چهارشنبه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۶

به اسوه قرآن «خلیل الرحمان» اقتدا کنید!

منتشر شده در: .

Ahmad-Heidari-saham-news» احمد حیدری

آیت‌الله جنتی عضو و دبیر محترم شورای نگهبان و رئیس محترم مجلس خبرگان اخیرا در مصاحبه با خبرگزاری نسیم درباره سجایای اخلاقی مرحوم آیت‌الله خزعلی عضو سابق شورای نگهبان سخنانی فرموده‌اند که به نظر تاسف بار می‌آید. ابتدا به فرازهایی از سخنان ایشان توجه می دهیم:

هم‌فکری و هم‌سویی وثیق با آیت‌الله خزعلی

ما با ایشان عقد اخوت هم بسته‌ایم و با هم برادر هستیم. تقریبا از همه جنبه ها با هم توافق داشتیم. از نظر اخلاق کاملاً اخلاقمان موافق و به اصطلاح گروه خونمان یکی بود! از نظر مسائل عقیدتی، فکری، سیاسی، انقلابی و… هم‌فکر بودیم و به همین دلیل هم این رابطه تا این حد ادامه پیدا کرد.

سلام امام زمان به آیت الله خزعلی و فرستادن ماشین برای ایشان

یکی از مسائلی که چندین بار به من فرمودند- نمی‌دانم یادشان رفته بود که قبلاً به من گفته‌اند و شاید به این دلیل چند بار تکرار کردند- این بود که: «یک وقتی در یکی از خیابان‌های تهران راه می‌رفتم. آقایی به من رسید». اسم آن آقا را هم گفتند و یادداشت کرده‌ام. گفتند: «به من رسید و گفت: حضرت ولی‌عصر(عج) به شما سلام رساندند!» ایشان می‌گفت :«خیلی خوشحال شدم که عجب! چطور چنین لیاقتی را پیدا کردم؟» مدتی گذشت و بعد همین آقا به من گفت: «نمی‌خواهی با هم به مکه برویم؟» گفتم: «بله»، ایشان می‌گفتند: «من و خانواده‌ام با ایشان حرکت کردیم و رفتیم. به مدینه که وارد شدیم برای زیارت قبر حضرت حمزه(ع) رفتیم. مأمورین در آنجا بودند و معمولاً نمی‌گذاشتند کسی جلو برود. این رفیقمان گفت بیا از دیوار آن طرف و سر قبر حمزه(ع) برویم». گفتم: «نه، نمی‌بیننداینها اجازه نمی دهند!» با این حال می‌ فرمودند:« با هم رفتیم، از دیوار آن طرف پریدیم!» حتی در ذهنم هست که گفتند:« خانواده‌ام هم آمدند. رفتیم و نشستیم و یک زیارت سیر سر قبر حضرت حمزه(ع) خواندیم و هیچ‌کس هم متوجه نشد!». شاید می‌گفتند:« آنجا نمازی هم خواندیم. بعد هم برگشتیم که به مدینه برویم، ماشینی جلوی ما توقف کرد و گفت: آقا! بفرمایید شما را برسانم. بدون اینکه از ما بپرسد می‌خواهید کجا بروید. سوار ماشین شدیم. او ما را صاف دم در هتلی که در آن اقامت داشتیم برد. نه اینکه قبلاً صحبتی باشد یا آشنایی داشته باشیم». ایشان می‌گفت:«احتمالا این ماشین را حضرت ولی‌عصر(عج) برای ما فرستاده بودند و این راننده هم از طرف ایشان مأموریت داشت».

