احمدپور

چند روز پیش دکتر محمدتقی کروبی فرزند مظلوم و محصور مهدی کروبی در یک گفتگوی دوستانه، بر انتخابات سال ۱۳۸۴ش نقدی کرد و برای اولین‌بار از همکاری محمدخاتمی (رئیس‌جمهور وقت) و موسوی لاری (وزیر کشور وقت) با شورای نگهبان در چشم‌پوشی بر تقلب انتخاباتی سال ۸۴ سخن به‌میان آورد و آن توافق و همکاری احتمالی را زمینۀ ایجاد جسارت برای تقلب گسترده‌تر در سال ۱۳۸۸ دانست؛ اما آن گفت‌وگو با واکنش‌های گوناگونی روبرو شد. پاره‌ای از واکنش‌ها بر درستی گفته‌های فرزند شیخ اصلاحات گوش‌زد می‌کرد و پاره‌ای نیز بر گفته‌های محمدتقی کروبی در نقد خاتمی، شوریدند که تقریبا جنس بیشتر واکنش‌های معترضانه از این قرار بود:

“گفته‌های محمدتقی کروبی تسویه حساب شخصی با خاتمی است”، “گفتگوی محمدتقی خودزنی درون‌جناحی بود”، “خانوادۀ کروبی پیوسته به‌دنبال نبش‌قبر انتخابات سال ۸۴ است”، “خاتمی سرمایۀ ملی کشور و اصلاحات است و نباید او را خرج کرد”، “پرداختن به توافق احتمالی خاتمی و وزارت کشور در سال ۸۴ اشتباه و غیرضروری است”، “ماهم در برابر گفته‌های کروبی‌پسر به کار غیرقانونی شیخ‌کروبی در اعلام نامۀ رهبر به حکم‌حکومتی در مجلس ششم می‌پردازیم”، “بر رنج‌نامۀ اعوان و انصار احمدخمینی انگشت می‌گذاریم”، “آن جملات ناجوان‌مردانه به فقیه عالی‌قدر برای خوش‌خدمتی به احمد خمینی، خیلی جای حرف دارد…”، “امضاءِ دستورنامۀ آزاردهندۀ آقایان کروبی، سیدحمید روحانی و امام‌جمارانی امری نابخشودنی است”، “فرزندان فقیه ‌عالی‌قدر آن‌سه تن را بخشیده‌اند؛ پس چرا فرزندان کروبی، انتخابات سال ۸۴ را فراموش نمی‌کنند؟”، “خاتمی در ۷اسفند کارستان کرد؛ بنابراین نباید به او خورده گرفت”، “گفته‌های کروبی (پسر) دربارۀ انتخابات سال ۸۴، سراسر تهمت به خاتمی است”، “پیش‌کشیدن انتخابات سال۸۴ غیر دوستانه و ناجوانمردانه و توجیه‌کنندۀ کودتای انتخاباتی ۸۸ است” و…

کسانی هم باور داشتند که بودنِ کروبی و معین و مهرعلیزاده در رقابت انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ اشتباه بود و باید همه به نفع هاشمی رفسنجانی کنار می‌رفتند و نتیجۀ کنارنرفتن آن ‌سه‌تن از رقابت با هاشمی را به میدان‌آمدن یا پیروزشدن احمدی‌نژاد دانستند!

اول. اگر از رخداد‌های پیرامونی انتخابات سال ۸۸ بگذریم، پس از اعتراض شیخ اصلاحات دربارۀ دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ش و نامه‌ای که خطاب به رهبر نوشت و از دخالت سپاه و بسیج و فرزند رهبر در انتخابات سخن به‌میان آورد، گفت‌وگوی ویدیوی فرزند شیخ اصلاحات در بارۀ انتخابات سال ۸۴ مهم‌ترین واکنش صریح و شفافی است که از درون جریان اصلاحات در این‌باره، تاکنون مشاهده‌ شده است؛ ازاین‌رو برای گفتۀ محمدتقی کروبی فقط دو برداشت درست یا نادرست می‌شود داشت که به‌دیدگاه نویسنده و به‌دور از قضاوت جانب‌دارانه، شایسته است آن را به فال نیک گرفت و به‌نام نقدی جدی از درون اصلاحات، از آن استقبال کرد، باشد تا همگان نقد و انتقاد را پذیرا باشند و رونقی ریشه‌ای یابد.

