سه شنبه, ۲۱ مرداد , ۱۳۹۹

پاسخی به “برادران صیغه ای جمهوری اسلامی”

منتشر شده در: .

» فرخ نگهدار

سردبیر محترم سحام نیوز
ضمن عرض سلام
نظر به این که مطلبی که تحت عنوان «برادران صیغه ای جمهوری اسلامی» درج شده حاوی اطلاعات نادرست است،
نظر به این مقاله مذکور بدون امضا نشر نشده و لذا، بنا به عرف روزنامه نگاری دیدگاه های مندرج در آن دیدگاه سحام نیوز تلقی می شود، و نظر به این که کانال تلگرامی سحام نیوز در فضای رسانه ای ایران، کانالی نزدیک به شخصیت مبارز و پیگیر و ظلم ستیز ایران، آقای مهدی کروبی منسوب است،
وظیفه خود دانستم توضیحات زیر را ارائه کنم تا خوانندگان و مراجعه کنندگان به این کانال نقطه نظرهای مندرج در نوشته مذکور را به حساب آقای کروبی گرامی ننویسند.
تاریخ فعالیت آقای مهدی کروبی و سوابق ایشان گواهی می دهد ایشان همیشه یک چهره شاخص جناح چپ جمهوری اسلامی بوده اند، و هستند، و در تمام طول عمر برای تحقق مطالبات اقشار زحمتکش تلاش کرده اند. و دقیقا به همین تلاش های صادقانه است که آموزه های زندگی ایشان برای گروه بزرگی از مردم ما درس زندگی شرافتمندانه و مردم دوستانه است. نباید تحمل کرد که از اعتبار نام ایشان، یا در فضای منسوب به ایشان، «آموزه» هایی ترویج شود که نه تنها با دیدگاه های آقای کروبی کلا بیگانه است، بلکه مشحون از تحریف و تهمت فرزندان مبارز مردم دوست و وطن خواه کشور است.

به برخی از نظریاتی که در این نوشته آمده و مغایر دیدگاه های شناخته شده آقای کروبی است اشاره می کنم:

● نویسنده به «رابطۀ عاشقانۀ ایران با کشورهای کمونیستی مثل ونزوئلا ، چین ، روسیه و کره شمالی» اشاره کرده و آن را محصول فعالیت های حزب توده ایران در دهه ۲۰ می شناسد.
گسترش رابطه ایران با چین و روسیه محصول فعالیت چپ ها نیست. محصول تحریم هایی است که به ناحق از طرف امریکا بر ایران تحمیل شده است. خروج آقای ترامپ از برجام چه ربطی به فعالیت های توده ای ها در ۷۰ سال پیش داشته است؟
کجا آقای کروبی، یا حتی یکی از حامیان ایشان، رابطه جمهوری اسلامی با چین و روسیه و ونزوئلا را محصول فعالیت های حزب توده دانسته اند؟
● نویسنده می گوید: « آمریکایی‌ها از بیم به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایران دولت دکتر مصدق را ساقط کردند»
این دروغ بزرگ تاریخ است. امریکایی ها به خاطر ملی کردن صنعت نفت مصدق را سرنگون کردند. و حق فعالیت آزادانه توده ای ها برای ترویج ایده های تجدد خواهانه و عدالت جویانه نیز قربانی همین حرص و آز استعماری امریکا و انگلستان شد و روند شکل گیری و رشد طبیعی جامعه مدنی در ایران نیز طعمه طماعی غول های نفتی امریکایی و انگلیسی شد.
برخی روحانیون در زمان کودتا البته «از بیم مصدق» از کودتا حمایت کرده اند. اما هیچ گاه هیچ کس از آقای کروبی یا همراهان ایشان نشنیده است که این طور قضیه نفت را لاپوشانی کنند.