دافعه شدید آیت الله خزعلی

ایشان با مخالفین سخت دشمن بودند یعنی انعطاف‌ناپذیر بودند و اینها را قبول نمی‌‌کردند. نمی‌خواهم نام ببرم. در همین سالن شورای نگهبان، جلسه‌ای داشتیم و چند نفر را دعوت کرده بودیم. اتفاقاً یکی از اصحاب فتنه هم که آن روزها هویتش چندان معلوم نشده، ولی در عین حال شناخته شده بود، بنا بود به آن جلسه بیاید. همین‌قدر می‌توانم بگویم سید بود، بیشتر از این نمی‌توانم بگویم! آیت‌الله خزعلی قبل از اینکه به جلسه بیایند، در گوشه‌ای نشسته بودند و داشتند قرآن می‌خواندند که آن فرد آمد. وقتی وارد شد، آقای خزعلی نگاهش کردند. او به طرف آقای خزعلی رفت که احوالپرسی کند. سلام کرد، ایشان جواب داد، ولی از جایش بلند نشد! آن فرد هم که دید ایشان از او استقبال نکرد، راهش را کج کرد و رفت! تا این حد در برخورد با مخالفین نظام، انقلاب و امام قاطع بود. این آقا کسی بود که بعدها جزو سران فتنه شد. می‌خواهم بگویم ایشان در این‌گونه موارد انعطاف‌ ناپذیر بود و روی مواضع خودش سخت ایستاده بود.در مجموع نسبت به بعضی از افراد که دربرابر امام، رهبری و نظام موضع دارند، بسیار حساس بودند.

لعن هر شب بعض سران فتنه

در مورد یکی از آنها، گمانم بیش از یک‌بار به من گفتند: «من هر شب لعنتش می‌کنم!» عِرق دینی و غیرت انقلابی ایشان این‌گونه بود.

ملاحظات

گر چه سخنان ایشان درباره آیت‌الله خزعلی از جهات چندی قابل ملاحظه است ولی در این مقال فقط به دافعه شدید نسبت به مخالفان می‌پردازیم.
ایشان دافعه شدید آیت‌الله خزعلی نسبت به مخالفان را به عنوان الگویی برای مردم و جوانان مطرح کرده تا به آن مرحوم و به خود ایشان که در این دافعه هم مانند دیگر جنبه‌ها کاملا همفکر و همراه آیت‌الله خزعلی مرحوم می‌باشد، اقتدا کنند و به بیان ایشان مردم و جوانان اقتدا کننده هر شب به سران فتنه لعن کنند و …

۱٫ لعن از نظر اسلام؛

لعن به دو صورت است:

اول: لعن افراد نامعین تحت عناوین معین؛ گاهی ما افراد نامعین را به وصف لعن و نفرین می‌کنیم و مثلا می‌گوییم: «خدایا کسانی را که به اهل بیت رسول خدا ظلم کردند، لعن کن». این‌گونه لعن کردن جایز است و ایرادی ندارد و هیچ مسلمانی هم مخالف چنین لعن کردنی نیست. در قرآن نمونه این لعن کردن فراوان است از جمله: ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره (۱)
الم تر الی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب یؤمنون بالجبت و الطاغوت و یقولون للذین کفروا هؤلاء اهدی من الذین آمنوا سبیلا اولئک الذین لعنهم الله (۲)
و …
طبیعی است که لعن افراد نامعین تحت عناوینی که در قرآن و سنت آمده و همگی آن عناوین تحت عنوان جامع «دشمن خدا، پیامبر و مؤمنان»، می‌باشند، جایز بلکه در جای خود عملی بسیار پسندیده و ارزشمند می باشد.

دوم: لعن افراد معین به عنوان یکی از مصادیق عنوان‌های مذکور؛ اگر کسی به اجتهاد و استنباط خود افرادی را دروغ‌گوی عمدی بر خدا و رسول، بدعت گذار در دین، آزار دهنده خدا و رسول، منافق بی‌دین و… می‌داند، نباید آنان را به نام لعن کند زیرا چه بسا در اجتهاد و برداشتش خطا رفته و بنده صالحی را لعن کرده باشد و مورد قهر خدا واقع شود مگر این که با استناد به سخن خدا و پیامبر و امامان به کفر و نفاق و دشمنی آنان با خدا و پیامبر علم یافته و آن فرد در روایت معتبر از جانب معصوم لعن شده باشد که در این صورت می توان آنان را به خاطر این رفتارهای ظالمانه لعن و نفرین کرد و این لعن کردن ارزشمند و پیروی از خدا، رسول و امامان است.

