دوشنبه, ۴ تیر , ۱۳۹۷

حقی که شجاعی به گردن وزارت اطلاعات دارد!

منتشر شده در: .

سید علی رادمنش

قتل های پاییز ٧٧ زخمی بزرگ بر دلها دارد. آن موقع که این جنایت افشا شد و وزارت اطلاعات آن را به عهده گرفت. شاهکار و بزرگی افشای آن، برخی را واداشت که آن را با ملی شدن صنعت نفت مقایسه کنند. با فشار آقای خاتمی، دری نجف آبادی که وزیری نالایق بود و به تعبیر و پیشگویی عجیب آیت الله منتظری، ماشین امضای مدیران پائین دستی وزارت اطلاعات بود، استعفا داد.
پس از مدتی که از بازداشت سعید امامی(معاون امنیت وزارت) و تعداد دیگری از اصحاب او گذشته بود، جزوه ٨٠ صفحه ای در برخی سطوح موثر منتشر شد که حاوی نکات بسیار زننده از فسادهای عقیدتی و منکراتی بخشی از وزارت و جاسوس بودن بخش عظیمی از آن بود. گفته شد نویسنده این جزوه شخصی بنام آزاده یا آملی بوده است که البته طبق روال همه بازجویان هر دو نام مستعار بود. هدف از نوشتن و انتشار این جزوه، مقدمه چینی برای انحلال وزارت و تشکیل سازمانی امنیتی زیر نظر رهبری بود؛ چرا که وزارت در دست اصلاح طلبان قرار داشت و لابد اهداف پشت پرده دیگری وجود داشت که می بایست سازمانی غیر پاسخگو و نظارت ناپذیر ایجاد گردد. تمامی اطلاعاتی که در جزوه مذکور وجود داشت منتسب به اقاریر متهمان اعم از سعید امامی و همسرش، عالیخانی و موسوی گرفته تا اکبر خوش کوشت بود.
با سوار شدن بچه های اصلاح طلب بر کار وزارت، و پس از رسیدن گروه مخصوص خاتمی بر سر نوارهای بازجویی، تا حدی این سناریو ناکام ماند اما هنوز آسیب پذیر بود و پشتوانه نداشت و امکان عملی شدن انحلال وزارت هنوز روی میز سلطه طلبان بود؛ اما با افشای این بازجویی ها و چگونگی اقرار گرفتن از متهمان که با شکنجه های وحشیانه قرون وسطایی صورت گرفت، به کلی نقشه برنامه ریزی شده فوق نقش بر آب شد و تا به مرحله شفافیت نرسیده بود کار تمام نمی شد. تا این که نسخه ای از این نواز سه ساعته که خلاصه ٣٠٠ ساعت بازجویی از متهمان پرونده بود از قم سر درآورد و به دست سعید منتظری فرزند آیت الله منتظری رسید. اولین باری که من این فیلم را دیدم تا یک هفته حال خوشی نداشتم از این همه نامردمی و هر آنکه هم توانست فیلم را ببیند چنین حالی داشت و البته خیلی ها نتوانستند آن را تا آخر تحمل کنند.
همزمان با بازداشت سعید منتظری در سال ٧٩ نامی دیگر بر سر زبان ها افتاد؛ واسطه رساندن این نوار به بیت آیت الله منتظری. از دوستان شهید والامقام حاج داوود کریمی و از نیروهای اطلاعاتی در زمان جنگ و پس از آن یعنی: شجاعی، احمد شجاعی!
و اما حالا حاج احمد به همراه پسرش سجاد در پی محکومیت تعلیقی بواسطه شرکت در تجمع ٢۵ خرداد ٨٨ در زندان اوین است. گویا حتی پدر و پسر را از هم جدا کرده اند تا بتوانند عمق کینه و دنائت خود را نشان دهند. سخن بر سر قانونی بودن اجرای حکم تعلیقی صادر شده نیست و این که چرا به تعزیر و تنجیز مبدل شده که خود جای بحث دارد، اما سخن این است که آقایان اطلاعات بدانند که چه کسی به گردن آنان حق دارد و آقای سید محمود علوی بر وزارتی فرماندهی می کند که ماندنش مدیون حاج احمد است و اگر دوستان او به سخن درآیند بسیاری ناگفته ها برملا می شود. اگر دامن بچه های وطن دوست و متدین وزرات منزه از اتهامات عقیدتی و جنسی و… شد به برکت مجاهدت حاج احمد و امثال اوست و تلافی این خدمت بزرگ می طلبد که این وزارت در راستای آزادی شجاعی و فرزندش سجاد پیش قدم شوند تا بلکه اقلا در این یک مورد رسم مردانگی ادا شود.
بدان امید.