میترا پورشجری: پدرم را با ماشین حمل چهارپایان به تبعید بردند

سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر درآبان‌ماه ۱۳۹۳، به پورشجری و ۳۴ نویسنده دیگر جایزه معتبر هلمن- هَمِت را به دلیل شجاعت و استقامت، اهدا کرد.

Mitra-pourshajari-saham-newsروح‌الله زم- «میترا پورشجری» دختر وبلاگ‌نویس در بند، «سیامک پورشجری»، از انتقال پدر خود به شهرستان یزد برای گذراندن دو سال دوران تبعید خبر داد، خانم پورشجری به خبرنگار «سحام» گفت که پدرش را با ماشین «حمل چارپایان» به محل تبعیدگاه منتقل کرده‌اند.

میترا پورشجری در پاسخ به سوالی در خصوص آخرین وضعیت پدرش پس از انتقال به شهرستان یزد به خبرنگار «سحام» گفت: «پدرم را نهم آبان‌ماه برای سپری کردن دوره دو ساله تبعید به شهر یزد منتقل کردند، این در حالی‌است که چهل روز از پایان دوران حبس او گذشته بود و طی آن هیچ‌کدام از مسئولان قضایی پاسخ روشنی برای علت نگهداری بیشتر از موعد مقرر پدرم در زندان نداشتند.»

دختر این زندانی سیاسی درباره نحوه انتقال پدر خود به محل تبعیدگاه گفت: «پدرم را همراه با دست‌بند و پابند در پشت وانت باری که مخصوص حمل «چهارپایان» است به مدت ١٠ ساعت بر روی آهن‌های کف بار آن قرار داده‌اند و پس از رسیدن به شهر یزد به جای آزاد کردن، او را به زندان مرکزی یزد منتقل کردند و او را در میان زندانیان خطرناک قرار دادند، اعتراضات او مبنی بر این‌که من نباید به زندان بروم و برای تبعید به این شهر منتقل شده‌ام، اثری نکرد تا این‌که او مجبور به تحصن در سالن زندان و اعتصاب غذا شد و از ماموران زندان یزد خواست تا با زندان مرکزی کرج تماس گرفته و از جزییات پرونده او باخبر شوند و وی را آزاد کنند، در این دوران پدرم اجازه هیچ‌گونه تماسی با خارج از زندان نداشت و ما دو روز از ایشان بی خبر بودیم. پس از آن تمامی وسایل و داروهای ضروری را از او گرفتند و او را در شهر رها کردند و از او خواستند که هر هفته باید به وزارت اطلاعات یزد رفته و مورد مصاحبه و یا همان بازجویی قرار بگیرد.»

سیامک پورشجری که با نام مستعار «سیامک مهر» نیز شناخته می‌شود، وبلاگی را به نام «گزارش به خاک ایران» اداره می‏‌کرد که در آن نظرات انتقاد آمیز خود را درباره جامعه و سیاست ایران مطرح می‏‌کرد. مقامات کشور در دسامبر ۲۰۱۰/ آذرماه ۱۳۸۹،  او را صرفاً به خاطر فعالیت‏‌های ‏وبلاگ نویسی‌اش، دستگیر و به اتهام «توهین به رهبر»، «اقدام علیه امنیت ملی» و «توهین به مقدسات مذهبی» متهم نمودند. او به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «توهین به رهبر» محکوم شد و به تحمل چهار سال حبس مجازات گردید. پورشجری در ۲۳ اوت ۲۰۱۴/ اول شهریور ۱۳۹۳، از زندان آزاد شد اما نیروهای امنیتی وی را مجدداً ۳۸ روز بعد در نزدیکی مرز ایران و ترکیه دستگیر کردند. به گفته دختر آقای پورشجری، ماموران در ابتدا وی را به مدت ۱۴ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شهر ارومیه در حبس انفرادی نگاه داشتند و در آن‌جا در حالی‌که وی چشم‌بند بر چشم و دستبند بر دست داشت، از او بازجوئی کردند.

«میترا پورشجری» درباره تهدید قضات قوه قضائیه برای عدم اطلاع‌رسانی از وضعیت خود به خبرنگار «سحام» گفت: «چند روز قبل از تبعید، پدرم را در چهارم آبان‌ماه به دادگاهی نزد قاضی «آصف حسینی» و «شهروی» قاضی اجرای احکام بردند و در آن‌جا او را تهدید کردند که چنان‌چه دخترت با رسانه‌ها تماس بگیرد و در مورد تو اطلاع‌رسانی کند به ده‌سال زندان محکوم می‌شوی که پدرم در پاسخ گفته است او عاقل و بالغ است و هر کاری بخواهد می‌تواند در جامعه‌ای آزاد انجام بدهد و من مسئول عملکرد او نیستم.»