۲٫ قرآن و مخالفان پیامبر؛

جمعی از یاران پیامبر که در زمره مهاجر و انصار بودند، در جنگ احد مرتکب تخلف عظیمی شدند که به شکست هولناک و کشته و مجروح شدن جمعی از یاران با وفای رسول خدا از جمله حمزه سید الشهدا عموی پیامبر گردید. بنا بر توصیه آیت الله جنتی و سیره آیت الله خزعلی پیامبر باید با آنان به شدت برخورد می‌کرد و آنان را طرد می‌نمود و لعن می‌کرد و… ولی قرآن خطاب به پیامبر درباره همان گروه می‌فرماید: إِنَّ الَّذینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلیمٌ … فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ(آل عمران/۱۵۵-۱۵۹) در آیات فوق پیامبر موظف می شود خطای عظیم این مسلمانان را نادیده گرفته و برایشان طلب آمرزش کند و در امور حکومتی و جنگی با آنان مشورت نماید.

۳٫ منع کافر شمردن گوینده شهادتین؛

در قرآن خطاب به مسلمانان می‌فرماید: وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا(نساء/۹۴) کسانی را که با شعار اسلام با شما مواجه می‌شوند و شهادتین بر زبان جاری می کنند، غیر مؤمن نشمارید [جان و مال و ۀبرویشان را مباح مشمارید که اگر چنین کنید]. جالب این است که خداوند عالم بر درون انسانها این لعن را نه ناشی از خطای اجتهادی و تفاوت برداشت و استنباط؛ بلکه ناشی از دنیاطلبی می‌شمارد و این بسیار هشدار دهنده است.

آیت‌الله جنتی: آیت الله خزعلی یکی از سران فتنه که سید بود را هر شب لعنت می‌کرد

جلسه‌ای داشتیم و چند نفر را دعوت کرده بودیم. اتفاقاً یکی از اصحاب فتنه هم که آن روزها هویتش چندان معلوم نشده، ولی در عین حال شناخته شده بود، بنا بود به آن جلسه بیاید. همین‌قدر می‌توانم بگویم سید بود…

۴٫ «لعن» نهایت تبری؛

مؤمن باید تولی و تبری داشته باشد و تبری و تولی درجاتی دارد و لعن فرد نهایت درجه تبری است. ممکن است ما از اعمال و رفتار فردی منزجر باشیم ولی ذات او را صالح بدانیم یا در حد پلیدی و لعن نشماریم و هیچ‌گاه چنین فردی را لعن نمی‌کنیم گر چه از عملش اظهار برائت می‌کنیم ولی وقتی ذات فردی را پلید و شیطانی دانستیم، از او اظهار برائت کرده و وی را لعن می‌کنیم.

با توجه به مطالب بالا معلوم می شود بر فرض که افراد موسوم به سران فتنه گناهکار هم باشند و ما به حق از فتنه گری آنها اظهار برائت و نفرت کنیم ولی حق نداریم خود آنان را لعن کنیم زیرا چه بسا خطا کرده باشند یا ما در گناهکار شمردن آنها بر خطا باشیم و خلاصه کفر و پلیدی آنها ثابت و قطعی نیست تا ما به عنوان یک مسلمان متعبد به خود اجازه لعن آنان را بدهیم و هیچ معصومی هم ما را از پلیدی ذاتی آنان آگاهی نداده است.

ابراهیم الگوی تبری؛

از آنجا که غالب انسانها در تبری و اظهار بیزاری به افراط دچار می‌شوند، قرآن در سوره ممتحنه «حضرت ابراهیم» را به عنوان الگوی تبری معرفی می‌کند. این سوره با نهی از دوست گرفتن دشمنان خدا و مؤمنان [یعنی نهی از تولی دشمنان خدا و امر به تبری از آنان] شروع می‌شود و توجیه می‌گردد که اینان کافر به حقیقتی هستند که شما بدان ایمان آورده‌اید و شما را از وطنتان اخراج کرده‌اند و اگر بر شما دست یابند، از هیچ ظلمی در حق شما فروگذار نیستند؛ بعد می فرماید: قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ رَبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ. قطعا براى شما در [پیروى از] ابراهیم و کسانى که با اویند سرمشقى نیکوست آنگاه که به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى ‏پرستید بیزاریم به شما کفر مى ‏ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید جز [در] سخن ابراهیم [که] به [نا]پدر[ى] خود [گفت] حتما براى تو آمرزش خواهم خواست با آنکه در برابر خدا اختیار چیزى را براى تو ندارم اى پروردگار ما بر تو اعتماد کردیم و به سوى تو بازگشتیم و فرجام به سوى توست.

