چهارشنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۷

اقای روحانی، بفکر منافع و امنیت ملی کشور باشید

منتشر شده در: .

» مهدی نوربخش

فکر میکردیم زمان شعار دادن در جمهوری اسلامی ایران بعد از چهل سال از انقلاب به پایان رسیده است. فکر میکردیم پس از این همه ناکامی در عرصه سیاست های داخلی و خارجی، رهبران سیاسی این کشور ابدیده شده و بر طبلهای خالی گذشته نمیکوبند. فکر میکردیم که با انتخاب اقای روحانی به دوران تعقل گرایی در عرصه سیاست گذاری کشور نزدیک شده ایم واز رئیسی بجای ایشان و جلیلی بجای ظریف گذشته ایم. فکر میکردیم مردان سیاسی کشورمان طی این سالها واقعگراتر شده و بجای تعهد به منافع ایدئولوژیک و سیاسی شخصی، به منافع و امنیت ملی کشور فکر میکنند. فکر میکردیم اقای روحانی هنوز به تعهدات انتخاباتی خود پایبند مانده و نمیخواهد رسانه، پول و اسلحه همه در دست سپاهیان اسلحه بدست بماند. فکر میکردیم در کارزار نهایی، جناب روحانی به روش دوست نزدیک خود، مرحوم رفسنجانی، تاسی جسته و در بین منافع مردم و نظام ، منافع مردم را انتخاب میکند. فکر میکردیم رئیس جمهور انتخابی مردم به پایگاه اجتماعی خود و همه انهاییکه باو رای داده اند وفادار میماند. اما چنین نشد و اقای روحانی منافع نظام را بر منافع ملی و مردم ترجیح داده و اجازه داده است که در اوضاع و احوال بحرانی فعلی، اسلحه بدستان ماجراجو در صحنه سیاست خارجی و منطقه ای کشور عقده گشائی کرده و حرف اخر را بزنند.
دولت ترامپ و همپیمانان منطقه او نظیر اسرائیل و عربستان سعودی تلاش کرده اند که اقتصاد ایران را فلج کنند. با اقتصادی پویا و جمعیتی تحصیلکرده (Articulate Sector) ایران میتوانست در ابتدا بیک قدرت اقتصادی منطقه ای تبدیل گردد. ایران با اقتصادی قدرتمند همچنین قادر بود با اسرائیل و ترکیه در درون منطقه رقابت کند. برای فلج کردن اقتصاد ایران دو راه در پیش روی ترامپ و هم پیمانان منطقه ای او بوده است. اول:لغو برجام و اعمال تحریمهای وسیع و دوم، جنگ. برای دولت ترامپ اعمال تحریمها در اولویت قرار داشته بخاطر اینکه کم هزینه تر و قابل کنترل تر بوده است. دولت ترامپ نمیخواسته است که وارد یک جنگ هزینه بردار با ایران گردد. تبعات این جنگ برای امریکا غیر قابل پیشبین بوده و نظامیان امریکا اورا از این سیاست پرهیز داده اند. اما جنگ بعنوان یک سیاست ثانوی هنوز در سیاست خارجی ضد ایرانی ترامپ قرار دارد.
تا بحال دوبار دولت ایران با سیاستهای درست خود اجازه نداده است که ترامپ از استراتژی دوم و جنگ استفاده کند. اول: پایبند بودن ایران به برجام، به امریکا این امکان را نداده است که از حربه جنگ بر ضد ایران استفاده کند. با حفظ برجام و تعهد ایران به این توافقنامه، کشورهای اروپایی و جامعه جهانی مخالف ترامپ و خشونت طلبی او بوده اند. دوم: ایران در سوریه از نشان دادن هر عکس العملی به حملات مکرر هوایی اسرائیل به پایگاههای ایران اجتناب کرده است. دولت سوریه و روسیه هردو مخالف بردن جنگ ایران با اسرائیل بداخل سوریه بوده و هر تنشی بین ایران و اسرائیل را درون این کشور، بضرر سوریه و ثبات نسبی رژیم اسد میدانسته اند. ایران همچنین قدرت انرا نداشته