چهارشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۸

نامه هنرمند گیلانی به وزیر فرهنگ و ارشاد در اعتراض به لغو کنسرت موسیقی

منتشر شده در: .

عزیز قاسم زاده، خواننده و هنرمند گیلانی در نامه ای به وزیر ارشاد، از لغو برنامه های موسیقی و عمومی خود توسط مسئولان محلی گله کرد.

به گزارش سحام، متن این نامه بدین شرح است:

محضر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای صالحی با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در درگاه حق! نیک آگاهید، اتکا به هنر و بر مصطبه ی حرمت و عزت نشاندن اهالی هنر،اصلی ترین راه مقابله با تهاجمات ضد فرهنگی است.متاسفانه اما عده ای در این ملک با تعطیل کردن وظایف اصلی و قانونی خود همه ی هم و تلاش خود را برای مقابله با کنسرت ها و به ویژه کنسرت های موسیقی اصیل نهاده اند و آوخ که هیچ یک از کارگزاران و تصمیم سازان فوقانی دولت تا اکنون عزم جدی برای مقابله با کسانی نگذاشته اند که پس از طی همه مراحل قانونی برای اجرای کنسرتی و صرف هزینه های بسیار،مبادرت به برهم زدن کنسرتی می کنند.در این میان علاوه بر تضییع حقوقی مادی و معنوی هنرمندان، به حقوق صدها و هزاران شهروندی که مخاطب این برنامه ها هستند تعدی می شود و گویی در قاموس حقوقی کارگزاران دولتی قباحت این نوع حقوق ستیزی هنوز جا نیفتاده است.

جناب وزیر:
متاسفانه در سالهای اخیر در چند نوبت کنسرت های قانونی اینجانب درست در لحظات اجرا لغو شده است و متاسفانه هیچ مقامی تا کنون در این رابطه پاسخگو نبوده است.در مهر ۹۳ کنسرت قانونی اینجانب در رودسر پس از طی همه موازین حقوقی و قانونی در روزهای منتهی به اجرا از سوی فرماندار وقت شهرستان رودسر لغو گردید که موجب اعتراض شدید و رسانه ای اینجانب واقع شد و مدیر عامل محترم خانه موسیقی استاد حمیدرضا نوربخش در پی این اتفاق نامه ی شدید الحن اعتراضی به استاندار وقت آقای نجفی نوشتند.( پیوست ۱)
در بهمن همان سال قرار بود که کنسرتی در دو شهر لنگرود و سیاهکل برگزار نمایم که متاسفانه این کنسرت تنها در شهر لنگرود برگزار شد و فرماندار وقت سیاهکل طی گفتگویی شفاهی با اینجانب به همراه رئیس ارشاد اسلامی سیاهکل در دفتر فرمانداری، اصرار بر عدم برگزاری کنسرت به علت فشار تندروها و حضورشان در فرمانداری برای ممانعت از اجرای اینجانب داشتند که اینجانب ضمن مخالفت شدید با استدلالشان و اینکه اگر به این شکل بالاترین مرجع تصمیم گیری شهرستانی بخواهد مانع برگزاری کنسرتی قانونی گردد، سنگ روی سنگ بند نمی شود.در پی این نشست اینجانب مراتب اعتراض شدید کتبی خود را به استانداری اعلام نمودم که در نهایت استانداری در دقایق پایانی روز منتهی به اجرا مجوز اجرا را صادر نمود اما متاسفانه فرصتی برای تمهیدات برگزاری کنسرت وجود نداشت و به ناچار برای جلوگیری از ضررو زیان بیشتر از برگزاری آن منصرف شدیم.
در تاریخ ۱/۱۰/ ۹۵ قرار بود اینجانب برنامه ای را بدون فروش بلیت و تبلیغات محیطی در تالار گویای رشت برگزار نمایم.علی رغم اینکه عرف چنین برنامه هایی بر خلاف کنسرت گرفتن مجوز اختصاصی برای موسیقی نیست،بلکه مجوز کلی برای برنامه و محتوای کلی صادر می شود اما برگزار کننده برنامه برای نشان دادن حسن نیت و در راستای تعامل برای بخش اجرای موسیقی مجوز جداگانه ای از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان دریافت نمود اما درست در لحظات پایانی وقت اداری روز اجرا این مجوز از سوی نهاد صادر کننده مجوز لغو شد به دنبال این واقعه اینجانب طی صحبت تلفنی با مدیر کل و اعتراض شدید نسبت به این حادثه و بیان این نکته که با مجوزهای داده شده و لغو شده از طریق معاونت هنری وزارت پیگیر حقوقم خواهم بود، برنامه در ساعات نزدیک به اجرا با مجوز سومی مبنی بر اجرای برنامه و فکس به تالار محل اجرا، برگزار شد.(پیوست ۲ )

