سه شنبه, ۳ اردیبهشت , ۱۳۹۸

سه بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی، از اتهام «قتل عمد» تبرئه شدند + اسناد دادگاه نظامی تهران

منتشر شده در: .

Behnood-Ramezani-saham-newsسه بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی، که در تاریخ ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در میدان نارمک تهران، وی را در اثر ضربات وارده باتوم و شوکر به شهارت رسانده بودند، در دادگاه نظامی تهران از اتهام قتل عمد تبرئه شدند.

به گزارش «سحام»، «علی رسولی»، «سالار نادی» و «افشین کوهی» سه بسیجی متهم به قتل «بهنود رمضانی قراء» از شهدای جنبش سبز، توسط دادگاه نظامی تهران از اتهام «قتل عمد» تبرئه شدند، این در حالی است که در کیفرخواست صادره برای این سه تن، به طور مشخص از وقوع «قتل عمد» توسط این سه بسیجی به صورت مشترک سخن گفته شده، اما در نهایت شعبه پنج دادگاه نظامی یک تهران، در اقدامی تامل برانگیز، این سه بسیجی متهم به قتل بهنود رمضانی را از اتهام «قتل عمد» تبرئه کرد. گویا این رسم نانوشته که «با رهبر باش، جنایت کن و مجازات نشو» می‌رود تا به یک واقعیت عینی و ملموس در حکومت ایران تبدیل شود.

بهنود رمضانی ۱۹ ساله و دانشجوی سال اول رشته مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که روز ۲۴ اسفند ماه ۸۹ در میدان ۲۲ نارمک جان باخت.

بیست و چهار اسفند ۱۳۸۹ چهارشنبه سوری و مصادف با سه شنبه‌های اعتراضی بود که از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید به این عنوان نام گرفته بود، بهنود رمضانی زیر ضرب و شتم نیروهای بسیجی جان باخت و خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفتند، احضار و زندانی شدند اما دست از پی‌گیری برنداشتند.

پس از جان باختن بهنود رمضانی، سردار رادان، فرمانده نیروی انتظامی تهران در مصاحبه‌ای از کشته شدن سه نفر در روز چهارشنبه سوری به دلیل انفجار نارنجک دستی خبر داد؛ برخی سایت‌های حکومتی هم نوشتند که بهنود رمضانی به علت انفجار بمب‌های دست ساز که در جیب‌هایش جاسازی کرده بود جان باخته است. شاهدان عینی، خانواده رمضانی و پزشکی قانونی این ادعاها را رد کرده و جز این گواهی دادند. پدر بهنود رمضانی در مصاحبه‌ای با وب‌سایت روز اعلام کرد که پسرش شب چهارشنبه سوری از سوی موتورسواران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دست، پا و گردن او شکسته، یکی از بیضه هایش ترکیده و جان باخته است. یکی از شاهدان عینی جان باختن بهنود رمضانی هم در مصاحبه با روز گفته بود: همان موتورسوارانی که در خیابان‌ها ویراژ می‌دهند و حیدر حیدر می‌گویند. روی دو موتور هم کپسول مخصوص آتش داشتند. ما نه شعاری می‌دادیم نه کاری داشتیم. چهارشنبه سوری بود و ما مراسم سنتی‌مان را برگزار کرده بودیم. کم کم داشتیم خداحافظی می‌کردیم به خانه‌های‌مان برویم، که یک‌باره هجوم آوردند و با باتوم و شوکر برقی شروع به زدن کردند. خیلی بد می‌زدند. مردم شروع به داد و بیداد کردند. عده‌ای به کمک آمدند و بسیجی‌ها کنار کشیدند. در اصل از آمدن و سر و صدای مردم ترسیدند به طوری‌که یک موتورشان جا ماند. یکهو صدای داد و فریاد شنیدم که می‌گفتند کشتند، کشتند. بلند شدم و دیدم بهنود افتاده تکان نمی‌خورد…. آمبولانس آمد و او را به بیمارستان بردند ما هم رفتیم اما گفتند تمام کرده، هنوز باورم نمی‌شود، بعد نوشتند نارنجک دستی ترکیده و تکه تکه شده و… همه این‌ها دروغ است این‌قدر زدند که او را کشتند؛ هیچ نارنجکی نترکید. این‌قدربا باتوم زدند که هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود، چند نفرشان با یک ماشین فرار کردند البته دوستان ما شماره ماشین را برداشته‌اند.

