یکشنبه, ۱۷ آذر , ۱۳۹۸

آغوش روس‌ها امن نیست

منتشر شده در: .


شاید تنها برتری دیپلماتیک سیاست خارجی ایران در تاریخ معاصر و در مقابل همسایه‌ی مقتدر و البته طماع شمالی به گفت‌وگوهای دوجانبه‌ی «احمد قوام‌السلطنه» در زمان نخست وزیری پهلوی دوم با «استالین» رهبر اتحاد جماهیر شوروی باز می‌گردد جایی‌که روس‌ها بنا داشتند تا آذربایجان ایران را نیز به نقشه‌ی جغرافیای خود سنجاق کنند.
در حالیکه ارتش سرخ شوروی پس از جنگ جهانی دوم هنوز در آذربایجان بود، قوام به مسکو رفت و مقرر شد روس‌ها در مقابل امتیاز نفت شمال، خاک آذربایجان را ترک کنند. دادن این امتیاز منوط به تصویب لایحه‌ای از جانب دولت بود و قوام با علم به اینکه می دانست مجلس شورای‌ملی چنین لایحه‌ای را تصویب نمی‌کند این امتیاز را به روس‌ها داد.
تصویب نشدن این لایحه در مجلس شورای‌ملی موجب خشم دولت شوروی شد و چه‌بسا در آن زمان اگر پس از جنگ عالمگیر دوم و خستگی و فرسودگی روس‌ها و البته قدرت آمریکا نبود، یک بار دیگر بهانه‌ای برای حمله به ایران به‌دست روس‌ها می‌افتاد تا خاک ایران عرصه‌ی تاخت و تاز ارتش سرخ شود.
با مرگ استالین هم این خشم و عصبانیت از ایران نزد روس‌ها باقیماند و «خروشچف» جانشین استالین در پاسخ به سوال جمعی از اعضای حزب کمونیست شوروی که مایل به گوشمالی دولت ایران بودند گفت: «ایران روزی مانند یک سیب رسیده به دامان ما خواهد افتاد».
روس‌ها طی دو قرن اخیر ثابت کرده‌اند که نه‌تنها همسایه‌ی قابل اعتمادی نیستند و هنوز چشم طمع به خاک ایران دارند بلکه نشان داده‌اند که در بهترین حالت در روابط سیاسی و دوستانه، همه چیز را فدای منافع و مطامع خود می‌کنند.
روابط دیپلماتیک امروز ما با روس‌ها شاید درست بودن همان پیش‌بینی خروشچف باشد چراکه روس‌ها در صنایع اتمی ایران نقش پررنگ دارند و همینطور در زمینه‌های نظامی ـ امنیتی هم روابط نزدیکی با دولت جمهوری اسلامی بر قرار کرده‌اند که یکی از نمونه‌ها بارز آن پرواز بمب‌افکن‌های آنان از پایگاه سوم شکاری همدان که یکی از استراتژیک‌ترین پایگاه‌های هوایی ایران و منطقه است.
از سویی دیگر روی کار آمدن دولت «ترامپ» در آمریکا خواهی نخواهی تاثیر بسیار زیادی در مناسبات دیپلماتیک بین‌المللی خواهد گذاشت. روابط نزدیک ترامپ با اسرائیل و عربستان‌سعودی، دو دولت متخاصم با ایران سبب شده تا وی از همان روزهای نخست ورود به کاخ سفید مواضع تند خود در قبال جمهوری اسلامی را بر زبان بیاورد.
از طرفی ترامپ به دلیل روحیه‌ی کاسب‌کارانه‌اش که شباهت بسیاری با «پوتین» دارد آنطور که گفته قصد دارد تا روابط نزدیکی با روس‌ها داشته باشد و شاید به همین دلیل بود که روسیه با صرف مخارج هنگفت از روی کار آمدن ترامپ حمایت کرد و بالا بودن سطح این حمایت موجب شده تا سناتورهای جمهوری‌خواه آمریکا به دلیل حساسیت روی این موضوع دست به تحقیق‌های دقیق درباره‌ی صحت آن بزنند.
از مجموعه‌ی این رخدادها بوی خوشی به مشام نمی‌رسد و دستگاه سیاست کلان خارجی که رهبر جمهوری اسلامی در آن نقش تعیین کننده دارد باید بیش از پیش هوشیار باشند و تحویل سیستم ضدهوایی اس ـ ۳۰۰ و قرآن اهدایی پوتین به «آیت‌الله خامنه‌ای» و … نباید جلوی دید آقایان را در آینده بگیرد.
روس‌ها ثابت کرده‌اند که سیاست‌شان بر مبنای اقتصاد و نفع مالی تبیین می‌شود و البته باید گفت که سران همه‌ی کشورها بر همین مبنا پیش می‌روند و منافع ملی و کسب درآمدهای سرشار و دستاوردهای استراتژیک را به پای سطح روابط نمی‌دهند و هرکجا که منافعشان ایجاب کند حاضرند تا هدایای گرفته و داده شده را پس گرفته و پس بفرستند!
