عادت به تغییرنکردن

By Irani, in نبشه on . Tagged width:

AHMADPOR-sahamnews» احمدرضا احمدپور

ما ایرانی‌ها با عادات‌مان زندگی می‌کنیم. لباس و ظاهرمان و شکل و فرم کارهای‌مان تغییر می‌کند؛ اما الگوهای ذهنی‌مان و محتوا و مضمون کارها و رفتارهای‌مان را تغییر نمی‌دهیم؛ یعنی نه تحمل تغییر را داریم، نه اراده می‌کنیم تا تغییر کردن را تمرین کنیم و بیاموزیم. عادت و عادت و عادت… به این عادات یک‌دست و تک‌رنگ خوی گرفته‌ایم اما از تغییرشان می‌ترسیم.

آری، عادت کرده‌ایم تا به اهداف بزرگ فکر نکنیم، عادت داریم جلوتر از نوک بینی‌مان را نبینیم؛ یعنی یادمان داده‌اند تا به نداشته‌های‌مان، عادت کنیم نه به اولویت‌های‌مان. عادت‌مان داده‌اند که نگاه‌مان، فقط به سمت قدرت و ثروت باشد تا هرگاه خواستند هیجانی و احساسی و پرشور شویم و هر گاه خواستند به عادات‌ تحمیلی‌مان برگردیم و بی‌تفاوتی و روزمرگی را در آغوش بگیریم. در نگاه سطحی، ما مدرن و مرفه و پیشرفته‌ایم اما وقتی لایه سطحی را کنار می‌زنیم، فرتوت و اکسیده و سنتی هستیم.

ما به‌ محتوای این ضرب‌المثل عادت کرده‌ایم که «به مرگ بگیریم تا به تب، راضی شویم» و حالا بیشتر ما، چه راحت عادت کرده‌ایم که خود را فقط شایسته انتخاب بین بد و بدتر بدانیم و چه راحت فراموش کرده‌ایم، انتخاب بین شایسته و شایسته‌تر‌ را‌ (!)، عادت کرده‌ایم تا بگوییم بد بهتر از بدتر است اما عادت نداریم پیش از رسیدن به نتیجه نزار، از خویش و از حاکمان بپرسیم؛ چرا بین خوب و خوب‌تر،خوب‌تر را و یا بین بد و خوب، خوب‌را انتخاب نکنیم؟ چرا؟! چون عادت داریم خود را قانع کنیم در برابر آن‌چه برای ما بدترین نیست را انتخاب کنیم نه آن‌چه برای‌مان بهترین است! در انتخابات نیز همین عادت را داریم. در کار تحزب نیز همین رویه را پیشه خود می‌کنیم. در نشریات و هنر و سینما و نیز در مشارکت‌های عمومی هم همین عادت را داریم. دیگر ایده‌آل‌ بودن و ایده آل‌ خواستن را فراموش کرده‌ایم، گویا ایده‌آل‌ بودن و داشتن جامعه‌ای ایده‌آل، برای‌مان بدترین است؟!

ما مردمی هستیم که به عادت‌های ضد بهترین‌ها، عادت کرده‌ایم! بنابراین تا این عادات تحمیلی، بر ما حاکم‌اند؛ حتی اگر ژست مدرن‌ بودن را به نمایش بگذاریم؛ در رفتارمان، آشکار است که دشمن مدرنیته و توسعه و کمال هستیم. بر اساس همین عادات، عادت داریم، رسیدن به پست و مقام را موفقیت بدانیم تا در قاپیدن و چپاول ثروت عمومی کوتاهی نکرده باشیم. چون بر ما تحمیل کرده‌اند تا عادت کنیم اگر ما نخوریم (ندزدیم) دیگری می‌خورد. پس عادت داریم بخوریم اما عادت نداریم بیاندیشیم. عادت نداریم ساختن جامعه‌ای پاک و مدرن را از خود و از خانواده خود آغاز کنیم. به ویرانه و ویرانگری عادت و خوی گرفته‌ایم و انتخاب بین بد و بدتر، الگو و عادت زندگی‌مان شده است، چراکه عادت کرده‌ایم تغییر نکنیم! برای همین است که در جامعه با این‌که دانشمند و خوش تیپ و پول‌دار و… فراوان است اما جامعه، جامعه‌ای توانمند و اثربخش و بانشاط نیست! پس برای مدرن‌ شدن و ایده‌آل‌ بودن و رسیدن به جامعه‌ای هوشمند و توانمند، به اراده‌ای نیاز است که کمک کند تا در جامعه، تغییر ریشه‌ای و پیوسته، نهادینه شود؛ پس ترک عادت‌های تحمیلی، نخستین‌ گام برای حرکتی است پایه‌ای به‌ سوی کمال و توسعه یافتگی.

قم
۱۹ آذرماه ۱۳۹۴