چهارشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۸

حرکت هاشمی، سکوت خامنه‌ای

منتشر شده در: .

Hashemi-Rafsanjani-saham-news«سحام»- امروز «مهدی هاشمی رفسنجانی» فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اقدامی پیشگیرانه و غیرقابل پیش‌بینی در حالی‌که واحد اجرای احکام زندان اوین، وی را هنوز برای اجرای حکم احضار و بازداشت نکرده بود، در حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها، از سربالایی خیابان اوین بالا آمد و خود را به زندان اوین معرفی کرد. ورود داوطلبانه مهدی هاشمی برای اجرای حکم ده‌سال حبس خود، بی ارتباط با اعلام کاندیداتوری آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی نیست. چه این‌که یک روز پس از اعلام علنی کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای حضور در مجلس خبرگان رهبری، مهدی هاشمی رفسنجانی در صفحه فیس بوک خود، «اعلام کاندیداتوری پدرش را با حضور زودتر از موعد خود در زندان در ارتباط مستقیم دانسته بود.» حالا همان طور که ورود داوطلبانه مهدی هاشمی رفسنجانی از انگلستان به ایران زمینه‌ساز حضور و تاثیرگذاری هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ گردید، ورود داوطلبانه مهدی هاشمی رفسنجانی به زندان هم می‌تواند زمینه‌ساز حضور و تاثیرگذاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری گردد؟ آیا سکوت رهبری در ماراتن زودرس انتخاباتی که توسط هاشمی رفسنجانی آغاز گردیده، می‌تواند دلیلی بر انفعال رهبری یا برنامه‌ریزی رهبری برای جلوگیری از حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان به مانند انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ باشد؟ این‌ها نکاتی است که «حسین علیزاده» دیپلمات پیشین ایران در فنلاند و پژوهشگر مرکز مطالعات صلح در دانشگاه تامپره- فنلاند در یادداشتی به بررسی آن پرداخته است:

دو انتخاب مجلس شورا و مجلس خبرگان قرار است به طور همزمان در اسفند ۹۴ برگزار گردد. در حالی که حدود 6 ماه به این دو انتخاب مهم باقی است، گرمای انتخاباتی چندانی در فضای اجتماعی کشور به چشم نمی‌خورد. پر واضح است که اگر قرار باشد گرمای انتخاباتی به جامعه تزریق شود، مهم‌ترین نقش با صداوسیما و سپس مطبوعات کشور است که همگی تاکنون از این مهم خودداری کرده‌اند.

در این میان، اما، تنها کسی که تاکنون ورود خود را در انتخابات مجلس خبرگان رسماً اعلام کرده، آیت الله هاشمی رفسنجانی است که از قضا مهم‌ترین چهره و در عین حال جنجالی‌ترین نامزد خبرگان به شمار می رود که یک تنه حضورش، پیروزی یا شکست اش معادلات قدرت را در کل پیکره جمهوری اسلامی تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

رفسنجانی به رغم جایگاه و موقعیت پر طمطراقش در تاریخ جمهوری اسلامی، نامزد رد صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و رییس برکنار شده خبرگان است. فرض پیروزی او با آراء بالا در انتخابات خبرگان نه تنها قلم بطلانی بر رد صلاحیت او در انتخابات ۹۲ است بلکه زمینه ساز بازگشت او به ریاست مجلس خبرگان است هم‌چنان که رد صلاحیت دوباره او، نیز ریسک بزرگی برای نظام خواهد بود.

روش مرسوم خامنه‌ای

از قضا، نظر به اهمیت ذاتی مجلس خبرگان در همه ادوار و اهمیت ویژه این دوره مجلس خبرگان برای تعیین جانشین رهبر، سکوت آیت‌الله خامنه‌ای تأمل برانگیزتر است. برای مثال روش مرسوم او در آغاز هر سال این است که اهم موضوعات چالش برانگیزی که مشارکت و حضور مردم را می‌طلبد، در روز نخست سال در مشهد با مردم در میان می‌گذارد. او در آغاز امسال اصلا اشاره‌ای به انتخابات پایان سال نکرد. حتی اگر این فرصت نیز نشود وی در نوبت‌های بعدی و مناسبت‌های دیگر موضوع مشارکت مردم را گوشزد می‌کند.

