شنبه, ۲۱ تیر , ۱۳۹۹

آینده از آن ماست!

منتشر شده در: .

entekhabat88-saham-news» محسن رحمانی

سال‌ها گذشت و من دیگر آن جوان نظاره گر منابر سیاه نیستم؛ برگ‌های سبز ورق خورد، قلم‌ها شکسته شد، قلب‌ها تپید و روزهای ماندگار در تاریخ این سرزمین کهن ثبت شد.
مردی که نماد ادب و اخلاق بود با شال سبزی بر دوش به پاخاست و مردمی که یاحسین – میرحسین ورد زبان‌شان بود و فریاد الله اکبر بیان اعتراض‌شان در خیابان‌های شهر به خاک و خون کشیده شدند.

امروز من که در خردادماه سال 88 سن‌ام حتی به رای دادن نمی‌رسید این‌جا در اوین قلبم برای کسی می‌تپد که در کوی اختر محصور است. به راستی نتوانستند جلوی رویش جوانه‌ها را بگیرند. آوای خوش پرندگان بهار، نوید شکفتن لاله‌ها را سر داد و خبر از فردای بهتری می آورند.

آینده‌ای که از آن ماست و به دست ما رقم می‌خورد.
Mohsen-Rahmani-saham-newsدر 11 خردادماه سال 1392 در حسینه جماران، حرف من بیان مطالبه رفع حصر و آزادی بی قید و شرط ثلاثه محصور، مهندس میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و بانو دکتر زهرا رهنورد بود. امروز هم در حالی‌که به 7 سال زندان محکوم شده‌ام، ذره‌ای پشیمان نیستم؛ چه آن‌که این را راهی می‌دانم در امتداد راه حضرت سیدالشهداء و عموهای شهیدم!

من «محسن رحمانی»، هر روز با افتخار و سربلندی هم‌چنان به راهم ادامه خواهم داد و هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد.

صحنه پیوسته بجاست
خرم آن لحظه که مردم بسپارند به یاد

زندان اوین
11 خردادماه سال 1394