است که نیروی هوایی اسرائیل را بچالش بکشد و حتی از پرتاب موشک از سوریه بداخل اسرائیل امتناع کرده است. ایران بدرستی میدانسته است که در صورت ایجاد هر چالشی بین این دوکشور، امکان کشیده شدن جنگ بین اسرائیل و امریکا بمرزهای ایران خواهد بود. اقای ولایتی در سفر خود به روسیه، با میانجیگری پوتین با ناتانیاهو بطور غیر مستقیم در مورد سوریه مذاکره کرده است. ناتانیاهو همچنین به حملات هوایی خود به پایگاهای ایران در سوریه ادامه داده و متعهد مانده است.
اما اینبار تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز، به امریکا و هم پیمانانش در منطقه اجازه خواهد داد تا به گزینش دوم یعنی جنگ روی اورند. صحبت اقای روحانی در سوئیس بسیاری را در جامعه جهانی منتقد این سیاست ایران کرده است. اولین کشوریکه بطور روشن به این سیاست ایران انتقاد نمود، کشور چین بود. اعلام چنین تهدیدی توسط روحانی نه تنها ارائه بسته پیشنهادی اروپا را به ایران به تاخیر انداخت، که دولت امریکا را بفکر انداخته است تا نیروی نظامی خودرا در منطقه برای پیدایش چنین سناریویی اماده کند. حمله موشکی حوثی ها در چند روز گذشته به دو کشتی نفتی عربستان سعودی در تنگه باب المندب ، اوضاع سیاسی منطقه ای را برای ایران وخیم تر کرده است. این حمله به احتمال اتخاذ چنین استراتژی توسط ایران در خلیج فارس و وقوع چنین حادثه ای کمک نموده و کشورهای منطقه ای، امریکا و اروپارا بیش از پیش مصمم میکند که اجازه ندهند که تنگه هرمز با مخاطره برای حمل و نقل روبرو گردد.
کمتر از ۵ میلیون بشکه نفت در روز از طریق تنگه باب المندب به دنیا صادر میگردد. در مقایسه، بیش از ۱۹ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز در روز صادر گردیده و این میزان ۴۰% نفت مورد نیاز دنیا و کشورهای اروپایی و اسیائی را تشکیل میدهد. تنگه هرمز یک شاهراه حیاتی اقتصادی برای کشورهای منطقه ای و دنیاست. در صورت تلاش برای بستن تنگه هرمز، ایران حمایتهای منطقه ای و جهانی خودرا از دست خواهد داد. در صورت بروز یک جنگ، تمامی تاسیات نفتی کشور در جنوب ایران میتواند مورد حمله امریکا و همپیمانان منطقه ای واشینگتن در خاورمیانه قرار گیرد. اگر چنین حادثه ای اتفاق افتاد، اقتصاد وابسته به نفت ایران کاملا نابود خواهد گردید. بقول سردار علائی، ” ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد و امریکا هم میتواند انرا باز کند.” ایران میتواند تنگه هرمز را با مخاطره رویرو کند اما اقتصاد ایران و کشورهای منطقه دوست ایران نظیر قطر قربانی اقتصادی چنین سیاستی خواهند بود. تاثیرات سیاسی و اقتصادی اتخاذ چنین تصمیمی برای ایران کاملا قابل پیش بینی است، از دست دادن حمایت جهانی و نابودی اقتصاد ایران.
اقای روحانی پس از هفته ها شعار که با حمایت اسلحه بدستان ایران روبرو گردیده است، به امریکا اخطار داده که با دم شیر بازی نکند. اما اقای روحانی شاید فکر ان را نکرده باشد که وقتی شیرها بدرون قفسی میروند، نه تنها با دم انها که با یال انها هم میشود بازی کرد. اقای سلیمانی هم بطور ضمنی ادعا کرده است که نیروی قدس او بتنهایی از پس چالش امریکا بر خواهد امد. چه بی بصیرتی مطلقی.