شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۷

واکنش فاطمه کروبی به خبری با عنوان ملک واگذار شده: از بررسی دقیق کارنامه کاری و زندگی ام در چهل سال گذشته استقبال می کنم

منتشر شده در: .

طی روزهای گذشته، افراد و سایت های معلوم الحال با انتشار محتوای کذب با عنوان “افشای ملک ۱۰۰۰ متری کروبی در خیابان ملاصدرا” سعی در سناریو سازی دوباره برای خانواده مهدی کروبی نمودند.
به گزارش سحام، در واکنش به این شایعه پراکنی ها، فاطمه کروبی “علیرغم میل باطنی” نه تنها پرونده این ملک را، که پرونده دو ملک دیگر را نیز تشریح کرده است.
همسر مهدی کروبی در این نامه از نحوه خرید این ملک و نیز وضعیت فعلی آن سخن گفته و افزوده: “این ملک آموزشی به محض پایان مراحل اداری و ثبتی اش وقف بنیاد خیریه ای با هدف کمک ماهانه آموزشی و فرهنگی به فرزندانی که پدر یا مادر خود را از دست داده اند خواهد شد. لذت این کار که در ده سال گذشته با تحت پوشش قرار دادن یکصد فرزند انجام گردیده چنان بوده که مجاب شدم بنیاد خیریه ای با همین منظور ثبت کنم که این بنیاد بتواند با جذب کمک دیگر هموطنان تعداد بیشتری از فرزندانی که پدر و یا مادر خود را از دست داده اند را تا مقطع لیسانس تحت حمایت مالی قرار دهد. ”

در بخش های دیگر این نامه، این نماینده سابق مجلس به مجتمعی مشابه در الیگودرز اشاره نموده که به اراده امام جمعه شهر و نهادهای امنیتی، توقیف شده: “پس از احداث ساختمان آموزشی خیابان ملاصدرا زمینی هم در زادگاهم الیگودرز خریداری کردم و در آن مجتمع حضرت زهرا (س) را در ۴ طبقه بنا کردیم. از آنجاکه سند آن ملک پس از طی کردن مراحل شهرداری و ثبتی آماده گردید آن ملک نیز وقف گردید. متاسفانه مسائل پسا ۸۸ موجب مانع تراشی نهادهای قدرت در امور خیریه اینجانب گردید. به طوریکه مجتمع فرهنگی حضرت زهرا (س) حدود سه سال است که به اراده امام جمعه کج اندیش الیگودرز و نهادهای امنیتی و قضایی تنها به این جرم که فاطمه کروبی مؤسس آن است توقیف گردیده است.”

خانم کروبی ضمن ابراز تاسف از اجبار به بیان این مطالب، گفته که “خوشبختانه زندگی خصوصی ما پس از حوادث خرداد ۸۸ توسط نهادهای قدرت چند بار شخم زده شد و اگر ابهامی برای کسی باقی مانده مصرانه از نهادهای قدرت، وزارت اطلاعات و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه می خواهم زندگی ما را با ذکر جزئیات بررسی و نتیجه آن را در اختیار عموم قرار دهند. ”

 

به گزارش سحام، متن کامل این نامه بدین شرح است:

چند روز پیش خبری تلفیق از راست و دروغ در کانال های جریانی خاص منتشر شد که لازم است برای تنویر افکار عمومی توضیحی پیرامون آن ارائه شود. دانستن را حق مردم می دانم و امیدوارم در آینده نزدیک رسانه های آزاد و مستقل بدون هراس از نهادهای قدرت بتوانند این حق نادیده گرفته شده از مردم را درعمل محقق کنند.
اما اصل ماجرا: اینجانب در دو دهه گذشته در کنار دیگر کارهایم توفیق انجام امور خیریه ای را بدور از سَروصدای مرسوم داشتم که منافع حاصل از آن را در جهت امور عام المنفعه هزینه کردم. هرگز هم تمایلی به خبری کردن آن نداشته و ندارم اما فرافکنی سیاسی جریان حاکم که هدفی فراتر از تخریب شخص من را دارند مرا مجبورکرد نکات زیر را علیرغم میل باطنی ام بیان کنم.
در سال ۱۳۸۲ زمینی با کاربری آموزشی را در خیابان ملاصدرا خیابان شهید شیرازی از ستاد اجرایی فرمان امام به قیمت کارشناسی آن ستاد برابر با قیمت روز(آموزشی) خریداری کردم و اصل و بخش باقیمانده از این معامله را هم مطابق روال آن ستاد در ۱۰ قسط بدون هیچگونه تأخیری پرداختم. همان هنگام دوستان که در شهرداری تهران صاحب نفوذ بودند و از نیت کار عام المنفعه من مطلع بودند پیشنهاد کردند که با تغییر کاربری آموزشی به مسکونی ارزش زمین مذکور را به سه برابر تبدیل کنم اما اینجانب حتی برای کار خیر هم نمی خواستم چنین کنم. پس از تهیه نقشه و دیگر مراحل، ساختمان آموزشی مجهزی در زمین مربوطه ساخته شد. در این مجتمع آموزشی مدتی کلاس های ایراندخت برقرار شد. موانع موجود در اعطای مجوز موجب شد که این ساختمان را به دانشگاه آزاد اسلامی اجاره دهیم که تا چند ماه پیش واحد الکترونیک تهران در آن مستقر بود. این ملک آموزشی به محض پایان مراحل اداری و ثبتی اش وقف بنیاد خیریه ای با هدف کمک ماهانه آموزشی و فرهنگی به فرزندانی که پدر یا مادر خود را از دست داده اند خواهد شد. لذت این کار که در ده سال گذشته با تحت پوشش قرار دادن یکصد فرزند انجام گردیده چنان بوده که مجاب شدم بنیاد خیریه ای با همین منظور ثبت کنم که این بنیاد بتواند با جذب کمک دیگر هموطنان تعداد بیشتری از فرزندانی که پدر و یا مادر خود را از دست داده اند را تا مقطع لیسانس تحت حمایت مالی قرار دهد.
این پروژه البته در راستای کار پیشین ام بود. ساختمان پنج طبقه نوساز در هفتم تیر، خ شهید مفتح، خ ورزنده پلاک ۱۴ که در سال ۸۲ به طور کامل در دفترخانه رسمی آن ملک را وقف کردم و درآمد آن از همان موقع صرف امور خیریه مرتبط با وقف شد.
پس از احداث ساختمان آموزشی خیابان ملاصدرا زمینی هم در زادگاهم الیگودرز خریداری کردم و در آن مجتمع حضرت زهرا (س) را در ۴ طبقه بنا کردیم. از آنجاکه سند آن ملک پس از طی کردن مراحل شهرداری و ثبتی آماده گردید آن ملک نیز وقف گردید. متاسفانه مسائل پسا ۸۸ موجب مانع تراشی نهادهای قدرت در امور خیریه اینجانب گردید. به طوریکه مجتمع فرهنگی حضرت زهرا (س) حدود سه سال است که به اراده امام جمعه کج اندیش الیگودرز و نهادهای امنیتی و قضایی تنها به این جرم که فاطمه کروبی مؤسس آن است توقیف گردیده است.
لازم به ذکر است که زمین دو ساختمان وقف شده بنیادی نبوده و از دو شخص حقیقی خریداری شده است. همچنین تا امروز از هیچ نهاد دولتی و حکومتی هم برای انجام این امور وام و یا کمک دریافت نگردیده است.
در خبر تخریبی ارزش آن زمین آموزشی معادل ملکی مسکونی محاسبه گردیده بود. شفاف سازی کاری بس ارزشمند است منوط بر آنکه حقیقت بیان گردد نه آنکه برای توجیه یا تبرئه رفتار برخی از مدعیان اصولگرایی چنین گفته شد. آن زمین امروز به یک مرکز آموزشی مجهز تبدیل گردیده است و ارزش امروزی آن هرچه باشد متعلق به هیچ یک از اعضای خانواده کروبی نیست. هیچ یک از فرزندانم حتی در مدیریت آن هم نقشی نداشته اند. شاید بد نباشد به این نکته اشاره کنم که سالها پیش پس از مشورت با فرزند حقوقدانم وصیتی در همین ارتباط تنظیم کردم. مدت ها پیش هم به همراه وکیلم در دفترخانه خیابان پل رومی زمینه انتقال این ملک به بنیاد خیریه مورد نظرم، پس از ثبت رسمی آن را مهیا کردم.
لذا صریحا می گویم که از بررسی دقیق کارنامه کاری و زندگی ام در چهل سال گذشته استقبال می کنم. هرگز از بیت المال با آنکه بیشترین امکان برایم فراهم بود استفاده نکردم. اینجانب حتی وقتی نشان لیاقت از رئیس جمهور محبوب وقت حضرت حجت السلام و المسلمین خاتمی را دریافت کردم، لوح لیاقت را به یادگار نزد خود نگاه داشتم و ۵۰ سکه اعطایی را تقدیم آقای دکتر نوربالا رئیس وقت سازمان هلال احمر کردم که ایشان هم وسیله ای برای یکی از مراکز درمانی تهیه کردند.

