پاسخ مادر سعید زینالی به محسنی اژه‌ای

چندین تماس با منزل‌مان از زندان اوین (گرفته) شد که تماس گیرنده خودش را فردى از اطلاعات اوین معرفى کرد و خبر سلامتى سعید را به ما داد،

Akram-neghabi-saeed-Zeinali-sahamnews«اکرم نقابی» مادر دانشجوی مفقود شده در جریان یورش لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران، در یادداشتی به اظهارات محسنی اژه‌ای سخن‌گوی قوه قضاییه پاسخ داد.

به گزارش «سحام» محسنی اژه‌ای در نشست خبری روز گذشته خود، ادعا کرده که «بازداشت سعید زینالی توسط هیچ نهادی اعلام نشده است و طبق استعلام‌های قوه قضاییه از نهادهای مختلف، دستگیری نامبرده اثبات نشده و اگر نهادی این امر را ادعا کرده باید معرفی تا از نهاد مربوطه برای این امر پیگیری کنیم.»

خانم نقابی در بخشی از پاسخ خود به محسنی اژه‌ای آورده است: «براى بازداشت کدام زندانى سیاسى به خانواده‌اش سند مکتوب مى‌دهید که به من داده باشید؟ وقتى خودم و دخترم را دستگیر کردید سند دادید؟ وقتى یک‌ماه پیش همسرم را دستگیر کردید و من تا شش روز اصلا نمی‌دانستم همسرم را کجا برده‌اید،براى بازداشتش به من سند دادید؟ و ١٧ سال پیش براى سعید به من سند داده شده که حالا من آن را ارائه دهم؟»

متن کامل پاسخ «اکرم نقابی» مادر «سعید زینالی» به شرح زیر است:

چند ماه پیش به دلیل این‌که از من ایراد گرفته بودند که چرا با رسانه‌ها و خبرنگاران بیگانه مصاحبه مى‌کنى به نمایشگاه مطبوعات رفتم و با خبرنگاران داخلى در مورد وضعیت سعید صحبت کردم، علی‌رغم ناامیدى‌ام از این‌که حتى یکى از خبرنگاران داخلى صداى مرا به مسئولین برساند، مطلع شدم دو روز پیش در نشست خبرى آقاى اژه‌اى بالاخره خبرنگارى سؤالى در مورد وضعیت و سرنوشت سعید از ایشان پرسیدند و آقاى اژه‌اى در جواب گفته‌اند که «مدرکى دال بر این‌که سعید زینالى بازداشت شده وجود ندارد» و ممکن است بعضا افرادى مفقود شوند و براى اثبات بازداشت شدن سعید از ما سند و مدرک می‌خواهند!

ضمن تشکر از آن خبرنگار محترم با توجه به جواب آقاى اژه‌اى که من را به خانه اول برگرداندند، اعلام می‌کنم حالا که با شگفتى می‌بینم جاى ما و شما عوض شده و با گذشت ١٧ سال این ما هستیم که باید مدرکى براى بازداشت پسرمان ارائه دهیم، من هم به خانه‌ى اول و روزِ اول برگشته و دوباره تمام آن مسائل را توضیح مى‌دهم.

من اکرم نقابى مادر سعید زینالى به چشم خود دستگیرى سعیدم را توسط سه نفر از ماموران مسلح امنیتى، که نمی‌دانم وابسته به کدام ارگان بودند، دیده‌ام، سعید من مفقود نشد بلکه براى ١٠ دقیقه سؤال و جواب توسط مامورین امنیتى بازداشت شد.

حالا از من سند می‌خواهید؟! براى بازداشت کدام زندانى سیاسى به خانواده‌اش سند مکتوب مى‌دهید که به من داده باشید؟ وقتى خودم و دخترم را دستگیر کردید سند دادید؟ وقتى یک‌ماه پیش همسرم را دستگیر کردید و من تا شش روز اصلا نمی‌دانستم همسرم را کجا برده‌اید،براى بازداشتش به من سند دادید؟ و ١٧ سال پیش براى سعید به من سند داده شده که حالا من آن را ارائه دهم؟ سند قابل ارائه من به شما این‌هاست:

چندین تماس با منزل‌مان از زندان اوین (گرفته) شد که تماس گیرنده خودش را فردى از اطلاعات اوین معرفى کرد و خبر سلامتى سعید را به ما داد، یا در یکى از تماس‌ها در مورد فعالیت‌هاى سعید از من سؤال کردند و تماس خود سعید که حال من خوبه و پیگیر کارم باشید.

