جمعه, ۱ تیر , ۱۳۹۷

مطهری : توزیع تریبون‌های حکومتی نادرست است

منتشر شده در: .

به صراحت می‌گوید که اصلاح‌طلب نیست؛ اما مواضعش، آزاداندیشی، آزادگی و صراحتش سبب شد اصلاح‌طلبان نام او را در فهرست انتخاباتی خود برای مجلس شورای اسلامی بگنجانند. علی مطهری در سال‌های اخیر به چهره‌ای تبدیل شده که ناگفتنی‌ها را می‌گوید؛ انتقادهایش، جدی و اساسی است و در نقد وارد حوزه‌هایی می‌شود که گاه برایش مشکل‌ساز می‌شود. از جمله حادثه‌ای که در شیراز رخ داد و برخی انتقادهای شدیداللحن‌تر از سوی نهادهایی که مطهری آنها را نقد کرده بود.

به گزارش ایران نایب رئیس مجلس در گفت‌وگوی تازه‌اش با خبرآنلاین، با صراحت بیشتری نظراتش را مطرح می‌کند که بخشی از آن را در زیر می‌خوانید…

در گزارشی که از پیگیری ماجرای سخنرانی شما در شیراز در مجلس قرائت شد، به اسامی آمران آن اتفاق اشاره‎ای نشده بود در حالی که بر اساس پیگیری‎های شما این انتظار وجود داشت هم آمران معرفی شوند و هم پرونده خودسرها یک بار برای همیشه بسته شود. چرا چنین نشد؟
گزارش مربوط به قضیه مشهد بود ولی در هردو ماجرای مشهد و شیراز بحث خودسرها نبود. قضیه مشهد کار دادستان آنجا بود که بدون دلیل و به طور غیرقانونی سالن را پلمب کرده بود و قضیه شیراز یک کار سازمان‌یافته از سوی یک نهاد نظامی بود. ماجرای شیراز به نتیجه خوبی رسید. دو دادگاه به پیگیری آن اختصاص داده شد. یکی دادگاه مهاجمانی که در صحنه حضور داشته و به من حمله کرده بودند؛ که محاکمه و همگی محکوم شدند. در آخرین جلسه دادگاه، آنها عذرخواهی کرده و قبول کردند که اشتباه کرده‌اند. آنها در اعترافاتشان و بازجویی‌ها گفته بودند که به ما دستور داده شده بود و ما دستور را اجرا کردیم و اسم سه نفر از کسانی را که دستور داده بودند اعلام کردند. البته مجازات این مهاجمان خیلی سبک بود و ما می‌توانستیم درخواست تجدیدنظر کنیم تا احتمالاً مجازات سنگین‎تر شود اما از اینها گذشتیم و گفتیم که از روی نادانی این کار را کرده‌اند. به نظرم مهم آمران این ماجرا بودند که شکایت مجددی از آنها کردیم و اخیراً محکوم شدند؛ یعنی بالاخره برای همگی مجازات زندان در نظر گرفتند. در قضیه شیراز از همان فرودگاه می‌خواستند از ورودم به شیراز جلوگیری کنند. ظاهراً هفته قبلش خانم کولایی را مجبور کرده بودند از همان فرودگاه برگردد. در مورد سخنرانی آقای زیباکلام هم اتفاقی شبیه این انجام شده بود اما انعکاسی نداشت یعنی یک نهاد نظامی تصمیم می‌گرفت چه کسی به دانشگاه بیاید و چه کسی نیاید. ولی در مورد من ماجرا انعکاس داشت و خیلی به ضررشان تمام شد. حتی باعث شد که فضای استان فارس عوض شود و خودکامگی برخی مقامات و نهادهای آنجا خیلی کم شد و به‌دنبال آن قضیه استاندار هم تغییر کرد. به نظرم حادثه شیراز حادثه خیلی بابرکتی بود و پیگیری‎های قضایی‎اش هم به نتایج خوبی رسید؛ یعنی هم مباشران و کسانی که مستقیماً حمله کردند تنبیه شدند و هم آمران درجه دو. نام آمر اصلی را هم به لحاظ اینکه الان یکی از مقامات رده بالای نظامی است و اخیراً ارتقا پیدا کرده نخواستیم اعلام شود. ممکن است بگویید که بهتر بود پیگیری ما ادامه پیدا می‌کرد تا به محاکمه فرمانده اصلی هم برسد. اما به نظرم همه فهمیدند که منظور کیست و البته او هم متنبه شده است.
‎مهم‌ترین تریبون‌های عمومی، صداوسیما، نمازجمعه و مساجد هستند. به نظرتان چقدر این تریبون‌ها بین صاحبان گرایش‌های سیاسی به طور متوازن توزیع شده‌اند تا مواضع شان را اعلام کنند؟
