چهارشنبه, ۷ تیر , ۱۳۹۶

اقتدار نظامی یا ایمانی؟

منتشر شده در: .

Ahmad-Heidari-saham-news» احمد حیدری

لزوم پیشرفت نظامی و دفاعی

اخیرا رهبر انقلاب در بازدیدی که از نمایشگاه پیشرفت‌های صنایع نظامی و دفاعی داشتند، مسئولان امر را به تلاش برای رسیدن به قله‌های پیشرفت در صنایع نظامی و دفاعی تشویق کردند و در این زمینه هیچ محدودیتی – جز سلاح‌های کشتار جمعی و هسته‌ای- را به رسمیت نشناختند.

در روزهای گذشته نیز سایت‌هایی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت هجوم برده بودند که ایشان به تقویت بنیه دفاعی معتقد نیستند و بر این باورند که بودجه کشور باید در زمینه‌های اقتصادی و تولیدی و صنعتی غیر نظامی صرف شود تا به رفاه و گشایش اقتصادی برسیم و …

جمعی از جایگاه‌داران سیاسی و نظامی نیز بعضی سیاستمداران و دولتمردان را به سوء غرض یا خطا در این زمینه متهم می‌کنند که متوجه اهمیت صنایع نظامی و دفاعی نیستند و در این زمینه همراهی نمی‌کنند یا کارشکنی می نمایند و …

قبل از ورود به اصل سخن لازم است این اصل قرآنی تاکید گردد که: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون‏(انفال/۶۰)

آیه بالا با صراحت تمام، مسلمانان را به تهیه عِدّه و عُدّه لازم در تمام زمینه‌ها برای مقابله با دشمنان شناخته شده و ناشناخته امر می‌کند و در این زمینه نهایت استطاعت و توانایی را حد شمرده و کمتر از آن را قصور می‌شمارد.

بنا بر این، توصیه رهبر انقلاب دقیقا در راستای این آیه بوده و قطعا همه مسئولان نظام در این راستا هم‌نظر و همراه با رهبری در تقویت بنیه نظامی کشور همداستان بوده، هستند و خواهند بود و یاران انقلاب نباید در اثر تلقینات و توهمات غلط، در این زمینه همدیگر را همراستا با دشمن تصور کرده یا قلمداد نمایند.

دستور آمادگی دفاعی همه جانبه

در آیه فوق گر چه در ادامه به بارزترین مصداق نظامی زمان نزول آیه، یعنی «رباط الخیل=اسبان آماده به تاخت بر ای هجوم به دشمن» تصریح کرده است ولی قبل از آن عنوان عام «قوه» را ذکر کرده تا مخاطبان را از بستن چشم بر وجوه نظامی تنها بازداشته و مفهوم گسترده اقتدار را به ذهن برساند.

«قوّه» یعنی هر توانایی‌ای که ما را در مقابله با دشمن قدرت و برتری داده و به پیروزی نزدیک سازد. این قوه می تواند فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، تبلیغاتی یا نظامی باشد. فروکاستن این قوه به نظامی و جنگی اشتباه بزرگی است که نتایج وخیمی به بارخواهد آورد.

در زمان تبلیغات ریاست جمهوری ۹۲ ریاست جمهوری فعلی در باب دفاع از صنایع هسته ای جمله ای گفتند که ضرب المثلی ماندگار با مفهومی عالی گردید. ایشان گفتند که: «ما می‌خواهیم هم چرخ سانتریفیوژهایمان بچرخد و هم چرخ زندگی مردم»؛ زیرا اگر چرخ زندگی مردم بچرخد و مردم از نظام خود حسن تدبیر اقتصادی، سیاسی و رفاهی ببینند، بدان نظام دلبسته شده و در مقابل هر هجومی با جان و دل دفاع کرده و دشمن را هر چند قوی هم باشد، به زانو در خواهند آورد.

تجربه های ارزشمند قرآنی و تاریخی

قرآن که با صریحترین وجه ما را به آمادگی دفاعی فراخوانده، توجه می دهد که اگر این آمادگی در همه زمینه و در حد توان باشد، با دست خالی از حیث نظامی هم پیروزی می آفریند و اگر همه جانبه نبوده و بخصوص در زمینه های ایمانی و روحی ضعیف و فقط در جهت نظامی قوی باشد، نه تنها نتیجه مطلوب بار نمی آورد، بلکه به شکست می انجامد:

۱- جنگ بدر:

در سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان جنگ بدر پیش آمد. در این جنگ مشرکان هم از حیث عددی و هم از حیث امکانات نظامی با مسلمانان قابل قیاس نبودند. آنان در اوج کثرت عددی و امکانات نظامی بودند و در مقابل، مسلمانان هم از لحاظ تعداد بسیار کمتر و هم امکانات نظامی آنها بسیار ناچیز و ابتدایی بود ولی عاقبت این جنگ پیروزی درخشان مسلمانان و شکست مفتضحانه مشرکان بود و علت وجود قوه فراوان ایمانی و روحی در جبهه مسلمانان و نبود این قوه در جبهه مشرکان بود.

