یکشنبه, ۵ خرداد , ۱۳۹۸

“روایت دروغ” جاسبی در برنامه اختیاریه

منتشر شده در: .

» عبدالله مومنی

برنامه ای تحت عنوان “اختیاریه” از شبکه پنج سیما پخش می شود؛در توصیف این برنامه آن را تالار گفتگوی چالشی و صریحی می دانند که تلاش دارد تا با شخصیت‌های شناخته شده فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و علمی در متن جامعه ایران گفتگوهای فرامتنی انجام دهد-بگذریم از اینکه این تریبون هماهنگ با کلیت گرایش و جهت گیری صداوسیماست که درآن منتقدان و طیف های مختلف جامعه ایرانی جایی برای به چالش کشیدن ندارند و صرفا تریبونی است در اختیار طیف همنوا و هم صدا با کلیت حاکمیت -طبیعی است در این چارچوب امکان نقادی و به چالش کشیدن مسولان و متولیان امور که با هسته سخت قدرت همراستا هستند در هیچ کجای صداوسیما و شبکه های مختلف آن وجود ندارد؛با این وجود و برغم محدودیت ها و ملاحظات حاکم بر جهت گیری های کلی این برنامه ها اما بعضا برخی از گفتگوها با چهره های نزدیک به حکومت می تواند محمل مناسبی برای واکاوی و کالبدشکافی شرایط متصلب حاکم بر جامعه باشد.
آنچه بهانه پرداختن به این برنامه موسوم به اختیاریه شد ؛پخش گفتگویی در طی هفته های گذشته با عبدالله جاسبی ریاست سابق دانشگاه آزاد در چهارم اردیبهشت ماه بود؛ طرح نکات و موضوعات مطرح شده تحت عنوان نقد عملکرد دانشگاه آزاد در طی سی سال مدیریت جاسبی و پاسخ هایی از روی تبختر و تکبر از سوی فردی که بیش از سه دهه بدلیل افراط در محافظه کاری و تن دادن به اقتضائات ادوار سیاسی مختلف توانست کرسی ریاست دانشگاه آزاد و مطامع حاصل از آن را در اختیار داشته باشد بسیار جای تامل دارد؛ شگفت آور آنکه فردی که سی سال سکان بزرگترین بنگاه اقتصادی -علمی کشور را برعهده داشته که جامعه در همین ادوار سیاسی مدیریت ایشان فراز و فرود جریانات سیاسی همسو با ایشان و بعضا قدرت گیری منتقدین و مخالفین مشی و عملکرد جاسبی را در سپهر سیاسی کشور به نظاره نشسته اما از یکسو جاسبی با برخورداری از امکانات و رانت مدیریتی دانشگاه آزاد زمینه را برای تثبیت و بقاء خود فراهم می کردندو از دیگر سو منفعت گرایی و فرصت طلبی مدیریت دانشگاه آزاد سبب ساز هم رایی شان با رنگ جریان سیاسی غالب می شد که با همین نگرش توانست سه دهه بر پیکره دانشگاه آزاد حکمرانی داشته باشد و چنان قلمروی برای امپراطوری تحت زعامتش بگستراند که آرزوی تبدیل ریاست اش را به مدلی ابدمدت داشت و تغییر خود را تقریبا به عنوان امری نزدیک به محال به اذهان متبادر می نمود؛اما همانگونه که گزند حوادث پس از انتخابات بحث برانگیز ۸۸ کمتر فرد و جریان سیاسی را در امان گذاشت و برغم تحرکات و ارتباط گیری ها مدیریت دانشگاه آزاد -شبیه ادوار سیاسی پیشتر -برای ماندن و بقاء خویش که متوسل به تطمیع می شد اما اینبار حتی پیشنهادات وسوسه انگیز امکان تحصیل و تدریس برای افراد نتوانست کارگر بیفتد و سرانجام عبدالله جعفرعلی جاسبی که دوران طولانی مدت