دوشنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۳۹۶

در نهایت بی هنری!

منتشر شده در: .

Hormoz-Sharifian-Sahamnews

» هرمز شریفیان

گفت‌‌وگوی “محمدرضا باهنر”، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با خبرگزاری ایلنا حاوی نکاتی درباره رهبر جنبش سبز، “میرحسین موسوی” بود. نظرات آقای باهنر درباره یکی از سلیم‌النفس‌ترین سیاستمداران تاریخ ایران مانند نظرات و برداشت‌های سایر همفکران وی است که خود را در جایگاه قاضی قرار می‌دهند و نظر خود را نظری نهایی می‌پندارند.
باهنر در این مصاحبه گفته: «بهترین وضعیت برای موسوی، کروبی و اصلاح‌طلبان همین حصر است.»
وقتی نظر آقای باهنر به‌عنوان کسی که سال‌ها در بالاترین نهاد قانونگذاری کشور خدمت کرده و علی‌الاصول ـ قانون باید برایش خط قرمز باشد، دیگر از جریان‌های تندرو و رادیکال چه انتظاری می‌توان داشت.
معلوم نیست این “حصر” در کجای قانون قرار دارد که همه‌ی همفکران باهنر مانند او ـ موضوعی که در قانون نیست را شبه قانونی و حتا به اصل قانون تبدیل می‌کنند. چرا نمایندگان محترم مجلس، لایحه‌ای به‌نام حصر به مجلس تقدیم نمی‌کنند تا کسانی که من‌بعد به شکلی قانونی به روند مدیریت کشور اعتراض می‌کنند را راهی حصر کنند؟
اگر قرار است آقای باهنر و همفکرانشان در مقام قاضی، تشخیص دهند که رویه‌ای غیرقانونی (حصر) لازم‌الاجراست دیگر چرا حرف از برگزاری محاکمه می زنند و اگر می‌زنند از چه رو خود را جای قاضی قرار داده و می‌گویند: «اگر دادگاه برگزار شود، احکام آنان سنگین خواهد بود و اجرای آن به مصلحت آنان نیست.»
آقای باهنر از کجا می‌دانند که احکام آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد سنگین است و علاوه‌بر آن آیا رهبران جنبش سبز مصلحت خود را بهتر می‌شناسند یا آقای باهنر و همفکرانشان؟
این همان نکته‌ای بود که “مهدی کروبی” در آخرین نامه‌اش از حصر به آن پرداخت و عنوان کرد: «آماده است در دادگاه علنی حاضر شود و به اتهامات پاسخ گفته و از خود دفاع کند»، اما جناح همفکر آقای باهنر از برگزاری دادگاه این سه تن نیز در هراسند.
آقای باهنر گفته‌اند: «اما ممکن است پرسیده شود حالا که این عده محاکمه نشدند چرا آزاد ‌نمی‌شوند در پاسخ باید گفت در دنیا کسی را پیدا نمی‌کنیم که علیه یک نظامی اقدام بکند و آزاد باشد.» در اینجا باید از آقای باهنر پرسید اقدام مهندس موسوی بر علیه نظام چه بوده؟ اینکه کسی به آرای ماخوذه از انتخاباتی مهندسی شده آن‌هم در چهارچوب قانون، اعتراض کند ـ علیه نظام اقدام کرده است؟
ایشان درجای دیگر گفته: «اپوزیسیون نظام در هیچ کجای دنیا اجازه تلاش و فعالیت ندارد. مثل این می‌ماند که به کسی بگوییم تو اجازه انقلاب داری.» آقای باهنر معلوم نیست از کجای دنیا صحبت می‌کند. در بیشتر کشورهای دنیا گروهی که نظرات ساختارشکنانه نداشته باشند و دست به اقدام مسلحانه نزنند، در بیان نظرات و دیدگاه‌های خود آزاد هستند.
باهنر در قسمتی دیگر و در پاسخ به این پرسش که: واقعا معتقدید دو کاندیدای انتخایات ریاست جمهوری سال ۸۸ اپوزیسیون نظام بودند؟ پاسخ داد: «بله؛ اپوزیسیون نظام بودند! من خودم به آقای مهندس موسوی گفتم ۵ درصد از صندوق‌ها را به انتخاب شما می‌شماریم اگر اشکالی داشت حرف شما درست است، ایشان گفت نه ما به پروسه قبل از رای اعتراض داریم. در اینجا تکلیف مشخص است مهندس موسوی گفت من کاری به آرای درون صندوق ندارم به قبل از آن کار دارم. وقتی در یک بازی فوتبال یک طرف به داور بگوید من تورا قبول ندارم داور به آن طرف یک کارت قرمز می‌دهد و از بازی بیرونش می‌کند.»
در اینجا باید از آقای باهنر پرسید، کجای این نقل قول که از مهندس موسوی آورده نشان می‌دهد که وی اپوزیسیون است؟ و جالب‌تر اینکه وقتی ایشان در حصربه‌سر می‌برد و هیچ وسیله‌ای برای دفاع از خود و گفته‌هایشان ندارد، چگونه می‌توان باور کرد که چنین ادعایی از ایشان صحت دارد؟ آوردن نقل قول از کسی که بیش از ۲ هزار روز در زندان خانگی به‌سر می‌برد و هیچگونه ابزاری برای دفاع از گفته‌ها و کرده‌هایش ندارد امری دور از اخلاق و ناجوانمردانه است!
معلوم است آقای باهنر دستی در قانون‌های فوتبال هم ندارد چون اگر بازیکنی به داور بگوید که قبولش ندارد؛ جریمه‌اش اخراج از بازی نیست مگر داور آن بازی از جنس آقای باهنر باشد که پاسخ هر انتقادی را با اخراج ‌بدهد.
بهتر بود آقای باهنر موارد حقوقی معضل حصر را به همکاران حقوقدانش احاله می‌داد ـ هرچند که حقوقدانان نیز بهتر می‌دانند که هرچه درباره‌ی حصر بگویند، توجیه است.
معلوم است آقای باهنر برداشت دقیقی از شخصیت میرحسین موسوی، مهدی کروبی و خانم رهنورد ندارند زیرا طرح چنین درخواستی برای نخستین بار نبوده و به انحاء مختلف مطرح شده بود اما آنچه ثابت مانده، پاسخ رهبر جنبش سبز به باهنر هاست که در نهایت بی‌هنری چنین مسائلی را طرح می‌کنند.