جمعه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۷

فردا دیر است

منتشر شده در: .

میرزا محمد مهرابی:

سی و هشت سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، اگر با دقّت به سیر تاریخی نظام جمهوری اسلامی نگاه کنیم به خوبی در می یابیم که حال نظام بد است. در این مدت و در طول عمر جمهوری اسلامی فراز و فرود های فراوانی وجود داشته است. گروگانگیری، پایان نا مطلوب گروگانگیری،  جنگ، طولانی شدن جنگ، نتیجۀ نا مطلوب جنگ، خرابی بسیاری از شهر ها و روستا ها و سرازیری جنگ زدگان به شهرهای دیگر، هزینۀ  باز ماندگان خانواده های کشته و اسیر در جنگ،  انتخاب رهبری آقای خامنه ای، عملکرد خبرگان رهبری، اعتراضات مردم و به خیابان کشیده شدن آن، شاخ و شونۀ حکومت در برابر اعتراضات مردم و…

به نظر می رسد که نظام جمهوری اسلامی ایران و اگر نگوییم در حال فرو پاشی است ولی حداقل باید بگوییم، موقعیت بسیار نا مساعدی دارد.

 با توجه به اعتراضات اَخیر، معلوم شد که صبر مردم طاق شده و جان مردم به لب رسیده و اگر فرصتی پیدا شود،  نارضایتی هایشان را با خشونت عیان خواهند کرد. مردم از سد هر گونه تقدس و تقدس مآبی گذشته اند و دیگر فرصت طلبی و خواب پیامبر دیدن و… برایشان کارایی ندارد؟ البته مردم هزینۀ این انقلاب را از جان و مال داده اند و خواهان انقلابی دیگر نیستند که بقول پالمر و نزدیک به این معنا که «هرانقلاب فیزیکی و خشونت آمیز برابر با نا بودی فرهنگ و تمدن و پیشرفت مردم است.» از دیگر سوی، یک زمانی امید پا در میانی سران اصلاحات و یا ریش سفیدانی وجود داشت؟ که باید اذعان کرد که با مواضع نا بجای سران اصلاحات در جریان اعتراضات اخیر، این روزنه امید نیز از بین رفت.

 

این مطلب موجز و خلاصه؛ دلایل فراوانی دارد که به چندتای آن بسنده می شود. گو در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

 

۱) اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم:

 وضع مردم از نظر زندگی بسیار نا بسامان است. کشاورزان، روزی کشاورزی می کردند و اُمورات خود را با کم و زیاد می گذراندند، اما امروز آب کجاست؟ تا اُموری بگذرانند؛  قالی ایرانی زبان زد عام و خاص بود و عده ای با همین قالی بافی گذران می کردند، اما این روزنه نیز با بی تدبیری  از بین رفت. صنعتگران و هنرمندان با صنعت و کار و کوشش خود، امرار معاش می کردند، ولی عدم مدیریت دولتمردان باعث نابودی آن شد. بازرگانان، با توجه به منافع ملت مشغول واردات و صادرات بودند و در پیشبرد کار ها سهیم می شدند؛ اما دو صد حیف که این کار هم مصادره شد و در دامان آقا زاده ها و اطرافیان و نور چشمی های سران اُفتاد؟ … در نتیجه فاصلۀ دهشتناک طبقاتی بین دو درصد با نو و هشت درصد مردم شد. ژن بر تر

۲) اوضاع سیاسی:

مطلب در این مورد توضیح واضحات است، ولی یک جمله خالی از لطف نیست. در طول عمر نظام جمهوری اسلامی ، سیاست بر مبنای آمریکا ستیزی و شعار های استکبار ستیزی بوده،  اما در حقیقت از چاله به چاه افتادن بوده است. یعنی ولو به ظاهر دوری از استکبار آمریکا و اُفتادن در دامن روس های نا نجیب و پوتین آدم خوار بوده است؟!  قرار داد نا خواندۀ دریای خزر که از قرارداد ترکمن چای و یا گلستان کمی ندارد؟ و… البته هنوز این مسأله برای مردم شفاف نیست؟

۲) بی عدالتی ها:

 زمانی که مردم نگاه می کنند می بینند برادر آقای رفیق دوست متهم می شود و با این که متهم است به برادر او ترفیع درجه داده می شود و خود او نیز با سوء استفاده های فراوان از زندان آزاد می شود ولی دستیار و یا همراه او فاضل خدا داد اعدام می شود. البته این که می گوییم برادر آقای رفیق دوست بدین سبب است که برادر او به سبب او پله های زیاده خواهی  را طی کرده است. و الا برادر جانی بودن خود جرم نیست. وقتی فاجعۀ کهریزک به دست سعید مرتضوی و دستیاران و فرماندهانش انجام می گیرد و به دلایل مختلف دیگر مورد  دیگر مورد غضب مردم قرار می گیرد و مردم انتظار محاکمۀ او را دارند، ترفیع درجه داده می شود و از جمیع آفات بدور می ماند؟! زمانی که رئیس قوۀ قضائیه نه مجرم بلکه متهم به برداشت از خزینه مردم و حساب های شخصی می شود؛ و یا متهم به سوء استفاده از مخازن و منابع آبی و طبیعی مردم می گردد؛  به جای آن که برای مردم توجیه و توضیح شود ولی از او ستایش فراوان می شود؟! خلاصه اختلاس ها و دزدی ها اما حمایت ها و کش ندهید ها ؟!  و…

۳) ریخت و پاش های بی حدو حصر اموال مردم در خارج از ایران:

مردم ما به خوبی واقفند که دست مظلومی گرفته شود،بجاست؛ اما زمانی که مال و آبرروی مردم جهت توسعۀ امپرا توری سپاه  و  کمیتۀ اجرائی فرمان امام و بیت آقای خامنه ای و در نتیجه گسترش دامنۀ خلافت در بیرون از مرزها هزینه می شود، مردم از خود حساسیت نشان می دهند، چقدر پول مردم برای ابومصب ضرغاوی ، اسماعیل هنیئه و … مصرف شد اما در خاتمه برای صدام عزای عمومی بر پا کردند و یا پدر و پسر اسد، این دو حکمران آدم خوار و…. چقدر از مال این مردم مادر مرده هزینه شد و نتیجه چه بود؟ سپردن خاک سوریه به پوتین ؟؟؟

۴) سوء استفاده از دین و مرام مسلک مردم:

مردم ما خوب می دانند که دین و مذهب ابزاری برای ادامۀ قدرت نا مردمی حکومت شده است. من به عنوان یک محصل علوم دینی و تاریخی می گویم؛ اگر حکومت دینی است؛ خوب دین و اخلاق و درس های تاریخی می گوید دزدی و غارت مال مردم بد است، ثروت نا مشروع درست نیست، «الهکم اتکاثر» مسافرت ها با خرج های میلیاردی،اسراف است، کلو و الشربوا و لا تسرفوا و… پس کش ندهید چه معنایی دارد؟ پس وظیفۀ سنگین شما چه می شود؟ و…

۵) ریزش ها و رویش ها:

 به خاطرم هست که آقای خامنه ای در یکی از سخنرانی هایش گو یا در نماز جمعه گفت: اگر ما ریزش داشتیم ولی رویش نیز داشته ایم؟ اما در حقیقت این مطلب را  یا به خاطر سر گرمی مردم و یا بخاطر فرار به جلو نقل می کنند، بله رویش هم بوده ولی کدام رویش و کدام ریزش؟  دانۀ فلفل سیاه خال مه رویان سیاه # هر دو جان وسوزند اما این کجا و آن کجا؟ ریزش شما آیت الله منتظری بوده، شیخ اصلاحات کروبی و میر حسین و ووو بوده و حال آن که رویش شما کیانند؟ و مردم نسبت به کدام، استقبال و نسبت به کدام نفرت دارند؟ بیش از این خود زنی است برادر؟!

فضا های مجازی:

۶) بله فضای مجازی و مطبوعات برون مرزی بسیار مأثر بوده اند؟ چرا که همۀ مردم ما می دانند که مطبوعات  و رسانه های داخلی در اختیار یک نفر یا یک گروه کوچک است و تنها و تنها به میل همین افراد محدود کار می کنند، مردم ما آگاهند که اینان هیچ مطلب درستی را به درستی بیان نمی کنند، شفافیت ندارند، بعضاَ مغرضانه و جانیانه عمل می کنند، کیهان زیر نظر مستقیم نمایندۀ آقای خامنه ای است، این پاره ورق بار ها و بارها به شخصیت های مورد احترام مردم اهانت کرده است، فهاشی کار همیشگی آنها ست؟ پس چرا اعتماد کنند؟ نخیر به کیهان اعتماد نمی کنند و در عوض به رسانه های برون مرزی گوش می کنند و این عین عقل و منطق است؟ ووو  به هوش

بس است یک نکته از این معنا گفتیم و همین باشد. در خاتمه پیشنهادی نیز خالی از لطف نیست. از بین گروه ها و دسته ها، شهر ها و روستا ها، صنف ها و مسلک ها و… افرادی انتخاب و با خرد جمعی با حکومتیان وارد مذاکره شوند و خطر را گوشزد کنند، پس اگر مذاکره جواب نداد خردمندانه به در بکوبند و گوش های نا شنوا را شنوا کنند. با مجلسیان مذاکره داشته باشند، مردم هر شهر و روستا با نمایندگان باصطلاح مجلس گفتگوی جدی و همیشگی داشته باشند، دسته جمعی پیش آنان بروند تا جدیت کار را بفهمانند؟ ووو. ممکن است کسی بگوید فلان کس شعار نده، چون این کار جوابگو نیست. من می گویم به حصر عقلی یا این کار جواب می دهد، که نتیجه دارد و یا جواب نمی دهد که در صورت عدم، نتیجه اتمام حجّت شده است  و مردم می فهمند که باید با هزینۀ کمتر خودشان وارد شوند.  به یاد دارم که اُستاد بزرگوارم آیت الله منتظری قبل از حصر، سر شب و بعد ز نماز مغرب و عشا پیاده به راه می اُفتاد و خانۀ بعضی از دلسوزان می رفت و خطر را گوشزد می کرد و در حقیقت مأثر واقع شده بود؛ و همین امر عده ای را نا راحت کرده بود و احساس نا اَمنی می کردند، به همین دلیل و البته با سخنرانی ۱۳ رجب ، پیشنهاد حصر را دادند، نمی دانم آن روز نیز خواب نما شده بودند و پیامبر را در خواب دیده بودند و یا … جالب بود که این کار را عده ای از روی غرض و مرض دست گرفته بودند که بله فلانی شب ها با دنپایی خانۀ بعضی علما می رود، غافل از این که بزرگی به تجملات و تنقلات نیست، بلکه به ساده زیستی و صداقت است.

حوزۀ علمیۀ قم – میرزا محمد مهرابی. ۱۰/۱۱/۱۳۹۶