مسلمانان با ایمان‌های محکم خود برای کشتن یا کشته شدن آمده، به پشت سر چشم نداشتند، همگی یده واحده و پشت همدیگر بودند و …؛ اما مشرکان به این امید می جنگیدند تا پیروز شوند و جشن بگیرند و عیاشی کنند و …

البته در همین جنگ هم رگه هایی ضعیف از دنیاگرایی و ضعف ایمان و تقدم دنیا بر خدا وجود داشت که بعضی مسلمانان را به جای اقدام به سرکوبی و قلع و قمع مشرکان متجاوز، به اسیرگیری واداشت تا شاید با ستاندن فدیه از اسیران، به نان و نوایی برسند و اگر عنایت خدا به خاطر ایمان فوق العاده بقیه نبود، همین اقدام دنیاگرایانه می توانست عواقب وخیمی به بارآورد:

ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُریدُ الْآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ لَوْ لا کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فیما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظیمٌ (۶۷-۶۸ انفال)

هیچ پیامبرى حق ندارد اسیرانى (از دشمن) بگیرد تا کاملًا بر آنها پیروز گردد (و جاى پاى خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را مى‏خواهید (و مایلید اسیران بیشترى بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید ولى خداوند، سراى دیگر را (براى شما) مى‏خواهد و خداوند قادر و حکیم است! اگر فرمان سابق خدا نبود (که بدون ابلاغ، هیچ امّتى را کیفر ندهد)، بخاطر چیزى [اسیرانى‏] که گرفتید، مجازات بزرگى به شما مى‏رسید.

قوای فراوان ایمانی مسلمانان ضعف قوای نظامی را جبران کرد و زمینه های نزول امدادهای غیبی را فراهم آورد و آنان را در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح، به پیروزی درخشان رساند.

۲- جنگ احد:

سال بعد دوباره بین مشرکان و مسلمانان درگیری نظامی پیش آمد. این بار هر دو گروه با آمادگی قبلی و با تمام توان نظامی خود در صحنه حاضر شدند. مسلمانان این بار هم از حیث تعداد و امکانات به مراتب فرودست تر از مشرکان بودند ولی با تکیه بر ایمان و با توجه به نبرد سال پیش، انتظار پیروزی داشتند و مشرکان گر چه همچنان از حیث تعداد و امکانات به مراتب فرادست تر بودند، ولی خوف شکست سال قبل بر قلبهای آنان استیلا داشت.

به هنگام شروع نبرد همان مؤمنان سال قبل با تمام توان به دشمن حمله بردند و مشرکان را به عقب راندند و پیروزی ظاهر شد.

با ظهور طلیعه پیروزی حرص و آز جمعی از رزمندگان دهان باز کرد و ولع آنان به تصاحب غنایم جنگی و عقب نماندن از بقیه شعله کشید و بخصوص جمعی که در ورای میدان نبرد نگهبان تنگه ای خطرناک بودند، با ناشنیده گرفتن همه تاکیدهای قبلی پیامبر، محل مأموریت خود را ترک کردند و جمعی از دشمن که آنجا در کمین و مترصد فرصت بود، از همان تنگه پشت سر رزمنده ها حمله آورد و فراری های دشمن هم باز گشتند و رزمندگان اسلام در تنگنایی شدید واقع شدند و جمعی کثیر از آنان کشته یا مجروح گردیدند و …

در این میدان مسلمانان از حیث تعداد و امکانات نسبت به سال قبل رشد چشمگیری داشتند و نسبت آنان با دشمن به مراتب بهتر از سال قبل بود ولی ایمان، جانبازی، فداکاری و بی رغبتی آنها به دنیا نسبت به سال قبل تنزل داشت و همین تنزل قوای ایمانی و روحی و معنوی آنان را زمینگیر کرد و دشمن را بر آنان غلبه داد.

