دوشنبه, ۴ تیر , ۱۳۹۷

نامه هنگامه شهیدی در سالروز بازداشت غیرقانونی اش توسط دادستانی

منتشر شده در: .

هنگامه شهیدی، فعال زنان و روزنامه نگار اصلاح طلب در یادداشتی به روایت بخشی از حواشی رخ داده پیرامون پرونده بازداشت اش در سال گذشته پرداخته است.
به گزارش سحام متن این نامه بدین شرح است:

و سیعلمو الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

امروز سالروز بازداشت غیرقانونی و غیر شرعی من توسط دادستان تهران جعفری دولت آبادی و عوامل و ایادی ایشان است که با فشارها و سفارشات خاص مقامات عالیه قوه قضاییه این حکم توسط وزارت اطلاعات دولت روحانی به اجرا درآمد.

در ذیل به چند نکته در خصوص حواشی پرونده ام در حوزه دادستانی تهران اشاره می کنم:

١- بنا به فرمایش امیرالمومنین قضاوتی که با تکیه بر ظن و گمان باشد عادلانه نیست؛امام صادق(ع) فرموده اند: قاضیان ۴ گروهند سه گروه دوزخی اند و یک گروه بهشتی؛ مردی که دانسته حکم ناحق می دهد، مردی که ندانسته حکم ناحق می دهد و مردی که ندانسته حکم حق می دهد دوزخی است و مردی که دانسته به حق حکم دهد بهشتی است؛

٢- پس از بازداشت و در مراحل بازجویی متوجه شدم دستگیری من با اغراض شخصی و کینه های قدیمی از سوی “دادستان تهران” انجام شده است؛ البته این کینه قصه درازی دارد و قبلا در سال ٨٩ به طور مفصل راجع به این موضوع از داخل زندان نامه ای خطاب به دادستان تازه منصوب تهران منتشر کرده بودم که با جستجو در اینترنت قابل دسترسی است؛

٣- از بدو بازداشت ظواهر امر اینگونه نشان می داد که بازجویان وزارت اطلاعات برای خوشآیند رییس قوه قضاییه و دادستان تهران اقدام به پرونده سازی در خصوص اینجانب نمودند و از کار حرفه ای خود بسیار فاصله گرفتند؛

۴- در ١٧ فروردین ١٣٩۶ دادستان تهران در جلسه بازجویی در حضور سرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه (قطبی) مرا تهدید کرد که “اگر نتوانم در خصوص ارتباط با کانال خبری آمدنیوز جرمت را اثبات کنم،به تو اتهام دیگری خواهم زد و بالاخره محکومت خواهم کرد” که این ادعا مرا به یاد ادعای قاضی مرتضوی راجع به اثبات موضوع جاسوسی زهرا کاظمی انداخت و به او گفتم شما به زور میخواهید زهرا کاظمی دیگری را برای جمهوری اسلامی از من بسازید و من این اجازه را نخواهم داد؛ پس از آنکه وزیر سابق اطلاعات (مصلحی) در دو سخنرانی به مناسبت ٩ دی مرا جاسوس خواند،حرفهای جعفری دولت آبادی برایم مرور شد و اینگونه استنباط کردم که اراجیف مصلحی توسط مجموعه قضایی و اطلاعاتی برای اعلام جرم جدید علیه اینجانب هدایت شده است!

۵- نمیدانم دادستان تهران مدرک دکترای حقوق خود را از کدام دانشگاه و تحت نظر کدام اساتید اخذ کرده است؟ به نظر اینگونه می رسد ایشان به راحتی علم قانون را زیر پا می گذارد و حتی یک بار هم “منشور حقوق شهروندی” را مطالعه نکرده، فقط به دنبال صدور کیفرخواست های سنگین برای حفظ جایگاه خود بوده و هر چه حکم سنگین تر باشد آن را به عنوان ابهتی در اثبات مدارج علمی خود تلقی میکند!