ریاست اش در دانشگاه انتقادات زیاد و حرف و حدیث های مکرری را درباره نحوه مدیریت و گردش مالی این دانشگاه و نقش ایشان در این موضوعات محل مناقشه ایجاد کرده بود و در دوره های قبل تر می توانست با امکانات و رانت هایی که در اختیار داشت و امثال سعید مرتضوی ها را نیز در برخی پروژه ها می توانست با تطمیع با خود همراه کند اما سرانجام مهر پایان بر مدیریتی اش در اوایل سال ۱۳۹۱ از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی زده شد؛اما از آنجائیکه عزل و به کنار گذاشتن ایشان در سالهای پس از ۸۸ و توسط جریانات نزدیک به احمدی نژاد و البته با هماهنگی مقامات بالاتر رقم خورد؛متاسفانه عملکرد پر مسئله و ضعیف وپر حرف و حدیث ایشان تحت الشعاع شرایط سیاسی و جریان عزل کننده ایشان قرار گرفت و مضاف برآن انتصاب فردی ضعیف تر و ناکارآمدتر از ایشان به عنوان رییس دانشگاه آزاد،مانع از واکاوی و بررسی عملکرد و نقاط پر از خطا سی ساله زمامداری جاسبی بر پیکره دانشگاه آزاد گردید که این امر منجر به سکوت در خصوص سالها مدیریت و حیف و میل و..گردید و عملا نقد کارنامه جاسبی به ورطه فراموشی سپرده شد ؛آنچه در طی ماههای گذشته در بخشی از فضای مجازی منجر به ایجاد سوال و ذهنیت در خصوص عملکرد مدیریتی جاسبی گردید پخش فیلمی در خصوص غصب زمین های دانشگاه آزاد بود که با رفتاری ظالمانه و غیر انسانی و غیر قانونی و غیر شرعی زشت ترین رفتارهای شرم آور را در راستای غصب اموال غیر انجام داده بود و پخش گوشه هایی از این فیلم که وجدان هر ایرانی آزاده ای را مکدر می سازد تنها گوشه ای از این رفتارهای ظالمانه و غیرقانونی تحت لوای مدیریت ایشان برای انباشت سرمایه و تقویت بنگاه اقتصادی تحت لوای مدیریت و زعامت ایشان بود؛در همین راستا و در گفتگویی که در برنامه موسوم به اختیاریه با ایشان صورت گرفت بخش زیادی از سوال و چالش به موضوع مدیریتی ایشان در دانشگاه آزاد و مشخصا تصاحب و غصب زمین های دانشگاه آزاد که متعلق به خانواده هادوی بوده را به خود اختصاص داد؛نکته در خور تامل در پاسخ های جاسبی این بود که در هیچ سطحی از چالش ها و سوالات و پرسش ها امکان پذیرش کوچکترین خطا و قصور و مسامحه ای از سوی ایشان در طی سه دهه عملکردش دیده نشده ؛گویی که ایشان در مقام مدیریت دانشگاه آزاد در موقعیت یک معصوم که مجهز به عنصر عصمت نیز بوده؛قرار گرفته بودند و همه منتقدین و مخالفین و معترضین به عملکرد ایشان دروغگو و کذاب بوده اند و تنها ایشان راوی صداقت و درست کرداری و عمل نیکو بوده اند؟!
حقیقتا در طی سالهای گذشته کمتر چهره و مدیر کشوری را دیده ام که در مواجهه با پرسش ها و انتقادات ؛چنین خود را در موقعیت نقدناپذیری و عملکرد بی نقص و خطا ببیند وبنشاند و یکطرفه و بدون هیچ استدلال محکمه پسند و یا با ارایه سند و مدرکی دیگران را به دروغ گویی متهم کند و شگفت آور اینکه به صراحت چشم بر حقیقت و واقعیات ببندد و حقیقت را به پای مصلحت و منفعت اش قربانی کند؟!

