احمد خاتمی از فرط ولایتمداری به اشعریگری نیفتد

By سحام, in از میان روزنامه ها on . Tagged width: ,

تعبیر شما از مفهوم اعتدال چیست؟
اعتدال یک مفهوم بدیهی است، نیاز به تعریف ندارد. این گونه مفاهیم را وقتی بخواهیم تعریف کنیم تبدیل به مفهومی روشن تر از خودش نمی شود و گاهی تبدیل به مفهومی غامض می شود. مثال اعلای آن مفهوم «وجود» است که اگر بخواهید آن را تعریف کنید، پیچیده تر می شود و قابل تعریف نیست. البته مفهوم «اعتدال» از نظر بداهت در حد مفهوم «وجود» نیست و با تسامح می توان آن را تعریف کرد. اعتدال یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط، که در اثر به کار گرفتن عقل و تدبیر و دوری از احساسات و هواهای نفسانی حاصل می شود. یعنی شما در هر موضوعی عقل را چراغ راه خود قرار دهید و خشم و شهوت را تحت کنترل عقل قرار دهید و منافع و مضار آن موضوع را بسنجید، آنگاه تصمیم بگیرید. مثلاً در فتنه سال 88 کسانی معتدل بودند که به دور از تعصبات گروهی اشکالات دو طرف را دیدند.
در اینجا خوب است این نکته را اضافه کنم: آقای سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، در تفسیر اعتدال گفته اند: «اعتدال در حوزه سیاست یعنی پیروی از ولی فقیه». کلمة حق یراد بها الباطل. شبیه سخن اشاعره است که می گویند عدل آن چیزی است که خدا می گوید، در حالی که معتزله و شیعه می گویند آنچه عدل است خدا می گوید. یعنی قطع نظر از دستور خدا حقیقتی به نام عدل وجود دارد. به تعبیر شهید آیت الله مطهری: «عدالت مقیاس دین است نه دین مقیاس عدالت. مقدسی اقتضا می کند که بگوییم دین مقیاس عدالت است اما حقیقت این است که عدالت مقیاس دین است، آنچه عدل است دین می گوید نه آنچه دین می گوید عدل است.» آری، این دو نظر آثار و لوازم بسیار متفاوتی دارند. به هر حال، دوستان اصول گرای ما از جمله جناب آقای سیداحمد خاتمی مراقب باشند که از فرط ولایتمداری به ورطه اشعری گری سقوط نکنند. تفسیر اعتدال را بی جهت به اصل عقلانی و مترقی ولایت فقیه پیوند نزنند. اعتدال قطع نظر از سخن یا رفتار پیامبر یا امام معصوم یا ولی فقیه، واقعیتی است که وجود دارد.

 شما در مواضع چندسال اخیر خود اعتدال را امری فراتر از اصلاح طلبی و اصولگرایی تعریف کرده‏اید. آیا بر این اساس، رویکرد اعتدالگرایانه امری در تعارض یا نفی جناح‏ بندی‏های موجود است؟
بله، اعتدال گرایی امری در تعارض با جناح بندی های سیاسی موجود است. یعنی شخص اعتدال گرا می تواند هم اصول گرا باشد و هم اصلاح طلب و لزوما نباید یا اصول گرا باشد و یا اصلاح طلب. امروز همه اصلاح طلبان معتدل و اصول گرایان معتدل می توانند زیر یک پرچم یعنی پرچم اعتدال جمع شوند و این اتفاق در حال رخ دادن است.

 مصادیق نیروهای «افراطی»، «تفریطی» و «اعتدالی» در شرایط امروز ایران چیست؟
بین اصول گرایی به معنی واقعی کلمه و اصلاح طلبی به معنی واقعی کلمه هیچ مرزی وجود ندارد. هر اصول گرایی اصلاح طلب هم هست و هر اصلاح طلبی اصول گراست. ولی بین اصول گرایی و اصلاح طلبی مصطلح و رایج مرزبندی وجود دارد. مثلاً برداشت دو طرف از اصل ولایت فقیه و آزادی بیان و رابطه حفظ نظام با حفظ حقوق مردم متفاوت است. در بین اصول گراها افرادی داریم که ولایتمداری را تا حد تملق و چاپلوسی و تعطیل عقل تنزل داده اند و در بین اصلاح طلبان هم افرادی داریم که حیطه اختیار ولی فقیه را صرفا احکام دین می دانند. یا در مسأله آزادی بیان، اصول گراهایی داریم که حتی در نقل تاریخ انقلاب اسلامی حاضر نیستند نامی از آیت الله منتظری یا مهندس بازرگان آورده شود و در مقابل، اصلاح طلبانی داریم که می خواهند به ‏راحتی احکام دین را زیر سوال ببرند. همین طور در مساله حفظ نظام، اصول گرایانی داریم که حقوق مردم را فدای حفظ نظام می کنند و مثلا کشته شدن ستار بهشتی را مساله مهمی تلقی نمی کنند و در مقابل، اصلاح طلبانی داریم که برای دفاع از حقوق مردم اهمیت بیشتری از حفظ نظام قائل اند.
به هر حال، این مرزبندی ها عملا و در عالم واقع وجود دارد ولی در حقیقت و در مقام نظر و تئوری نباید وجود داشته باشد، یعنی افراد معتدل هر دو جناح در واقع مرزبندی با هم ندارند و برداشت شان از مبانی یادشده مثل ولایت فقیه و آزادی بیان و مساله حفظ نظام و حقوق مردم تقریبا یکی است.
به عبارت دیگر، گفتمان اعتدال این دو را به هم پیوند می دهد و امروز که گفتمان اعتدال در حال حاکم شدن است می توان این دسته بندی ها را ملغی اعلام کرد.
در بین گروه های سیاسی، مثلا جبهه پایداری در بین اصول گرایان، افراطی و جبهه مشارکت، اگر افکار گذشته اش را حفظ کرده باشد، در بین اصلاح طلبان، تفریطی شمرده می شوند و بقیه به تفاوت در طیف اعتدال قرار می گیرند.

