شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۸

تقی رحمانی: دو «سمت راهبردی» نامه کروبی؛ مبارزه با «قانون گریزی و تک صدایی»

منتشر شده در: .

Taghi-Rahmani-sahamnewsروح‌الله زم-  «تقی رحمانی» کنش‌گر سیاسی ملی و مذهبی معتقد است: نامه مهدی کروبی خطاب به حسن روحانی ، سخنام مهم مطرح شده در آن بی‌شباهت با سخنان آیت‌الله منتظری نیست، او در نامه خود ضمن تاکید بر اجحاف‌ها و ستم‌های سال ۸۸، به سمتی راهبردی هم اشاره می‌کند: «باید به هر شکلی با تک صدایی و قانون گریزی مقابله کرد.»

آقای رحمانی که خود یکی از مشاوران مهدی کروبی از رهبران محصور جنبش سبز بوده، به «سحام» می‌گوید: بعد از جنبش سبز تا حال حاضر، ما جلوی کسی (آقای خامنه‌ای) که می‌خواهد و تلاش می‌کند حرف اول و آخر را بزند، گرفته‌ایم و این در تاریخ ایران بی‌سابقه است و استمرار این دستاورد، به ادامه «حرکت و روش اصلاح‌طلبی» نیاز دارد که در همین نامه هم تاکید آقای کروبی به «قانون»، «مخالفت با ظلم»، و «مبارزه با تک‌صدایی» است، حتی ایشان مصداق مشخص کرده و گفته: «این همراهی با ظلم در حال حاضر قانون‌گریزی است.»

تقی رحمانی هم‌چنین ایستادگی مردم و رهبران جنبش سبز از سال ۸۸ تا کنون را دارای بیشترین دستاوردها برای جنبش دموکراسی‌خواهی ایران دانسته و معتقد است: «شمردم رای مردم»، «جلوگیری از تشکیل دولت اسلامی توسط رهبری» و «حفظ جمهوریت نظام» از مهم‌ترین دستاوردهای خیزش اعتراضی مردم و ایستادگی رهبران آنان از سال ۸۸ تا کنون است.»

این کنش‌گر سیاسی که یک سوم عمر خود را در زندان‌های حکومت اسلامی ایران بوده، در پاسخ به این پرسش که «محورهای نامه آقای کروبی چیست و شما به عنوان یک کارشناس مسائل سیاسی ایران، این نامه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟» به «سحام» می‌گوید: به طور کلی «سمت راهبردی» نامه را باید توجه کرد، سمت راهبردی نامه هم در پاراگراف آخر است که می‌گوید: «باید با تک‌صدایی و قانون گریزی مبارزه کرد و در این مورد نباید با ظلم همراهی کرد.» این بخش مرا به یاد موضع‌گیری‌های آخر مدرس می‌اندازد، که در مقابل تک‌صدایی که در حکومت ایجاد شده بود، موضع‌گیری کرد، منتها امروز افراد دیگری هم هستند که در مقابل این تک‌صدایی موضع‌گیری می‌کنند. آقای خاتمی، آقای هاشمی و حتی آقای روحانی و بعد جامعه مدنی ایران، یعنی به عبارتی این صدا دیگر تنها نیست که در برابر تک‌صدایی و قانون گریزی در جامعه به مقابله برخاسته است. آن‌که می‌گویم «سمت راهبردی» نامه، از این لحاظ مهم است. اما این «سمت راهبردی» از جانب کسی اتخاذ شده که در حصر و زندان است و از موضع مدنی بیان شده است، درست است که درون نظام تعریف می‌شود ولی مثل آقای روحانی و هاشمی در حکومت جایی ندارد. حتی در فضای عمومی جامعه هم نیست و در حصر است. ولی موضع‌گیری‌اش یک نوع هم‌سویی استراتژیک ایجاد می‌کند که این هم‌سویی استراتژیک، تک‌صدایی در جامعه – که پدر همه دیکتاتوری‌ها و استبدادها است – را هدف می‌گیرد.

