پنج شنبه, ۷ اردیبهشت , ۱۳۹۶

دلایل فشار بر آیت الله نکونام از زبان یکی از شاگردان برجسته ایشان در گفتگو با «سحام»

منتشر شده در: .

Mohamadreza-Nekounam-saham-newsروح‌الله زم- آیت‌اللّه محمدرضا نکونام متولد ۱۳۲۷ ه.ش در گلپایگان است که دوره کودکی و نوجوانی و تحصیلات خود را تا سطح خارج فقه و اصول در تهران گذرانده و از آن پس تاکنون مقیم قم می‌باشد. این مرجع تقلید محبوس بیش از چهل سال است که در حوزۀ علمیۀ قم تدریس می‌کند. او برخی از روزها تا چهارده درس را تدریس می‌کرده که لیست آن درس‌ها، غیر از کتاب‌های رایج حوزوی از مقدمات تا پایان سطح فقه و اصول، چنین بوده است:
«تفسیر قرآن کریم – خارج فقه – خارج اصول – اسماء الحسنی – عرفان محبوبان – مصباح الانس – شرح منازل السائرین – شرح فصوص‌الحکم – تمهید القواعد – دانش ذکر – دانش سلوک معنوی – شناخت فرشته و جن – خارج فلسفه – الاسفار الاربعه – شرح منظومه – شرح اشارات – فلسفۀ اخلاق – فلسفۀ حقوق – دانش استخاره با قرآن کریم – روان‌شناسی و طب – جامعه‌شناسی فلسفی – اقتصاد اسلامی – دانش اشتقاق – مطول – مقامات حریری
– معلقات سبعه.»

علاوه بر این، آیت‌اللّه نکونام از نوجوانی نگارش را شروع نموده‌ است. کتاب «اخباری و اصولی چه می‌گویند؟» در رد بر «اخباری‌گری» و داوری میان مکتب فکری آنان و اصولیان، نخستین نوشته‌ی ایشان است. نگارش کتاب، همواره عمده‌ترین کار ایشان بوده و بیش‌ترین وقت را از او گرفته است. پیش‌بینی می‌شود شمار کتاب‌های این مرجع تقلید محبوس، به هشتصد اثر برسد. بخش اعظمی از این تألیفات هنوز در مرحلۀ آماده‌سازی برای چاپ یا تکمیل است و منتشر نشده است. هیچ‌یک از این کتاب‌ها به مسائل تکراری و غیر ضروری دین و جامعه نمی‌پردازد، بلکه اساسی‌ترین و تأثیرگذارترین مسائل حیات معنوی و اخروی و نیز نظام عقیدتی یا علمی انسان‌ها را در تمام حوزه‌های علوم انسانی و هم‌چنین اموری که بیش‌ترین نقش را در جامعه دارد، بیان میکند. تاکنون ۱۹۲ جلد کتاب از ایشان منتشر شده است و ۱۵۰ عنوان کتاب دیگر نیز برای نشر آماده می‌باشد. این کتاب‌ها در حوزه‌های مختلف دین‌پژوهی اعم از فقه، اصول، تفسیر و قرآن‌شناسی، معرفت دینی و باورهای اعتقادی، عرفان، فلسفه، جامعه‌شناسی، اقتصاد، تاریخ و سیره، سیاست، روان‌شناسی، علوم تربیتی، علوم معنوی و مغیبات، استخاره، تعبیر خواب، شعر، موسیقی، زنان، حوزه‌های علمی و تبلیغ دینی است.

روز ۴ اردیبهشت‌ماه ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت اقدام به فک پلمپ انبار کتاب‌های آیت‌الله محمدرضا نکونام در شهر قم نموده و تمامی کتاب‌های وی را علی‌رغم این‌که دارای مجوز از وزرات ارشاد بود را توقیف کردند. این ماموران با استفاده از ده‌ها خودروی نیسان، کتاب‌ها را به مکانی نامعلوم انتقال دادند.

آیت‌الله نکونام که در دوران ستم‌شاهی نیز سابقه بازداشت توسط ساواک را دارد، برای نخستین بار در ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از آزادی مجددا در فروردین‌ماه ۱۳۹۴ دستگیر گردید. او پس از ابراز مخالفت با نظریات «جزم‌اندیشانه» ناصر مکارم شیرازی با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت و به دادگاه ویژه روحاینت تهران منتقل شد و طی دو مرحله دادگاه، حکم وی از دو سال به ۵ سال زندان افزایش یافت و اکنون در زندان ساحلی قم، دوران حبس ظالمانه خود را می‌گذراند.