انگیزه نگارش این مطلب نه صرفادفاع از مظلومیت خانواده هادوی که در طی دوران مدیریت جاسبی متحمل زشت ترین و غیرانسانی ترین رفتارها از سوی ایشان و با مجوز و نفوذ ایشان گشته اند،اگرچه دفاع از مظلوم در هر مقطعی و با گذر زمان از هیچ انسانی ساقط نمیگردد و اگر از همین باب نیز به نقد و چالش روایت سراپا دروغ جاسبی بپردازیم شاید اندکی از وظیفه انسانی اخلاقی خود را انجام داده باشیم اگرچه طبیعتا خانواده آقای هادوی و وکلای شان در این خصوص و در صورت صلاحدید برای تنویر افکار و اذهان تصمیم خواهند گرفت.
در این برنامه گفتگو با جاسبی، در برابر سوالات و چالش هایی که با رعایت ملاحظات و خط قرمزهای صداو سیما اما با لحنی به ظاهر صریح تر مطرح می شد اما در پاسخ هابطور مطلق همه انتقادات وارد شده را نادرست و با پاسخ تک کلمه ای «ابدا» سعی در فرار از پاسخگویی داشت که در برخی از مواقع در برابر استناد به واقعیت و مستندبودن انتقاد از سوی مجری باز بر انکار اصرار می ورزید ؛از تکذیب همه واقعیات و بیان مطالب ناراست و نادرست ازسوی جاسبی که بگذریم اما تنها و تنها دلیل برای نگارش این بیان پاسخی بود در برابر فیلمی با موضوع غصب زمین های آقای هادوی در فضای مجازی منتشر شدکه همراه با کتک و کشیدن مو و ریختن خاک با کمپرسی بر روی انسانهایی مظلومی بود که برای احقاق حق شان در برابر متجاوز ایستادگی نمودند و عملا با مدیریت جاسبی در آن مقطع هیچ یاریگری و دادگری نمی توانست صدای این مظلومیت را بشنودبود.امابه سیاق سوال های دیگر پاسخ ها اگرچه با انکار و نفی وتکذیب همراه بود اما در این خصوص با دستپاچگی که البته با چاشنی رذالت و‌ناجوانمردی همراه بود روایت دروغ و انکار و نفی را به نمایش گذاشت به گونه ای که جدای از اشمئزازی که دیدن چنین خود حق پنداری هایی که افراد مسول از خود توصیف میکنند بوجود می آید؛ اینکه در برابر انتقادهای درست و اصولی بجای پذیرش سطحی از خطا ؛با انتساب دروغ آشکار بدنبال تخطئه و منکوب نمودن منتقد و یا کسی که مظلوم ماجرا بوده باشیم خود رذیلت مضاف اخلاقی است ؛اینکه از پاسخگویی و پذیرش مسولیت طفره بروی و در یک بیان سخیف و آزار دهنده و در لابلای کلمات اتهام زمین خورای و خارج کردن ارز از کشور را با دروغی آشکار و شاخدار با بازداشت فرزندی از خانواده هادوی که برای بخش عمده ای از فعالیت سیاسی و کنشگران مدنی شناخته شده و سابقه ای روشن و تردید ناپذیر در دفاع از منافع ملی و آزادی و ارزشهای دموکراتیک را در کارنامه اشان دارند را نسبت بدهی و چنین فردی (محمدامین هادوی ) را به عنوانی مبهم در معرض اتهامی ناروا قرار دادن منتهی الیه بی شرمی و بی مروتی سیاسی است ؛
این اتهام سرتاسرکذب و سراپا خجالت آور ایشان که عرق شرم را بر صورت هر انسان آزاده ای می نشاند بیان تصویر و تصوری از فرزند ارزشمند خانواده هادوی بنام محمدامین هادوی که زندانی نام آشنای جنبش پرافتخار سبز را به سبک و سیاق بدتر از بازجوها با عنوان و اتهامی زشت و کینه توزانه به اتهامی تمسخر آمیز که بیان آن در اتاق های خشونت بار بازجویی نیز بدلیل تعارض چنین اتهام سخیفی با شان و ارج و منزلت خانواده هادوی و بخصوص محمدامین هادوی برای بازجویان کاشف قلب واقعیت نیز امری نبوده که کوچکترین تاملس بر وطن پرستی و ایستادگی در راه مام وطن را در ذهن شان تصور کنند و جالب این است که چگونه فردی مثل جاسبی که بایستی خود را برای یوم قیامه آماده کنند و باید بفکر پاسخ به این ظلم ها و تعدی ها باشند چگونه با بی پروایی و بی تقوایی این چنین قلب حقیقت و واقعیت را با اتهامی سخیف و زشت که فقط می تواند تراوش ذهن های مریض و مالیخولیایی و با انگاره دائی جان ناپلئونی قابل تفسیر و تاویل باشد را برای نشاندن خود در جایگاه حقیقت و باطل شمردن منتقدین اش اینگونه ره به ترکستان بپیماید ؛جل الخالق که سیاست و شهوت قدرت و مقام چنان انسان را که می تواند خلیفه الهی باشد به تباهی و زوال بکشاند و نشان دهنده سایر ادعاهای ایشان در زمینه های مختلف می باشد که می تواند از اساس دروغ و بی مبنا باشند
شوربختانه در طی سالهای گذشته دروغگویی و بیان روایت های معارض حقیقت از سوی بخش عمده ای از مدیران و مسولان در جامعه بصورت متعارفی بیان و عادی سازی شده که در این خصوص نه تنها کیفری بر این رفتار نکوهیده غیراخلاقی، غیرشرعی و غیر انسانی مترتب نیست بلکه به عنوان بخشی از واقعیت وجودی مدیران از سوی بنگاه ها و خبررسانی های حکومتی نیز مورد استقبال قرار گرفته و می گیرد که ماحصل این نگرش حاکم بر رفتار مدیران بی اعتمادی روزافزون مردم و نهادهای مدنی اجتماعی به رسانه های حکومتی و مدیران دولتی و حاکمیتی در هر جایگاه و مقام بوده و است .

