جمعه, ۳۰ تیر , ۱۳۹۶

رای به روحانی ارزش دارد

منتشر شده در: .

» هرمز شریفیان

۴ سال پیش وقتی «حسن روحانی» نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد، برای دومین بار در انتخابات شرکت نکردم.
رخدادهای پس انتخابات سال ۸۸ و باور نکردن روحانی و وعده هایش و چند عامل دیگر سبب شد بنفش نشوم و سبابه ام را رنگی نکنم.
طی ۴ سال گذشته تنها به نقد وی و دولتش پرداختم و عملکردهای صحیح وی را ناشی از وظایفش دانسته و امتیازی بابت انجام وظایف برای او قائل نشدم.
روحانی و دولتش آرام آرام نشان دادند که می توانند شلختگی ها و بلاهای ۸ ساله را مرتفع کنند و با به سرانجام رساندن برجام، نشان دادند که درصورت داشتن مدیریت و برنامه، می توان غیر ممکن را ممکن کرد و سایهء تحریم، جنگ، نابه سامانی و بی اعتمادی به دولت را از سر مردم باز کرد.
دولت روحانی با رفتار درست در برابر بحران «حقوق های نجومی»، پاک دستی خود را تایید کرد و همزمان پاسخ منتقدان خود را که عموما کسانی بودند که دستشان از صندوق دولت کوتاه شده بود را داد.
روحانی با انتخاب «محمدجواد ظریف» به مردم نشان داد که رئیس دستگاه دیپلماسی یک کشور باید دارای چه خصوصیاتی باشد.
ظریف نشان داد که وزیر امور خارجه تا چه حد می تواند تاثیرگذار و فعال باشد و در هماوردی با هم تایان غربی، آنان را بِر و بِر نگاه نکرده و محور نشست و گفت وگوهای استراتژیک باشد.
روحانی همزمان وزارت نفت را به دست «بیژن نامدار زنگنه» سپرد که شناختش از نفت تنها «بو» و تاراج درآمد حاصل از فروش آن نبود و توانست با تدابیر نوین، این ثروت ملی را مطابق با منطق و مدیریت روز اداره کند.
روحانی در این ۴ سال نه تنها پی گیر برداشتن حصر «میرحسین موسوی»، «زهرا رهنورد» و «مهدی کروبی» بود بلکه با وجود نداشتن ابزار لازم برای حل این دغدغهء ملی، بارها به ممنوع الهمه چیز شدن «سیدمحمد خاتمی» اعتراض کرد و این بی قانونی ها را در تعارض با قانون اساسی عنوان کرد.
روحانی نشان داد که شأن ریاست جمهوری این نیست که هرساله به اتفاق دوستان و اقوام راهی نیویورک شود و در مجامع بین المللی موجبات خنده و تمسخر جهانیان را فراهم کند و با سخنان متین و منطقی با صندلی های خالی رهبران جهان مواجه نشود.
باید پذیرفت همانقدر که گزینه های انتخاب برای ایرانیان، حداقلی است – اختیارات وی برای اجرای مُرّ قانون هم حداقلی است.
دشواری کار روحانی آنجا صد چندان شد که زمستان پارسال، همراه و بزرگ تر معنوی خود مرحوم «هاشمی رفسنجانی» را نیز از دست داد تا بداند که برای ادامهء راه، پشتیبانی مانند وی را در کنار نخواهد داشت اما نحوهء اندیشیدن و سایر ابزار، اسناد و راهکارهای وی را به ارث برده تا در مقاطع خطرناک بتواند با استفاده از این ارثیهء مبارک، از پس مخاطرات به خوبی بر آید.
با وجود انتقاداتی که هنوز به او و دولتش وارد است، روحانی تنها گزینه ای است که می تواند اوضاع آشفتهء کشور، منطقه و جهان را با تکیه بر اصل منافع ملی مدیریت کند و اجازه ندهد که کشور به دست نااهلانی بیفتد که تنها به منافع شخصی می نگرند و برای غصب کردن جایگاه ریاست جمهوری از هیچ اقدام نادرستی فروگذار نمی کنند.
انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ یکی از حساس ترین برهه هاست تا کشور همچنان بر مسیر اصلاح، اعتدال و خردورزی سیاسی حرکت کند.
امتداد نیافتن این روند بدون تردید موجبات عقب گرد از این مسیر را در پی دارد و تنها راه ادامه، حضور حداکثری مردم پای صندوق های رای است.
«میرحسین موسوی» در سال ۸۸ نشان داد که دغدغه هایش تا چه اندازه درست بوده و بصیرت و آگاهی وی از وضعیت کشور امروز بر همگان ثابت شده است.
با مرور گفته ها و بیانیه های رهبر جنبش سبز در می یابیم که پیش بینی های وی تا چه حد دقیق، درست، دلسوزانه، مدبرانه و از سر اطلاع بود و باز نشان داد احساس خطری که از شرایط آن روز و روزها و سال های آتی داشت همگی به وقوع و حقیقت پیوست.
حمایت این سیاست مدار سلیم النفس و آبدیده از حسن روحانی که مسئولیت ادارهء کشور را طی ۸ سال از خطیرترین دوره های تاریخ معاصر کشور در زمان جنگ را برعهده داشت نشان می دهد که روحانی نیز کم و بیش دارای همان ویژگی هاست.
حضور روحانی در پاستور تا سال ۱۴۰۰ یکی از تاریخی ترین فرصت ها برای توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور است که آبادانی و رفاه را به دنبال دارد.
عدم انتخاب وی سبب می شود تمام بی تدبیرها که این روزها در ستاد رقیب روحانی مشغولند دوباره به صحنهء ادارهء کشور بازگردند.
برای به وقوع نپیوستن این رخداد شوم تنها یک راه وجود دارد و آن حضور حداکثری حامیان آزادی، اصلاح و اعتدال پای صندوق های رای است تا روحانی با قاطعیت تمام و برای ۴ سال دیگر در پاستور بماند.