● نویسنده مذکور می گوید: «این کمونیست‌ها بودند که نخستین بار سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند»
دروغ محض است. آنها که روز ۲۵ بهمن ۵۷ سفارت امریکا را به اصطلاح «اشغال» کردند همین عوامل لیبرال های راست بودند که با همکاری ماشالله قصاب و دیگر عناصر وابسته به اداره هشتم ساواک، برای گم و گور کردن پرونده ها و فراری دادن منصوبان خود، حمله ساختگی به سفارت درست کردند و بعد هم کنترل کامل سفارت را در دست گرفتند.
من خود در آن زمان از مسئولین فدائیان بودم. ما در مصاحبه های متعدد این «حمله» را محکوم و اعلام کرده ایم هرگونه مشارکت فدائیان در آن «حمله» از اساس دروغ است. این مواضع در روزنامه اطلاعات و آیندگان روز ۲۶ بهمن ۵۷ مندرج است.
● نویسنده می گوید: «مصادره‌های ابتدای انقلاب و قلع‌و‌قمع صنایع ملی زیر عنوان مبارزه با امپریالیسم که توسط جمهوری اسلامی انجام شد تحت تاثیر آموزه‌های مارکسیستی بود»
بسیاری از صاحب نظران وابسته به نظام شاهنشاهی، و مدافعان سرمایه داری لجام گسیخته نوع امریکایی، تصور می کنند انقلاب ۵۷ و روحانیونی که آن رهبری کردند، زیر تاثیر آموزه های مارکسیستی بوده است. خیلی از مارکسیست های طرفدار راه رشد غیرسرمایه داری نیز چنین نظریاتی داشته اند.
اما انتساب این دیدگاه ها به همراهان آقای کروبی ساختگی است. گرچه آنها همیشه به جناح چپ جمهوری اسلامی احساس تعلق کرده اند، اما هرگز معتقد نبوده اند جمهوری اسلامی زیر تاثیر آموزه های مارکسیستی عمل کرده.

بخش مهمی از آنچه در این نوشته آمده البته جنبه تحلیلی و نظری دارد که «درجه وثوق» در باره آنها مطرح نیست. این ها همان نقطه نظرهای چپ ستیزان ایران است که، مثل قطب‌زاده، با پوشش لیبرالی با تمام وجود علیه فدائیان و توده ای ها و تمام چپ ها تبلیغ کرده و مهم ترین انتقادشان هم به شاه و به غرب این بود که کارهای شما باعث رشد چپ در ایران می‌شود. آنها در تمام دوران جنگ سرد بوده است سوسیالیسم و چپ را دشمن اصلی شناخته و تلاش و آرزو داشته اند ایران را تحت حمایت غرب و رهبری دولت امریکا قرار گیرد.
آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد به خاطر اعتراض به رفتار حاکمان بر کشور ما با ملت خود در حصر مانده اند. آنها هیچ گاه رفتار دست راستی های حاکم بر امریکا با مردم خود، با مردم ایران، و با سایر کشورهای جهان، را نه توجیه کرده اند و نه تائید. در حالیکه نویسنده این مطلب تلاش دارد حتی رفتار خشن حکومت جمهوری اسلامی با مخالفان خود، حتی تحریم های ضد بشری و اعمال جنایتکارانه آقای ترامپ، را هم به گردن پیروان اندیشه های سوسیالیستی و عدالت خواهانه بیاندازد. در دیدگاه این افراد جنایات فاشیست ها در جنگ دوم جهانی، حتی کشتار یهودیان، هم ناشی از توطئه کمونیست ها دیده می شود.
کجا آقای کروبی، چه در زندان های شاه، چه در سال هایی که رئیس مجلس بود، و چه در این ایام حصر چنین دیدگاه های فاشیستی و حقیقت ستیزانه ای را حمل کرده است؟
من در پراتیک سیاسی خود عناصری از نظام ارزشی لیبرال را پذیرفته‌ام و به کار می گیرم. از جمله اصل آزادی بیان و عقیده و احترام به مخالفان را. اما نه قبول دارم که آنچه در «برادران صیغه ای جمهوری اسلامی» آمده بر اساس وفاداری به ارزش های اصیل لیبرالی است، و نه قبول دارم که در سامان دهی زندگی اجتماعی، نظامات ارزشی لیبرالی بر دیدگاه های سوسیالیستی برتری دارند.