جالب آنست که در برابر پاسخ صریح خبرنگار که میپرسد نظر شما در خصوص فیلم پخش شده که چنان صحنه های فجیع و آزار دهنده ای دارد که من نتونستم کل فیلم را ببینم ،آقای جاسبی درخواست میکند که نیاز به پخش نیست و میگوید من فیلم را دیده ام و این فیلم صحنه سازی است و خودشان درست کردند برای مظلوم نمایی و..و نهایتا در پاسخ مجری که مگر می شود همچین صحنه سازی هایی و ..با طرح مجدد اتهام صحنه سازی و مظلوم نمایی از پاسخ طفره می رود ؛طنز تلخ تاریخ این هست که این برخوردها با خانواده ای صورت میگیرد که بزرگ این خانواده جناب آقای مهدی هادوی بعنوان اولین دادستان کل انقلاب و عضو شورای نگهبان در سال های نخست انقلاب که برای همه بزرگان نظام فردی شناخته شده و مورد احترام بوده و ای مظلومیت این خانواده به گوش هیچ فریادرسی نمیرسد و فرزندان مظلوم این خانواده با حمایت و چراغ سبز جاسبی طی یک سناریو در جلوی چشم آقای هادوی وهمسرش کتک میخورند که در منظر و دید ایشان با فرزندان و نوه ها و دامادش بصورتی وحشیانه حمله میکنند و شکایت ایشان ره به جایی نمی برد و هیچ کدام از این شکایت ها در برابر این تعرض ها یی که صورت گرفته به نتیجه نرسیده, حتی شکواییه هایی که به رییس و اعضای هیات امنای دانشگاه نوشته شد همگی بی پاسخ ماند و نیز هرگز به جایی نرسیده و امروز با کمال بی شرمی در برابر این همه هتاکی و تهاجم و غصب و باایراد تهمت ها و اتهام های بی ربط و غیر اخلاقی بدنبال توجیه رفتارهای غیر مسولانه و غیرقانونی صورت گرفته ای بودند که توسط مجموعه تحت امر ایشان صورت گرفته بود.