حساب مساجد جداست و عوامل مختلفی در آن دخالت دارد. ولی به طور کلی توزیع تریبون‌های حکومتی ما درست نیست. نگاهشان به شکلی است که اگر کسی در جایی انتقادی به نظام کرده باشد، باید در فهرست سیاه قرار بگیرد و فقط کسانی باید از تریبون‎های عمومی حرف بزنند که هیچ انتقادی نداشته و صرفاً از نظام تعریف و تمجید کرده باشند. انتقاد از دولت‎ها بحث دیگری است. اگر دولت هم راستای خودشان باشد، شاید انتقاد از دولت را هم نپذیرند ولی اگر دولت نقطه مقابلشان باشد، قضیه فرق می‎کند. امام جمعه‌ها باید نظرات خودشان را بدهند، البته طبعاً مصالح نظام را هم باید رعایت کنند. اگر سخنان امام جمعه حالت طبیعی داشته باشد و امام جمعه نظرات خودش و مردم را بگوید، خیلی مؤثرتر است تا اینکه مردم احساس کنند دستوری از بالا می‌آید و ائمه جمعه حرف‌های کلیشه‌ای شبیه به هم می‎زنند. در حال حاضر روشن است که همه از یک مرکز دستور می‌گیرند ‎که این هفته باید علیه فلان شخص صحبت شود یا راجع به فلان موضوع. این امر استقلال ائمه جمعه را از بین می‌برد. البته ائمه جمعه‌ای هم داریم که حرف‎های خودشان را می‌زنند و مستقل هستند ولی تعدادشان کم است.
بازنشسته کردن برخی از این نیروهای مستقل از یک طرف و انتشار مواضع سیاسی یک طیف خاص از این تریبون از طرف دیگر، چقدر روی ارتباط مردم با ائمه جمعه و اصل حضورشان در چنین جمع‌های مذهبی تأثیر می‎گذارد؟
طبیعی است وقتی شما افراد متفکر و باکیفیت را کنار می‌گذارید، در ریزش مخاطبان هم تأثیر می‌گذارد. شخصیت ائمه جمعه و صحبت‎هایی که بیان می‌شود باید به شکلی باشد که اقشار مختلف مردم مایل به شرکت در این مجامع باشند نه اینکه فقط یک قشر خاصی شرکت کنند و بقیه خیلی تمایلی به شرکت نداشته باشند. به نظرم این قابل اصلاح است و باید روش‎شان را تغییر دهند. هیچ اشکالی ندارد که در نمازجمعه انتقادی هم به دستگاه‌های زیرمجموعه رهبری شود. در این صورت مردم یک حالت طبیعی احساس می‌کنند. در صورت ادامه این روند اعتماد مردم کم می‌شود؛ چون احساس می‌کنند که حرف دلشان گفته نمی‌شود و طبیعی است که کم کم فاصله بین مردم و نظام ایجاد می‌شود.
گاهی با یک پارادوکس رو به رو هستیم. مثلاً اینکه برخی از چهره‎ها به ‎رغم اینکه پرونده‎های متعدد تخلف علیه‌شان وجود دارد همچنان فرصت استفاده از تریبون‎ها را دارد ولی برخی دیگر با اینکه سابقه محکومیت ندارد، با ممنوعیت‎هایی در همین زمینه روبه‌رواست…
آنچه  مردم را خیلی ناراحت و بدبین می‌کند، همین تبعیض است. ولی اگر یک سختی‎هایی برای همه باشد، مردم تحمل می‌کنند… در مسائل قضایی و حقوق اجتماعی افراد جامعه هم همین طور است. اگر احساس کنند که تبعیضی وجود دارد، مثلاً در مورد برخورد متفاوت با آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد، نمی‌توانند این را بپذیرند.
البته برخی تصمیمات به شورای عالی امنیت ملی منتسب شده و گفته می‌شود که مصوبه آن شورا بوده است.
اینکه یک موضوع قضایی را به شورای عالی امنیت ملی محول کنید که آنها تصمیم بگیرند و مجازات کنند، کاملاً خلاف قانون اساسی است. اصلاً شورای عالی امنیت ملی کارش این نیست که برای افراد مجازات تعیین کند. البته در یک شرایط اضطراری در حالی که جامعه در حال آشوب است، در کشورهای دیگر هم این اتفاق می‌افتد و ممکن است که رهبران را برای یک مدتی محدود کنند که از اطرافیانشان دور باشند تا این شورش را کنترل کنند ولی وقتی کنترل شد دیگر شورای عالی امنیت ملی وظیفه‌ای ندارد.
این پارادوکس نیست کسی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد، چه آقای هاشمی باشد چه آقای احمدی‌نژاد و … از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت می‌شود؟
