پنج شنبه, ۸ تیر , ۱۳۹۶

نقدی بر سخنان رهبر جمهوری اسلامی: آشتی ملی با انکار جنبش اعتراضی مردم ممکن نیست!

منتشر شده در: .

پس از اینکه سید محمد خاتمی رئیس  سابق جمهوری اسلامی ایران  و تعدادی از چهره های اصلاح طلب طرح آشتی ملی را با توجه به خطرهایی  که کیان کشور را تهدید می کنند مطرح کردند موضع گیری هایی   صورت گرفت که مهم ترین آنها سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران بود که دیروز با بیان اینکه:« آشتی ملی معنایی ندارد مگر مردم با هم قهر هستند؟» به نوعی به درخواست اصلاح طلبان  پاسخ داد.

آقای خامنه ای  همچنین در سخنان خود  مدعی شده جوانی بسیجی را در روز عاشورا لخت کردند و کتک زدند. تاکید کرد  مردم با فتنه گران و کسانی که گفته اند “انتخابات بهانه است و اصل نظام نشانه است” آشتی نمی کنند.

در این صورت بندی ارائه شده چند ایراد وجود دارد. ایراد نخست به سیل انبوه معترضانی است که در سال ۱۳۸۸ در اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابان ها ریختند  اما توسط حاکمیت نادیده گرفته شدند. این معترضان سالیان طولانی است که نادیده گرفته شده اند و اینکه بحران ۸۸ مانند زخم باز باقی مانده به این دلیل است که حاکمیت تمام تلاش خود را  از طریق بسیج امکانات رسانه ای و خرج مبالغ هنگفت به کار گرفته تا موجودیت جنبش سبز را انکار کند. این در حالی است که رهبران درحصر، زندانیان سیاسی، فیلم ها و عکس های اعتراضات و شکل گیری گفتمان سبز این تلاش را بیهوده کرده و در آخرین مورد مشاهده کردیم چگونه صدهاهزار ایرانی در تهران برای تشییع پیکر آیت الله هاشمی رفسنجانی خواستار آزادی رهبران جنبش سبز شدند و به صدا و سیما و   سیاست های انحصاری اش اعتراض کردند.

ایراد دوم برداشت اشتباه حاکمیت از توازن قواست. حاکمیت گمان می کند با سیاست کنترل، توانایی مهار جنبش اعتراضی مردم ایران را دارد این در حالی است که این سیاست ناشی از قدرت حاکمیت نیست، نشات گرفته از صبوری و عقلانیت جامه مدنی ایران است که با تدبیر و دوراندیشی از هر فرصتی برای بیان مطالبات جنبش سبز و عقب راندن گفتمان محافظه کار با استفاده از روش های اصلاحی  استفاده می کند. بر همین اساس بود که مردم با توصیه رهبران اصلاح طلب در انتخابات ۹۴ نه بزرگی به چهره های برجسته تندروی محافظه کار دادند و در انتخابات خبرگان دو نفر را حذف و نفر سوم که هم اکنون رئیس این مجلس است با رای ناپلئونی و در شرایطی مبهم به جمع شانزده نفر پیوست و کاندیداهای اصولگرا هم در انتخابات تهران حتی قادر نبودند یک نفر را به مجلس بفرستند. این شکست در شرایطی رخ داد که به دلیل نظارت استصوابی بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب امکان حضور در کارزار انتخاباتی را نیافتند. حاکمیت ایران، کنترل مردم را با آ رام بودن اوضاع یکسان گرفته و این اشتباه خطرناکی است که در آینده می تواند حامل تهدیدهای سنگینی برای کشورر باشد. متاسفانه جریان مخالف جنبش سبز در ساختار حاکمیت  متوجه نیست بخش عمده ای از مردم ایران مخالف سیاست های آنهاست. بر عکس نظر آقای خامنه ای، مشکل این معترضین هم بخش محافظه کار ملت ایران نیست بلکه درست گرایش تندروی محافظه کار در ساختار  قدرت است که آزادی های بنیادین  شهروندان را در معرض خطر قرار داده و از سوی دیگر هم قصد ندارد اعتراض آنها را به رسمیت بشناسد.

ایراد سوم  هم به طراحان اشتی ملی بر می گردد. مطئنا آنها حسن نیت دارند و هدف آنها دفاع از منافع ملی در شرایط بغرنجی است که کشور گرفتار شده است. اما آشتی ملی بیش از هر چیز نیازمند مقدمات است. آشتی ملی هدیه نیست که بخواهد از طرف حاکمیت اعطا شود، تحقق آن نیازمند تغییر در موازنه قوا و پیگیری مطالبات اصلاح طلبی بدون  افتادن در دام تقلیل گرایی است. حاکمیت در حال حاضر در مرحله انکار قرار دارد؛ انکار حضور مردم، انکار جنبش سبز و انکار پایگاه مردمی رهبران اصلاحات . تنها راه ممکن، وادار کردن حاکمیت به پذیرش این جنبش مردمی است و حضور فعال و موثر در عرصه عمومی و حمایت از فضای نسبی اصلاح در ساختار حاکمیت است. آشتی ملی با حضور جدی و فعال جامعه مدنی برای طرح مطالبات خود و فشار به حاکمیت برای پذیرش آنها محقق می شود  در غیر این صورت در حد پند و اندرز باقی می ماند و  بدون راهبرد خاصی  فراموش می شود. در نتیجه هواداران جنبش سبز همچنان باید بر مطالبات قانونی خود تاکید کنند و از طرفی با حضور فعال در جامعه مدنی وزن خود را برای قبولاندن این مطالبات به حاکمیت افزایش دهند و همزمان از گرایشی در ساختار قدرت که خواستار اصلاح است حمایت کنند.