دوم. در درستی یا نادرستی موضوع مطرح‌شده، قضاوت نمی‌شود؛ اما بر انگارۀ وجود چنان توافق و تعاملی ازسوی خاتمی و شورای نگهبان در چشم‌پوشی از تقلب که برآمد آن بر سرنوشت یک ملت و کشور نقش بسزایی دارد؛ هیچ خیراندیشی و خیرخواهی نیک‌تر از پیگیری آن به‌یاد نمی‌آید؛ بنابراین گفته‌های دکتر محمدتقی‌کروبی، نمی‌تواند تسویه‌حساب شخصی باشد [در بند یازدهم بیشتر به آن پرداخته خواهد شد]؛

سوم. گفتۀ کروبی‌پسر، نقدی است شجاعانه در دل اصلاحات و برکژروی‌ها و استراتژی‌های نابجای گذشتۀ اصلاح‌طلبان به‌قصد پیش‌برد شایسته‌تر اهداف اصلاحات. آگاه‌بودن از خطاهای گذشته و شفافیت در عملکردها برای بدست‌آوردن راهکارهای اثرگذارتر، از ماهیت اندیشۀ اصلاح‌طلبی بر می‌خیزد؛ بنابراین بر پایۀ چنین اندیشه‌ای هیچ‌کس مصون از خطا و نیز مصون از نقد و انتقاد نیست و اندیشمند اصلاح‌طلب، هماره پذیرای نقد و انتقاد بی‌رحمانه در برابر منافع همگانی مردم و کشور است و چه‌بسا در عرصۀ سیاست و رهبری جریان اصلاحات، خاتمی و دولت اصلاحات، خط قرمز همگان نیست و جدای از نقد و انتقاد و مخالفت هم نیست و نیز مصون از خطاء هم نیست که خطاهای انسانی از طبیعت اوست و آنچه ناخجسته است اصرار بر خطاهاست؛

چهارم. کسی که هدف نقد قرار می‌گیرد، به‌معنای بی‌مهری به او نیست؛ بلکه از سر خیرخواهی به او و یا به جامعه است و نتیجه‌اش نیز نیک‌بخشی خواهد بود؛

پنجم. نقد از درون هرگز به‌معنای خودزنی نیست و اتفاقا اکنون بهتر از هرزمان دیگری مناسب است که عملکرد بزرگان اصلاحات به نقد کشیده شود. هرچند بهتر بود بزرگانی مانند خاتمی دست پیش می‌گرفتند و خود، خویش را به نقد می‌کشیدند، مگر استاد بزرگ و بزرگوارمان، فقیه عالی‌قدر، اقدام به نقد خویش نکرد؟ او در کنار نوشتن کتاب‌های ارزشمند نامه‌ها و قضاوت‌ها و خاطرات تاریخی خود، در گفتگویی مفصل، خویش را به نقد کشید [کتابی به‌نام “انتقاد ازخود”، عبرت و وصیت]؛ آیا تاکنون خاتمی چنین کاری کرده است؟!