به سراغ یکی از برجسته‌ترین شاگردان آیت‌الله محمدرضا نکونام در حوزه علمیه قم رفتیم و از او خواستیم در گفت‌وگویی کوتاه با «سحام»، به شرط محفوظ ماندن نامش (به دلیل فشارهای گسترده امنیتی) خود را معرفی کند و دلایل بازداشت استاد خود را برای ما شرح دهد. او در پاسخ گفت:

اینجانب یکی از وکلای شرعی حضرت آیت‌الله العظمی نکونام هستم. سی سال است که در حوزه علمیه هستم. دکترای حقوق از دانشگاه تهران دارم. تحصیلات حوزوی خویش را از مشهد مقدس شروع نموده‌ام و در حدود بیست سال است که در حوزه علمیه قم هستم. هم اکنون استاد حوزه علمیه و نیز دانشگاه هستم. هجده سال است که با آیت‌الله نکونام آشنا هستم و دروسی مانند خارج فقه و اصول٬ عرفان٬ فلسفه٬ روانشناسی٬ جامعه شناسی٬ اشتقاق٬ ذکر و برخی از دروس دیگر را نزد ایشان خوانده‌ام.

آیا پیش از دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نیز نسبت به ایشان حساسیتی وجود داشته است؟ آیا ایشان پیش از این نیز بازداشت شده بودند؟

بله، از سال ۱۳۶۸ و بعد از رحلت مرحوم امام؛ حساسیت نسبت به ایشان همواره وجود داشته و عامل این حساسیت همان «مافیای حوزه‌های علمیه» بوده است. ایشان در سال ۶۸ بازداشت می‌شوند و برای ۲ سال به کاشمر تبعید می‌شوند. در سال ۸۶ به تحریک آیت‌الله مکارم شیرازی٬ و بعد از چاپ حدود صد عنوان کتاب توسط آیت الله نکونام؛ وزارت ارشاد وقت مجوز انتشارات و مؤسسه ایشان را باطل می‌کند. در سال ۹۰ و مستقیما بعد از چاپ رساله عملیه ایشان توسط دادگاه ویژه بازداشت می‌شوند؛ حدود یک‌هفته این بازداشت به طول می‌انجامد. در سال ۹۳ به علت تثبیت مرجعیت ایشان و نیز اقبال عمومی مردم در داخل و خارج از ایران به معظم له؛ ایشان در بازداشت هستند و این بازداشت تاکنون به طول انجامیده است. پس از سال ۶۸ تاکنون نیز نیروهای امنیتی روی ایشان حساس بوده‌اند.

مافیای حوزه‌های علمیه چه کسانی هستند؟

مافیای حوزه‌های علمیه همان «مانعون» هستند؛ «مانعون» کسانی هستند که مانع تحول حوزه‌های علمیه و نیز رشد و تعالی نظام اسلامی هستند. آیت‌الله العظمی نکونام (یکی از مراجع تقلید و اساتید مطرح حوزۀ علمیه قم) از تاریخ ۱۱ دی ۹۳ تا کنون به دلیل موضع‌گیری‌های درست ولی صریح و بی‌پرده‌ی سیاسی و علمی و البته با سانسور خبری رسانه‌های داخل ایران، در زندان به سر می‌برند. سعی می‌کنم به‌صورتی کوتاه ایشان را معرفی کنم:

آیت الله العظمی نکونام از شش سالگی شعر می‌گفته‌اند. دیوان اشعار ایشان تاکنون دارای ۲۸۰۰۰ بیت شعر در قالب ۹۹ جلد کتاب می‌باشد. حضرت آیت‌الله، اساتید فراوانی را از زمان طفولیت تا پایان دورۀ تحصیل و آموزش به خود دیده‌اند که شمار آنها بیش از صد استاد می‌باشد. در میان آن‌ها استاد زن، استاد کافر، مسیحی، اهل سنت، استاد موسیقی و حتی در بعضی از زمینه‌های امراض اجتماعی نیز استاد به‌نامی را داشته‌اند.