۶- بزرگان علم حقوق با تسلط بر “فقه و اصول” بر این باورند که باید از مواد قانونی و استنباط های فقهی در جهت کاهش میزان محکومیت و مراعات حال متهمان استفاده کرد؛ متاسفانه دادستان تهران مبنا را برعکس فقه شیعه و علم حقوق قرار داده است و مستندات این ادعا، پرونده قضایی اینجانب در سال ٨٨ است که فقط به خاطر یک مصاحبه با BBC به ۶ سال زندان محکوم شدم به همین جهت آقای امین ناصری (بازپرس سابق شعبه ششم دادسرای اوین ) به اینجانب اظهار داشت که اگر من قاضی پرونده شما بودم محکومیت واقعی شما فقط شش ماه بود که آنهم با اغماض غیرقابل پیگیری بود!

٧- در دیداری در سال ٩۴ و پس از اتمام دوران محکومیت سال هشتاد و هشت، یحیی پیرعباسی قاضی شعبه بیست و ششم دادگاه عمومی و انقلاب تهران بابت صدور حکم شش سال زندان و حبس تعزیری، از اینجانب طلب حلالیت و عذرخواهی کرد و اذعان داشت:”با فشارهای وارده چاره ای جز پذیرش شش سال محکومیت نداشتم و مقامات قضایی و امنیتی تقاضای صدور دوازده سال حبس تعزیری برای شما داشتند که با مقاومت من به نصف کاهش یافت”!

٨-اینجانب نصف یکسال را در زندان انفرادی جمهوری اسلامی ایران به اتهام واهی سپری کرده ام که در این مدت با فشارهای وارده روحی و روانی هیچگونه مستند و ادله ای دال بر اثبات مجرمیت اینجانب ارائه نگردید و این مقامات در مراحل بازجویی از ارائه مدارک برای اعتراف گیری مغرضانه امتناع ورزیده و طفره می رفتند؛ در جلسات تهدید آمیز پس از آزادی، کارمند فضای مجازی حفاظت قوه و بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه اذعان داشتند که همه مستندات مجرمانه اینجانب در جلسه دادگاه و صدور کیفرخواست به رویت خواهد رسید که این نوع ادعا در نوع خود بسیار سخیف و غیرحقوقی بنظر میرسد؛

٩- علت این همه “خوش رقصی” یک مقام قضایی برای “سلسله مراتب” به جهت حفظ و نگهداری “عنوان” و “میز” برای بازداشت یک “جنس مونث” آنهم با اتهامات ساختگی و واهی چه معنا و مفهومی جز آزار و اذیت زنان این مرز و بوم میتواند داشته باشد؟جعفری دولت آبادی بهتر است بیش از این وقت خود را صرف برخورد با زنان این سزمین نکند و عملکرد خصمانه دادستان سابق تهران را الگوی خود قرار داده و به عنوان آینه عبرت و سرنوشت مشابه خود در آینده هر روز با خود مرور کند و بداند که روزی مقام قضایی دیگری او را همانند مرتضوی به بند قانون خواهد کشید؛امروز براستی قابل درک است که چرا سرنوشت دادستان های تهران در آخر کار به فضاحت و بی آبرویی منجر می شود!!!

١٠- اینجانب اعتقاد دارم که مردم از فساد،تزویر،زر،زور،بی عدالتی و تبعیض بیشترین گله مندی را دارند و بهتر است آقای دادستان تهران
اجرای عدالت را از محاکمه بی اغماض اختلاسگران، مفسدین و رانت خواران “هزارفامیل” آغاز و به عنوان مدعی العموم علیه آنان اقامه دعوی کند؛

١١-به دادستان تهران توصیه میکنم که بیانات اخیر مقام معظم رهبری را سرلوحه الباقی فعالیت قضایی خود قرار دهد؛ایشان فرمودند “در زمینه عدالت باید تلاش کنیم،باید کار کنیم، باید از خدای متعال و مردم عزیز عذرخواهی کنیم در مورد (اجرای)عدالت مشکل داریم”؛
به همین منظور از جعفری دولت ابادی توقع دارم از انتقادات سازنده و توصیه های مکتوبم به خودشان عصبانی نشود و پا بر هوای نفس خود برای بازداشت مجدد اینجانب بگذارد و به جای این اقدام همه تلاش و ظرفیت خود را به عنوان مدعی العموم برای صدور قرار منع تعقیب در پرونده قضایی مفتوحم در دادسرای رسانه بکار گیرد؛ همچنین به دغدغه های اخیر مقام معظم رهبری در خصوص اجرای عدالت واقعی بپردازد و شاید که در آخر دوره خدمتش رستگار شود.