امروز هم خوشحالم و هم متأسف. خوشحالم زیرا شبکه های اجتماعی آنچنان فراگیر شده اند که همه را پاسخگو کرده یا می کنند و متأسفم از اینکه مجبور شدم قدم ناچیزی که در راه خدا برداشتم علنی بیان کنم. خوشبختانه زندگی خصوصی ما پس از حوادث خرداد ۸۸ توسط نهادهای قدرت چند بار شخم زده شد واگر ابهامی برای کسی باقی مانده مصرانه از نهادهای قدرت، وزارت اطلاعات و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه می خواهم زندگی ما را با ذکر جزئیات بررسی و نتیجه آن را در اختیار عموم قرار دهند.
من در مجموعه خاطراتم که امیدوارم به زودی منتشر شود تمامی مراحل زندگی مشترکمان از جمله خرید ملک شخصی در چیذر در اوائل دهه پنجاه و سپس خرید زمین در کوی نرگس، فرمانیه از مرحوم خانم پیرنیا در تابستان ۵۷ را بیان کردم. کروبی چیزی برای پنهان کردن ندارد که اگر داشت این روزها در قبال ظلم بر مردم یا لکنت زبان می گرفت یا روزه سکوت. آقای کروبی به واسطه اعتماد امام و وکالت تام الاختیار از ایشان اموال منقول و غیر منقول بسیاری را در اختیار داشت. در پیش و پس از انقلاب کمک های فراوانی هم افراد در اختیار وی می گذاشتند که ریالی از آن کمک ها و یا اموالی که در اختیارش بود وارد زندگی شخصی ما و فرزندان نگردیده است. لازم است بگویم که پسرانم نه تنها از امکانات مالی که در اختیار پدرشان بوده هرگز بهره مند نشدند بلکه او حتی در جهت ارتقای موقعیت اجتماعی آنان هم (اخذ پست سیاسی، فرهنگی و اقتصادی) قدمی برنداشت.
در پایان هم اجازه می خواهم از این فرصت بهره گرفته و به خبر کذبی که سال ها پیش از سوی فردی در یکی از رسانه های خارج از کشور بیان شده بود پاسخ دهم. در آن زمان گفته بودند که من در واردات دارو به کشور نقش داشتم. اینجانب در دوران کاری ام در مرکز پزشکی بنیاد شهید و پس از آن هرگز در واردات دارو یا امور تجاری و بازرگانی دیگر فعال نبودم. در دوران مسئولیت ام در معاونت پزشکی هم دخیل در هیچیک از قراردادهای آن مرکز نگردیدم.

فاطمه کروبی
۲۰ تیر ۱۳۹۷