گذشته از موقعیت علمی آیت الله العظمی نکونام و اساتید طراز اولی که ایشان داشته‌اند، بهتر است چند خطی از زبان خودشان دربارۀ کتاب‌هایشان و مشکلاتی که برای چاپ آن داشته‌اند و دربارۀ ادعاها و نظریات علمی‌شان بخوانیم:

۱ـ ما نزدیک به یکصد جلد کتاب را تا سال ۸۶ منتشر نمودیم و قصد آن داشتیم صد عنوان دیگر در حوزه‌های مختلف علوم انسانی چاپ نماییم اما آقایان حوزوی آن را شکست غرور حوزه دانستند و برخی با تحریک بعضی از کارگزاران اداری، برای ما مشکلاتی به وجود آوردند. مثل این‌که روحانیان فقط باید زیارت‌نامه و روضه بخوانند و نباید به کار دیگر بپردازند. شما بیایید این کتاب‌ها را بررسی، نقد و اشکال کنید، چرا هو و جنجال و دعوا راه می‌اندازید و حمله می‌کنید!

۲ـ حوزه‌ها باید مولد بشوند و تولیدات فکری را ارج نهند؛ نه آن‌که استبداد فکری داشته باشند و با هم دعوا کنند. این می‌گوید ماست سیاه است، شما برای او ثابت کن سیاه نیست، چرا ناراحت و عصبانی می‌شوید. حوزه‌ها باید قدرت استماع و شنوایی و آزاداندیشی داشته باشد وگرنه به بن‌بست کشانده می‌شود. باید دست عالمان را باز گذاشت تا بحث کنند، سخن بگویند، اشکال کنند، ایراد بگیرند. ما نزدیک به صد جلد کتاب را در یک سال با مشکلات بسیار چاپ کرده‌ایم و می‌گویند غرور حوزه را شکسته‌اید. این، چند کتاب است که چاپ شده و در قیاس با عظمت حوزه که چیزی نیست. این صد کتاب نیز یک شبه نوشته نشده و برای آن زحمت کشیده شده است، ما آمدیم صد جلد دیگر را چاپ کنیم اما با این بازتاب، دست نگه داشتیم تا دوباره به کسی بر نخورد و غرور کسی شکسته نشود. ما قصد دعوا با کسی را نداریم. این کتاب‌ها برای حوزه است و در چاپ آن نیز از بیت‌المال و مال فقرا یا از نظام استفاده‌ای نشده است. شما به جای دعوا انتقاد کنید.

۳ـ من دشمنانی دارم که به مرگ من تشنه‌اند اما من اگر آنان را ببینم، کف پای آنان را می‌بوسم. این دشمنان بسیار نادان هستند و نمی‌دانند ما چه‌قدر آنان را دوست داریم. این‌که قرآن کریم می‌فرماید: «فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ»؛ به این معناست که میان مؤمنان راهی برای جدایی نیست. برای همین است که ما اجازه نمی‌دهیم خیلی وصل به این و آن بشویم؛ چرا که اگر به جایی وصل کنیم دیگر نمی‌توانیم قطع کنیم و این محبت برای ما مثل اعتیاد می‌ماند که حتی روز قیامت نیز از ما جدا نمی‌شود؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی که من او را دوست داشته‌ام قرار است به جهنم برود و من به بهشت، بر درگاه بهشت می‌ایستم و می‌گویم من داخل نمی‌روم مگر آن‌که این دوست نیز به من ملحق شود. بعید است خداوند بگوید هر دو به جهنم بروید. باید هم‌دیگر را این‌گونه دوست داشت. معنای «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» برای ما واضح نشده است که راحت با هم بحث می‌کنیم و به آسانی از هم می‌بریم. آیا دیوانه‌ای هست که بگوید خدایا، شیطان را به‌خاطر من ببخش. خدایا، من تحمل ندارم که بنده‌های تو نااهل باشند اما چه کنیم که قسم خورده‌ای: «لاَءَمْلاَءَنَّ جَهَنَّمَ مِنْک وَمِمَّنْ تَبِعَک مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ».
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
عالم خدا خاری ندارد و هرچه در آن است شیرین است. این بیت شعر از شعرهایی است که نمی‌توان به آن اشکال کرد مگر آن‌که گفته شود:
به جهان خرم از آنم که جهان هم همه اوست
عاشقم بر همه عالم که همه کرده اوست

