آقای خرازی؛ به کجا چنین شتابان؟!

By Irani, in يادداشت ها on . Tagged width: , ,

Sadegh-kharazi-saham-news

» روح الله زم

«صادق خرازی» درگفت‌وگو با روزنامه شرق، خود را در حد یک «متوهم پیش‌رو» در یک جریان سیاسی نوین بالا کشیده و «یافته‌ها» و«بافته ها»ی ذهنی اش را صریح تر ازگذشته بیان کرده است.

وی که به عنوان لیدر جریانی موسوم به «نسل دوم اصلاح طلبان» وارد صحنه شده، بنا براخبار موجود، از زمان ورود سیاسی نوین‌اش که برگرفته از«صندلی توهم‌زای پدر داماد خانواده» بوده، موجبات تفرقه را میان جریانات جنبش سبز و اصلاحات فراهم کرده است. صادق خرازی دربخشی از این گفت‌وگو خود را تا مرحله یک تئوریسین متفکر بالا می‌کشد و می‌گوید:

«نقطه‌ عطف تحول سیاسی درتاریخ معاصراصلاح‌طلبی است. یعنی ادبیاتی وارد هنجارها و رفتارهای اصلاح‌طلبی شد که خودش به‌معنای واقعی دارای حاشیه بود. یعنی حواشی این ادبیات و برخی دیدگاه‌ها باعث شده که درون اصلاح‌طلبی ایران پدیده‌هایی ایجاد شود که فراتر از اصلاح‌طلبی تعریف می‌شود. نمی‌دانم هدف این بود که به جنبش‌سبز برسیم یا اصلاح‌طلبی خود را جلو ببریم؟ ما مسیرمان مسیر جنبش سبز است یا اصلاح‌طلبی؟ وقتی می‌گوییم اصلاح‌طلبی، یعنی از درون یا بیرون؟ وقتی می‌گوییم جنبش سبز یعنی وابسته به عناصری بیرون یا درون حاکمیت و کشور؟ این‌ها اختلافات جدی و ماهوی است که به‌صورت یک‌حقیقت در ذهن کنش‌گران اصلی اصلاح‌طلبان وجود دارد. اگر الان شما سراغ آقای‌خاتمی بروید تصور من این است که ایشان مسیرش ادامه مسیر حیات و استمرار و ثبات جریان اصلاح‌طلبی است؛ حرکت ایشان، حرکت جنبش سبز نبوده است.»

آقای خرازی با رندی خاص خود، اصرار دارد جنبش اعتراضی و سبز را از اصلاحات مورد نظر ذهنی خود جدا کند. به معنای دیگر قصد دارد القاء کند که مسیر جنبش سبز، با اصلاح طلبی فاصله بعیدی دارد.
البته نگارنده نیز اعتقاد ندارد الزاما افراد وفادار به جنبش سبز اصلاح طلب‌اند. جنبش سبز طیف گسترده‌ای از فعالان و کنش‌گران سیاسی، مدنی و مردم معترضی را در بر می‌گیرد که گستره آن‌ها به تغییر رفتار نظام سیاسی و حاکمیت با مردم، با ساختار توتالیتر فعلی و دیکتاتوری حاکم امنیتی و نظامی معتقد نیستند و معتقدند این ساختار باید از مسیر دیگری اصلاح یا تغییر یابد.

نکته‌ای که دراین سخنان توجهم را جلب کرد تلاش صادق خرازی برای اصرار در تفکیک بخشی از جنبش سبز با اصلاح طلبان است. چه این‌که بخشی از اصلاح طلبان نیز خود را به آرمان‌های این جنبش اعتراضی و رهبران محصور و زندانیان سیاسی‌اش وفادار می‌دانند و حالا صادق خرازی قصد دارد با «عبای شکلاتی» تئوریسین«نسخه‌های خطی» اصلاحات، این تفکرات«عتیقه» را به«مشتریان عتیقه‌جات» عرضه کند و از جانب دیگران نیز سخن بگوید. شاهد مدعا، سخن گفتن از طرف رئیس جمهور اسبق جناب سید محمد خاتمی‌است که صادق خرازی آشکارا پای ایشان را به میدان این تفکیک سیاسی باز می‌کند. دراین بزنگاه‌هاست که باید به «صادق خرازی» و جریانی که پدید آورده با دیده تردید نگریست.

به «صادق خان»، و فامیل«شوهرخواهر» صادق خان باید گفت که «جنبش اعتراضی سبز ما»، «رهبران درحصر ما»، «زندانیان در بند ما»، «خواهران و برادران در خفته در خاک ما» و… خط قرمز بخش عظیمی از وفاداران به جنبش سبزهستند. نه ایشان و نه «خانواده گرامی شاه دامادشان» نمی‌توانند این وقایع مهم تاریخ معاصر را نادیده گرفته و از آن عبور کنند.

گذشت از جنبش سبز طی ۵ سال با استفاده از تمامی ظرفیت‌ها و تریبون‌های تبلیغات رسانه‌ای حاکمیت نتوانست میسر شود. ساده اندیشی است که صادق خان بتواند یک تنه از این موانع عبور کند و رهبران محصور و خیل عظیم مردم ایستاده برآرمان این جنبش را قربانی مطامع حاکمیت و جاه طلبی «تکیه بر کرسی ریاست جمهوری خویش» کند. چه این‌که به گواه نزدیکان‌اش این آرزو را از ابتدای دهه هفتاد در مغز و قلب خویش پرورش می‌دهد.