اما پس از گذشت ۵ سال از شهادت بهنود رمضانی و نزدیک به ۱/۵ سال از نخستین دستگیری ۳ متهم بسیجی این پرونده، منابع خبری «سحام»، اسنادی را در اختیار این پایگاه اطلاع‌رسانی قرار داده‌اند که نشان می‌دهد سخنان خانواده رمضانی صحت داشته است. در این اسناد به صراحت قید شده که سه نفر متهم بسیجی با باتوم و شوکر برقی آن‌قدر بهنود رمضانی را مورد ضربات سخت خود قرار داده‌اند که وی در وسط خیابان جان باخته است. جالب آن‌جاست که در این اسناد قید شده که متهم بسیجی ردیف اول این پرونده (علی رسولی) پس از ضرب و شتم منجر به مرگ بهنود رمضانی، با اتومبیل سمند نیروی انتظامی از محل حادثه متواری شده است!

پس از آن‌که این اسناد در اختیار پایگاه اطلاع‌رسانی «سحام» قرار گرفت، مجید نیکنام خبرنگار ما به سراغ «حوری گلستانی» مادر شهید بهنود رمضانی رفت تا از آخرین تحولات پرونده این شهید سه شنبه‌های اعتراضی جنبش سبز اطلاعاتی را کسب کند:

سحام) آخرين وضعيت پرونده بهنود رمضانى به كجا كشيده شد؟

با توجه به اين‌كه پرونده قتل در همان شب اول در دادسرای جنایی آذری تشكيل شد، پس از دو سال پلیس آگاهى و دادسراى جنایى اعلام كردند با توجه به اين‌كه متهمين پرونده، از «اعضاى فعال بسيج» هستند، پرونده به سازمان قضايى نيروهاى مسلح ارجاع شده است. در اين مدت ابتدا در شعبه ٩ بازپرسى توسط بازپرس مرادى پرونده رسيدگى و كيفرخواست قتل عمد صادر و به شعبه ٨ دادگاه نظامى ارسال شد كه كيفرخواست قتل عمد براساس شواهد اعتراف صريح متهمين و هم‌چنين گزارش پزشكى قانونى و اداره آگاهى صادر شده بود.
پس از ارسال پرونده به شعبه ٨ دادگاه نظامى تهران به رياست «قاضى اديب»، ايشان پرونده را حدود دوسال پيگيرى و در تاريخ ۹۳/۸/۲۵ تعدادى از شهود – كه از دوستان بهنود بودند – را احضار و من و همسرم نيز در آن جلسه حضور داشتيم، اما متهمين در اين جلسه حاضر نبودند و خانواده‌هاي‌شان در آن جلسه دادگاه شركت كردند. در طى این مدت بيش از دوسال، قاضى اديب از ٢٤ پزشك ديگر مشاوره گرفته و در نهايت تعجب گزارش اوليه پزشكى قانونى و هيئت عالى بزشكى قانونى را كه تاكيد بر قتل عمد به دليل صدمات متعدد با جسم سخت داشت را تغيير و نظريه پزشكى قانونى به فوت به دليل «مسموميت از احتراق» تغيير يافت.
البته مدتى از اين دو سال پرونده در بازپرسى بوده و بعدا به دادگاه شعبه ٨ ارجاع شد، اما در نهايت قاضى اديب راى را صادر نكرد و پرونده به شعبه‌اى ديگر و به رياست «قاضى عزيزالله نظرى» ارجاع شد كه ايشان طى زمانى كوتاه صورت‌مجلس دادگاه را تنظيم و نظر به «قتل شبه عمد» صادر كرده‌اند.

سحام) آيا از سوى قاتلين درخواست عفو يا گذشتى به شما داده‌اند؟

خير فقط مادر يكى از متهمين نامه‌اى را به داخل منزل ما انداختند و رفتند كه در آن نامه ضمن اظهار ندامت از اين اتفاق نوشته شده است كه «آمران» اين‌گونه دستورات بايد محاكمه شوند. البته عين نامه را روى پرونده گذاشته‌ايم. يك‌بار هم از كميسيون اصل نود مجلس شوراى اسلامى تماس گرفتند و گفتند ما پيگير پرونده هستيم و هيچ نيازى به شما نيست اما تاكنون نه نتيجه‌اى به ما اعلام كردند و نه امكان حضور ما براى پيگيرى فراهم شده است.

