سه شنبه, ۱۴ مرداد , ۱۳۹۹

روزگار و روزنامه نگاران

منتشر شده در: .

Rooze- khabarnegar-saham-news» هنگامه شهیدی

حال و روز روزنامه‌نگاري هم مانند ساير مشاغل فرهنگي دستخوش ضربات و ناملايمات گسترده‌اي شده است، اگر در گذشته نويسندگاني ظهور مي‌كردند مردم آن زمان با همه محدوديت‌هاي ارتباطي آن‌ها را كشف مي‌كردند، نوشته‌هاي آنان را بر ديده منت مي‌گذاشتند و شايد بارها مرور مي‌كردند؛ اگر شاعري شعري مي سرود شعرهايش را به جان مي‌خريدند و گاه و بي گاه زمزمه زبان مردم بود؛ نقاشي اگر قلم تصويرگر خود را به گردش در مي آورد روزهاي بعد آثار او را بر ديوارهاي بلند افتخار مي آويختند و روزنامه‌نگاري اگر به تحليل وقايع مي پرداخت راهبرد سياسي اجتماعي را رقم مي زد و كنشگران سياسي از آن بهره‌ها مي بردند؛ اما گويي در اين زمانه كه ابزار رسانه پيشرفت كرده است شگرد قدرت طلبان و انحصارگرايان هم پيچيده تر شده است، اگر در گذشته‌هاي دور نويسندگان شعرا هنرمندان و روزنامه‌نگاران را با حبس و شلاق مي‌خواستند كه سكوت كنند امروز رندانه تر به تخريب مي‌پردازند و در اين ميان روزنامه‌نگاران به دليل حضور در نقطه تماس مطالبات مردم با صاحب منصبان بيشترين آسيب‌ها را ديده‌اند؛ قدرت‌مداران براي ناكارآمد ساختن اين قشر نه تنها از ابزار سنتي حبس و حصر و تبعيد و محروميت از حقوق اجتماعي عليه روزنامه‌نگاران بهره مي‌گيرند كه با بدل سازي و و توليد «روزنامه‌نگار نماهاي وابسته» مي‌خواهند قدرت نرم ساخته و حاشيه امن ايجاد كنند چنان‌كه با هنرمندان و نويسندگان هم بدل سازي مي‌كنند؛ تبليغ بر روي صدها كتاب كم ارزش و قرار دادن آن‌ها در بهترين مكان نمايشگاه‌ها و همزمان محروم ساختن بسياري از نويسندگان براي ارائه آثارشان، برگزاري پرطمطراق شب‌هاي شعر براي مجيزگويان و بالاخره توليد صدها «روزنامه‌نگار پادگاني» همه و همه دال بر پيچيده شدن شيوه‌هاي سركوب است.

در كشور ما دو موضوع آزار دهنده ديگر نيز بر مصائب روزنامه‌نگاري افزوده است؛ اول قوانين و مقررات تفسير پذير براي جرايم سياسي و مطبوعاتي است كه به سازمان‌هاي قضايي و امنيتي اين امكان را مي دهد تا بنا بر برداشت‌هاي خود از مصوبات به راحتي اتهاماتي چون تشويش اذهان عمومي، جاسوسي، تباني و اختلال در امنيت ملي را به هر روزنامه‌نگاري كه بنا بر وظايف ذاتي خود قلم زده است را وارد كنند. تجربه سال ٨٨ و بازداشت خيل عظيم روزنامه‌نگاران با همين اتهامات گوياي واقعيت مشكل ياد شده است؛ در اين مورد به نظر مي رسد لازم باشد تا دوستان روزنامه‌نگار هياتي را براي رسيدگي به قوانين و مقررات مرتبط با كار روزنامه‌نگاري تعيين و ايرادات آن‌ها را برملا سازند.

دوم مشكلات صنفي و معيشتي اين قشر زحمتكش است؛ تلاش‌هاي روزنامه‌نگاران از جنس فرهنگي و كار فكري به شمار مي رود اما دستمزد و حقوق آن‌ها با كارگر ساده هم‌طراز شده است؛ از طرفي هيچ نهاد يا صندوق حمايتي براي اين گروه وجود ندارد تا در مواقع ضروري بتواند از آن‌ها حمايت لازم را به عمل آورد؛ اين در حالي است كه روزنامه‌نگاران به ويژه در كشور ما همواره در معرض بيكاري و آسيب ديدگي‌هاي اجتماعي هستند؛ در اين خصوص هم پيشنهاد مي‌شود تحت نظارت بزرگان روزنامه‌نگاري و با جمع آوري سرمايه‌هايي هر چند كوچك اقدام به تاسيس يك صندوق سرمايه‌گذاري براي آينده آن‌ها شود.

در آخر سخني با مسئولين دارم و آن اين‌كه دوران فعلي هم خواهد گذشت فرداي اين جامعه نه بايسته نگاه داشتن فضاي رسانه‌اي سازگار است و نه با «بدل سازي» مي توان حاشيه نرم و امن درست كرد زيرا سرعت اطلاع‌رساني به سرعت نور نزديك شده است؛ امروز تا شما بخواهيد اخبار مورد نظر را پردازش و خوراك دلخواه خبري را از طريق رسانه‌هاي رسمي اعلام كنيد واقعيت‌ها با سرعت سرسام آور و زنده به ميليون‌ها مخاطب مي‌رسد؛ آزار و زندان و محدويت‌هاي وارد شده چند سال اخير هم نشان داد ممكن است بخشي از اين قشر را گوشه‌نشين كند اما در ميان مردم هوشياري بيشتري را براي غربالگري رسانه‌هاي شما به وجود آورده و افكار عمومي به راحتي تسليم امواج ساختگي اخبار و تحليل‌هاي شما نمي‌شود؛ بنابراين بهتر است به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران به ديد سرمايه ملي نگاه شود و با تعامل و اصلاح رويه‌ها از اين گذرگاه عبور كنيم.

در آخر به عنوان عضو كوچكي از جامعه روزنامه‌نگاران ايران هفدهم مرداد را به همه دوستان داخلي و خارجي و به ويژه همكاراني كه براي اهداف خود هزينه‌هاي گزاف پرداخت كرده‌اند تبريك عرض می‌کنم.

برگرفته از: روزان