در بازی میان قدرت‌ها بزرگ، کشورهای کوچک‌تر آسیب‌های جبران ناپذیر می‌بینند به‌خصوص کشورهایی که حاکمان ساده‌لوحشان روی حمایت قدرت‌های بزرگ حساب باز کرده‌اند. در این میان تنها حکومت‌هایی که پشتوانه‌ی مردمی دارند از گزند آسیب‌هایی که از نزدیکی قدرت‌های بزرگ به‌هم ایجاد می‌شود در امان می‌مانند.
اگر «سیدمحمد خاتمی» طرح آشتی ملی را پیشنهاد می‌دهد به‌دلیل درک سیاسی وی از اوضاع جدید جهانی است که در حال تغییر است. هرچند که پیشنهاد وی با سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی مورد قبول واقع نشد و پیامد آن سخنان ائمه جمعه سراسر کشور بود که به طور هماهنگ به رئیس جمهور دوران اصلاحات حمله و در مواردی توهین کردند و در کنار آن برجام را نیز مورد هجمه قرار دادند.
آنچه امروز باید مورد توجه راس هرم قدرت قرار گیرد نبود مقبولیت و مشروعیت همگانی است که می تواند پاشنه‌ی آشیل هر حکومتی باشد. شرکت در انتخابات و راه‌پیمایی‌های ۲۲ بهمن و ۹ دی …دیرزمانی است که کارکردهای خود را برای مقبولیت حکومت از دست داده و بسیاری از مدیران رده بالای کشور نیز که کبک‌وار سر در برف فرو نبرده‌اند، به‌خوبی از این نبود مقبولیت آگاهند.
اگر فردا روزی مغازله‌های ترامپ و پوتین عاشقانه‌تر شود و در پی تقسیم منافع به توافق رسیده و دست یکدیگر را بفشارند بازنده اصلی حکومت‌هایی هستند که با ورق آنان وارد قماری خطرناک شده‌اند. آنگاه که روسیه و چین به‌دلیل جایگاهشان در شورای امنیت سازمان ملل به منافعشان بنگرند برایشان مهم نیست که تصویب کدام قطعنامه به زیان جمهوری اسلامی و مردم ایران است.
کاش رهبر جمهوری اسلامی برای یک بار هم که شده به‌جای امثال «احمدی‌نژاد»، نظرش به نظر خاتمی نزدیک‌تر باشد. حاصل نزدیکی نظر وی به رئیس دولت محبوبش عواقب و پیآمدهای شومی داشت که آثارش هنوز بر تارک کشور و مردم باقیمانده است. ایکاش پیشنهاد آشتی ملی خاتمی به بازی قهر و آشتی از تریبون‌ها و منابر تبدیل نمی‌شد.
کاش رهبر جمهوری اسلامی از ظرفیت بالقوه‌ی محبوبیت خاتمی در بین مردم استفاده کند و با گوش فرادادن به طرح وی، پایه‌های مقبولیت و محبوبیت حکومت را اندکی مستحکم کند آنگاه خواهد دید که دستگاه دیپلماسی در بزنگاه‌ها بحرانی در جهان دست بالا را خواهد داشت چرا که ملتی پشتیبان آن خواهد شد.
استقبال از طرح آشتی ملی یک فرصت است همانطور که ریاست جمهوری «میرحسین موسوی» می‌توانست یه فرصتی بی‌بدیل برای بهبود اوضاع داخلی و بین‌المللی ایران باشد. از دست رفتن این فرصت‌ها بدون شک به تهدید‌های خطیر تبدیل خواهد شد. تهدیدها و بحران‌هایی که مرحوم «هاشمی‌رفسنجانی» در این چند سال آخر عمر به آنها اشاره کرد و تمام تلاش خود را مصروف به بار نشستن فرصت‌های اندکی نمود که می‌توانست راه حلی برای برون رفت کشور از بن‌بست‌های سیاسی – اقتصادی باشد.
آینده مردم و کشور در گرو تغییر دیدگاه‌های رهبری نظام جمهو.ری اسلامی است و زمان زیادی برای تغییر در نگاه‌ها و سیاست‌های کلان باقی نمانده است.
وقت آن رسیده تا تصمیم گیرندگان سیاست خارجی کشور با واقعیت‌ها و بدیهیات روبرو شوند و درک کنند که سرنوشت ملتی در گرو تصمیمات آنها است. تجربه و علم و آگاهی سیاسی ثابت می‌کند که حرکت به‌سوی مردم و خواسته‌های آنان اصلی‌ترین پایه‌ی مشروعیت و مقبولیت نظام‌های سیاسی است.
فاصله گرفتن از ملت و مطالبات آنان باعث دوری متقابل می‌شود و اگر رهبران کشورها توجهی به این مهم نکنند تاوان این دوری را در جایی پس می‌دهند که دیگر نه جای برگشتی وجود دارد و نه امکانی برای بخشیده شدن.