خانم پورشجری افزود: «مقامات جمهوری اسلامی می‌خواهند من تنها فرزند پدرم ساکت بنشینم و درباره ظلم و ستمی که پنج سال است بر پدرم روا داشتند و هم‌چنان ادامه دارد، هیچ صحبتی نکنم؟ آرام باشم تا آن‌ها به درستی به وظیفه خود که «حذف» فیزیکی پدرم است برسند و احدی هم از آن باخبر نشود! پدرم را پنچ سال است به اتهامات واهی و تنها به دلیل نوشته‌هایش در وبلاگ شخصی‌اش مورد شکنجه و اذیت قرار دادند تا به امروز که با داشتن ده‌ها بیماری در شهری دورتر از محل زندگی خود بدون خانه و شغل و حتی یک آشنا و کسی که بتواند از او پرستاری کند، رها شده و هر هفته نیز باید مورد بازجویی و شکنجه روحی قرار بگیرد، پدرم نیاز مبرم به رسیدگی پزشکی دارد وگرنه جانش را از دست می‌دهد.»

دوم نوامبر ۲۰۱۵/ یازدهم آبان‌ماه ۱۳۹۴، سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر، طی بیانیه‌ای خواستار «لغو تبعید» آقای پورشجری شد و اعلام داشت «مقامات ایران باید فوراً محمدرضا پورشجری، نویسنده و وبلاگ نویسی را که علی‌رغم به پایان رسیدن دوران حبس‌اش، هنوز به طور غیرقانونی در زندان نگاه داشته شده است، آزاد نمایند.»

این سازمان در بیانیه خود تاکید کرده است: «در روز ۱۱ مارس ۲۰۱۵ شعبه یک دادگاه انقلاب ایران در شهر کرج، پورشجری را به جرم «تبلیغ علیه نظام» به تحمل یک‌سال حبس و دو سال تبعید در شهر طبس محکوم کرد. محکومیت وی صرفاً به دلیل مقالاتی بود که وی بر روی وبلاگ خود ارسال کرده و در آن‌ها مقامات ایران را مورد انتقاد قرار داده بود. مدارکی که توسط مقامات رسمی کشور به پورشجری ارائه شد نشان می‏‌داد که دوره حبس وی در روز ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۵ به اتمام خواهد رسید. اما علی‌رغم این موضوع، مقامات کماکان وی را در زندان مرکزی کرج نگاه داشته‌اند.»

«اریک گلداشتاین»، معاون رئیس بخش خاورمیانه در سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر در این خصوص اظهار داشت: «این‌که اصولاً مقامات ایران پورشجری را صرفاً به خاطر آن‌که می‏‌خواست به طور مسالمت آمیز از حق خود برای آزادی بیان برخوردار باشد، به زندان انداختند، خود عملی شرم آور و باورنکردنی است. حال نگاه داشتن وی در زندان و سپس در صدد بودن برای تبعید وی، صرفاً ادامه‌ی همان اعمال آزار دهنده و غیر عادلانه آن‌ها می‏‌باشد.»

میترا پورشجری در ادامه به سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر گفته است که «مقامات به پدرش هیچ‌گونه توضیحی درباره ادامه یافتن حبس وی نداده‌اند. در روز ۳ اکتبر/ ۱۱ مهرماه، خانواده پورشجری به شعبه ۷ دادگاه انقلاب کرج مراجعه نمودند تا از قاضی «آصف حسینی» که در ابتدا این حکم را برای وی صادر کرده بود، درخواست ملاقات نموده و توضیحاتی در این مورد دریافت کنند. نه حسینی و نه هیچ‌یک از مقامات دیگری که مستقیماً مسئول پرونده پورشجری بودند نپذیرفتند که با خانواده وی صحبت کنند، اما قاضی دیگری در دادگاه به نام «محمد شهروی» به آن‌ها اطلاع داد که طبس دیگر بیش از این تبعیدی نمی پذیرد و پرونده مجدداً به قاضی حسینی ارجاع شده تا شهر جدیدی را انتخاب نماید.

وی به سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر گفت: «پدرش که ۵۵ سال دارد مبتلا به چند بیماری جدی از جمله ناراحتی قلبی و دیابت می‏‌باشد. وضعیت سلامت وی در زندان رو به وخامت گذاشته است.»

سیامک پورشجری در ماه اوت/تیرماه، در نامه سرگشاده‏‌ای که از زندان به چند سازمان حقوق بشر، از جمله سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر نوشت، تأثیرات مخرب حبس بر روی وضعیت سلامت‌اش را شرح داد و درباره امکان دریافت مراقبت‏‌های ‏پزشکی لازم در طی مدت تبعیدش در داخل کشور، اظهار نگرانی نمود.»

گفتنی است سازمان دیده‏‌بان‏ حقوق بشر در نوامبر ۲۰۱۴/آبان‌ماه ۱۳۹۳، به پورشجری و ۳۴ نویسنده دیگر، جایزه معتبر هلمن – هَمِت را به دلیل شجاعت و استقامتی که در برابر فشارهای سیاسی از خود نشان داده‌اند، اهدا نمود.