خداوند می‌فرماید ابراهیم و مؤمنان همراه او اسوه برائتند زیرا وقتی با کفر صریح قوم مواجه شدند و دیدند آنها به هیچ وجه حاضر نیستند ایمان بیاورند و گوشی برای شنیدن حق ندارند، از آنان اعلام برائت و بیزاری کردند و فقط ابراهیم نسبت به پدرخوانده اش اعلام بیزاری نکرد و به او وعده آمرزش خواهی داد و او را به توبه و گرویدن به حق دعوت کرد چون هنوز به پلیدذی ذاتی اش یقین نداشت و به ایمان آوردنش امیدوار بود.

بعد در آیه ۱۱۴ سوره توبه(برائت) می فرماید: فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ. همین ابراهیم که به پدرخوانده به امید هدایت وعده استغفار می دهد، وقتی برایش قطعی شد که او ایمان آور نیست و دشمنی اش با حق جزمی و همیشگی است، از او تبری جست.

حضرت ابراهیم یا آیت الله خزعلی؟

آیت الله جنتی در تمجید از شخصیت ایمانی آیت الله خزعلی، لعن هر شب او نسبت به یکی از سران فتنه را یاد می کند و تصریح دارد که با ایشان در راه و روش یکسان است و با این تمجید خودش و دیگران را به الگوگیری از آیت‌الله خزعلی دعوت می کند. حالا سؤال این است که آیت الله جنتی بهتر نیست به الگوی قرآن یعنی حضرت خلیل الرحمان اقتدا کند و به جای لعن و نفرین سران فتنه، برای آنان دعا کند و از برج عاج خود فرود آید و احتمال دهد شاید آنان بر حق و او بر خلاف باشد و منصفانه به داوری بین خود و سران فتنه بنشیند یا به داوری دیگران در این زمینه گردن نهد و در هر حال از این که نسبت به یک مسلمان اظهار تبری و لعن کند، دست بکشد؟

هشدار امام خمینی به فقهای شورای نگهبان!

اتفاقا مرحوم آیت الله خزعلی در زمان امام هم مرتکب این افراط ها در اظهار تبری می‌شد و یک بار مورد توبیخ شدید امام واقع شد و امام دیگر اعضای محترم شورای نگهبان از جمله آیت الله جنتی را در این توبیخ و هشدار شرکت داد که برای یادآوری متن نامه امام در پی می آید:

بسمه تعالى‏
حضرات فقهاى محترم شوراى نگهبان- دامت افاضاتهم‏
با سلام و آرزوى موفقیت براى شما و تمامى آنانى که قلبشان براى پیروزى اسلام مى‏‌تپد. گاهى دیده مى‌‏شود که بعضى از آقایان محترم در مسائلى وارد مى‏‌شوند که موجب وهن شوراى نگهبان است. فقهاى محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلى که مورد درگیرى هست وارد شوند. از باب مثال در شأن شوراى نگهبان و حتى خود حضرت آقاى خزعلى‏ نیست که به افراد مختلف تندى کند. اینکه دیگر روشن است که روى منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانى نسبت کمونیستى داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولى این را که معترفند که گفته‌‏اند: مى‌‏گویند، آقاى سلامتى کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصى که عضو شوراى نگهبان است آن هم به مسلمانى که نماینده مردم تهران است، شرعاً چه صورتى دارد؟ مادامى که شما این‌گونه عمل مى‌‏کنید باز هم توقع دارید جوانان انقلابى تند احترام شما را بگیرند؟