‎کدام عقل سلیم می تواند این همه بی انصافی و دروغ پردازی را باور کند که خانواده ای مظلوم و مورد ستم بیاید با صحنه سازی خودشان را کتک بزنند و عده ای را بزعم جاسبی اجیر کنند که به آنها حمله کنند که مثلا امتیازی بدست بیاورند؟!
و اگر چنین روایتی درست باشد آیا امتیازی در برابر این صحنه سازیها داده شد؟!آنهم از املاک تصرف شده ای که ملک شخصی و جزو اموال و حق الناس محسوب می شده به صاحبانش برگردانده شد و یا مجددا تلاش گردید که الباقی ملک را نیز تصرف و غصب نمایند؟ آیا در برابر این صحنه سازی و مظلوم نمایی به خانواده
‎مهدی هادوی در این مدت که نصف زمینها و باغهایش توسط دانشگاه آزاد غصب و تصرف شده بود اقدامی انسانی از سوی دانشگاه آزاد صورت گرفت که از آن طریق خانواده و فرزندانش هتک حرمت شده بودند که طی صحنه سازی که آقای جاسبی مطرح نموده بتوانند امتیازی بدست آوردند؟؟

در این خصوص ضمن بیان این موضوع که حاصل و دستاورد هر فردی در طول دوران عمرش،ثمره و حاصل کار آن فرد است
«ثمره فعالیت جاسبی بعنوان مبتکر و مبدع دانشگاه آزاد با مدیریت ضعیف و ناکارآمدی و تضییع حقوق مردم و دست اندازی به مال غیر نتیجه اش بدنامی و بی اعتباری در این دنیا و سیه روزی در آخرت است»
دروغ گویی و انکار واقعیت و مدرک سازی برای منکوب کردن حق و پوشاندن لباس حق بر باطل خویش و خود حق پنداری ؛خسران در علم و عمل و تباهی دانش و بدنامی و از همه مهمتر اجحاف و تعرض به حق الناس چیزی نیست که در گذر زمان و با مرور زمان مشمول فراموشی شود ؛ درست است که انکار حقیقت و قلب واقعیت به سکه رایج زمانه بدل شده اما تصویرها و صداها و حافظه تاریخی را نمی شود با پروپاگاندای تبلیغاتی و قلب حقیقت به فراموشی سپرد؛
تجاوز به حق الناس و منافع مردم امری است که هم عقوبت دنیوی دارد و هم عذاب اخروی ؛آنچه در قلب و ذهن و ضمیر مردمان نیک سرشت ایران زمین فراموش نمی شود جنایات و ظلم و خشونت و تعدی به حق الناس با تجاوز و تسخیر مال غیر است تحت هر عنوان و با هم مستمسکی که می خواهد باشد.

جاسبی که می توانست با راه اندازی بزرگترین مرکز دانش اندوزی یکی از چهره های ماندگار در تاریخ کشور باشد؛و ثمره ایفای نقش اش در ایجاد چنین مرکز گسترده و کشوری و سراسری قدرشناسی تاریخی از چنین جایگاهی در بسط علم باشد اما تقدیر روزگار به گونه ای رقم خورده که نوع کنار گذاشتن ایشان از کلیت و مدیریت این مرکز و رفتار اخلاف شان در دانشگاه آزاد با ایشان نشان از بی صداقتی و تهی دستی و نانجیبی است که هیچ عنصر علمی مدیریتی و سیاسی نمی تواند بر حسب سنت حسنه السابقون السابقون اولئک المقربون کوچکترین شان و قدرشناسی برای ایشان متصور باشد؛چرا که حضور ایشان در ایجاد این مرکز با ریا و ناصداقتی و بی تعهدی به عنصر تقوی و معنویت و با زیر پاگذاشتن بدیهی ترین اصول مسلم اخلاقی و علمی همراه بوده و نه تنها کوچکترین وقعی به علم و عالم نداشته اند بلکه برای فرد و خانواده ای که از شریفترین انسانها در عرصه علم و اخلاق و نیک نام در وطن پرستی و دیانت هستند در طی دوران مدیریتش با قلدرمآبی و شارلاناتیزم مدیریتی و با سوء استفاده از جایگاه و نفوذش در هسته مرکزی قدرت حاکم و با توسل به خشونت و بی اخلاقی زشت ترین رفتارها و زننده ترین اعمال را برای رسیدن به مقصود خود یعنی ترکتازی با بهره وری از اموال مردم و حاتم بخشی از حق مبرهن و مسلم انسانهای بی پناه و مظلوم بوده که با این تصاحب بدنبال گسترده نمودن قلمرو حکمرانی اش بوده و در پیشبرد این هدف یعنی غصب و غارت و زمین خواری با شیوه های غیرانسانی و خشونت زا بی آنکه کوچکترین تقید و التزام به بدیهیات داشته باشد و حتی احساس پاسخگویی در محکمه ای چه در این دنیا و چه در سرای حق و حقیقت برای خود متصور بدانند.

با بررسی ابعاد مختلف روایت دروغ از این غصب توسط جاسبی که نتیجه عمل به سیاست پیشبرد هدف با هر وسیله و توسل به هر شیوه که برگرفته از سیاست ماکیاولیستی است ؛ این نگرش بی اخلاقی سیاسی نصب العین جاسبی در مواجهه و بازخوانی پرونده پر غصه خانواده هادوی بوده و نشان ازکمترین پایبندی به قانون و اخلاق در ذهن و ضمیر ایشان را دارد.
آنچه بیش از هر موضوعی می تواند ذهن و ضمیر هر انسان آزاده ای را مکدر نماید بی اخلاقی تام و تمام به سبک سیستم های بی اخلاق و بدنام که براحتی دروغ و خلاف اخلاق و حقیقت را عین واقعیت جلوه نمایی می نمایند.
آنچه پرمسلم هست که گذر تاریخ و زمان نه از شدت ظلم می کاهد و نه منجر به تخفیف جنایات صورت گرفته می شود و نه جای شاکی و متشاکی را عوض میکند ؛اما حتما نتیجه رفتار ظالمانه و متجاوزانه را در روند زندگی فرد ظالم پدیدار می کند و این کمترین درس تاریخ برای متجاوزین و غاصبان حقوق ملت و جاعلان تحت هر عنوان و جایگاهی است .