توضیحات باستانی در ارتباط با اظهارات رهبری پیرامون نفوذ

۲۲ آذرماه ۱۳۹۴، «سحام» طی خبری برای نخستین بار از تشکیل ۱۵ هزار پرونده برای رد صلاحیت‌های گسترده در این دوره از انتخابات خبر داده بود.

Bastani-Khamenei-sahamnewsحسین باستانی روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل ایران  روز گذشته در ارتباط با یادداشت خود و سخنان آقای علی خامنه‌ای در میان جمعی از هواداران خود از استان آذربایجان شرقیتوضیحاتی داد.

به گزارش «سحام»، آقای باستانی در بخشی از یادداشت خود تحت عنوان «یک محاسبه: حذف “یزدی، جنتی و مصباح” از خبرگان چگونه ممکن است؟» که روز گذشته موجب «استفاده تبلیغاتی» علی خامنه‌ای رهبر ایران قرار گرفت، نوشته است: «فضای سیاسی ایران و تعداد واجدان شرایط رای دادن، نسبت به زمان انتخابات ۱۳۹۲ تقاوت‌هایی کرده است. اما اگر پراکندگی آرای آن انتخابات را، مدلی تقریبی از گرایش احتمالی رای دهندگان استان تهران در سال ۱۳۹۴ در نظر بگیریم، می‌شود برای سادگی فرض کرد که ۲ میلیون و ۳۸۶ هزار رای دهنده به حسن روحانی، در انتخابات خبرگان به فهرست رفسنجانی-روحانی متمایل‌ باشند و ۱ میلیون و ۸۱۶ هزار نفر رای دهنده به سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف، به فهرست یزدی- جنتی- مصباح رای بدهند.»

آقای باستانی در این یادداشت تحلیلی هم‌چنین نوشته: «در چنین شرایطی اگر حامیان رئیس‌جمهور فعلی در انتخابات خبرگان پیش رو، به طور هماهنگ به ۱۶ نفر رقیب آقایان یزدی، جنتی و مصباح رای بدهند، به راحتی امکان راندن آن‌ها به جایگاه‌های ۱۷ به پایین فهرست منتخبان استان تهران را خواهند داشت.»

اما این یادداشت آقای باستانی با واکنش سریع رهبر ایران مواجه گردید. او  در جمع برخی از هواداران خود از استان آذربایجان شرقی سعی کرد تا ثابت کند «پروژه نفوذ، یک پروژه واقعی است» .

آقای باستانی در توضیح این یادداشت و سخنان رهبر ایران نوشته است: آیت‌الله خامنه‌ای دیروز در سخنرانی خود گفت: «دشمن الان بر روی مجلس خبرگان حساس است؛ رادیوی انگلیسی دارد به مردم ایران، مردم تهران دستورالعمل می‌دهد که به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید؛ معنایش چیست؟» در پی این سخنرانی، در رسانه‌های کلاسیک و مجازی اصولگرا مجموعه‌ای از مطالب یا تصاویر منتشر شد که حکایت داشت گویی اشاره آیت‌الله خامنه‌ای، به تحلیلی از بنده بوده است. چون همان روز صبح در یک مصاحبه رادیویی گفته بودم (و روز قبلش هم در مقاله‌ای نوشته بودم) که حرکتی که در داخل ایران برای رای نیاوردن آقایان یزدی، جنتی و مصباح در انتخابات خبرگان از طریق رای دادن به ۱۶ رقیب آن‌ها به راه افتاده، گذشته از آن‌که به لحاظ سیاسی ممکن باشد یا نه، و فارغ از آن‌که اصلا کار خوبی باشد یا نه، به لحاظ ریاضی تا چه حد ممکن است.

این روزنامه‌نگار ادامه داده: صورت داستان از این قرار بوده که در ایران، عده‌ای که کاندیداهای مطلوب‌شان رد صلاحیت شده از مدت‌ها پیش بحثی را در رسانه‌های مجازی به راه انداخته‌اند مبنی بر این‌که حالا که اغلب کاندیداهای‌شان کنار گذاشته شده‌اند، تلاش کنند حداقل سه کاندیدای اصلی طرف مقابل هم رای نیاورند. بنده حقیر هم بعد از حدود دو هفته از خبرساز شدن این حرکت در ایران، با تاخیر زیاد در مورد آن مطلبی نوشته و سپس سه دقیقه با رادیو مصاحبه کرده‌ام و توضیح داده‌ام که گذشته از آن‌که چنین هدفی عملی یا درست باشد یا نه، از نظر آماری ممکن است یا نه. تکرار می‌کنم که با وجودی که اهل گمانه‌زنی‌های سیاسی هستم، اما در این فقره مشخص، حتی هیچ‌گونه گمانه‌زنی یا پیش بینی نداشته‌ام که تصور می‌کنم کمپین حذف آقایان یزدی، جنتی و مصباح موفق خواهد بود یا نه و فقط به تحلیل وضعیت عددی آرای آن‌ها پرداخته‌ام.