مقاله ای که در سحام منتشر شده است:‌

برادران صیغه ای جمهوری اسلامی

البته که ایران پر از پارادوکس‌ است و از درودیوار مملکت پارادوکس میریزد ولی شاید مهم‌ترین پارادوکس‌ موجود همین دوستی و رابطۀ عاشقانۀ ایران با کشورهای کمونیستی مثل ونزوئلا ، چین ، روسیه یا کره‌شمالی باشد که اتفاقا وجه اشتراک این کشورها فساد مالی گسترده در نظام سیاسیشان است اما برای درک بهتر این پارادوکس باید کمی به عقب بازگردیم.

آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال شمال ایران توسط نیروهای ارتش سرخ موجب تاسیس احزاب کمونیستی مثل حزب توده در ایران شد و شکی نیست که وجود حزب توده به نوعی سرنوشت ما ایرانیان را برای همیشه تغییر داد زیرا آمریکایی‌ها از بیم به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایران دولت دکتر مصدق را ساقط کردند و به حمایت بی‌چون‌و‌چرا از محمدرضاشاه پهلوی روی آوردند.

در عین حال چپ‌ها و کمونیست‌های ایرانی در پیروزی انقلاب اسلامی هم نقش مهمی بازی کردند و سال‌های اول انقلاب با طرح شعارهای تند ضدغربی و ضدامپریالیستی بر آتش آمریکاستیزی دمیدند و خواهان دولتی شدن صنایع بزرگ و نابودی بورژوازی شدند. در واقع مصادره‌های ابتدای انقلاب و قلع‌و‌قمع صنایع ملی زیر عنوان مبارزه با امپریالیسم که توسط جمهوری اسلامی انجام شد تحت تاثیر آموزه‌های مارکسیستی بود. این کمونیست‌ها بودند که نخستین بار سفارت آمریکا در تهران را اشغال و کلمه لیبرال را تبدیل به فحش سیاسی کردند به این ترتیب جمهوری اسلامی هم برای اینکه از رقبای کمونیست خود عقب نماند شروع به اتخاذ مواضعی به مراتب تندتر و رادیکال‌تر کرد و بعد از ۴۰سال ما هنوز در حال پرداخت تاوان و هزینۀ گزاف این تندروی‌ها هستیم.

هرچند نمی‌توان انقلاب اسلامی را با انقلاب شوروی مقایسه کرد اما به باور من ، دولتمردان و سیاسیون ما خواسته و ناخواسته از اندیشه‌های کمونیستی متاثر هستند و این شعارهایی که علیه لیبرالیسم از زبان حاکمان کشورمان می‌شنویم به واسطۀ نقش تفکرات لنین در شکل بخشیدن به ایدئولوژی حکومت اسلامی در ابتدای انقلاب است مهم تر از آن اینکه جمهوری اسلامی در سیاست‌های داخلی هم از رفتارهای حکومت شوروی الگو می‌گیرد آنگونه که دیپلمات‌هایش را تعلیم می‌دهد، آنگونه که رسانه‌ها را کنترل میکند، آنگونه که دادگاه‌های نمایشی ترتیب می‌دهد و دستگیرشدگان را وادار به اعتراف می‌کند و حتی آنگونه که با ترویج علوم انسانی غربی مبارزه میکند همگی از حکومت شوروی عاریه گرفته شده پس چندان جای تعجب ندارد که در مکتب اسلامی‌ترین حکومت تاریخ کشورهای مسیحی، مسلمان و یهودی دشمنان نظام و انقلاب باشند ولی کافران چینی، روس و ونزوئلا برادران صیغه‌ای ما تا آنجا که حتی برایشان از این سوی کره‌زمین نفتکش میفرستیم و بعد از این حماقت به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد می کنیم. / هایلایت