سه شنبه, ۲۴ مهر , ۱۳۹۷

مهندس سلام

منتشر شده در: .

» سیامک قادری

مهندس سلام
عکست را در نشر و بازنشر انبوه در شبکه های اجتماعی دیدم ، پیر شدی مهندس جان ولی چشمانت همچنان لبریز از شراره اراده مردان آهنینی است که سودای آزادی و عدالت دارند .
نخواستم همچون این سالها ، میرحسین خطابت کنم که امروز مخاطب هزاران راد مرد ایستاده بر آستانه فصل تغییر ( میرحسین ، کروبی و رهنورد و صدها زندانی همان دوران ) است .
از خیل میلیونی همراهان جنبش سبز ، همانگونه که توصیه کرده بودی بسیاری به خانه ها و نقطه عزیمت اعتراض خود – که به دلیل جنبش سیاسی « رای من کو » ترک کرده و به میدان آمده بودند – ، بازگشتند.
در این دوران فترت جنبش سبز اعتراضی ، برخی فعالانه اعتراض خود را پی گرفتند و آرمان اصیل خود را گم نکردند و طعن و لعن برخی دیگر از همراهان را به جان خریدند.
برخی از ادامه راه بازماندند چرا که به تیغ قدار زندانبان ایران از نفس افتادند . اندکی پشیمان از آنچه «تندروی » اش خواندند ، به خوان نعمت جباران پیوستند و از این « درماندگی » خود چماقی از تئوریِهای پر طمطراق ساخته بر فرق یاران کوبیدند .
۹ ماه ایستادگی در میدان را تندروی خواندند و نزد «غارتگران اعتبار جمهوریت و جباران » ، نرد تملق و اعتذار باختند .
چنبره سیاست بازان چنان جنبش را فرا گرفت که حتی تیغ قلم روزنامه نگاران را هم از حرکت و نفس انداخت و بعد از رفتن آن سردار دروغ و تقلب ، انگار همه شاخص های تباهی و زوال با تغییر رنگ سبزمان ، سیر صعودی یافت .
راستی! از اعتباری که از حصر به کیسه اصلاحات ریختی ، صحنه ای آرایی کردند خطرناک تر و صعب تر از خرداد ۸۸ و تمام اعتبار مقاومت و ایستادگی را هزینه کسانی کردند که خود مسبب این صحنه آرایی ها در تاریخ سی و اندی ساله بودند.
در این سال‌ها، بارها و بارها غیر از «منشور جنبش سبز »که منتسب به تو بود اما رگه هایی از تجدید نظر طلبی استمرارطلبانه در آن مشهود بود، بیانیه های تو و پرنسیب های غیر قابل خدشه آن ، چراغ راه امثال من بود و همان را ارجح از جملات و توصیه هایی می دانستیم که گاه به فراخور از حصر درز می کرد.
راستی مهندس جان ! توصیه های منصفانه و از سر درد تو در همان زمانی که به حصر رفتی را نپذیرفتند که هیچ ، اکنون به فهرست سیاهکاری های جباران فاسد متقلب ، صدها جان بر باد داده ، هزاران امید خانواده شهدای جنبش ، هزاران سال حسرت آزادی از پشت میله های زندان و حصر و حیف و میل و غارت میلیاردها دلار سرمایه مردم برای نشاندن عطش قدرت جباران اضافه شده است .
ماشین کشتارشان لحظه ای متوقف نشده و در تازه ترین اعتراضات در دیماه ، قریب ۵۰ نفر از معترضان را در خیابان و زندان به قتل رساندند.
اندک فقهای همراه جنبش و آزادیخواهان عدالت طلب یا نقاب در روی خاک کشیدند و یا به محاق حصرگونه رفتند و از اعتبار نهادهای منبعث از قانون اساسی اکنون فقط ولایت شرور فقیه مانده است .
آب و خاک این سرزمین را خرج همراه تراشی و بیعت ستانی برای بقا کردند و دیگر حتی به شکل صوری هم حاضر به توضیح به احدی حتی نمایندگان بی خاصیت مجلس نیستند .
اساتید قلب و تقلب ، منطقه را درگیر ناآرامی کرده و دشمن خود ساخته را به دیوی ترسناک برای ایجاد رعب و ترس در جامعه تبدیل کردند و جامعه ترس خورده و وحشت زده و مستأصل را جزیره ثبات جا زدند ، تا مدرنیزاسیون و نرمالیزاسیون و ماستمالیزاسیون را جای ارمانخواهی قالب کنند .
مهندس جان به نظر می رسد که اکنون امکان اصلاح این پوسته فاسد از بین رفته و سیاهکاری ها و خیره سری های آنکه رهبر مسلمین اش می خوانند- ولی جز عده ای سوداگران زر و زور اطرافش نمانده – کشور را در لبه پرتگاه نابودی قرار داده است .
شرایط بین المللی ، منطقه ای و داخلی را به گونه ای رقم زده اند ، که میلیون ها ایرانی و ایران را در آستانه اضمحلال و نابودی قرار داده اند .
مفاهیم ارزشمندی چون امنیت ، اقتدار و عدالت را پرچمی دروغین کرده و درفش تزویرشان در این هیاهو چنان در حال اهتزاز است که دل برخی از ارمانخواهان نومید را به امید واهی و سراب لرزانده است .
مهندس ، اشاره به آن شراره عدالت خواهی و آزادی طلبی چشمان تو ، تمنای بازگشت به این زمینه پرهیاهوی نافرم بدفرجام نیست که اگر بود ، بهترین گزینه برای رهایی ایران از این چارچوبه وحشت حکومت دینی به حکومتی غیر دینی و عرفی است ، بلکه زنهار از وسوسه دوستان سست عناصر و بریده ، در آستانه پایان حصر است .
مبلغان به فراخور رسم پناه از «مار غاشیه » به «عقرب جرار » ، بی اعتبار در این آشفته بازاری که مردمش نومیدانه ، قهرمان و نجات دهنده را در «تاریخ » اینجا و « جغرافیای » آنجا ، جست و جو می کنند ، اکنون نفس بریده در انتظار مددی هستند تا به آن تمسک جسته از غرق نجات یابند .
راستی مهندس جان ، چشمانت همان موقع هم می گفت که به همت اهل شعار و فریادشان که « موسوی دستگیر بشه ، ایران قیامت میشه » باور نداری اما ما سوگواران همیشه تاریخ ، یک عذر خواهی به تو که نتوانستیم در و دیوار حصر را بر سر صادر کننده دستور آن خراب کنیم ، بدهکاریم .
سیاست مدار آرمان خواه و با پرنسیب چه پیروز یا شکست خورده ، همواره در یاد و خاطره این ملت ماندگار است و حساب آنان با کسانی که اعتماد را به مثابه کالایی در بازار مکاره سیاست معاوضه می کنند فرق دارد ولی این فضای پر هیاهوی هیجانی که بیش‌تر به پوشاندن وحشت شبیه است تا «هل من مبارز طلبی»، وسوسه ات نکند و فریبت ندهد.
راستی مهندس جان از اردوگاه « سفید » ، شیخ بیانیه ای صادر کرده ، کارستان و قرارگاه سبز همچنان بی تاب بیان نهایی !
ادبار این سرزمین تمامی ندارد و زنجیریان ، دردمند – اگرچه به سختی – ره می سپارند تا وصال شاهد آزادی و عدالت اما منتظر کسی نمی مانند .
بابت همه ایستادگی ها و ‌پاسداری پرنسیب ها قدردان هستیم و اگر خسته شدی – که چشمانت این را نمی گوید – به تو خسته نباشید می گوییم عزیز .