در عین حال این نامه خطاب به رییس‌جمهور است، یعنی کروبی در حقیقت رییس‌جمهور و انتخابات را به رسمیت شناخته و در کلیت می‌گوید: مردم هوشیارانه در دو انتخابات شرکت کردند تا در مقابل انحصارگری‌ها بایستند.» این از آن «سمت گیری‌»های مهم در آن نامه است و از طرفی دیگر موقعیت خودش را توضیح می‌دهد، یعنی این‌که هم‌چنان به مهندسی انتخابات در سال ۱۳۸۴ معترض است، این موضع را آقای هاشمی هم در آن انتخابات اتخاذ کرد، و آقای ذوالقدر از فرماندهان ارشد سپاه هم مصاحبه‌ای بعد از پیروزی احمدی نژاد در ۸۴ گفت: ما در این انتخابات چند لایه عمل کردیم.»

بعد آقای کروبی می‌گوید: «به تقلبات انتخابات سال ۸۸ هم معترض‌ام»، چرا این حرف را می‌زند؟ آقای کروبی با حفظ موضع‌اش در انتخابات سال ۹۴ رای داده، یک رفتار مدنی کرده و نشان داده که موضع‌اش را با کینه آغشته نمی‌کند و «راهبرد درست» را اتخاذ می‌کند. از طرف دیگر در این نامه با شناخت ساختار قدرت، درباره «حصر» تصریح هم می‌کند، چون آقای کروبی کسی است که شناخت عجیبی نسبت به ساختار قدرت دارد و در این ساختار پست و مقام داشته، می‌گوید من می‌دانم که حصر دست شما نیست، ولی از حاکمان بخواهید که دادگاه را برای من برگزار کنند. به گونه‌ای باز هم «سمت‌گیری‌»اش به سوی کسانی است که این فضا را ایجاد کرده‌اند. به نظر من این‌ها نکات مهم نامه است که نباید جدا جدا دید و «سمت راهبردی» نامه را نباید گم کرد، الان فقط آقای کروبی نیست که به تک‌صدایی معترض است، منتها این صدا هم بسیار مهم است، ضمن این‌که «سمت‌گیری»، روحیه و انگیزه به افراد و جامعه می‌دهد که در مقابل این تک‌صدایی مقاوم‌اند و می‌دانیم که سخرانی‌های اخیر آقای خامنه‌ای در مشهد و بعد از آن، در حقیقت خیلی تند بود و یک نوع مقابله‌جویی با آقای روحانی بود و آقای روحانی هم جواب می‌دهد و می‌گوید: «موقعیت برجام همیشگی نیست، ما باید از این موقعیت استفاده کنیم» و می‌دانیم که وضع اقتصادی کشور بسیار خراب است. پس این نامه می‌تواند به موج مدنی و مجازی کمک و آن را تقویت کند که مجلس آینده با «تک صدایی» و «قانون گریزی» مقابله کند و برویم به سوی فضای بازتر، و این نامه را در این چارچوب باید ارزیابی کرد.

ولی برخی از اصلاح‌طلبان با عدول از مواضع خود در انتخابات ۷ اسفند خواستار حضور در حاکمیت شدند. آیا از نظر شما این تک‌صدایی پیش‌تر هم وجود داشته یا در این مقطع اتفاق افتاده است؟

مواضع همه اصلاح‌طلبان یکسان نیست، سال ۱۳۸۸ دستاوردهایی داشته است، به طور کلی «ما هیچ پروژه پیروزی برای دموکراسی در ایران نداشته‌ایم». ولی پروژه‌هایی که به شکست منتهی نشده‌اند و فاجعه نیافریدند، دستاورد داشته‌اند. انتخابات ۱۳۸۸ نقطه عطف است، آقای خامنه‌ای به دنبال برقراری «دولت اسلامی» است، او فکر می‌کرد این دولت را با احمدی‌نژاد به دست خواهد آورد. در انتخابات ۱۳۸۸ قرار بود مردم و رای‌شان پاک بشود، یعنی آن جمهوریتی که با رای بود، قرار بود کلا پاک بشود، در انتخابات ۱۳۸۸ گرچه اعتراضات مردم به پیروزی نرسید، ولی چند مسئله را با خود در پی داشت.