تصور عمومی و بویژه منتقدان و اصلاح ‏طلبان آن است که طیفی از نیروهای مؤثر جریان افراطی مورد حمایت ویژه نهادهای اصلی قدرت قرار دارند و حتی از رانت‏ها و امکانات ویژه‏ای نیز برخوردارند. از جمله روزنامه کیهان، حلقه مصباح یزدی، انصار حزب‏ الله و برخی سخنگویان منتسب به سپاه و بسیج. چطور می‏توان انتظار داشت با وجود این حمایت‏ها، روند امور به سمت اعتدال برود؟
اگر مردم در جریان امور قرار گیرند و به موقع آگاهی‏ بخشی شود، اینها کاری نمی توانند بکنند. رشد اجتماعی- سیاسی مردم ما نسبت به گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و انتخابات اخیر بهترین شاهد آن است که پس از چهار سال تخریب هواداران گفتمان اعتدال و نبودن امکان دفاع برای سران این جریان، مردم به کاندیداهای این گفتمان رأی دادند. البته شرط موفقیت در این امر این است که ملاحظه کاری صورت نگیرد، مثلاً اگر روزنامه کیهان تخلفی کرد که طبق قانون باید توقیف و به دادگاه معرفی شود این کار انجام شود یا اگر برخی وابستگان موسسه امام خمینی در قم حادثه ای نظیر حادثه 22 بهمن قم را پدید آوردند، بدون ملاحظه به جامعه معرفی شوند. همین طور در مورد سپاه و بسیج، چنانکه من نسبت به دخالت سپاه در انتخابات مجلس نهم اعتراض کردم و این اعتراض در رفتار بعدی آنها موثر بود.

جنابعالی در مواردی چون حجاب و بعضی مباحث فرهنگی رویکردی مشابه جریانات تندرو دارید که مثلا در ماجرای اخیر والیبال هم دیده شد. آیا قبول دارید این مواضع تندروانه است و با میانگین نیروهای اجتماعی و روند کلی تحولات جامعه ایران چندان سازگاری ندارد؟ 
“میانگین نیروهای اجتماعی” و “روند کلی تحولات جامعه ایران” برای ما ملاک نیست. ملاک، اسلام است. اسلام مسائل مربوط به عفاف و حجاب را مهم می داند اما دنیای غرب این مسائل را کم‏ اهمیت جلوه می دهد و ادعا می کند که این مسائل برای ما حل شده است. در حالی که بیشترین مشکلات را غربی ها در ارتباط با مسائل خانواده و مسائل جنسی دارند. ما باید همان راهی را که اسلام توصیه کرده بدون افراط و تفریط طی کنیم. نظام خانوادگی اسلام با آنچه در غرب است، متفاوت است. اسلام هرگونه التذاذ جنسی در سطح جامعه را ممنوع و آن را منحصر در کادر خانواده قرار داده، و محیط اجتماع را محیط کار و کوشش دانسته است. برای تحقق این امر راه های تحریک جنسی جامعه را بسته است، لذا مسأله پوشش اسلامی و عدم اختلاط زنان و مردان را توصیه کرده است.
به هر حال، اهمیت دادن به مسائل مربوط به عفاف و پوشش، افراط نیست بلکه عین اعتدال است. البته ما در مساله نظارت بر این امور، قائل به سخت گیری نیستیم؛ بلکه معتقدیم که فقط با موارد ناهنجار باید برخورد مناسب شود.
در ماجرای مسابقه اول والیبال ایران و ایتالیا تلویزیون زنان ایرانی بدون پوشش را به‏ راحتی نشان می داد. من تلفنی به آقای ضرغامی گفتم که عادی کردن نمایش بانوان ایرانی بدون پوشش از تلویزیون جمهوری اسلامی در مساله پوشش در داخل کشور تاثیر می گذارد. قرار نبود این موضوع رسانه ای شود. خبرنگار یکی از خبرگزاری ها مطلع شد و بدون اجازه من آن را به شکل نادرست منتشر کرد.

روحانیت و روشنفکران چه نقشی می‏توانند در تقویت گفتمان اعتدال ایفا کنند؟ آیا بستر این گفتمان در حال حاضر بین این نیروها وجود دارد؟
روحانیت می تواند نقش اساسی در تقویت گفتمان اعتدال ایفا کند، چون روحانیت با توده مردم در ارتباط است. افراطی ها بیشتر از طریق فریب دادن توده مردم تحت عنوان ولایتمداری اهداف خود را دنبال می کنند. اگر روحانیت آگاهی لازم را به مردم بدهد، آنها خلع سلاح می شوند. روشنفکران هم لازم است افراطی های آن طرف و به عبارت دیگر تفریطی‏ ها را به اعتدال نزدیک کنند و این کار بیشتر باید در دانشگاه ها صورت بگیرد.

_ _

برگرفته از مهرنامه