دخالت در امور داخلی؟!

By Irani, in نبشه on . Tagged width:

Taghi-Valipoor-sahamnews» تقی ولی پور

آیا اعتراض دولت‌ها به یک اقدام خارج از عرف برخی دولت‌ها مصداق دخالت در امور داخلی است؟ در جهان غیر مدرن حاکمان بر کلیه امورات و سرنوشت مردم خویش حاکم بودند، خود را در برابر هیچ‌کس و هیچ قانونی پاسخ‌گو نمی‌دانستند، حیات و زندگی مردم را موهبتی از جانب خویش می‌دانستند، در این‌گونه جوامع ایجاد فضای ترس و ارعاب باعث می‌شد هیچ اعتراضی وجود نداشته باشد و یا اگر اعتراضی می‌شد جوابش مرگ و ساقط شدن از زندگی و حیات باشد. حاکمان از مردم چیزی جز تملق و تایید نمی‌خواستند و مردم هم سکوت، تایید و سوال نکردن را می‌آموخته و به نسل‌های بعد ار خود آموزش می دادند، یعنی تنها راه بقا در محیط اجتماعی آن زمان یا به عبارتی دیگر تنها راه ادامه زنده ماندن.

در جهان مدرن با پیشرفت دانش و آگاهی بشر مفاهیم جدیدی مطرح شد، مفاهیمی هم‌چون، حق اعتراض، حقوق شهروندی، آزادی بیان، افکار عمومی، پاسخ‌گویی حاکمان، حق انتخاب و… اما در جهان معاصر و عصر مدرنیته هم برخی از دولت‌ها به فکر دور زدن و تفسیر نادرست از این مفاهیم جدید افتادند، راه‌هایی را پیدا کردند که زیر این عناوین استبداد و دیکتاتوری گذشته را احیاء و اعمال خویش را نزد افکار عمومی توجیه کنند. دیکتاتورهایی مانند صدام حسین در عراق، قذافی در لیبی، رهبران کره شمالی و برخی دیگر از عنوان مدرن «رییس جمهور» بدترین تفسیرها را کردند و چهره منفورترین و خشن‌ترین دیکتاتورهای عصر گذشته را در جهان مدرن به نمایش گذاشتند، حاکمان ظالمی مانند صدام حسین و رهبران کره شمالی درها را بستند و هر چه خواستند بر سر مردم خویش آورند و با تهدید به ساختن، داشتن و آزمایش سلاح‌های غیر متعارف سعی در بستن دهان افکار عمومی جهان و دیگر دولتها و مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی کردند. این‌گونه نظام‌های شبه مدرن در برابر هر اعتراض و مخالفت دیگر دولت‌ها نسبت به اقدامات خارج از قانون و موازین بین المللی خویش تنها به یک جمله بسنده می‌کنند: «دخالت در امور داخلی کشورها ممنوع است.» گویا این حاکمان کشور و مردم تحت حاکمیت خویش را ملک شخصی دانسته و اجازه هر رفتار و اقدامی را به خود می دهند؟!

این‌گونه دولت‌ها در برابر هر اعتراض و انتقاد از جانب دیگر کشورها، و مجامع بین‌المللی تنها همان پاسخ را دارند: «دخالت در امور داخلی دیگران ممنوع است!»

در نظام جهانی فعلی که ارتباطات گسترده شده و افراد می‌توانند از اتفاقات هر گوشه از جهان با خبر شوند، انتظار عدم واکنش به رویدادهایی که به حقوق انسان‌ها مربوط می‌شود، انتظار به جایی نیست. دفاع از حقوق انسان‌ها توسط هر کس و هر کشوری به هر انگیزه و نیتی که باشد امری پسندیده است، دولت‌ها نمی‌توانند به بهانه اختلافات سیاسی با برخی کشورها اعتراص آن‌ها به تضییع حقوق شهروندان جامعه خویش را دخالت در امور داخلی خود قلمداد کرده و از پاسخ‌گویی شانه خالی کنند. فرار از پاسخ‌گویی به بهانه دخالت در امور داخلی نوعی مغالطه آشکار است. دولت‌های مورد اعتراض در مساله عدم رعایت حقوق شهروندان در کشور خویش باید به جای عنوان کردن مساله دخالت در امور داخلی با مستندات فانونی پاسخ‌گوی افکار عمومی در داخل و خارج از کشور خود باشند، اگر دولتی به خاطر عدم رعایت حقوق بشر توسط دولتی دیگر مورد اعتراض قرار گرفت، تنها دولت معترض منتظر پاسخ دولت خاطی نیست، بلکه این افکار عمومی در جامعه جهانی و مردم کشورهایی که دولت‌های خویش را به اعتراض وا داشته‌اند هستند که منتطر پاسخ دولت خاطی می‌باشند و براساس پاسخ دولت مورد اتهام قضاوت خواهد کرد. قضاوتی که رابطه دولت‌ها با یکدیگر براساس آن تنظیم و شکل می‌گیرد. نمونه تاریخی تاثیر افکار عمومی بر ارتباط دولت‌ها با یکدیگر را در زمان حاکمیت نظام آپارتاید بر آفریقای جنوبی می‌توان مشاهده کرد. این رژیم با فشار افکار عمومی مردم در کشورهای مختلف که نهایتا موجب فشار بر دولت‌ها و تحریم‌های گسترده گردید از پای در آمد. بنابراین مطرح کردن مساله دخالت در امور داخلی توسط دولت‌های متهم به عدم رعایت حقوق شهروندان نه تنها افکار عمومی را قانع نخواهد ساخت بلکه نوعی فرار از پاسخ‌گویی قلمداد خواهد شد که نتیجه و عاقبت خوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