۳- میدان حنین:

پنج سال بعد با قدرت یافتن مسلمانان، زمینه‌های فتح مکه یعنی مهم‌ترین سنگر شرک فراهم آمد و مسلمانان با سپاه عظیم ده هزار نفری مکه را فتح کرده و بر قلب مشرکان تسلط یافتند. خبر رسید قبیله ثقیف و هوازن برای مقابله با مسلمانان تهیه سپاه دیده‌اند و سپاه عظیم مسلمانان با همراهی دو هزار نفر از تازه مسلمانان مکه – جمعا دوازده هزار نفر- برای سرکوب قبایل ثقیف و هوازن رهسپار شد. تعداد بیشمار سپاهیان و فراوانی امکانات نظامی چنان مسلمانان را به اطمینان رسانده بود که در پیروزی خود هیچ تردیدی نداشتند و هیچ نیرویی را صاحب جرأت مقابله با خود نمی دیدند ولی به ناگاه با هجوم سپاه دشمن شیرازه سپاه اسلام از هم گسیخت و بسیاری هزیمت پیشه ساختند و می رفت که کار یکسره شود که با استقامت جمعی محدود و رشادت بی نظیر آنان و متنبه شدن و بازگشت بقیه، دوباره بر کار مسلط شدند و دشمن را به هزیمت کشیدند.

آیات نازل شده قرآن بعد از این واقعه مسلمانان متکی به قوای نظامی و عِدّه و عُدّه جنگی را هشدار می دهد که این تجهیزات و کثرت رزمنده ها زمانی که قوای ایمانی و روحی ضعیف و اعجاب به مادیات رزمنده ها را به غرور کشانده باشد، کارساز نیست و عامل پیروزی در وهله اول قوای ایمانی و روحی و در وهله بعد قوای نظامی و مادی است:

لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فی‏ مَواطِنَ کَثیرَهٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرینَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ ثُمَّ یَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (۲۵-۲۷ توبه)

خداوند شما را در جاهاى زیادى یارى کرد (و بر دشمن پیروز شدید) و در روز حنین (نیز یارى نمود) در آن هنگام که فزونى جمعیّتتان شما را مغرور ساخت، ولى (این فزونى جمعیّت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید! سپس خداوند «سکینه» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکرهایى فرستاد که شما نمى‏دیدید و کافران را مجازات کرد و این است جزاى کافران! سپس خداوند- بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، مى‏پذیرد و خداوند آمرزنده و مهربان است‏

مؤلفه‌های اقتدار

عِدّه و عُدّه نظامی قطعا یکی از مؤلفه‌های اقتدار و پیروزی است و جای بحث و تردید ندارد اما مهمترین عامل نیست و باید همت را بیش از این عامل به مؤلفه های دیگر بدهیم که تاثیر بیشتری دارد و قرآن ما را بدان رهنمود ساخته است.

قرآن در آیات ناظر به رفتار نظامی مسلمانان در سالهای ابتدای هجرت – مثل زمان جنگ بدر- می فرماید: إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ (۶۵ انفال) هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه مى‏کنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند، پیروز مى‏گردند چرا که آنها گروهى هستند که نمی‌فهمند!

بعد با توجه به حال و هوای مسلمانان در سالهای بعد – مثل زمان جنگ حنین- می فرماید: الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ (۶۶ انفال) هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفى است بنا بر این، هر گاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز مى‏شوند و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است!

در آیات فوق به مسلمانان سالهای بعد می فرماید که شما الآن ضعیف شده اید با این که آنها از حیث قوای نظامی و تجهیزات دفاعی نسبت به سالهای قبل پیشرفت چشمگیر داشته اند! پس چه ضعفی حاصل شده است؟

آری تعداد آنان چندین برابر شده و امکانات نظامی و دفاعی آنها پیشرفت خیره کننده داشته و حالا از حیث امکانات ظاهری نظامی با دشمن پهلو به پهلو می زنند ولی قرآن می فرماید شما الآن ضعیف شده اید و عملا هم این ضعف نمودار می گردد و در صحنه های ابتدایی حنین شکست مفتضحی می خورند!

این ضعف، ضعف معنوی و ایمانی است. آن صفا و برادری، آن فداکاری و سبقت در جانبازی، آن خلوص انگیزه ها که فقط خدا مد نظر بود، آن هدف گیری جنگی که ریشه کن کردن دشمن خدا و حاکمیت یافتن دین خدا بود و …، رنگ باخته و انگیزه های مادی و نفسانی پر رنگ شده و اختلاف و منیت و انحصار طلبی و خود محوری ها نمود یافته و آنها را به ضعف کشانده و توانشان را تحلیل برده است.