سند دیگر، تفتیش غافل‌گیرانه مامورین مسلح امنیتى که بدون مجوز و اعلام هویت‌شان، تمام مدارک و کتاب‌هاى سعید را بردند و با وجود اصرار ما براى معرفى خودشان و دلیل این‌که چرا منزل‌مان را تفتیش مى‌کنند تنها چیزى که دستگیرمان شد این بود که شخصى که از طرف همکارانش «سید» خطاب مى‌شد به ما گفت که «پسرتان وارد یک‌سرى مسائل سیاسى شده که باید بررسى شود.»

سند دیگر، پیگیرى‌هاى مستمر من در این ١٧ سال و جواب‌هاى مسئولین وقت مثل آقایان سالارکیا، نقدى، کوثرى، سرهنگ فاطمى و موسوى خوئینى و… که هر کدام سر بسته و در حد توان‌شان بازداشت سعید را کتمان نکرده و فقط گفتند «تا تکمیل پرونده سعید صبر کنید ما به شما خبر مى دهیم فعلا کارى از دست ما بر نمى‌آید»، و افراد دیگرى که در آن زمان هر کدام سمت مهمى در حکومت داشتند و به دلایلى از کشور خارج شدند که نهایتا آن افرادى که در حال حاضر در کشور حضور دارند به دلایلى از زیر بار آن جواب‌ها شانه خالى مى‌کنند و آن افرادى که در کشور نیستند را شما به رسمیت نمى‌شناسید.

سند دیگر، اجبارتان به بازخرید کردن پدر سعید، بعد از ٢٨ سال و ۶ ماه خدمت در وزارت صنایع که مدتى بعد از بازداشت سعید، پدرش از حراست وزارتخانه خواسته شد و گفتند که خواسته شده شما به کارتان خاتمه بدهید و وی را مجبور کردند تا خود را بازخرید کند، کارى که هیچ انسان عاقلى با ٢٨ سال و ۶ ماه سابقه خدمت انجام نمى دهد مگر این‌که واقعا مجبور شده باشد.

سند دیگر، گفته‌هاى بازجوهای‌تان در بازداشت خودم و دخترم که: «دنبال دو تا پاره استخوان می‌گردید، ما دیگر چیزى نداریم به شما بدهیم» یا پیشنهاد بازجوی‌تان که «اگر مى‌خواهى خانواده‌ات و فرزندان دیگرت را دچار مشکل نکنى خودت را به نحوى آرام کن، ما سنگ قبر نداریم که به تو بدهیم، برو قطعه‌ى شهدا، یکى از شهدا را انتخاب کن و به جاى سعیدت با او درد و دل کن تا آرامش بگیرى.»

در نهایت از این دست سندها بسیارند که ارائه کردن تک تک‌شان به صورت جزء به جزء هم از حوصله خواننده‌ى این متن خارج است هم بعد از ١٧سال ذهن من یارى نمى‌کند دلایلم را براى اثبات این‌که «سعید من» را حکومت دستگیر کرده مو به مو بشکافم. الان هم اشاره مستقیم من به طور خاص به هیچ‌کدام از ارگان‌هاى سپاه، وزارت اطلاعات و نیروى انتظامى نیست بلکه به کل مجموعه است، حتى اگر هر کدام از ارگان‌ها من را جلوى دوربین بنشانند و بخواهند که بگویم من به طور خاص از آن ارگان شکایتى ندارم و فرزندم را آن‌ها بازداشت نکرده‌اند و هر کدام‌شان از زیر بار مسئولیت شانه خالى کنند که فقط خود را مبرا کنند، مى‌گویم که با توجه به سر نخ‌هایى که در این سال‌ها به دست آورده‌ام حتى اگر سند مکتوب نداشته باشم و شما به هر دلیلى از زیر بار مسئولیت‌تان (در قبال فرزندم، شهروندى که مى‌دانم روزى به دلیلى توسط این مجموعه بازداشت شده) شانه خالى کنید و تمام این دلایل و مستندات من را نادیده بگیرید و منکر فرزندم شوید، من با استناد به همین اسناد از کل مجموعه جمهورى اسلامى ایران و از مسئول این مجموعه خواستار روشن شدن وضعیت و سرنوشت فرزندم «سعید زینالى» هستم.