امروزه مرزهای سیاسی نمی‌تواند مانع عدم واکنش جامعه بشری در مسایل داخلی یک کشور باشد. هر انسانی بر حسب انسان بودن و مسئولیت انسانی در برابر دیگر آحاد بشر وظیفه دارد که به هر ظلمی در هر گوشه از جهان واکنش نشان دهد. دیگر زمانی نیست که بتوان گفت «چهار دیواری اختیاری» و می‌خواهیم در چهار دیواری خود هر کاری را که دوست داشتیم انجام دهیم. دولت‌ها باید یاد بگیرند که علاوه بر مردم خود باید به مجامع جهانی، افکار عمومی داخلی و خارجی پاسخ‌گو باشند. باید بدانند که هرگونه اقدام غیرقانونی واکنش‌هایی را در پی دارد و می تواند مشروعیت داخلی و خارجی آنها را زیر سوال ببرد.

اگر رفتار دولت‌ها با مخالفان و منتقدین داخلی خود بر اساس موازین قانونی و قابل دفاع باشد، از سوی دیگر دولت‌ها مورد اعتراض واقع نخواهند شد و در صورت اعتراض نادرست توان پاسخ‌گویی دارند و می‌توانند منطقی از خود دفاع کنند و برای فرار از پاسخ‌گویی نیاز نیست به بهانه‌هایی مثل دشمنی، دخالت در امور داخلی و… پناه ببرند.

در جوامع مدرن امروزی با توجه به نزدیک‌تر شدن فرهنگ‌ها، گسترش ارتباطات و هم‌چنین مطرح شدن حقوق بشر و مفاهیمی از این قبیل دیگر مرزهای وضعی و قراردادی مانند دین، نژاد، زبان، قوم، جغرافیای سیاسی و… مانعی نیستند که مردم و دولت‌ها به تجاوز و تعدی به حقوق شهروندان در جامعه‌ای دیگر با هر زبان، قوم، نژاد و دینی واکنش نشان ندهند. امروزه مفهومی بالاتر از مرزبندی‌های عرضی (غیر ذاتی) در جهان مطرح است که هیچ‌کدام از این مرزبندی‌ها را بر نمی‌تابد، مفهومی به عنوان «انسان و انسانیت» باورمندان به این مفهوم هیچ مرزی را برای دفاع از حقوق انسانها در برابر خود نمی‌بینند.

و اما در مورد سوالی که در ابتدا مطرح شد. اگر در جامعه‌ای شهروند یا شهروندانی برخلاف عرف و قوانین توسط دولت حاکم مورد ستم واقع شوند ابراز نظر و اعتراض هیچ دولتی به آن اقدام مصداق دخالت در امور داخلی نیست؛ زیرا دولت‌مردان علاوه بر نقش حقوقی که دارند و باید به افکار عمومی جامعه خود پاسخ‌گو باشند، در برابر افکار عمومی کل جامعه بشری هم مسئول و پاسخ‌گو هستند. حاکمان و دولت مردان علاوه بر نقش حقوقی یک نقش حقیقی هم دارند که در این نقش به عنوان یک انسان، پذیرفته شده نیست در مقابل ظلم و ستم نسبت به دیگر انسان‌ها در هر گوشه‌ای از جهان سکوت کنند، که اگر چنین کنند نه لایق جایگاهی که مردم به آنها داده‌اند هستند و نمی‌توانند ادعای انسانیت داشته باشند.

از منظر دیگر حق یا باطل بودن یک موضوع یا سخن به گوینده آن باز نمی‌گردد. امام علی (ع) می‌فرمایند: «مرد را به حق می‌سنجند نه حق را به مرد». بر اساس همین اصل در صورت اعتراض یا نقد یک فرد یا یک دولت، به فرد یا دولت دیگر، باید به حق یا باطل بودن آن نقد و اعتراض توجه کرد نه به گوینده و اعتراض کننده که نتیجه آن به جای پاسخ منطقی، تخطئه و تکذیب گوینده باشد. پاسخ به هر نقد یا اعتراض اگر مستند باشد بهترین دفاع است. و به قول سعدی که می‌فرماید «خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.»