این می‌تواند به معنی نظرات مختلف در درون نظام باشد. مثلاً می‌گویند به خاطر تجربیاتی که در دوره ریاست جمهوری داشته از نظرات ایشان استفاده شود. بدون اینکه اتهاماتی که در مورد ایشان است، مورد توجه باشد. ممکن است مقداری سؤال برانگیز باشد ولی به نظرم فعلاً مشکلی نیست.
به نظرتان آقای احمدی‎نژاد همچنان محبوبیت لازم را دارد و چهره رأی‌آوری است؟
اگر از گرمسار کاندیدا شوند رأی می‌آورند ولی اگر از تهران کاندیدا شوند معلوم نیست رأی بیاورند.
بعد از انتخابات پیشنهادهای اصلاحی یا تغییر ساختاری میان اصولگرایان زیاد مطرح می‎شود؛ نمونه‎هایی مثل سخنان شما یا پیشنهاد نو اصولگرایی آقای قالیباف و تغییر شاکله جمنا و دموکراتیک شدن آن. به نظرتان این پیشنهادهای چقدر مورد استقبال اصولگرایان قرار گرفته است؟
اینها(اصولگرایان) تا برداشت‎های خودشان را از بعضی اصول تغییر ندهند، هیچ پیشرفتی نخواهند داشت. مثلاً باید برداشت خودشان را از اصل ولایت فقیه اصلاح کرده و برداشت درستی داشته باشند. همین طور برداشت غلط از مسأله آزادی بیان یا برداشت غلط از موضوع حفظ نظام که فکر می‌کنند برای حفظ نظام هر کاری می‌توانیم بکنیم و دست به هر کار خلافی می‌توانیم بزنیم، دروغ می‌توانیم بگوییم و از هر وسیله‌ای می‌توانیم استفاده کنیم. این موارد دست و بال اینها را بسته و اینها را تبدیل به یک گروه جامد کرده است. درحالی که باید این روش را تغییر دهند و لازمه آن این است که بیایند و بحث کنند، یعنی باید یک مقدار بحث‌های نظری و تئوری بین خودشان داشته باشند. آنها باید جلساتی بگذارند و بگویند که اصلاً برداشت‎شان از ولایت فقیه چیست؟ آیا می‌شود در جایی که نظر مخالف با ولی فقیه داریم، نظر خودمان را اعلام کنیم یا نه؟ خود رهبری می‌گوید هر کسی نظر مخالف دارد می‌تواند اعلام کند. ولی اینها کاسه‌های داغ‌تر از‌ آش هستند و هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنند. همین طور از دستگاه‌های زیرمجموعه رهبری آیا می‌توان انتقاد کرد و ایراد گرفت، می‌شود تحقیق و تفحص کرد؟ اصولگرایان باید در مورد این مسائل بنشینند و بحث کنند. آیا تا به حال شده که اصولگرایان نسبت به بعضی نهادهای امنیتی انتقاد کنند که چرا برخی کارها را می‌کنند؟ چرا کسی را که دوتابعیتی است در بدو ورود به ایران بازداشت می‌کنند؛ درحالی که می‌دانند چیز خاصی نیست ولی عنوان جاسوسی برایش درست می‌کنند تا بعد یک جایی امتیاز بگیرند. مثل داستان اخیر آقای امیر حکمتی که دوتابعیتی بود و ظاهراً سال ۹۳ وارد ایران و بازداشت می‌شود و محاکمه‌اش می‌کنند؛ در ابتدا به اعدام و بعد از مدتی به ۱۰ سال زندان محکوم می‎شود و بعد از امضای برجام در مقابل پول هایی که از امریکا گرفتیم او و چند نفر دیگر را آزاد کردند. بعد ایشان به امریکا رفت و از ایران شکایت کرد که مرا ۸۰ روز در انفرادی نگه داشتند و تحت فشار روحی و جسمی قرار گرفتم. در نتیجه ایران به پرداخت ۶۵میلیون دلار محکوم و جریمه شد. یعنی این مبلغ را از اموال ما برداشت می‌کنند و به شاکی می‌دهند. خب، اگر واقعاً ایشان جاسوس و محکوم به اعدام یا ۱۰ سال زندان بوده باید احکام صادره درباره او اجرا شود.

برش
نظر شما راجع به تغییر نظام ریاستی به پارلمانی چیست؟
این کار را به صلاح نمی‌دانم و در واقع موجب کاهش نقش مردم در سرنوشت‌شان خواهد شد. با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان، مجلس را به گونه‌ای می‌چینند که از قبل رئیس‌جمهوری هم مشخص باشد. در واقع سرنوشت کشور به دست آقای جنتی می‌افتد.