آقای باستانی با طرح این سوال که «آیا یک روزنامه‌نگار در مورد خبرسازترین موضوعاتی که در داخل کشورش اتفاق می‌افند نباید کلامی بگوید یا بنویسد تا مبادا تصور شود که ممکن است نوشته‌اش بر روی مخاطبان تاثیر بگذارد؟» ادامه داد: یکی از چالش‌های روزنامه‌نگاری فکت-محور این است که همیشه، عده‌ای از شما توقع دارند که یا موضوعی را تجزیه و تحلیل نکنید و یا اگر می‌کنید نتیجه‌اش همان چیزی از کار دربیاید که آن‌ها مصلحت می‌دانند (تقریبا مانند این‌که کسی به شما بگوید یا این معادله ریاضی را حل نکن، یا جوری حل کن که آخرش x بشود ۲ یا اصلا جوابش معلوم نشود). بنده یک‌ماه پیش، در بحبوحه انتقادات تند آقای روحانی به رد صلاحیت‌ها، مطلبی با این عنوان نوشتم که «روحانی در مورد رد صلاحیت‌ها چه می‌تواند بکند؟» و نتیجه گرفتم که ایشان در عمل کاری نمی‌تواند بکند. در آن زمان هم از سوی عده دیگری، که از قضا به لخاظ فکری در نقطه مقابل منتقدان اخیر قرار دارند، مورد انتقاد قرار گرفتم که چرا فکر می‌کنم رئیس‌جمهور نمی‌تواند کاری بکند؟ خیلی هم می‌تواند. به واقع، من در این مورد که خوب است رئیس جمهور بتواند یا نتواند رد صلاحیت شده‌ها را برگرداند تحلیل نکرده بودم و فقط نوشته بودم با توجه به ارزیابی‌ام از شرایط موجود، فکر می‌کنم آقای روحانی قاعدتا نمی‌تواند در موضوع صلاحیت‌ها با شورای نگهبان رویارویی کند؛ در حالی که منتقدان محترم «دوست داشتند که بتواند» و می‌گفتند کسی که دارد می‌گوید فکر می‌کند نمی‌تواند، در واقع دارد «تاثیرمنفی» می‌گذارد. البته یادم نمی آید در آن زمان، ناظران اصولگرا، بر مبنای «منطق» انتقادات امروز خود نوشته یا گفته باشند که فلان رسانه خارجی دارد به شورای نگهبان خط می‌دهد که بر سر رد صلاحیت‌ها کوتاه نیاید، چون رئیس جمهور در مورد صلاحیت‌ها کاری نمی‌تواند بکند!

به گزارش «سحام»، علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته در میان هواداران خود در حسینیه امام خمینی، تخریب شورای نگهبان را به آمریکایی‌ها نسبت داد و گفت: آن‌کسانی که با دشمن در داخل هم‌صدایی می‌کنند، بیشترشان ملتفت نیستند چه‌ کار می‌کنند. من متّهم نمی‌کنم کسی را به خیانت؛ ملتفت نیستند، توجّه ندارند امّا واقع قضیّه این است. تخریب شورای نگهبان، این‌که شورای نگهبان را ما زیر سؤال ببریم و بگوییم که تصمیم‌گیری‌های‌شان برخلاف قانون بوده است، تخریب شورای نگهبان نیست، تخریب انتخابات است، تخریب مجلس است، تخریب چهار سال قانون‌گذاری در مجلس است؛ دنبال این هستند.

صحبت‌های آقای خامنه‌ای در حالی بیان شده که شورای نگهبان دست‌کم ۸۰۰۰ کاندیدای مستقل و اصلاح‌طلب را در این دوره از انتخابات با گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران رد صلاحیت کرده و در واقع دست به مهندسی آشکار انتخابات زده است.

روز سه‌شنبه ۲۷ بهمن‌ماه رحمانی فضلی وزیر کشور ایران در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای تصریح کرد: «طبق اعلام مراجع چهارگانه حدود ۱۰ هزار نفر هیچ سابقه‌ای نداشتند که قانونا این افراد می‌توانستند در انتخابات حضور داشته باشند.»

روز ۲۲ اذرماه ۱۳۹۴، «سحام» طی خبری برای نخستین بار از تشکیل ۱۵ هزار پرونده برای رد صلاحیت‌های گسترده در این دوره از انتخابات خبر داده بود.

روز ۲۷ بهمن‌ماه علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به دخالت این نهاد نظامی در روند تایید و رد صلاحیت‌ها گفت: «شورای نگهبان ممکن است از سپاه در تایید صلاحیت‌ها استعلام گرفته باشد که سپاه هم پاسخ‌گو بوده است، زیرا ممکن است افراد محکومیت قضایی نداشته باشند، اما دارای سوابقی باشند که در مراجع رسمی ثبت نشده است.»

مشخص نیست وقتی تمامی ارکان نظامی و امنیتی نظام با استفاده از نهادی هم‌چون شورای نگهبان در حال مهندسی انتخابات، تقلب سازمان یافته و اجرای منویات اقتدارگرایانه علی خامنه‌ای هستند، مطرح کردن چندین باره پروژه «نفوذ» توسط او چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ مگر آن‌که «نفوذ» هم مانند «فتنه» یا «اشرافیت» به کلید واژه‌ای برای حذف و حمله به افراد منتقد سیاسی علی خامنه‌ای تبدیل شده باشد.