چهارشنبه, ۷ تیر , ۱۳۹۶

به کدامین گناه؟

منتشر شده در: .

taghi-karoubi-saham-news
» محمدتقی کروبی

اعتراف آقای مرتضوی به جنایت کهریزک و اظهار شرمندگی اش از آن واقعه تلخ، خط بطلانی بر همه ی انکارهای گذشته حکومت و قلم به دستانی کشید که وقوع یک جنایت در درون سیستم را از اساس باطل و ساخته و پرداخته بیگانه می دانستند. اگر تا چندی پیش متوهمی در راس قوه مجریه داشتیم که بر سرخود هاله مقدس می دید، این جماعت در عمل آن هاله مقدس را به کل ارباب جمعی حاکمیت از جمله مقامات امنیتی، انتظامی، قضایی و خودسرها تسری دادند. در این میان اعتراف قاضی القضات محبوب جریان سرکوبگر به جنایت کهریزک آشفتگی و نگرانی عمیقی در میان آنان ایجاد کرده است. این موضوع را می توان در سرمقاله دیروزآقای شریعتمداری در کیهان، و مطالب متعددی در خبرگزاری فارس مشاهده کرد.
سرمقاله نویس کیهان سعید مرتضوی را عامل جنایت “عامدانه کهریزک” معرفی می کند و می نویسد: ” جرم آقای مرتضوی اعزام متهمان به بازداشتگاه کهریزک با توجه به آگاهی از شرایط بسیار بد و نامساعد آن بوده است که نهایتاً منجر به فوت آنان شده بود و مرتضوی از آنجا که خود را به گونه‌ای ناخواسته و غیرعمد در زمینه‌سازی منجر به فوت ۳ متهم مورد اشاره دخیل می‌دانسته، با ارسال نامه به دادگاه تجدیدنظر از خانواده‌های آنان پوزش خواسته است.”
کیهان رای برمجرمیت مرتضوی را صادر می کند و می نویسد: “با توجه به آگاهی از شرایط بسیار بد و نامساعد آن … که نهایتاً منجر به فوت شده”. از منظر حقوق جزا هر جرم دارای عنصر قانونی، مادی و معنوی است. عنصر قانونی و مادی جرم مورد نظر محرز است و کیهان عنصر معنوی که همان سوءنیت مرتکب است (عمد در رفتار و عمد درنتیجه) را نیز محرز می داند. مفهوم حقوقی نوشته کیهان یا همان حامی دیروز مرتضوی و مرتضوی ها، احراز مجرمیت سعید مرتضوی ست.
کیهان، اما در ادامه به سنت گذشته اش به عزیزان در حصر توهین کرده و بعد از آسمان و ریسمان بافتن ها مدعی شده است: “انتظار قانونی، شرعی و منطقی … که سران و اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ نیز که برخی از آنان مصداق بی‌چون و چرای مفسد فی‌الارض هستند، از مردم به خاطر جنایت‌های شرم‌آوری که مرتکب شده‌اند، عذرخواهی کنند.”
این سخن کیهان همان منطق خوارج نهروان در صفین است که پس از نیرنگ عمروعاص و تحمیل حکمیت بر امام علی (ع) و افتضاح ناشی از حکمیت در حالیکه از کرده خود پشیمان بودند و توبه می کردند، شعار می دادند: “لا حکم إلا لله و لوکره المشرکون”. آنان خواستار توبه امامی بودند که پیش تر چنین روزی را برای شان پیش بینی کرده بود. امام از دلایل شورش پرسید، گفتند ” از خطایی که در صفین مرتکب شده ای، توبه کن تا با هم به جنگ معاویه برویم.” امام (ع) در پاسخ فرمود: “من شما را در جنگ صفین از موضوع حکمیت نهی کردم، اما شما پافشاری کردید و انجام آن را خواستار شدید و اکنون که به اشتباه خود پی برده اید، آن را گناه می شمرید و خواستار توبه هستید.” خوارج جز سخن بی پایه خود سخنی را بر نمی تابیدند لذا ابن عباس که برای مذاکره با آنان رفته بود، فریاد برآورد ابلهان گناه و اشتباه شما محرز اما علی از چه توبه کند؟ از کدام گناه ناکرده توبه و استغفار کند؟
مرادم از ذکر ماجرای خوارج قیاس تاریخی نیست. نمی خواهم با شبیه سازی تاریخی گروهی را در مقام حق و گروه دیگر را در جایگاه باطل بنشانم زیرا بر این باورم تعیین مرز حق و باطل در منازعات امروزی بیش از آنکه عینی باشد، ذهنی ست.
حال کیهانیان که همواره بدنبال قیاس های تاریخی هستند بفرمایند کروبی و موسوی از کدامین گناه و اشتباه توبه کنند؟ نقش شما در تقلب، سرکوب، تخریب نخبگان و سرپوش گذاشتن بر جنایات امثال مرتضوی در دهه های گذشته محرز، آنان از چه چیزی توبه کنند؟
از سرکوب و کشتار بی رحمانه مردم در خیابان ها یا از فجایع درون بازداشتگاه ها؟
از غارت اموال کشور توسط فاسدترین دولت تاریخ ایران یا از دلالی نفتی نظامی یان پس از سرکوب ۸۸؟
از فساد و غارت ده ها میلیارد دلاراز اموال کشور توسط چند امین نهادهای امنیتی و نظامی یا از دور خوردن یک ملت بنام دور زدن تحریم ها؟
از به پرتگاه بردن کشور یا از فروریختن باورها و اعتقادها؟
از …