«شکافی که در درون بافت قدرت ایجاد کرد»، و باعث «مرزبندی آقای هاشمی با آقای خامنه‌ای» شد، و از سوی دیگر اگر اعتراضات سال ۸۸ نبود، در دو انتخابات سال ۹۲ و ۹۴، رای مردم خوانده نمی‌شد.

جمهوری اسلامی به لحاظ سیاسی به خاطر این‌که به قدرت‌های سیاسی وابسته نیست، تا حدی به رای مردم نیاز دارد، اگر چه آقای جنتی این رای را زینتی می‌داند، ولی نظام به مشارکت مردم نیاز دارد. قرار بود حضور مردم بعد از سال ۱۳۸۸ زینتی بشود. انتخابات سال ۸۸ دستاوردهای زیادی با هزینه‌های مناسب برای دموکراسی‌خواهی ایران در بر داشته است. به نظر من این نکته مهم هنوز در بوته نقد و بررسی برخی «اصلاح‌طلبان پشیمان» قرار نگرفته، ولی همه اصلاح‌طلبان این‌طور به قضیه نگاه نمی‌کنند. ما باید سال ۱۳۸۸ را در روند حرکت اصلاح‌طلبی نگاه کنیم ولی یک نکته را باید توجه کنیم، آن این‌که اصلاح‌طلبی – و نه اصلاح‌طلبان که به نظر من پس از دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی تمام شده‌اند- یک روش است و هنوز ادامه دارد، آقای کروبی و آقای موسوی با رای دادن و اعلام آن، «دوباره وارد یک روند شدند» و آقای کروبی در حقیقت با این نامه، به کسانی که می‌خواهند در جامعه با تک‌صدایی مبارزه کنند، کمک می‌کند، ایشان در حال حاضر ادعایی ندارد و یک چهره مدنی شده که بی‌تشبیه به آیت‌الله منتظری نیست که ضمن تاکید بر اجحاف‌ها و ستم‌های سال ۸۸، به سمتی راهبردی هم اشاره می‌کند: «باید به هر شکلی با تک صدایی و قانون گریزی مقابله کرد.»

همان‌طور که آگاهید، اعلام رای دادن آقای موسوی و آقای کروبی در انتخابات هفتم اسفند باعث ایجاد شکاف‌هایی در میان هواداران جنبش سبز و لطمه‌دیدگان کودتای انتخاباتی سال ۸۸ شد، برخی ابراز کردند که ما در سال ۸۸ هزینه دادیم و لطمه دیدیم، اما آقای موسوی و کروبی باز هم صندوق رای را به رسمیت شناختند! به طور مشخص پاسخ شما به افرادی که چنین معترض بودند، چیست؟

هزینه داده شده و شکی در آن نیست، خود بنده نیز از جمله هزینه دهندگان‌ام و هنوز هم در حال هزینه دادن هستم، ولی بحث هزینه نیست، بحث «سمت گیری» است. سمت‌گیری استراتژیک ما چیست؟ ما بعد از تاریخ مشروطه همواره شاهدیم که یک‌نفر تک‌صدایی حکومت کرده و با تک‌صدایی، روش‌های قانون گریزی ایجاد کرده و باعث شده که ما همیشه برویم و از نقطه صفر آغاز کنیم و به عبارتی در یک «دور» بیفتیم. به نظر من برای نخستین‌بار است – البته سال ۸۸ هم در ایجاد آن موثر بوده- که یک‌نفر (آقای خامنه‌ای) که دوست دارد حرف اول و آخر را خودش و هوادارانش بزنند، هنوز نتوانسته این‌کار را بکند. این دستاورد را نباید دست‌کم گرفت، سال ۱۳۸۸ این دستاورد را داشت و رای دادن ۷ اسفند هم این پیام را برای ایشان داشت. یک زمانی شما در خیابان کاری را انجام می‌دهید، یک زمان پای صندوق رای کاری را انجام می‌دهید، منتها برای اقدام باید «توان عمومی جامعه» را در نظر گرفت، نه توان قشر پیش‌تاز را. از طرف دیگر هدف مهم است و نه روش، ما باید هدف را مشخص کنیم و در این نامه «هدف» مشخص است؛ «مقابله با تک‌صدایی» و «تن دادن به قانون» است، اگر هم روزی آقای روحانی نیز قانون‌گریزی کرد می‌شود به او هم انتقاد کرد، ولی امروز انگشت آقای کروبی به سمت چه کسی، چه جناحی و چه جریانی نشانه رفته؟ شما یک موقع رای می‌دهید و همین مواضع را می‌گیرید، یک زمان به خیابان می‌روید و چنین مواضعی می‌گیرید، روش‌ها زیاد مهم نیستند. از طرفی هزینه دادن لازمه هر کاری است، ولی هزینه باید دستاورد داشته باشد.