جناب آقای صالحی:
در جدیدترین مورد کنسرت گیلکی اینجانب و گروه موسیقی فراق در حالی که در ششم اردیبهشت ماه در سالن سیروس صابر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرج با استقبال چشمگیر شهروندان غیرگیلانی مواجه شد، در تاریخ سیزدهم اردیبهشت ماه که قرار بود در شهر لنگرود برگزار شود، علی رغم اخذ همه ی مجوزهای قانونی وتبلیغات محیطی و فروش بلیت و تمهیدات انجام شده در روزهای منتهی به اجرا از سوی فرماندار لنگرود به بهانه ی مخالفت افراد و ارگان های خاص،ممانعت به عمل آمد. این در حالی است که برای برگزاری این کنسرت تبلیغات محیطی بسیاری انجام شده بود و قرار بود مردم هنر دوست در دو سانس از این کنسرت دیدن نمایند(پیوست ۳)
اما در کمال تاسف بالاترین مرجع تصمیم گیری شهرستان که خود را اصلاح طلب هم می داند،به جای پایبند بودن به قانون و مجوزهای صادر شده،در نهایت با تمکین به فرامین افراد و ارگان هایی که خود را از قانون بالاتر می دانند،بدون در نظر گرفتن مجوزهای صادر شده و زحمات چند ماهه ی گروه و آبرو و اعتبار و سرمایه ی اجتماعیش از اجرای این برنامه جلوگیری کرد و ضمن وارد آوردن خسارت مادی و معنوی به اینجانب به حقوق معنوی همه ی شهروندانی که می خواستند با حضور در کنسرت گیلکی و تالشی اندکی از خستگی های جهان پیرامونشان بزدایند،لطمه ی سختی وارد نمود که در این مورد حتما از طریق مراجع حقوقی و قضایی پیگیر این تضییع و جبرانش خواهم گشت.
جناب وزیر:آیا مدیران شما در استان ها برای این گمارده شده اند که همتشان در جهت برگزاری برنامه های فاخر موسیقی باشد یا عدم اجرای آن؟نیم نگاهی به لغو کنسرت های مختلف در سالهای اخیر در گیلان متاسفانه گواه بر عدم حمایت جدی مدیر کل کنونی که چند سالی است این سمت را اشغال کرده و در مواردی با اتخاذ راهکارهایی برای ایجاد مزاحمت بر سر راه هنرمندان و به کار گرفتن تمهیداتی که النهایه در جهت لغو کنسرتی باشد،گام نهاده است. و دیواری کوتاه تر از قبیله ی غم زده ی اهل هنر به ویژه اهالی موسیقی برای تخریب و تزاحم علی الظاهر پیدا نمی شود.
جناب صالحی: برای اخذ مجوز کنسرت اخیر اینجانب و گروه فراق، علی رغم اینکه اساسا گروه و سرپرستش اینجانب نبودم ، صرفا به واسطه ی سلیقه های شخصی و فردی طی چند سال اخیر علیه حقوق قانونیم در چند مورد که موجب ضرر و زیان مادی و معنوی نسبت به اینجانب شده،این بار هم ابتدا چند روزی نامه ی درخواست کنسرتم را در حراست اداره کل ارشاد به حالت تعلیق در آوردند اما پس از پیگیری و سماجت اینجانب در نهایت مجوزی نامتعارف در تاریخ ۲۴/۱/۹۸ از سوی مدیر کل محترم ارشاد صادر شد که برگزاری کنسرت را در سالن ارشاد لنگرود “مشروط به کسب نظر موافق شورای تامین شهرستان” کرد!!!حضرتعالی نیک آگاهید که اولا در مجوزهای متعلق به وزارت آن هم برای اجرای برنامه ای در سالن های ارشاد مهمل قانونی برای این شرط وجود ندارد.گرچه طبق عرف برای برگزاری کنسرت نهادهای قانونی شهرستان ها با یکدیگر تعامل و هماهنگی دارند اما مهمل قانونی و عرفی برای مدیران شما دفاع از حیطه ای است که بر آن تکیه زده اند و نه تحقیر و تخفیف آن جایگاه و بی ارج و قدر دانستن مجوز خود و منوط کردن اجرای برنامه ای در سالن اختصاصی ارشاد را به اجازه ی نهاد و ارگانی خارج از آن.چه که هرگز شورای تامین هیچ شهرستانی هم چنین توقعی از مدیر کلی ندارد که تا این اندازه در جهت خودشیرینی و تحقیر مجموعه ی تحت مدیریتش کاتولیک تر ازپاپ شود.(پیوست ۴)

