سه شنبه, ۲۴ مهر , ۱۳۹۷

شهید پایان ندارد

منتشر شده در: .

مجتبی نجفی

مگر نه این است که شهید شاهدی بر حقیقت است، شاهدی برای” آنچه که باید باشد و نیست “پس هدی صابر هم شهیدی است که شهادتش” دعوتی است به همه‌ی عصرها، و به همه‌ی نسل‌ها”…دعوتی است برای آنانکه ایمان به ساختن “ایران” دارند و بهروزی فقیرترینها، به حاشیه رانده شده ها، نادیده شده ها و تحقیرشدگان را در سر دارند.
“چریک مدنی” شایسته نام اوست که شب و روزش را وقف کمک به دیگری کرده بود،دلنگران ” روسپیان سیزده ساله،زنان سرپرست خانوار، مردان از فقر شرمنده و خیل بیکاران زیر چرخه ی ارابه ی خشن اقتصاد” بود. به فکر” آتیه داری ملی” بود و برای جایگاه رفیع ایران آرش – مصدق در جهان” تلاش می کرد و به قول خودش:” تلاشی در حد یک انسان متوسط با کاستی‌های خاص خود”.
او “متوسطی” بود با کاستی های خودش که آنقدر ساخت و آنقدر تلاش کرد که پایانش را با “استعلا”، با “شهادت” با “چراغ” شدن برای راههای تاریک رقم زد. و چه عاقبتی خوشتر از پایان خوش یک قصه، قصه مردی با دردهای وجودی، نگران حال زار هم میهنان و بیقرار از سرنوشت کشورش.
او شهید است چرا که شهید، “مرگی” ندارد، هر آنچه هست میلاد است و شکفتن. نامش یادآور زندگی است، هر گاه ناامیدی بیاید پیام آور امید می شود. شهید بن بست ندارد، نبودنش هم عین “هستی” است. نام صابر بیاید ذهن ها به سیستان و بلوچستان می رود، به کلاس تاریخ و خدا. به انسانی با عقاید سخت و ایمانی بزرگ اما دلی مهربان.
او شهید است و یادآوری شهادتش در عصر ناامیدی ها و یاس ها، در عصر بن بست و بلاتکلیفی، تزریق امید است. امروز که ناامیدی از آینده، رویّه غالب شده، یادآوری نام این شهید بیشتر از گذشته ضرروی است و واجب؛ چرا که شاخصه غالب زندگی او امید بود : ”
به عنوان زاده ایران، متعلق به جریان فکری هم ملی – هم مذهبی، فرزند انقلاب ۵۷، در قبال آینده، بس خوشبین و قندیل بس شفاف آب چکان از شیروانی بزرگ ایران را نه تخیلی که حقیقی نظاره می کنم و سرو صورت به چکان چکان آن می سپارم. ”
امروز به ناامیدان از آینده، هدی صابر را یادآوری کنید. امیدِ او در حرکت زاده شده بود. ماده مخدّر و لفاظی برای رفع مسئولیت نبود .امیدواری او از جنس چشم بستن بر درد تحقیر شدگان نبود. او پا به پای آنها حرکت می کرد. با به رسمیت شناختن دردشان و تلاش برای توانمند کردنشان و البته با انتقاد صریح و بدون لکنت زبان از حاکمان و نظام سیاسی. برای همین در قبال آینده بس خوشبین بود چرا که در حرکتش نظاره گر انسان هایی متوسط بود که با کاستی هایشان برای خیر عمومی و کاهش رنج مردم آستین بالا زده بودند. و در حرکت بود که او، آنها را به نظاره می نشست و امیدوارمی شد.
نه زندان ، نه محرومیت، نه فشار نه تهدید برای لحظه ای او را متوقف نکرد و تنها خواستند با مرگ تراژیکش به او پایان دهند. اما غافل از اینکه شهید پایان ندارد، شهید بن بست ندارد، شهید هست، همه جا در همه عصر ها و مکان ها…هدی صابر هست هر جا اعتلای نام ایران و ایرانی در میان باشد…هر جا که دردی باشد و دردمندی …