دوشنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۶

ایمان علیرضا رجایی به حقیقت،آزادی و عدالت

منتشر شده در: .

برای کسانی دل بسوزانید که در سراشیبی اضمحلال وبی آیندگی درحرکت اند، نه برای علیرضا رجایی که به فرایند حقیقت، آزادی، عدالت و زیبایی وفادارمانده است و رو به تعالی ونامیرایی دارد.

بیماری سرطان علیرضا رجایی درزندان نطفه بست ودراثر عدم رسیدگی به موقع، به درازا کشید وسرانجام به ازدست دادن یک چشم ونیمی از صورت وی انجامید. این خبر بهت آور، بسیاری را شوکه کرد و هرکس را که مختصر آشنایی باویژگیهای اخلاقی ومنش سیاسی وی داشت، دراندوه عمیقی فروبرد.

اثرات روحی آسیب های سخت وضایعاتی که بعضا همه عمربرجسم وروان فشارمی آورند، درهمه یکسان نیست. بسته به اینکه حادثه به «تصادف» پدید آید یا عوامل ارادی انسانی هم دروقوع آن دخالت داشته باشد، تأثیراتش بر اندیشه و روان، و ازآن طریق بر واکنش فرد، متفاوت خواهد بود. وقتی علت آسیب ناشناخته وتصادفی اعلام می شود، آزردگی ورنجی شدید وغالبا آمیخته با خشم وجود فرد را فرامی گیرد، خشمی که اگر با ژرف نگری وتأمل و دوراندیشی در پیامدهای حادثه، به تدریج مهار وخنثی نشود، ویا برسر مقصری بی نشان و دوراز دسترس، مثل«اقبال» و «روزگار» آوارنگردد، سلامت روحی شخص آسیب دیده را مختل و رفتار وی را ازتعادل خارج می سازد.

فرجام تلخ ودردناکی که بیماری برای علیرضا رقم زد، معلول تصادف نبود؛ زیرا از زمانی که علایٔم بالینی وتشخیص پزشک مسؤل درزندان، غیرعادی بودن ضایعه رانشان می دهد، تا روزی که بعد از آزادی از زندان اقدامات اولیه را جهت تشخیص نوع ضایعه ودرمان آغازمی کند، دراثر نحوه عمل عوامل انسانی ذیربط ، فرصتی طلایی برای پیشگیری ویا درمان به موقع ازدسترس وی خارج می گردد. این تعلل را درخوشبینانه ترین حالت، فقط می توان به سهل انگاری درانجام وظیفه قانونی و فقدان عاطفه همدردی و حس مسؤلیت انسانی واحیانا عکس آن، بی توجهی به سلامت بیمار به دلیل اختلافات فکری و سیاسی، نسبت داد. اگر پاشنه درب دستگاه قضا دراین ملک بر حق وعدالت می چرخید، در مورد اول، مقصر یامقصرین می بایست مطابق قانون بازخواست و درصورت اثبات تقصیر، حتی اگر ازسوی علیرضا بخشوده شوند، کیفر وجه عمومی جرم را متحمل گردند. برای موارد بعدی هم مقصرین باید دربرابرشخص آسیب دیده، وجدان ورب خویش و وجدان عمومی جامعه، به قصورخود اعتراف و تقاضای بخشش کنند.

امابعیداست که علیرضا به این وجه ازقضیه بیندیشد، من هم قصد ورود به این بحث را ندارم، می خواهم به بررسی واکنشهایی بپردازم که رنجدیدگی ناشی از این خسران وآسیب دیده گی تکان دهنده، در نظایر علیرضا رجایی بر می انگیزند. نه یک واکنش لحظه ای بلکه فرایندی از کنش های همسو و رشد یابنده که هستی آسیب دیده را دریکی از دو سوی مخالف، متحول می سازند. واکنشهایی که قبل ازهرچیز، ازطرزفکر و جهان بینی، ساخت روانی-عاطفی و منش پایدارشخصیت فرد تأثیر می پذیرند، و دربستر عمل وتجربه طولانی مدت شکل می گیرند. موقعیت شخص آسیب دیده بی شباهت به کسی نیست که درکمرکش شیب تند صخره ای ایستاده است ؛ یک طرف سراشیبی نفرت وخشم وانتقامجویی، ودرسوی دیگر، پاکوب صعود به قله های مرتفع آزادی و آفرینندگی.
بسیاری گام درسراشیبی می نهند و اراده خویش را تسلیم عاطفه خشم وانتقام می کنند، بدین امید که جراحت روح آسیب دیده را تشفی بخشندویا بازوی اجرای عدالت شوند، درهردوحالت ازاین حقیقت غافلند که خارج از قلمرو حاکمیت قانون عادلانه، نیازی به انتقام واعمال کیفرازبیرون نیست، زیرا حاصلی جز بازتولید ابدی خشونت وکینه جویی درپی ندارد. باید میان عمل رهایی بخش وبازدارنده ازتجاوز وستم وعمل انتقامجویانه فرق گذاست؛ از آنجا که هرکس درگرو اعمال خویشتن است بازتاب عمل مجرمانه، هستی فرد را ازدرون فاسد می کند وتوسط وجدانی که دیر یا زود و درمواجهه با تکان های سخت بیدارمی شود، به گیرانه آتشی بدل می شود که ازدرون مجرم را به کام خود فرومی بلعد.
صعود واستعلا؛ فرایندی است خلاق ورهایی بخش که با آن استعدادهای بالقوه فعلیت می یابند.وچون بین بدن وذهن وشعور،نوعی توازی وهمنوایی برقراراست، افزایش توانمندیهای فکری وروحی،تعادل جدیدی راایجاب می کند که به موجب آن، کاستی بخشی از قدرت مادی و بدنی ، باتقویت یخشی دیگزازاین قوا جبران می گردد.وباآن، همآهنگی تازه ای بین رفتارهای بدنی وکنش های ذهنی ومعنوی به وجودآمده، وحدت شخصیت فرد محفوظ می ماند.

باشناختی که از علیرضارجایی داریم، تردیدی نیست همانند روزهای پیش از«حادثه»، قلبش بروی حس نفرت و کینه وانتقام جویی، مسدود خواهد ماند. همنوایی وتأثیرگذاری متقابل میان قوای روحی ومعنوی و جسم آسیب دیده اجازه نمی دهد رنجدیدگی، تبسم ازلبانش برباید و برق مهربانی،هشیاری وامید ازنگاهش زدوده گرداند. بازگشت دایٔمی اراده آزاد وفاعلی او، برای آغازی دوباره از نقطه عزیمتی جدید، قلبش را از شادی ورضایت خاطر سرشارمی کند وبه زندگی وکنش های اجتماعی اش، معنا وماهیتی اخلاقی وانسانی الهی می بخشد.

منبع: تلگرام نویسنده