من همه را دوست دارم و من نمی‌توانم خدا را دوست نداشته باشم. البته: «صدیق عدوّ اللّه عدو اللّه» اما عشق عدوی نمی‌بیند. دین یعنی فهم و باید مواظب بود بر اساس معرفت با مردم سخن گفت تا دین‌گریزی پیش نیاید. نمی‌شود به مردم دروغ و غیر واقع گفت و انتظار پذیرش از ناحیه آنان را داشت؛ چرا که آنان فهیم هستند. بسیاری از مبلغان دینی به فهم مردم احترام نمی‌گذارند. حرمت مردم را باید پاس داشت. انقلاب اسلامی سبب شد فهم مردم به صورت تصاعدی رشد نماید و آنان رشد یک قرن را در طی این سی سال داشته‌اند و ما روحانیان نیز باید هم‌پای آنان رشد داشته باشیم و آن‌چه به مردم عرضه می‌نماییم معرفت؛ یعنی باور صادق موجه باشد و نه بافته‌های خیال و وهم و برداشت‌های ناصواب از آیات و روایات. سطح آگاهی مردم بالا رفته است و آنان دیگر از هر کسی سخن‌پذیری ندارند و معیار پذیرش آنان علم و عقلانیت شده است.

۴ـ بنده نه زندگی، نه تربیت، نه حرکت، نه اخلاق، نه درس خواندن و نه درس گفتنم به طور عادی و به دست خودم نبوده است. واقعیت این است و به خاطر این موضوع نیز مکرر در راه مشکل پیدا کرده‌ام و برخی با بنده به صورت شخصی یا با امکانات دولتی به مخالفت برخواسته‌اند. ممکن است بعضی به زنده بودن من راضی نباشند و مرگ مرا بخواهند؛ چرا؟ چون مرا اشتر گاو پلنگ می‌دانند! شتر از آن حساب می‌برد و می‌گوید این پلنگ است و پلنگ می‌بیند و می‌گوید این شاخ دارد و همین‌طور. این در حالی است که زندگی، تربیت و حرکت من اختیاری نبوده است. به کلام اللّه مجید سوگند، اگر من یک درخواست از خداوند کرده باشم یا اندکی در پی این مسایل به راه افتاده باشم. همه این علوم و حرکت‌ها اجباری و زوری بوده است.
آیا شما چنین ماده نقضی در هیج جایی و در هیچ بیتی پیدا می‌کنید؟ اشتر گاو پلنگ بودن بنده مشکل ماهوی من بوده است. البته من ماهیت را قبول ندارم ولی این مشکل ماهوی را از ابتدا داشته‌ام. این‌که من چه هستم، مهم نیست. به هر روی اگر درب خانه بنده یا درب کلاس بنده در حوزه را ببندند، من تنها با یک تکه نان و برنج دم‌پختک زندگی می‌گذرانم و اگر هزار سال عمر کنم، بیمه هستم. نیازی هم ندارم شلوغ کنم. اما حوزه در چنین مملکتی در حال غربت است و حوزه‌ها نیاز به ترمیم و اصلاح دارد و حوزه امروز در این مملکت هیچ نقش برجسته‌ای ندارد و حوزه نمی‌تواند در پایان هر سال گزارش بدهد که چه کار مهمی انجام داده است.

۵ـ این‌که هم‌اینک با کتاب‌های من مخالفت می‌شود و می‌گویند این موسیقی، روان‌شناسی، تعبیر خواب، تفسیر، مباحث ولایت و دیگر امور در جایی نبوده است راست می‌گویند؛ چون من این دانش‌ها را از جای دیگری آورده‌ام و آن را به دانش‌های امروزی ربط داده‌ام. من می‌گویم می‌توانم قرآن کریم را با دستگاه‌های موسیقی و بدون استفاده از زبان عربی یا فارسی یا هر زبان دیگری حتی برای آنان که سواد ندارند آموزش دهم؛ به‌گونه‌ای که بتواند معنای آن را دریابد. این سخن و ادعا خیلی مهم و بسیار غیر عادی است ولی خوبی آن این است که کسی این کار را از ما نمی‌خواهد. اگر در این رابطه کاری کنیم، انقلاب عظیمی در فرهنگ قرآن کریم به وجود می‌آید؛ به‌گونه‌ای که آموزش قرآن کریم و درک معنای آن نیاز به آموختن زبان عربی ندارد و هر کسی با هر زبانی می‌تواند معانی قرآن کریم را دریابد و این دانش مثل اختراع خط بریل برای نابینایان است و بنده توان انجام آن را دارم، اما مطمئنم معیارهای چاپ و نشر و ممیزان که با افراد به صورت دستوری عمل می‌کنند، مجوز نشر آن را نمی‌دهد. ما با استفاده از صوت و نت‌ها و موسیقی قرآن کریم، می‌توانیم آن را قابل فهم و درک برای عموم مردم جهان با هر زبانی که هستند بنماییم.

