گزارش یک کشتار پیش پا افتاده

 

farsayeshe-khak-saham-news

» ناصر کرمی

ابتدا؛ آمارهای مربوط به فرسایش یا آلودگی خاک معمولا چندان توجهی بر نمی انگیزد. خاک اساسا پیش پا افتاده ترین پدیده عالم هستی است. طرفداران محیط زیست ممکن است واکنش سراسری و پرشور نسبت به موضوعاتی مثل سگ‌کشی در یک شهر یا قطع درختان حیاط یک ساختمان دولتی داشته باشند، اما حتی دهشتناک‌ترین گزارش‌های مربوط به بحران فرسایش خاک در ایران گوشه چشمی از کسی تر نمی‌کند. منابع رسمی متعددی می‌گویند ایران رتبه نخست فرسایش خاک را در جهان دارد.

رئیس جامعه جنگل‌بانی ایران، که خود با سابقه سال‌ها مدیریت سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور مسئولیت مستقیم حفاظت از خاک درایران را به عهده داشته با تایید این ادعا اضافه می‌کند «ایران 2/1 درصد از خشکی‌های زمین است و رقم سالانه 2 میلیارد تن فرسایش خاک ایران چیزی معادل 7/7 درصد فرسایش جهانی است واین رقم بالاترین رقم فرسایش خاک دنیا است. یعنی هر دو نهاد علمی و اجرایی رسمی کشور درباره رسیدن ایران به قله فرسایش خاک درجهان اتفاق نظر دارند. اما این همه ماجرا نیست.

منابع دیگری می‌گویند نرخ دومیلیارد تن فرسایش سالانه خاک که معمولا از سوی نهادهای دولتی ابراز می شود (و البته درهمین حد هم ایران را به فرساینده ترین کشور جهان در حوزه خاک تبدیل کرده) بسیار محافظه کارانه اعلام شده است و مقدار واقعی می‌تواند حتی سه برابر این نرخ باشد. براساس گزارشی که انجمن علوم خاک ایران منتشر کرده است «نرخ سالانه فرسایش خاک درایران تا ۳۳ تن درهکتار گزارش شده که ۵ تا ۶ برابر حد مجاز است. هم‌چنین میانگین سالانه فرسایش خاک نیز به حدود ۱۵ تن در هکتار رسیده که سه برابر متوسط قاره آسیاست. اگر این ادعا درست باشد، یعنی میزان جابجایی خاک در ایران، نه ۲ میلیارد تنی است که اغلب در گزارش‌های رسمی به آن استناد می‌شود و نه حتا ۴٫۵ میلیارد تنی است که معاون وقت رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، چند سال پیش آن را اعلام کرده بود! بلکه سخن از فرسایشی در حدود ۵ تا شش میلیارد تن در سال است» (همان منبع).
این نرخ را که توسط یک مرجع علمی و تخصصی اعلام شده می توانیم از زاویه‌ای دیگر مرور کنیم: هم اکنون میزان فرسایش خاک در ایران به حدی رسیده که اگر فرض کنیم دولت همه توش و توانش را به کار گیرد تا این میزان را به یک سوم مقدار کنونی کاهش دهد(فرضی دشوار درشرایط مدیریتی و اقتصادی کنونی کشور) بازهم ایران کماکان رتبه اول فرسایش خاک در جهان خواهد بود. آن‌چه که نشان می دهد فرسایش خاک نه فقط بزرگ‌ترین بحران محیط زیست ایران، بلکه می‌تواند حتی بزرگ‌ترین مولفه در شکل‌گیری چشم انداز آینده حیات اقتصادی و اجتماعی کشور به شمار آید.

بعد؛ هفته گذشته رسانه‌ها خبری منتشر کردند با مضمون تصویب لایحه حفاظت خاک در ایران. به‌ گفته سازمان حفاظت محیط زیست، «دراین لایحه آلودگی و تخریب و مصادیق آن و هم‌چنین آلوده‌ کننده و تخریب‌ کننده خاک و نحوه برخورد قانونی با آن‌ها تعیین و موضوع آموزش حفاظت خاک و فرهنگ‌سازی دراین‌باره و نقش سازمان‌های متولی نیز مورد نظر قرار گرفته است.»

تصویب این لایحه چقدر می تواند به کاهش روند فرسایش خاک در ایران کمک کند؟ به دو دلیل چندان نمی توان خوشبین بود؛ نخست آن‌که تمرکز افزون‌تر لایحه بر موضوع آلودگی خاک است و نه فرسایش آن. آلودگی خاک هم بخش خیلی کوچک‌تری از بحران زیست محیطی حوزه خاک در ایران است و هم این‌که بدون تصویب این قانون هم تاکنون امری غیر مجاز بوده و بعضا درقالب مقررات عمومی محیط زیست با آن برخورد می شده است. اما این‌که در مواردی مثل استفاده بی رویه از سموم و کود شیمیایی در بخش کشاورزی(مهم‌ترین عامل آلودگی خاک در ایران) و یا حوزه‌های بهره برداری نفتی نتوانسته‌اند تاثیری درکاهش انتشار آلودگی داشته باشند ناشی از نبود قانون نبوده، واقعیت این است که سازمان محیط زیست اصلا زورش به آلایندگان نمی رسیده است. و دوم این‌که موضوع فرسایش خاک در ساحتی بزرگ‌تر از حوزه مدیریت محیط زیست و می‌توان گفت حتی حوزه اختیارات دولت رخ می دهد. پس این لایحه یا هر لایحه شیک و مجلسی دیگر که توسط دولت ارائه شده و توسط دولت هم قرار است پیگیری شود بعید است که منشا اثر باشد.
برای مثال تخریب نظام هیدروشناختی سرزمین در قالب فعالیت‌های مخربی مثل سدسازی بی رویه و خشکاندن دشت‌ها و … می تواند عامل اصلی فرسایش خاک درایران به شمار آید. اما نمی توان تصور کرد به صرف تصویب یک لایحه حالا دیگر سازمان محیط زیست می تواند به وزارت نیرو بگوید بس است، دیگر سد نساز، و دست‌کم سدهایی را که منجر به خشکیدن ۳۰۰ دشت خشکیده کنونی کشور شده اند(افزون بر نیمی از دشت‌های کشور) برچین و قلع و قمع کن. مسئله دوم چرای بی رویه و دامداری زیان‌بار سنتی است که بعید است درشرایط اقتصادی موجود دولت بتواند کاری برای مهار آن بکند. عشایر هم‌چنان‌که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی گفته بود ذخایر صدیق جمهوری اسلامی هستند و دولت در پاس‌داشت متابعت غالبا بی چون و چرای‌شان از نظام چاره‌ای ندارد جز همین اعطای حق واگذاری بی چند و چون چرای دام به آن‌ها. لایحه حفاظت خاک به واقع یک فعالیت معمول کاغذ سالارانه است که درنهایت کنار همه آن قوانین و لوایح پرطمطراق قرار خواهد گرفت که هرگز مورد اعتنای نقش آفرینان اصلی محیط زیست، اعم از آلایندگان یا مجریان قانون قرار نمی‌گیرد.

سرانجام؛ جز آن‌که ایران در رده نخست فرسایش خاک در جهان قرار دارد، می توان آمار این بلای مصیبت بار را به شکل دیگری هم بازگو کرد. مثلا این‌که با تقسیم حجم خاکی که سالانه از دست می رود بر کل مساحت کشور می توان به این نتیجه رسید که هم اکنون ایران دارد سالانه دو میلی متر کوتاه‌تر می شود. یا این‌که این حجم خاک تقریبا معادل کل حجم سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی است.
این هم داستانی است که از دست رفتن حتی یک سانتی متر از خاک این سه جزیره یا هر جزیره ایرانی دیگر و یا هر بخش دیگری از پهنه ایران مصداق بی وطنی و بی غیرتی و ده‌ها جور خسران اخلاق و معنوی دیگر است اما چنین حجمی از مساحت ایران، آن هم بخشی از این مساحت که بستر حیات است و زمینه زندگی ایرانیان، شتاب‌ناک از دست می رود و توجهی هم بر نمی انگیزد.
خاک، موضوعی است که در کنار بسیاری مسائل زیست محیطی دیگر نشان می دهد که در ایران وقتی از محیط زیست حرف می زنیم، از آلودگی و تنش در زیست‌بوم‌های طبیعی یا انسانی حرف نمی زنیم، داریم از چروکیدن و آب رفتن و خشکیدن و بی آیندگی یک کشور حرف می زنیم. همین یک قلم یادتان باشد که ایران دارد سالانه دو میلی متر کوتاه‌تر می شود.