ششم. افرادی به بهانۀ درآستانۀ انتخابات‌بودن، پیوسته نقدکردن را یا نیاز نمی‌دانند یا به پسآیندها می‌سپارند! در حالی‌که نقد، هرگز تاثیر ویرانگرانه بر انتخابات ندارد؛ بلکه آنچه ویران‌کننده است ناراستی و سیاه‌نمایی‌هاست و سیاه نمایی در برابر یک نقد و ناقد را متهم‌کردن به اختلاف‌افکنی، شایستۀ اهل قلم و اصلاحات نیست! بهتر است پاسخ به نقد از سوی اصلاح‌طلب، پاسخ علمی و منطقی باشد و نیز متوجه بود که هیچ‌گاه، هیچ‌کس را، اگرچه خاتمی باشد، بت نکنند که خود این بزرگوار نیز با بت‌سازی و بت‌سازان روی خوشی ندارد.
از سر شوربختی تا نقد جدی از درون آغاز می‌شود، شماری بر می‌آشوبند که اکنون چه وقت این حرف‌هاست و هماره آستانۀ برگزاری انتخابات را بهانه‌ای برای برداشتن نقد و انتقاد می‌کنند! به‌راستی اگر اکنون زمان نقد از درون جریان اصلاحات نیست؛ پس کی وقتش می‌رسد؟ چرا باید از نقد پرهیز کرد؟ مگر همیشه شعار داده نمی‌شود که نقد خوب است و عامل رشد و بالندگی است؟ نکند خوبیِ نقد، تنها برای همسایه است؟!
در این مملکت، انتخابات زیاد برگزار می‌شود و از اهدا‌‌ف جمهوری‌بودن و توزیع قدرت و جابجایی آن از راه انتخابات، این‌است‌که زمینۀ نقد و انتقاد؛ همچنان زنده بماند نه اینکه به بهانۀ انتخابات، روحیه و بستر نقد و انتقاد را و آزادی را بمیرانند! اگر باید منتظر بود تا انتخابات تمام شود و در آستانۀ برگزاری‌های انتخابات سکوت کرد؛ باید توجه داشت که با ‌برگزاری دوره‌ای انتخابات مجلس شورا، مجلس خبرگان، شوراهای شهرو روستا، ریاست جمهوری و نیز اتفاقات و حوادث دیگر، هیچ‌گاه وقت به انتقاد و نقد منصفانه نخواهد رسید و این هدفی نیست که اصلاحات درپی آن باشد.
درهرصورت نباید درِ نقد و انتقاد را بست، چه موضوع نقد خاتمی باشد یا کروبی یا موسوی یا خامنه ای یا هرکس دیگر… و نه در حوزه زندگی خصوص افراد، بلکه در جایی‌که به مردم و کشور وابسته است…؛

هفتم. اگر شرایط مظلوم‌بودن حکم می‌کند تا به‌ او انتقاد نشود؛ باید پرسید؛ مگر میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در حصر و تنگنا قرار دارند و مظلوم‌تر از خاتمی هستند، تاکنون چندین‌بار، نه تنها هدف تیغ نقد که هدف حمله و ستم و بی مهری قرار نگرفتند؟ آیا کسانی در معاملات پشت پرده در کنش و واکنش‌های سیاسی نظیر انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان و مجلس شورا، کاری برای رفع حصر کردند؛ جز اینکه از مظلومیت حصریان در شعار و تبلیغات برای پیروزی‌های خود بهره جستند و بعد از کسب پیروزی‌های نِسبی (به لطف حمایت‌های کروبی و موسوی) به باد فراموشی گذاشته شدند و اطرافیان توجیه می‌کنند که رفع حصر در ید و قدرت آنان نیست! آیا پیش از انتخابات نمی‌دانستند رفع حصر در توان و قدرت ریاست‌جمهوری یا حتی مجلس نیست؛ مگر به ارادۀ قدرت مافوق قوای حاکم بر جمهوری اسلامی ایران؟!

هشتم. اگر تعامل و تفاهم احتمالی خاتمی (رییس‌جهور وقت) و موسوی‌لاری (وزیرکشور دولت خاتمی) با شورای‌نگهبان درست باشد و چنانچه برای به زیرآوردن کسی (مهدی‌کروبی) و به رو‌ی‌آوردن دیگری (احمدی نژاد) سازشی روی داده باشد تا فرد سومی (هاشمی رفسنجانی) رییس‌جمهور شود؛ آیا دخالت و گناه نابخشودنی در آراء و سرنوشت مردم نیست؟ در حالی‌که هاشمی هم پیروز نشد و نتیجه دخالت‌ و تفاهم‌ (احتمالی) روی کارآمدن نادان‌ترین و ویران‌گرترین فرد تاریخ پس از انقلاب ۵۷ بود و نه عدم کنار‌رفتن کروبی به‌نفع هاشمی که باکشاندن انتخابات به مرحله دوم، مهدی کروبی کنار گذاشته شد و بازهم، هاشمی پیروز نشد؛

آیا این اتفاق اغماض‌پذیر است؟! پرسمان مجازات نیست؛ بلکه پرسمان نقد و تحلیل و عبرت‌گیری از اشتباهات بزرگ و کوچک است که همانا، چنان رفتار شومی، هرگز شایستۀ گذشت و پشت گوش‌انداختن نیست و درصورت درستی آن، در تاریخ انقلاب، به‌نام بزرگترین گناه علیه مردم و کشور ثبت خواهد شد؛ چراکه ملت و جریان اصلاحات نتیجۀ هشت سال دوران جهل و فساد و نابودی که محصول آن تفاهم‌احتمالی بود را با تمام وجود دیدند و از دودش چه زجرها و اشک‌ها و حبس‌ها و تبعیدها را نکشیدند! و اگر نادرست باشد، اکنون بهترین زمان است تا خاتمی و موسوی لاری و دولت اصلاحات، تنها به تکذیبیه اکتفا نکنند که مستدل و مستند این شبهه را رفع کنند و دامن خود [و دامن دولت وقت و نیز کلیت جریان اصلاحات] را از گناه احتمالی و ناخواسته، پاک بدارند و درعین حال با استقبال از نقد و انتقاد، فعال‌تر از پیش شوند که شوربختانه نشانه‌ای برای پاسخ مستند دیده نمی‌شود؛

نهم. در زمان حصر فقیه عالی‌قدر سال‌ها صدا وسیما و بیشتر حاکمان مطلقه‌خواه و بسیاری از حاکمان اصلاحاتی، بارها و بارها نه تنها نقد که ناجوانمردانه علیه استاد مظلوم‌مان گفتند و گفتند و نوشتند؛ اما فقیه عالی‌قدر جز رفتار شکیبانه، پدرانه و رهبری علی‌وار و گذشت از خطاها، مقابله‌ای نداشتند و خانواده گرامی و مظلوم او به‌ویژه حاج احمدآقا منتظری که خدایش او را نگاه دارد؛ جز استقبال از نقد و پاسخ مستند و مستدل‌دادن، هرگز به‌کسی نگفتند که انتقاد نکنید و یا اکنون وقت نقد و انتقاد نیست؛

دهم. در سال ۸۴، چرا باید همه به نفع هاشمی کنار می‌رفتند در حالی‌که در آن‌زمان هاشمی بیشترین آسیب را از سوی برخی از اصلاح‌طلبان دیده بود و در بین مردم و توده‌ها از سوی نوظهوران تندروی اصول‌گرا و نیز به‌ویژه از سوی بخش تندروی اصلاحات نزد مردم تخریب شده بود و اقبالی عمومی در آن زمان به ایشان نبود و اساسا در آن زمان هاشمی رفسنجانی اصلاح‌طلب به‌شمار نمی‌آمد و خودنیز هرگز چنین ادعایی نداشت؛ ولی مهدی کروبی بیشترین اقبال را هم در جامعه و توده‌ها داشت هم در درون جنبش اصلاحات، پس چرا باید او به‌نفع کسی که نه آشکارشده بود که اصلاح‌طلب است و نه در آن زمان زمینۀ پیروزی داشت، کنار می‌رفت؟!
آیا به‌راستی بازگشت مهرعلی‌زاده و مصطفی معین به رقابت انتخاباتی با حکم حکومتی تامل برانگیز و مشکوک نبود؟! در آن بازۀ زمانی حساس، آیا حاکمیت، برای ماندن آن‌دو فرد نه‌چندان فعال در عرصۀ سطح عالی اصلاحات و حکومت، در رقابت انتخاباتی،بدون ‌منظور، از حکم حکومتی استفاده کرد؟!
کنار نرفتن داوطلبانۀ مهدی کروبی، احمدی‌نژاد را به‌میدان نیاورد؛ بلکه کسانی او را به میدان آوردند که بیشترین قدرت را در حاکمیت داشتند و همان‌ها از افرادی از اصلاح‌طلبان حکومتی، برای هدف خود بهرۀ بایسته را بردند و هنوز هم می‌برند!
دربارۀ نامۀ رهبری به مجلس ششم برای پیش‌گیری از تصویب اصلاح قانون مطبوعات هم آقای کروبی فقط تصمیم هیات رییسه مجلس را اعلام کرد، نه اینکه او تصمیم گرفته باشد که موضوع را حکم حکومتی اعلام کند! این‌دو باهم خیلی فرق دارند، بااین‌حال، نیاز است که چنان موضوعی نیز نقد شود تا همه‌چیز برای آیندگان شفاف گردد؛

یازدهم. حتی اگر آن‌‌گونه که برخی دوستان گله‌مندند که خانواده کروبی به‌دنبال نبش قبر انتخابات ۸۴ هستند، با توجه به آثاری که آن نبش‌قبر می‌تواند داشته باشد، از سر کینه شخصی و تسویه حساب شخصی نیست؛ بلکه ازسر میزان اهمیت چشم‌گیر موضوع در سرنوشت یک ملت بزرگ، چون ملت ایران حکایت دارد و نیز نقدی است از درون که باید خیلی زودتر آغاز می‌شد تا از دوباره‌کاری‌های اشتباهات در بازه‌های زمانی بعد، پیش‌گیری کند. جریان اصلاحات چنان از دید کمی و کیفی غنی و ظرفیت دارد که هم از نقد برون و هم از نقد درون، استقبال می‌کند و البته ماهیت اصلاحات، واجب می‌کند که نقد از درون را نیز به ‌شایستگی و در درجه اولویت، پیاده‌سازی کند که الگوی این رویه در دو دهۀ گذشته را استاد مظلوم، مرحوم آیت حق منتظری ره با نقد عمل‌کرد خویش ارائه دادند و به ما آموختند؛

دوازدهم. نویسنده، همچون دیگر اصلاح‌طلبان، سیدمحمد خاتمی را سرمایه‌ای بزرگ می‌داند؛ اما نه در اندازه رهبری اصلاحات و آینده کشور و مردم در درازمدت! خاتمی شخصیتی دوست داشتنی در عرصه فرهنگ و دانش و اخلاق اجتماعی و سیاسی است که طبعا در گرامی‌داشت خانوادۀ مهدی کروبی و شخص دکترکروبی و نویسندۀ این یادداشت نیز هست؛ اما با نگاهی به گذشته از دوران اصلاحات تا کنون، می‌شود باورمند بود که خاتمی جسارت بایسته را برای رهبری اصلاحات به‌تنهایی ندارد و شایسته نقد و انتقاد بسیار است و بخش چشم‌گیری از هواداران اصلاحات در کشور، مهدی کروبی و میرحسین موسوی و در کنار آن‌ها، محمدخاتمی و زهرا رهنورد را درکنارهم، رهبران اصلاحات می‌دانند و اگرچه باور به مظلومیت کنونی خاتمی به‌خاطر محدودیت‌های تصویری در رسانه‌ها و نشریات رسمی و قانونی در بستر جامعه وجود دارد؛ اما همبودها (افراد جامعه) هرگز این مظلومیت را هم‌اندازۀ مظلومیت محصورین نمی‌دانند که محصورین به‌ویژه شیخ اصلاحات تمام‌قد از مردم در قالب حمایت از خاتمی در انتخابات سال‌های ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ش و زندانیان سیاسی و عقیدتی و خانواده‌هایشان حق‌خواهی و دفاع کرده‌اند: چه در قدرت و چه در مظلومیت، اما خاتمی هرگز چنین ظاهر نشد! در نیکی‌ها و زیبایی‌های رفتاری و گفتاری و اندیشه‌ای او سربستگی و پیچیدگی نیست؛ اما ویژگی جسارت از بایستۀ‌های رهبری است که متاسفانه در خاتمی دوست‌داشتنی، کمتر دیده شده است. در رخداد هفت اسفند هم اگرچه خاتمی با وجود تنگ‌نطری‌های بخشی از فرمانروایان، رفتاری نجیبانه و مدنی از خود نشان داد و نقش او بی‌اثر نبود؛ اما نتیجۀ آن رقابت چندان هم آن‌گونه که برخی تصور دارند کارستان نبود و چه‌بسا، درایت هاشمی رفسنجانی، ردصلاحیت ناشایست سیدحسن خمینی توسط شورای نگهبان و سفارش شخص مهدی کروبی به شرکت در آن رقابت و حمایت خانوادۀ میرحسین موسوی، نقش برتری داشته است که در هرصورت با اینکه مهم بود؛ اما کارستان ویژه‌ای نبود و به‌راحتی می‌شود نتیجۀ آن به‌اصطلاح کارستان را در سخنان هفتۀ پیش خطیب جمعۀ تهران که در لیست پیروز امید در تهران بود را دید و درک کرد!
نفد خاتمی، نه تنها زیبایی‌‌ها و نیکی‌های او را پاک نخواهد کرد که چه‌بسا به او کمک کننده هم هست و اگر برخی معتقدند، باید بر نامۀ موسوم به رنج‌نامۀ سیداحمدخمینی ره که خدایش بیامرزد، انگُشت گذاشت؛ چراکه نه؟! اگر آن رنج‌نامه، اکنون زیر تیغ نقد قرار نگیرد، گذر زمان و تاریخ این‌کار را خواهد کرد و آشکار و پنهان آن به دیده‌ها خواهد آمد و البته در بارۀ ستم‌های رفته بر مرحوم آیت‌الله منتظری ره در زمان حصر و پس از آن و آنچه برخی خواسته و برخی ناخواسته بر او روا داشتند، توسط فرزندان فقیه عالی‌قدر به پیروی از پدر بزرگوار خویش آنان بخشیده شده‌اند که فقیه عالی‌قدر نیز همۀ گناه‌واران به‎خویش را [به‌جز دربارۀ کسانی که نتیجۀ ستمشان ستم به مردم و دین و کشور بود] بخشیده است؛ بنابراین، چرا باید خلاف‌ نظر ایشان و خانواده گرامی ایشان عمل کرد در حالی‌که خوشبختانه فرزندان برومند او زنده‌اند و قادر به بیان و قلم نیک هستند! گرچه به‌باور من پرداختن به آن رنج‌نامه‌ها و جفاها نیز روزی اتفاق خواهد افتاد و هیچ‌کس از میان ما معصوم و عاری از خطاء نیست؛ بلکه بزرگترین خطاء، اصرار بر آن است و زیباترین شکل راستی و روراستی، بازگشت از اشتباه و همانا جبران آن است که به‌نگاه من این ویژگی به‌صورت ویژه در روح و روان شیخ اصلاحات مهدی کروبی وجود دارد و بارها آن‌را نشان داده است و اگرهم اشتباهی صورت گرفته باشد حتما سوء نیتی و تسویه‌حساب شخصی نبود و تنها خطای در تشخیص به‌هنگام رعایت صداقت و تکلیف بوده است.

*هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵، قم