جناب وزیر:علی رغم اینکه مدیر استانی شما با انگیره برگزار نشدن برنامه به صدور مجوز به شکلی نامتعارف که شرحش رفت،مبادرت ورزید، اما اینجانب این مسیر را هم طی نمودم و مجوز مشروط را کسب نمودم(پیوست ۵)
اما پس از چند روز تبلیغات مجازی و حقیقی و صرف هزینه های چند میلیونی، نهایتا فرماندار این شهرستان با نادیده گرفتن مجوزی که خود پای آن را امضا کرده بود،از من خواست که از برگزاری این کنسرت به علت مخالفت اشخاص و ارگان های خاصی استنکاف ورزم.از سویی از ارگان های خاصی که اساسا ارتباطی برگزاری کنسرت به آن ها ندارد با برگزار کننده حقوقی کنسرت،تماس گرفته شد و به شکلی تهدید آمیز، خواسته شد که این کنسرت را برگزار نکنند و متاسفانه برای چندمین بار طی سال های اخیر بر خلاف قانون و مصالح ملی و در راستای تهاجم علیه هنر،با بی حرمتی افزون به حقوق مادی و معنوی اینجانب و مخاطبانم،دیگر بار ضربات سختی بر اینجانب وارد آمد .

جناب آقای صالحی:
آیا هنرمندانی که هنرشان مورد تایید اساتید شناخته شده کشور است باید برای اجرای کار هنری در شهرستان ها حال که حمایت نمی شوند، این اندازه مورد آزار و اذیت قرار گیرند؟ اینجانب مفتخرم که اثری را از ساخته های استاد شناخته شده و آهنگساز صاحب سبک و خالق نیلوفرانه ها استاد عباس خوشدل با نام “انتظار” بخوانم که استاد فرهاد فخرالدینی پس از شنیدن کار محبت کردند بنده را مورد تفقد و لطف قرار داده و چند کلامی از سر لطف و محبت مکتوب نمودند و برای اینجانب ارسال نمودند و امروز من به دلیل تضییع پی در پی حقوق شهروندی خود ناچارم با اشاره به آن ها از شما پرسش کنم به راستی آیا مقامات دولتی حق دارند که همه ی تمهیدات خود را برای مقابله با اهالی هنر و آن هم هنرمندانی به کار بندند که کار هنری جدی و حرفه ای تولید می کنند و آیا این اقدام مغایر شعارهای انتخاباتی دولت محترم نیست که میلیون ها شهروند با اتکا به آن شعارها به این دولت رای داده اند و حال عقل سلیم اقتضا نمی کند مدیرانی بر مصطبه ی امور تکیه زنند که برای مهندسی برنامه های وعده داده شده دولت سر و دست بشکنند؟اینکه مدیرانی تمام هم و همتشان ساماندهی برای برگزار نشدن کنسرت هایی باشد که خود در ابتدا مجوزش را صادر کرده اند اما بعدا برای اینکه به تمامی دل قانون شکنان و برهم زنندگان کنسرت ها را به دست آورند، و وفاداری خود را نه به قانون بلکه به آن برهم زنندگان تا سر حد ممکن نشان دهند،هنرمندان را به غایت و نهایت رنج و شکنج می کوچانند،حکایت از کدام آیین انسانی و شیوه ی زمامداری می نماید؟کار ملک را مصلحت پسندیده آید و مصلحت نیکو در کار بستن تدبیر و تامل درست است که نتایجش حداقل در امر زمامداری، فرخنده و مبارک باشد.به راستی اینگونه عمل کردن، خط کدام امید و تدبیر کدام اعتدال است که نتیجه اش تنها آن است که حافظانه بگوییم: جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش

جناب وزیر:
اگر قرار است بر خلاف قانون و حقوق شهروندی عده ای از هنرمندان و مخاطبانشان از حقوق قانونی خود محروم شوند،بهتر نیست از قبل با یک بخش نامه لیستی از هنرمندانی که باید بر حسب سلایق کارگزاران دولتی، از حقوق شهروندی و قانونی محروم شوند،تهیه گردد تا تکلیف این دسته از هنرمندان روشن شود و اینکه محبور نباشند تا پس از صرف ماه ها هزینه ی زمانی و دوندگی های بسیار و خرج کرد چندین میلیونی، درست در لحظات اجرا با شوک بزرگ لغو اجرا مواجه شوند!!!
جناب وزیر: اگر از نظر جنابعالی این سبک و سیاق قانون ستیزانه مغایر مصالح مملکتی است،انتظار می رود همه ی هم خود را برای پایان دادن به این رفتارهای غیر قانونی که هم توهین به هنر و هنرمند و هم مخاطبانشان محسوب می شود، به کار بندید. امیدوارم آغاز نگارش این نامه و پیگیری حضرتعالی، پایانی باشد بر اندوه چند ساله ی هنرمندی که پس از اخذ هر مجوز تا روز کنسرت، نمی داند که کنسرتش در نهایت اجرا می شود یا تحت فشارهای آشکار و پنهان سلیقه ها و ارگان های خاص با بی حرمتی تمام لغو می شود!!! گویی این لغو کنسرت حادثه ای عادی و کوچک در چشم کسانی است که بارها در این کار تجربه ورزیده اند.اینجانب عمیقا پیگیرحقوق شهروندی خود می باشم.امیدوارم با دستور صریح و نظارت و پیگیری جنابعالی و نامه نگاری به استاندار و نمایندگان مجلس از تعدی غیر قانونی به حقوق هنرمندان و مخاطبانشان جلوگیری به عمل آورید.در شرایطی که کشور آبستن حوادثی تلخ و تهدیدهای مختلف است،چگونه است که از فرصت هایی از این دست به بهترین شکل در جهت همگرایی و رضایت عمومی استفاده نمی کنیم؟آیا سفیری نظیف تر و همراه تر از هنر برای ایجاد همبستگی جمعی و یافتن قرار از پی بی قراری های افزون روز مره سراغ داریم که مدیرانی چنین بی محابا به امحای آن همت گمارده اند؟ به راستی یک بار هم شده نباید زعمای امور بنشینند و به عواقب خطرناک این اقدامات قانون شکنانه اندیشه کنند که ازدیاد و تکثیر نارضایتی جمعی شهروندان علاقمند به هنر در سطح گسترده، چه هزینه ی اضافه و گزافی را بر دوش نظام می افکند؟ مطمئنا برهم زنندگان کنسرت های قانونی که در لباس دوست خود را نشان می دهند،بزرگ ترین دشمنان جمهوریت نظام و حتی وجهه ی اسلامیتش هستند.با کمی مطالعه آماری به درستی آشکار می گردد که برهم زنندگان کنسرت با هر توجیهی حتی نمی توانند ۵ درصد جامعه را هم نسبت به اقدام نامبارکشان توجیه و قانع نمایند و از همین رو اغلب آنان با چراغ خاموش از مقامات محلی و اداری می خواهند که قربانی اهداف پشت پرده ی آن ها باشند و متاسفانه خیلی از مدیران در این ملک برای چند روز صندلی حاضر به قربانی کردن همه ی قوانین و همه ی حق ها هستند جز آن صندلی که بدان تکیهزده اند.عزم جدی شما برای پایان دادن به این سلوک قانون شکنانه و دفاع صریح از حقوق هنرمندان بی تردید نتایج خجسته و مبارکی را برای اهالی هنر به ارمغان خواهد داشت و نام شما را در زمره ی معدود دلسوزان هنری جای خواهد داد.امید که با در پیش گرفتن کوششی جدی در این راستا آینده ی روشن تر و امیدوارانه تری را هم برای کشور و هم برای اهالی هنر و مخاطبانشان و نیز نام نیک و مانا را برای خویش رقم زنید.

 

با احترام و ارادت:عزیز قاسم زاده خواننده

۴ خرداد ۹۸

_ _
رونوشت:استاندار محترم گیلان جهت پیگیری
مدیر عامل محترم خانه موسیقی جهت پیگیری

 

قاسم زاده – پیوست ها