سحام) درخواست شما از مسئولين چيست؟

من سوالم از آيت‌الله آملى لاريجانى و هم‌چنين از رييس محترم جمهور اين است كه وقتى مي‌گويند احكام ما بر اساس احکام صريح اسلام تنظيم مي‌شود و مبناى اسلامى دارد، چرا در مورد فرزندان ما و كشته شدگان ٨٨ و بعد از آن، اين احكام و نظر اسلام رعايت نمي‌شود؟! چرا به راحتى با توجه به اعتراف صريح متهمين و اسناد موجود در پرونده و نظريه پزشكى قانونى و كيفرخواست صادره از سوى بازپرس مرادى، «قتل عمد» به «قتل شبه عمد» تغيير مى‌يابد؟
من و همسرم با قلبى آكنده از بغض و چشمانى اشك‌بار همواره در اين جلسات شركت كرديم و اميدوار بوديم در قوه قضائيه بتوانيم حق خود را اثبات كنيم! اما دريغ از اين اتفاق، نه تنها حق ما را ندادند بلكه جهت اوليه پرونده نیز تغيير كرده است. شايد از نظر آن‌ها فرزندان ما خس و خاشاك باشند، اما ما براى به ثمر رسيدن فرزندان‌مان زحمت كشيديم و با سختى آن‌ها را به جوانى رسانديم، تنها خواسته ما اين بود كه به كرده خود اعتراف كنند و اظهار ندامت نكنند، ما به دنبال اعدام نبوده و نيستيم، چرا كه خداوند زمان مرگ هر كسى را رقم مي‌زند. اگر ما به دنبال اعدام باشيم پس چه تفاوتى بين ما و آن‌هاست؟
اى کاش فقط مى پذيرفتند كه اشتباه كردند تا درس عبرتى باشد كه ديگر تكرار نشود. براى ما خانواده‌هاى داغ‌دار اين هم‌دردى از سوى حكومت مي‌توانست بسيار آرام بخش باشد اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه ما را گرفتند، بازداشت كردند، حبس دادند و انواع تهديدات را بر ما روا داشتند، حتى وكيل ما را نيز تهديد كردند. اما هم‌چنان باز هم پي‌گير خون به ناحق ريخته فرزندم خواهم شد. به ما پيشنهاد ديه دادند اما ما قبول نكرديم، اگر حقيقتا به دنبال حفظ نظام هستند، متاسفانه با اين كارها عليه نظام و خودشان گام بر مي‌دارند.

متاسفانه با توجه به عدم وجود اراده‌اى براى احقاق حق ما از سوى دادگاه، رسما اعلام كرديم كه در دادگاه شركت نخواهيم كرد تاكنون با تكيه برهمين قوه قضائيه ما درخواست رسيدگى به پرونده را داشتيم اما از اين به بعد دادگاه را بى‌طرف نمى‌دانيم و به رسميت نمي‌شناسيم. ديگر هيچ اميدى به دادگاه نداريم و همه مسببين پايمال شدن خون فرزندم را به دادگاه عدل خدا مى‌سپاريم و خدا بهترين داور است.

به جهت اهمیت موضوع و ثبت این بی عدالتی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، «سحام» برای نخستین بار چند برگ از اسناد کیفرخواست سه متهم بسیجی این پرونده و صورت‌مجلس شعبه پنجم دادگاه نظامی یک تهران را منتشر می‌کند تا یک برگ سیاه دیگر به کتاب قطور رسوایی‌ها و بی‌عدالتی قوه قضائیه جمهوری اسلامی اضافه گردد.
Behnood-Ramezani1-saham-newsBehnood-Ramezani2-saham-newsBehnood-Ramezani3-saham-newsBehnood-Ramezani3-saham-newsBehnood-Ramezani4-saham-newsBehnood-Ramezani5-saham-newsBehnood-Ramezani6-saham-newsBehnood-Ramezani7-saham-news