۶ـ ما در باب فقه موسیقی در کتاب «فقه غنا و موسیقی» که هفت جلد است به تفصیل سخن گفته‌ایم و نیز کتاب «منطق موسیقی» را داریم. البته این کتاب نیز از نشر باز مانده است. در آن‌جا از موسیقی توحیدی به اختصار، آن هم در مقدمه چیزی گفته و از آن گذشته‌ایم. آیا روان‌شناسان یا موسیقی‌دانان می‌توانند به موسیقی جهت توحیدی دهند یا خیر؟ برای نمونه، دستگاه موسیقی آیه شریفه: «لَکمْ دِینُکمْ وَلِی دِینِ» چیست و چه کسی می‌تواند آن را تشخیص دهد و قدرت استخراج آن را داشته باشد؟

۷ـ به علم اعداد و حروف نیز آگاهی کامل دارم. عالمی که در آن زندگی می‌کنیم بسیار پیچیده است و یکی از پیچیدگی‌های آن دنیای «اعداد» و نیز «حروف» است که هریک برای خود آثاری دارد. هر فردی دارای عددی است و برخی از اعداد رذیلت‌ها را می‌نماید.

۸ـ فرض کنید در مسأله ولایت، اگر حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام و چهارده معصوم علیهم‌السلام و ولایت نباشد، می‌گفتم اولی هستم! این خودش یک معجزه است، اما در بحث ولایت، همه زمین خورده قهرمانان این عرصه هستند و نباید کشتی گرفت و خود را بر زمین زدن آبرومندتر است.
هم‌اینک ما در عصر غیبت هستیم و آقا امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) به ظاهر در میان ما نیست و ما بدون غیرت دینی و بی‌رگ نیستیم و از سویی ظلم، مظلوم‌کشی و بسیاری از بدبختی‌های دیگری که در دنیا فراوان است، مسؤولیت‌آور است و ما نمی‌توانیم تسلیم شویم و دست روی هم بگذاریم و بگوییم نان ما جور است و باقی مردم مهم نیست که چه مشکلاتی دارند، این است که باید به وسط میدان آمد؛ به‌ویژه آن‌که همان‌طور که گفتم امروز کشور ایران مرکز ثقل جهان اسلام است و ایران در برابر فرهنگ غرب قرار دارد. آمریکا خود را سلطان جهان و امپراطور زمین می‌داند و تنها مانع بزرگ خود را ایران می‌داند. گویی ایران چنان بزرگ شده است که می‌تواند با آمریکا در هر مسأله‌ای هماوردی کند، اما در چنین مملکتی، حوزه چه نقشی دارد؟ آیا حوزه‌ها به غربت و انزوا مبتلا نیستند و در دنیا که هیچ، در مملکت ما چه نقش کارآمدی بر عهده آنان است؟ هر دانشگاهی در پایان سال خود، آماری از فعالیت‌های علمی را ارایه می‌دهد، ولی حوزه‌ها آیا به همین مقدار و به اندازه یک دانشگاه نیز می‌توانند ادعا داشته باشند؟

۹ـ من هم‌اینک (پیش از بازداشت سال ۹۳) به حمد الهی هیچ مشکل جسمی ندارم و این انرژی را دارم که روزی ده کار متفاوت در طول بیست ساعت از شبانه‌روز بدون خستگی انجام دهم و این شمایید که نباید بگذارید این انرژی بدون استفاده بماند. کارهایی که هم‌اکنون انجام می‌دهم درست و متناسب با بنده نیست. من باید کارهایی را انجام دهم که در توان هیچ کسی نیست. این کارها را دیگران نیز می‌توانند انجام دهند و وقت مرا فقط تلف می‌کند ولی چاره‌ای ندارم و کسی نیست که این کارها را انجام دهد و در غربت و تنهایی خود به سر می‌برم. ویراستاری و پی‌گیری چاپ کتاب، و حتی نظافت مؤسسه ـ اگر کسی آن را انجام ندهد ـ برای من مشکل نیست، ولی کارهای بسیار مهمی که فرهنگ دینی را سالم‌سازی می‌نماید بر زمین می‌ماند؛ هرچند آثاری که بنده به قلم آورده‌ام نه حال، که در آینده‌ای دراز اهمیت و جایگاه خود را پیدا می‌کند. زمانی که خلأ علمی در زمینه علوم انسانی، خود را نشان دهد و هیاهوها و احساسات بخوابد و جامعه به این نتیجه برسد که در این حوزه دانشی در خور ندارد و نیازمند علم و فرهنگ ناب است. آن زمان است که این آثار نتیجه می‌دهد و می‌تواند مشکلات اساسی جامعه را برطرف سازد.