رزمنده دیروز مسلمان چنان ایمان، باور، خدا جویی، خداطلبی، ایثار و سبقت در جلب رضای محبوب و …، بر قلبش حاکمیت داشت که به یک نفر قدرت مقابله با ده نفر می داد از این رو یک گروه رزمی بیست نفره می توانست بر یک گروه رزمی دویست نفره از دشمن غلبه یابد و اگر جمعشان صد نفر می‌شد قدرت غلبه بر هزار نفر از دشمن را داشتند اما حالا با این که تجهیزات نظامی و دفاعی آنها رشد و پیشرفت چشمگیر داشته اما تنزل قدرت ایمانی و روحی و انسانی آنها هم افول چشمگیر داشته، به طوری که سر جمع حالا هر نفر در مقابل دو نفر توان مقابله دارد و گروه رزمی صد نفره آنان توان غلبه بر گروه دویست نفری و گروه هزار نفری آنان توان مقابله با دو هزار نفر دارد.

این تاریخ و این آیات به صراحت هشدار می دهد که همت خود را فقط به بالا بردن توان نظامی و تجهیزاتی سپاه اسلام مصروف نسازید بلکه بیش و پیش از آن به رشد دادن انگیزه های ایمانی و روحی همت بدارید.

هشدار

همان‌گونه که ابتدا متذکر شدیم هیچ کس مخالف رشد بنیه نظامی و دفاعی کشور نبوده و نیست و بنیه دفاعی کشور را باید تا ممکن است، رشد داد. سخن این است که این اقدام زمانی مفید و صحیح است که در زمینه های دیگر هم همین رویه رشد دادن مؤلفه های ایمانی، بصیرتی، انگیزه ای و …، وجهه همت باشد.

– وقتی در کشور صفا و برادری که مهمترین مؤلفه اقتدار نظام است(واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا *آل عمران/۱۰۳*)، ترک خورده و می بینیم هر روز جمعی را از حضور در میدان های وزارت، نمایندگی مجلس، پست های اجرایی، دانشگاهی و …، به اتهام “فتننه گر”، انحرافی، و… طرد می‌کنند و بعد از گذشت بیش از هفت سال هنوز نتوانسته‌ایم دمل چرکین فتنه ۸۸ را التیام بخشیم و موجبات رفع کدورتهای برادرانه را فراهم سازیم،
– وقتی حسن ظن و خوش گمانی افراد اجتماع به هم، جایش را به سوء ظن و بدگمانی نسبت به هم داده،
– وقتی همبستگی ملی به شدت ضربه خورده و در انتخابات ها شاهد رد صلاحیت جمع کثیری از داوطلبان می باشیم که به عدم التزام به دین یا اصول دینی متهم می گردند و دلیلی قانع کننده قانونی برای این اتهام ها وجود ندارد،
– وقتی فساد چنان فراگیر، نجومی و عمومی شده که هر روز پرونده هایی چون حقوق های نجومی، املاک نجومی، اختلاس های نجومی، غارتگری های نجومی و … ر ا شاهدیم که گشوده می گردد،
– وقتی دزدی چنان عام، فراگیر و گسترده شده که دکل نفتی، کشتی و … گم می شود و پیدا نمی گردد،
– وقتی همدیگر را به دروغگویی، خیانت، وطن فروشی، زبونی و … متهم می سازیم و اجماع مرکب بر فساد همه جریان های داخل نظام فراهم می‌آوریم،
– وقتی نمی توانیم افکار عمومی را با خود همراه کنیم و با توسل به قدرت و با تشبث به مقدسات مردم را از حلال های خدا محروم می کنیم(مثل جریان مخالفت با کنسرت ها) و آنان را از نظام می رانیم و به مقابله با نظام و همراهی با دشمنان سوق می دهیم،
– وقتی نهادهای بالادستی نظام مثل نهادهای نظامی و انتظامی، نمایندگان رهبری در نهادها و ارگانها و وزارتخانه ها، ائمه جمعه و …که باید نقش پدر و چتر عام بر بالای سر همه باشند، به دامن یک جناح می غلطند،
– وقتی همه اش به دنبال یافتن نفوذی در بدنه نظام هستیم و به سرعت هر کسی که همانند ما فکر نمی کند را به نفوذی دشمن بودن متهم می سازیم، و گفتگو و راه رسیدن به تفاهم را فراموش کرده ایم،
– وقتی اخلاق اسلامی مهمترین گمشده زمان ما است،
– و وقتی … در چنین زمانی دلخوش بودن به پیشرفت های نظامی و دفاعی، کاری نجاتبخش به نظر نمی رسد. و ما ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله.