چهارشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۸

مشارکت سیاسی در پرتو ظرفیتها و موانع ساختاری

منتشر شده در: .

» عبدالله مومنی

در چند روز گذشته پرسش و اظهار نظری فاخر و استراتژیک از سوی آقای حسین مرعشی از اعضای برجسته حزب کارگزاران سازندگی از مدعیان دو طیف سیاسی کشور که بدنبال برتن کردن رخت ریاست جمهوری هستند مطرح شد که محرک نگارش مطلب ذیل گردید.
“از آقای عارف گرفته تا آقای جهانگیری و محمد شریعتمداری و آقای حسین دهقان و دکتر هاشمی وزیر سابق بهداشت و درمان که می‌خواهند نامزد ریاست‌جمهوری شوند همه بدانند که با همین نیروهای مسلح، همین مجلس و همین قوه قضائیه قرار است کشور اداره شود، اگر می‌توانید بیایید، اگر نمی‌توانید آمدنتان اشتباه است. وقت ملت را نباید گرفت. مگر ما چقدر وقت داریم که هر فردی بیاید هشت سال از وقت ما را بگیرد و برود”
این اظهارات که فراتر از گفتمان سیاسی رایج دو جریان موسوم به اصلاحات و اصولگرا را به چالش کشید؛چرا که شرایط امروز برخلاف ادوار گذشته و انتخابات های پیشین که مدعیان تصاحب جایگاه ریاست جمهوری در مصاف موافقان و مدافعان وضع موجود قرار می گرفتند؛شرایط کنونی کشور و بخصوص وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن مورد قبول و مطلوب هیچ کدام از جریانات سیاسی و نمایندگان برجسته دو جریان درون حاکمیت نیست.
برنامه محوری و مطالبه گری در انتخابات ها همواره به عنوان دغدغه بخشی از فعالین جامعه مدنی مطرح بوده اما از نگاه سیاستمداران غایب و حلقه مفقوده انتخابات های گذشته بوده است و صورت و گفتمان حاشیه ای و کم رنگ در انتخابات ها پیشین بخود گرفته است.
شرایط امروز کشور و ناامیدی بخش کثیری از مردم و رویگردانی آنها از دو جریان سیاسی عمده کشور موجبات پدیداری سطحی از نگرانی بین نخبگان و روشنفکران از روندهای منتهی به قهر و ناامیدی از روند مشارکت مردم در سرنوشت خود را سبب گشته و از این رو برای رفع موانع منجر به مشارکت مردم در هنگامه های تغییر نظیر انتخابات ها هر فرد و جریانی که حس تعلق به ایران دارد و شهروند مملکت است و منافع و مضار پیش روی کشور را برای هر ایرانی متصور است بنا به مسولیت ملی اش و متناسب با توان و امکان خویش راهکار وسازوکاری را برای جلوگیری از رکود و سرخوردگی ملی ؛طرح و در میان می گذارد.
از این رو و در راستای تقویت جامعه و پیوند سیاست با منافع و‌ مصلحت همگانی این گونه پرسش ها توسط نخبگان و سیاستمداران ضروری و اساسی است که با هدف کسب جایگاه ریاست جمهوری آهنگ تبلیغاتی خود را از هم اکنون تنظیم و سازوکار تبلیغاتی اشان را روشن می نمایند.
از این رو طرح پرسش های اساسی و اصولی که پاسخگویی به آن می تواند به مثابه نقشه راه عملی و کاربست ویژه سیاسی این دو جریان در مصاف با مشکلات و موانع پیش روی کشور و جامعه باشد از جرقه های آغازینی است که می تواند موقعیت و جایگاه رقبای انتخابات ۱۴۰۰را به چالش بکشد.
چهره های سیاسی که نقطه عزیمت خود و یا جریان متبوع شان را پاستور تعریف می کنند اگر نتوانند به گونه ای روشن و صریح و با عطف به الزامات و واقعیات ساختار سیاسی بیان نمایند و راهکارهای برون رفت از وضعیت به غایت صعب وبغرنج پیش روی طیف های مختلف جامعه را با مردم و حاکمیت در میان نگذارند؛یقینا جز سودای تصاحب قدرت ؛نمی توانند خود را دغدغه مند نسبت به مسایل و مشکلات جامعه بدانند.

در شرایط امروز فارغ از ماهیت نظام انتخاباتی کشور و جایگاه نهادها و ارکان مختلف در سیاست گذاری ها و تصمیات اساسی که بر روند زندگی انضمامی مردم موثر است؛آنچه مورد مداقه و محل تامل است اینکه چهره ها و جریانات سیاسی موجود که ردای ریاست جمهوری را برازنده قامت خود و جریان متبوع خویش می دانند چه راهکارها و سیاست های عملی را برای برون رفت از وضعیت کنونی پیش روی جامعه و نظام می گذارند ؛ این کمترین انتظار جامعه از چنین فرهیختگان و‌نخبگانی مدعی است که در شرایط فعلی در هر موقعیت موثری که ایفای نقش دارند نیز برای پایان بخشیدن به رنج مردم و بهبودی شرایط راهکار خود را علنی و با مردم و نظام در میان بگذارند که هم کشور و جامعه از گشوده شدن قفل های پیش رو متنعم و برخوردار گردد وعلاوه بر آن از هم اکنون نیز جامعه نسبت به توان ومدیریت و فرهیختگی و آگاهی این افراد و جریان حامی آنها نیز شناخت حاصل نماید که کلید طلایی حل مشکلات کشور در ید بیضایی آنهاست و مانع تداوم وضعیت سرخورده مردم و افزایش فقر و فلاکت و تبعیض و فساد در میان جامعه گردند.
واگر عزیزان تشنه خدمت برای ملک و ملت راهکارهای موجود را فراتر از تصاحب جایگاههای مقصود می دانند؛و بر این باورند که امکانات و اختیارات این جایگاهها برای پیشبرد برنامه هایی که برای برون رفت از وضعیت مستهلک کننده در نظر دارند،با تقاضاهای موجود جامعه ناهمخوان است نیز آن را با شفافیت با مردم در میان بگذارند که نهادهای موثر در قدرت با اطلاع از نگرش این افراد شکل بندی آرایش های انتخاباتی را سامان دهد؛ و در صورتی که اختیارات ویژه و یا فراتر از امکانات موجوددر نهاد پارلمان و یا ریاست جمهوری برای خروج از وضعیت شکننده را ضروری می دانند؛طبیعتا تحقق و تامین چنین سطحی از اختیارات و الزامات می بایست مورد پذیرش نهادهای قدرت و مسول قرار بگیرد که در بررسی صلاحیت و صدور جواز انتخاباتی برنامه کاندیداها نیز بررسی می گردد واین اقدام فارغ از نتیجه پذیرش و یا عدم پذیرش آن توسط ارکان مسول در نظام سیاسی کشور گامی اساسی در جهت شفافیت و صداقت با مردم و نظام سیاسی محسوب می گردد.
طبیعتا در شرایطی که نگرش مردم نسبت به مجموعه نیروهای سیاسی مستقر در قدرت همراه با تردید و تزلزل است ؛برخورد صادقانه جریانات سیاسی و چهره های منتسب به آنها با مردم کمترین اقدامی است که مورد انتظار است؛بدون شک رفتن به سمت ارائه برنامه و تدوین نقشه راه اجرایی و تقنینی برای کاستن از دشواریهای پیش روی مردم و بهبودگرایی می تواند محرکی قوی برای ترک انداختن بر دودلی و تردیدهای ناشی از یاس و سرخوردگی مردم بر مشارکت سیاسی آنها باشد.
حضور جریانات سیاسی در انتخابات و برنامه های آنها باید متضمن کاستن از موانع و مشکلات پیش روی مردم باشد.
بازنمایی امرسیاسی اگر در پیوند با منافع مردم تعریف نگردد نمی تواند رافع مشارکت سیاسی مردم باشد. مردم اگر تجلی نتایج خود در مشارکت سیاسی را نبینند و به عبارتی دیگر کارآمدی قابل اندازه گیری جریانات سیاسی را لمس نکنند از مشارکت خود ناامید شده و احساس اثر بخشی مشارکت در آنان به وجود نمی آید.
از این رو انتظار می رود در فرصت های پیش از انتخابات ؛ ضمن گفتگوهای درون گفتمانی و به بحث گذاردن موانع و مشکلات پیش روی توسعه وچگونگی شرایط بهبود وضعیت جامعه ؛ با نیروهایی که در درون کشور حتی رقیب سیاسی محسوب می گردند اما دغدغه رفع مشکلات و آسیب های پیش روی جامعه و گذار به سمت توسعه پایدار را دارند نیز باید به گفتگو بنشینند ؛یقینا نتایج حاصل از گفتگوی ملی میان طیف ها و جریانات مختلف به سود جامعه و تضمین کننده روند تغییرات مثبت خواهد بود
جریانات سیاسی یا با در میان گذاشتن موانع و مشکلات ساختاری با برنامه ای مدون که در عمل امکان تحقق نیز پیدا نماید هم پیوندی حضور و برنامه هایشان را با منافع مردم روشن نمایند و یا با علم و‌آگاهی که از الزامات کنونی و واقعیات ساختاری موجود دارند طرح نو و کاربست ویژه خود را برای انتفاع جامعه و ثبات کشور در میان بگذارند.
برخلاف آنچه که امروزه در ظاهر جامعه ملاحظه می شود که نشان از قهر و ناامیدی و سرخوردگی دارد؛کالبدشکافی جامعه ایران و وضعیت سخت معیشتی که دارند گوش های آنها تیزتر و شنواتر از هر زمانی دیگری مترصد امیدهای ملی برای پایان بخشیدن به شرایط سرسام آور موجود هستند
بدون شک اگر چنین احساسی در جامعه بوجود بیایدکه حضورشان و حمایت و مشارکت شان در امر سیاسی می تواند رنج و مصائب شان را تخفیف دهد؛ انتظار حضوری فیصله بخش از جامعه پر بیراه نخواهد بود.
اگر سیاست ورزی انتخاباتی را یکی از مهم ترین راهکارها برای پایان بخشیدن به مشکلات اجتماعی و اقتصادی قلمداد می کنیم ؛پس در سیاست های انتخاباتی می بایست ‌ اولویت نخست را تامین منافع مردم بدانیم.