به رغم همه اهمیتی که برای انتخابات ۹۴ وجود دارد، آیت‌الله خامنه‌ای حتی از اندک اشاره‌ای به آن تاکنون خودداری کرده است. این در حالی است که اولویت‌های زیر را می‌توان برای انتخابات ۹۴ برشمرد و غفلت از این همه برجستگی انتخابات آتی پرسش برانگیز است. این اولویت‌ها عبارت از:

یکم: اسفند ۹۲، انتخاباتی است که قرار است همزمان دو انتخابات مجلس قانون‌گذاری و مجلس خبرگان رهبری در آن انجام شود. اهمیت این دو مجلس به وِیژه دومی بر کسی پوشیده نیست.

دوم: در شرایط پساهسته‌ای و بنا به ادعای همیشگی که «مجلس در رأس امور است» (شعاری که پوچی آن دیگر بر کسی پوشیده نیست) اگر مشارکت مردم مثل دوره قبل مجلس اندک و ناچیز باشد تاثیرات منفی بر اوضاع کلی کشور خواهد داشت.

سوم: با توجه به کهولت سن آیت‌الله خامنه‌ای، گمان بر این است که احتمالاً دور آتی مجلس خبرگان، نقش تاریخ سازی در تعیین رهبر بعدی جمهوری اسلامی ایفا خواهد کرد. بر کسی پوشیده نیست که در نظام سلسله مراتبی جمهوری اسلامی، رهبر با قدرت مطلقه اش نقش ستون فقرات را در این نظام ایفا می‌کند.

چهارم: علنی کردن جراحی پروستات آیت‌الله خامنه‌ای در اواسط سال گذشته که می‌توانست در خفا صورت گیرد، از قضا تشدید کننده این پرسش بود که رهبر بعدی جمهوری اسلامی کیست؟ این پرسش در حالی اذهان را به خود مشغول کرده و می‌کند که رهبری جمهوری اسلامی فاقد جانشین رسمی است.

در طول ۲۸ سال زعامت آیت الله خامنه‌ای برخلاف سلفش(آیت‌الله خمینی) که برای برهه‌ای دارای جانشین رسمی(آیت الله منتظری) بود، هرگز سخنی از جانشین برای او نرفته است. حال اگر مساله سلامت وی بنا به خبری که عمداً علنی شده، به مخاطره افتد، اهمیت مجلس خبرگان آتی دو چندان که هیچ؛ صد چندان می شود.

این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در اقدامی هوشمندانه با دعوت از حسن خمینی برای مشارکت در انتخابات خبرگان، ابتکار عمل را در دست گرفته است. بر کسی پوشیده نیست حسن خمینی که افزون بر نام و عنوان و جایگاهش، هاشمی اخیراً از او با عنوان «علامه» نام برده، قرابت بیشتری با هاشمی از خود نشان داده تا با خامنه‌ای هم‌چنان که او هم‌چون هاشمی همدلی بیشتری با جنبش سبز از خود نشان داده است.

از سوی دیگر در حالی که بنا به منطق همیشگی آیت‌الله خامنه‌ای، سازو کار انتخابات تضمین کننده حیات جمهوری اسلامی است، سکوت او رازآلودتر می‌شود. او پس انتخابات جنجالی ۸۸ گفته بود که «در صندوق‌هاي رأي معلوم شود كه مردم چه مي‌خواهند نه در كف خيابان‌ها.»

با این مقدمات، چگونه می‌توان تصور کرد وی حتی در حدود ۶ ماه به انتخاباتی با چنین اهمیت حتی از اشاره کوتاه به چنین انتخاباتی تاکنون خوداری کرده است؟ به عبارت دیگر پرسش مهم‌تر این است که چرا وی نخواسته سوت آغاز انتخابات‌های مجلس شورا و مجلس خبرگان را به صدا در آورد؟ نه این است که هرچه فضا انتخاباتی گرم تر باشد، سطح مشارکت بالقوه بالاتر می رود؟ آیا مشارکت گسترده همان چیزی نیست که آیت‌الله خامنه‌ای همواره بر آن تاکید داشته است؟ پس این همه تعلل چرا؟

این مقاله صرفاً با این انگیزه نوشته شده که سکوت آیت الله خامنه‌ای در چنین امر خطیری را به پرسش بگیرد. اما، این پرسش هنگامی مهم خواهد بود که به یاد آوریم در حدود ۶ ماه به انتخابات جنجالی ریاست جمهوری ۸۸ هنگامی که محمد خاتمی نامزدی خود را اعلام کرد، آیت الله خامنه‌ای «شروع زودرَس» انتخابات را به باد انتقاد گرفت.

برگرفته از: روز