۱۰ـ ما کار پنهانی، زیرزمینی، خطی و حزبی نداریم. ما همان‌گونه که به حمد الهی در بحث و درس آزادی را رکن اصلی قرار می‌دهیم و آزاد می‌اندیشیم، در سیاست نیز آزاد هستیم و به هیچ کسی از این طرف یا آن طرف وابستگی نداریم. اگر کسی دوست داشته باشد به ما کمک کند باید این‌گونه و آزادِ آزاد باشد.

۱۱ـ الآن بحث ولایت، جن، موسیقی، ترجمه ریتمیک قرآن کریم، استخاره، تعبیر خواب، قمار و ده‌ها کار دیگر بر زمین مانده است، ولی تا به حال این‌گونه بوده است که کسی به حرف‌های ما گوش نمی‌داده: «لا رأی لمن لا یطاع له» بوده است و برای همین است که چیزی نمی‌گویم. ما هنوز نتوانسته‌ایم یک مجله علمی یا یک پایگاه اینترنتی داشته باشیم. ذخایری این‌جا ریخته است که تفویت می‌شود در حالی که می‌شود از آن استفاده کرد.
شد زمان منِ آزاده به کفر آلوده
دین شده بهر همه بستنی و فالوده
صحبت از دین همه جا بوده، ولی دین به کجاست؟!
همگان گشته ز حق بی‌خبر و آسوده

۱۲ـ اگر ما جمعی محقق توانمند در اختیار داشته باشیم بحث‌هایی را که ممکن است سی سال کار داشته باشد؛ مانند بحث‌های ولایت، شناخت جن و فرشته، ترجمه قرآن کریم با بیان موسیقی آن، می‌توان در چند سال به فرجام رساند. من به قرآن کریم که دست می‌زنم می‌بینم می‌توان آن را بدون لغت و صرف و نحو معنا کرد؛ ولی این‌قدر خود را نگاه می‌دارم تا چیزی نگویم؛ چرا که در کتمان قوی هستم، اما بعضی مواقع ناگهان چیزی از دست می‌رود و گاه هم لازم می‌دانم اندکی از آن را بیان کنم؛ هرچند بسیاری باور نمی‌کنند و برای ما مشکلاتی به وجود می‌آورند!

۱۳ـ باید این سخن که دین بی‌پیرایه است را به مردم جامعه رسانید زیرا همه آنان به این مطالب که می‌رسند به آن گوش فرا می‌دهند. امروزه مردم، گوشی برای شنیدن حرف‌های تکراری یا بی‌محتوا ندارند و این کمبود در زمینه معارف دینی را باید از این تنور جبران کرد.

۱۴ـ من چنان آزاد هستم که اگر بخواهم برای نمونه از حضرت امام خمینی بگویم، چنان از او سخن می‌گویم و از شخصیت حضرت امام رحمه‌الله به صورت واقعی می‌گویم که میلیاردها انسان شیفته ایشان شوند؛ اما اشکالات ایشان را نیز بیان می‌کنم. این در صورتی است که در کشور ما می‌گویند فقط باید خوبی‌ها را گفت و اشکالات را مطرح نکرد و به تعبیر بهتر آدم را مزدور می‌خواهند و فقط باید بگویی و باید هم مطابق میل آنان بگویی!!
۱۵ـ در قرآن کریم حقایق و گنجینه‌های بسیار عظیمی قرار دارد که بدون استفاده مانده است و بنده قدرت و توان استخراج آن را دارم و می‌توانم دست‌کم هزار پروژه قرآنی را کلید بزنم. این کارها برای من بسیار راحت است اما نبود نیروی تحقیقی و تنهایی و غربت و نیز در اثر گذشت زمان، این انرژی تلف می‌شود.

۱۶ـ این روزها گرفتاری، بیکاری، فقر، انحراف و انحطاط در قم فراوان شده و باید نسبت به فقرا، ضعفا، مستمندان و آبرودارها حساس بود.»

از وضعیت کنونی آیت‌الله نکونام اطلاعی دارید؟

هم اکنون نیز حضرت استاد در بند ویژه روحانیت زندان ساحلی قم در حصر و تحت نظر امینتی هستند و کلیه ارتباطات با ایشان قطع است.