از حصر تا حصر فرجی نیست

Hormoz-Sharifan-Sahamnews2
» هرمز شریفیان
به گواه تاریخ، “مصدق‌السلطنه” یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی بود که با وجود داشتن ریشه‌ی قجری، با سلطنت رضاشاه موافق بود. شرایط آن دوران شاید این ایجاب را برای ادامه‌ی سلطنت و سلب را برای جمهوریت می‌طلبید که سبب شد این نماینده مجلس، انقراض قاجار را بپذیرد و موافق با سلطنت رضاشاه باشد.
“دکتر محمد مصدق” سپس به ایفای نقش سیاسی خود به عنوان نماینده‌ی مجلس ادامه داد تا در دوران “پهلوی دوم” بر مسند رییس‌الوزاریی تکیه کند و برروی قانون مشروطه بایستد و با صراحت اعلام کند که شاه باید سلطنت کند، نه حکومت!
دستاورد اقدامات مصدق در دوره نخست وزیری یکی، ملی شدن صنعت نفت بود اما دستاوردهای ماهوی سیاست‌های وی به شکلی بسیار بسیط‌تر نمود پیدا کرد. پیدایش غرور ملی نزد ایرانیان حاصل از کوتاه شدن دست استعمار بریتانیا بر صنعت نفت و امور داخلی ایران و مهم‌تر از آن پیدایش صَرف فعل خواستن در میان طبقات گوناگون جامعه‌ی ایران بود که می‌توانند در سرنوشت سیاسی خود موثر باشند.
هرچند که شادروان دکتر محمد مصدق در دادگاه فرمایشی ـ نظامی به تبعید و حصر محکوم شد و پهلوی دوم با قدرت به‌دست آورده از فرش قرمزی که CIA و MI6 برایش پهن کردند توانست به سرکوب مخالفان بپردازد. مصدق در حصر و تبعید به دیار باقی شتافت اما، توان و اندیشه‌ی بالفعل آزادگی و آزادیخواهی بجا ماند، نمو کرد و بالید تا بالقوه شود و اجماع و همگرایی همه‌ی نیروهای سیاسی آن دوران سبب شد تا ۲۵ سال بعد این اندیشه‌ها به‌بار بنشینند تا رژیم سلطنتی طی یک انقلاب، سرنگون شود.
“میرحسین موسوی” و “مهدی کروبی” نیز پس‌از برقراری انقلاب، یار و همراه “آیت‌الله خمینی” شدند و ضمن داشتن سِمَت‌ها و پُست‌های کلیدی آن‌هم در دوران بحرانی جنگ از اندیشه‌ای پیروی می‌کردند که حاکمیت‌ملی را تداعی می‌کرد و نمود تفکرات آنان پس از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نمایان‌تر از پیش، جلوه نمود.
سران جنبش‌سبز و نیروهای سیاسی موافق آنان هم تاحدودی به شرایط آن زمان مرحوم مصدق شباهت دارند. آنان نیز در حصر به‌سرمی‌برند و نیروهای سیاسی موافق آنان مانند آنچه به هواداران مصدق گذشت در حبس و تبعیداند اما این محدودیت‌ها مانع اندیشیدن به آنچه رخ داده نمی‌شود و اگر خدای ناکرده عمر موسوی و کروبی در حصر به پایان برسد نه‌تنها این جنبش از حرکت باز نخواهد ایستاد بلکه مظلومیت حاصل از حصر آنان موجب پدید آمدن موجی عظیم‌تر و شدیدتر از آنچه در سال ۸۸ شاهد بودیم، خواهد شد.
موسوی و کروبی به همراه “زهرا رهنورد” بارها اعلام کرده‌اند که از مواضع خود برنخواهند گشت و کروبی در نامه‌ی تاریخی و اخیر خود پای را فراتر گذاشت و حصر را آنچنان حقیر برشمرد که خطاب به رییس جمهور اعلام کند: «خواهان برداشته شدن حصر نیست.»
وی در نامه‌اش تصریح کرده آماده‌ی حضور در دادگاه است تا پس از ۵ سال بتواند مطابق قانون از حقوق خود و کسانی که در سال ۸۸ به آنان رای داده‌اند، دفاع کند.
آنچه باقی می‌ماند، آرزوی رجعت عقلانیت و خرد به تصمیم‌گیرندگان حصر این سه تن است. حصری که نشان داده نه تنها مفید نبوده بلکه اثرات و تبعات به مراتب زیان‌بارتری برای نظام و مردم داشته و دارد. نمونه‌ی روشن و ملموس آن حصرخانگی شادروان دکتر محمد مصدق و نمود و نمونه‌ی بیرونی آن حصرخانگی خانم “آن‌سانگ سوچی”، رهبر مخالفان برمه است.
در هر دو مورد نه‌تنها حصرشدگان از حوزه سیاسی کشورهای خود حذف نشدند بلکه در فشار قرار گرفتن آنان و نیروهای حامی‌شان سبب گسترش، بسط و فراگیر شدن اندیشه‌ای شد که تکیه‌کنندگان بر تخت قدرت را با چالش‌های بزرگ‌تر و خطیرتری روبرو کرد.
به‌طورحتم اقبال عمومی “حسن روحانی” در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و حمایت از لیست امید در انتخابات دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان در اسفند ماه ۹۴ دستاورد اندیشه‌ای است که شکل مدرن آن از سال ۱۳۳۲ آغاز شده و به شکل یک “دومینو” تا امروز ادامه یافته و بعید به‌نظر می‌رسد که این شیوه از خواسته‌های مدنی از حرکت باز ایستد و متوقف شود.
برای همین است که نیروهای خیرخواه و خردگرا به‌صورت نهان و آشکار موضوعیت حصر را مورد پرسش‌های انتقادی و چالش قرار می‌دهند چراکه دوباره‌خواهی و چندباره‌خواهیِ مطالبات مدنی در وجود موسوی، کروبی و رهنورد متوقف نخواهد شد همانطور که مسیر حرکت مبارزه با استعمار خارجی با درگذشت مرحوم دکتر مصدق که نماد آن بود متوقف نماند.
اما آنچه امروز بیش از هرچیز به دغدغه‌ی جریان اقتدار تبدیل شده، هرچه بیشتر “ایزوله” کردن سران جنبش‌سبز و نیروهای حامی آنان است که منجر به حبس و حصر آنان شده و تلاش می‌شود ارتباط آنان به انحاء مختلف با بیرون قطع شود.
اگر پهلوی دوم تا حدودی توانست این ایزوله کردن را اجرا کند دلیلش این بود که انسان در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی به دروازه‌های “عصر ارتباطات” هم نرسیده بود و سرمست از غوطه‌وری در “عصرفضا” مشغول پرتاب ماهواره‌ها و سفینه‌ها به دور کره‌ی زمین و نشستن برروی کره‌ی ماه بود. اما همان سفینه‌ها و ماهواره‌ها در دهه‌های بعد ماموریت‌های تازه‌ای داشتند که موجب شد ارتباط انسان‌ها با یکدیگر نزدیک‌تر شود.
انسان امروز برای دریافت و ارسال اخبار مشکل زیادی ندارد و جریان آزاد اطلاعات، خبر و آگاهی از موضوعات پیرامونی به سهولت آشامیدن یک لیوان آب و بلکه آسان‌تر از آن است. ایزوله کردن انسان‌ها در قرن ۲۱ به‌منظور قطع ارتباط آنان با دنیای بیرونی امری محال و ناشدنی است و اگر کسی بخواهد آنچه را که می‌داند و می‌خواهد منتشر کند، راه دشواری در پیش نخواهد داشت.
“سیدمحمد خاتمی” با ویدئویی کمتر از دو دقیقه شمار زیادی از مرددان و مخالفان به حضور در انتخابات را پای صنذوق‌های رای آورد و مهدی کروبی با یک نامه که در تاریخ ثبت خواهد شد اشکالات و ایرادات حکومت را تکرار و به چالش کشید.
موضوع حصر موضوعی ناکارآمد است که نازاییِ آن بارها و بارها اثبات شده و عقلای قوم نیز بر این باورند که باید به آن خاتمه داد چرا که کروبی و موسوی نه‌تنها ایزوله نشده‌اند بلکه ارتباط آنان با مردم و حامیانشان یک‌سویه نیست و چه بسیار این احتمال وجود دارد که برای برداشته شدن دیوارهای حصر و تا چندی دیگر، نامه‌ای خطاب به یکی از مسوولان نظام نوشته شود که در پایان آن بجای “جماران”، “کوچه‌ی اختر” نوشته شده باشد.