آیا شخصى که مى‌‏آید نزد فقهاى شوراى نگهبان و مى‌‏گوید: اگر گناهى هم کرده‌‏ام توبه مى‌‏کنم، راه درستى را رفته است یا کسى که روى منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل مى‏‌کند؟ بحث بر سر خوبى و بدى نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسى نشویم. باید سعى شود آقایان به عنوان منبرى پرخاش‌گوى که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفى نشوند.
شما نگویید، آنها به ما بد مى‏‌گویند و ما با این صحبتها جواب آنها را مى‌‏دهیم. آنها که به شما بد مى‌‏گویند، پست مقدس شوراى نگهبان را ندارند. شما در مکانى نشسته‌‏اید که باید خیلى از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یک‌مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌‏ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌‏اند. من به شما آقایان علاقه‌‏مندم ولى لازم مى‌‏دانم گاهى که مسئله‏‌اى را مى‌‏بینم تذکر دهم.
والسلام علیکم و رحمهاللَّه و برکاته. روح‌‏اللَّه الموسوى الخمینى‏(صحیفه امام، ج۲۱، ص۶۱۲)

سخن نهایی

چندر روز پیش در فرازی از مقاله «اقتدار نظامی یا ایمانی» عرض کردم:
وقتی در کشور صفا و برادری که مهم‌ترین مؤلفه اقتدار نظام است (واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا *آل عمران/۱۰۳*)، ترک خورده و می‌بینیم هر روز جمعی را از حضور در میدان‌های وزارت، نمایندگی مجلس، پست‌های اجرایی، دانشگاهی و …، به اتهام فتنه‌گر، انحرافی، و… طرد می‌کنند و بعد از گذشت بیش از هفت سال هنوز نتوانسته‌ایم دمل چرکین فتنه ۸۸ را التیام بخشیم و موجبات رفع کدورت‌های برادرانه را فراهم سازیم.
وقتی حسن ظن و خوش گمانی افراد اجتماع به هم، جایش را به سوء ظن و بدگمانی نسبت به هم داده،
وقتی همبستگی ملی به شدت ضربه خورده و در انتخابات‌ها شاهد رد صلاحیت جمع کثیری از داوطلبان می‌باشیم که به عدم التزام به دین یا اصول دینی متهم می‌گردند و دلیل قانع کننده قانونی برای این اتهام‌ها وجود ندارد،
وقتی فساد چنان فراگیر، نجومی و عمومی شده که هر روز پرونده‌هایی چون حقوق‌های نجومی، املاک نجومی، اختلاس‌های نجومی، غارتگری‌های نجومی و … ر ا شاهدیم که گشوده می‌گردد،
وقتی دزدی چنان عام، فراگیر و گسترده شده که دکل نفتی، کشتی و … گم می شود و پیدا نمی گردد،
وقتی همدیگر را به دروغگویی، خیانت، وطن فروشی، زبونی و … متهم می‌سازیم و اجماع مرکب بر فساد همه جریان‌های داخل نظام فراهم می‌آوریم،
وقتی نمی‌توانیم افکار عمومی را با خود همراه کنیم و با توسل به قدرت و با تشبث به مقدسات مردم را از حلال‌های خدا محروم می‌کنیم (مثل جریان مخالفت با کنسرت‌ها) و آنان را از نظام می رانیم و به مقابله با نظام و همراهی با دشمنان سوق می دهیم،
وقتی نهادهای بالادستی نظام مثل نهادهای نظامی و انتظامی، شورای نگهبان، نمایندگان رهبری در نهادها و ارگانها و وزارتخانه‌ها، ائمه جمعه و …که باید نقش پدر بازی کنند و چتر عام بر بالای سر همه باشند، به دامن یک جناح می غلطند،
وقتی همه‌اش به دنبال یافتن نفوذی در بدنه نظام هستیم و به سرعت هر کسی که همانند ما فکر نمی‌کند را به نفوذی دشمن بودن متهم می‌سازیم، و گفتگو و راه رسیدن به تفاهم را فراموش کرده‌ایم،
وقتی اخلاق اسلامی مهمترین گمشده زمان ما است،
و وقتی …

در چنین زمانی دلخوش بودن به پیشرفت‌های نظامی و دفاعی، کاری نجات‌بخش به نظر نمی‌رسد و امروز عرض می‌کنم وقتی رهبری به «جذب حداکثری و دفع حداقلی» قائلند آیا وجود شخصیتی مانند آیت الله جنتی با این تفکر در دبیری شورای نگهبان که بسیاری از موارد فوق نتیجه عملکرد همین شورای محترم است؛ ما را به این هدف عالی نزدیک می‌کند یا از آن دور می‌سازد؟

و ما ارید الا الاصلاح ما استطعت.