شنبه, ۹ اردیبهشت , ۱۳۹۶

اصحاب مدایح بی صله

منتشر شده در: .

saharkhiz-chitsaz-sahamnews
» پروانه چابک
طی یک سال گذشته، به خصوص چند ماه اخیر شاهد موجی عظیم از فشارهای گسترده بر اهالی قلم و رسانه هستیم. برنامه ایی که با پروژه نفوذ کلید آن در آبان ماه سال۹۴ و با دستگیری عیسی سحرخیز، آفرین چیت ساز اول، احسان مازندرانی زده شد. به گونه ایی که اکنون عیسی سحر خیز معاون مطبوعاتی دوره اصلاحات در بیمارستان و با وجود دارا بودن مشکلات قلبی و کلیوی حاد، در اعتصاب غذا و دارو به سر می برد، آفرین چیت ساز از ناحیه دو پا دچار آسیب های جدی است، احسان مازندرانی هم پس از اعتصاب غذا و ایجاد مشکلات حاد در بیمارستان بستری است.
یاشار سلطانی به علت افشاگری هایش که باید مورد تقدیر قرار می گرفت، اکنون در بازداشت جهت تسویه حساب های افراد و ارگان ها به سر می برد.
از دیگر سو، طی چند ماه گذشته و با نزدیک تر شدن انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، با احضار و دستگیری فعالان این عرصه روبرو بوده ایم.
در سال های نه چندان دور رفتار ناشیانه ، حب و بغض های تاکتیکی، فقدان استراتژی به کار گیری صاحبان اندیشه ی والا و دلسوز، عامدانه یا تحت عنوان نامفهوم فتنه، موجب گردید تا عده کثیری از فعالان دلسوزِ این عرصه که با هر کلمه و جمله جان برای وطن فدا می کردند، جلای وطن کنند.
در روزهای اخیر نیز، خبرگزاری فارس که وابسته به ارگان خاصی است در اقدامی غیر حرفه ایی و نسنجیده به رویارویی با اصحاب رسانه های اصلاح طلب پرداخته است.
از طرفی دیگر، رییس قوه قضاییه آقای آملی لاریجانی، طی صحبتی قلم زدن یا مصاحبه با سایت ها یا رسانه های خارج از کشور را مصداق عناد با حکومت برمی شمرند.
در صورتی که یکی از ارکان یک حکومت دموکراتیک و مردمی، وجود رسانه های آزاد همراه با اهالی قلمی است که ترس از عدول از خطوط قرمز، آنان را مجبور به خودسانسوری ننماید.
نقادی سازنده توسط الیت، قلم به دستان دلسوز، تحلیلگران خوشفکر و دلسوز جامعه نه تنها موجب تضعیف نظام نمی شود، بلکه با نگاهی تیزبینانه و ایجاد بسترهای لازم، نظام می تواند بدون سوق دادن این افراد به سمت رسانه های خارجی شرایطی را فراهم سازد تا از افکار و نظراتشان در داخل کشور در جهت استفاده بهینه استفاده نمایند. بدون این که این افراد بدون لکنت زبان و بی دغدغه ی فردای غیر قابل پیش بینی، سخنان خود را بنویسند وبگویند.
جامعه مدنی بیش از هر چیز تشنه ی آگاهی است و این آگاهی مستلزم وجود آزادی بیان و عقیده در گفتار و نوشتار که از دیگر ارکان دموکراسی است، می یباشد.
زمینه ساز این رفتار، ایجاد خودآگاهی و عدم ترس حکومت از نقادی است.نقد هر چه تیز تر، نقاد دلسوزتر و این خود دستاورد و سرمایه ای والا برای حکومتی است که داعیه پیروی از فرامین پروردگار و بزرگان دین را دارد و باید قدردان آنان نیز باشند و بسترهای لازم را جهت فاعلیت این فعالین دلسوز به وجود آورند. چرا که این افراد کمیاب عطای مدیحه و مجیز گویی و همچنین دریافت انبان زر و سیم را به لقایش بخشیده اند و در راه وطن و مردمانشان مدایح بی صله می سرایند. نون والقلم و مایسطرون سرلوحه ی اندیشه ها باد.

والعاقبه للمتقین