اقشار تحصیل‌کرده شهری ایران که پشتوانه این تفکر هستند، باید دل‌شان به دستاورد گرم باشد، اگر دستاورد نداشته باشیم مبارزه میان نخبگان در درون و بیرون حکومت محدود می‌شود که نتیجه آن هم معمولا «شکست قهرمانانه» برای مبارزین است، «شکست قهرمانانه» دل مردم را گرم نمی‌کند، مردم احتیاج به دلگرمی دارند، مبارزه احتیاج به پیروزی دارد، البته باید روی اصول تا آخر ایستاد، باید دید آیا آقای موسوی و آقای کروبی از اصول‌شان عدول کرده‌اند؟ تاکید این‌ها هم‌چنان بر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» است، بنده به قانون اساسی انتقاد بسیاری دارم، ولی آیا آقای موسوی از این خواسته کوتاه آمده؟ آیا آقای کروبی با تک صدایی موافقت کرده؟ کروبی در این نامه‌اش نیز نشان داد، مهم آن است که این نامه پس از انتخابات ۷ اسفندماه ۱۳۹۴ آمده و «نشان‌دهنده یک روند با تاکتیک‌های متفاوت است.»

به نظر شما این نامه می‌تواند حلقه‌های کوچک مدنی را تقویت کند و به پیشبرد حرکت‌های آزادی‌خواهانه مدنی کمک کند؟

این نامه یک نکته‌ای دارد که آن «شور انگیزه» است، این نامه که نمی‌تواند نقطه عطفی باشد، این نامه در ادامه و استمرار یک روش مبارزه است، بستگی به مواضع بعدی آقای کروبی و آقای موسوی دارد. بستگی به تحرکات جامعه مدنی و برخوردهای آقای روحانی، هاشمی، خاتمی و جامعه مدنی دارد. این نامه یک «پمپاژ روحی» برای جامعه است، قدرت اجرایی و اقدامی ندارد، ولی به کوشندگان انرژی می‌دهد به شرط آن‌که به «سمت‌گیری راهبردی» آن دقت کنیم و به جاهای دیگر گریز نزنیم. کروبی به یک هدف توجه کرده و از پرداختن به چند هدف برای هدر رفت انرژی خودداری کرده است. ما وارد «مبارزه لیگی» شده‌ایم، مبارزه ما دیگر «مبارزه حذفی» نیست که با یک نامه کار تمام یا خراب بشود، در «مبارزه لیگی» ما مرحله‌ای امتیاز می‌گیریم و از هر مبارزه امتیازاتی می‌گیریم که در نهایت نتیجه مهم است.

واقعیت این است که می‌شود گفت «بعد از جنبش سبز تا حال حاضر، ما جلوی کسی (آقای خامنه‌ای) که می‌خواهد و تلاش می‌کند حرف اول و آخر را بزند، گرفته‌ایم و این در تاریخ ایران بی‌سابقه است و استمرار این دستاورد، به ادامه «حرکت و روش اصلاح‌طلبی» نیاز دارد که در همین نامه هم تاکید آقای کروبی به «قانون»، «مخالفت با ظلم»، و «مبارزه با تک‌صدایی» است، حتی ایشان مصداق مشخص کرده و گفته: «این همراهی با ظلم در حال حاضر قانون‌گریزی است.»