دوشنبه, ۲۷ خرداد , ۱۳۹۸

نامه سرگشاده یک فعال فرهنگی با سابقه به محمود احمدی نژاد

منتشر شده در: .

Eskandar-Deldam-saham-news

«اسکندر دلدم»، استاد دانشگاه، مورخ و مولف و روزنامه نگارمعاصرکشورمان درانتقاد به برخی عملکردها، اقدام به نگارش نامه‌ای سرگشاده خطاب به محمود احمدی نژاد، رئیس دولت سابق جمهوری اسلامی کرده است. در نسخه ای از این نامه که در اختیار سحام قرار گرفته، آمده است:

منت خداي ايزد عالي‌جناب را
كه اهل كتاب نمود من بي‌كتاب را

نامه سرگشاده خدمت جلالت‌مآب حاج آقا دكتر محمود احمدي‌نژاد
به منظور استمداد از «معجزه هزاره سوم!»
با درود و آرزوي رستگاري،

جناب حاج آقا دكتر محمود احمدي‌نژاد!

اگر همه امت هميشه درصحنه پس از تصدي مسئوليت بلديه طهران توسط سركارعالي، و ايجاد دوربرگردان‌هاي مخاطره‌آميز در بزرگراه‌ها، و يا بعد از پيروزي خارق‌العاده و محيرالعقول آن جلالت‌مآب در انتخابات استثنايي رياست جمهوري با نام و كنيه شما و حتي اسم مسقط الرأس جنابعالي(آرادان) آشنا شدند، نگارنده از زماني كه شما طفل معصوم پنج ـ شش ساله‌اي بوديد خدمت‌تان ارادت قلبي داشته‌ام درآن ايام كه شما و خانواده محترم و متدين و زحمتكش‌تان از روستاي «آرادان» به تهران كوچ كشيده بوديد«نارمك» حاشيه شهرتهران محسوب مي‌شد و محله كوچكي درحال شكل گرفتن بود.
شرق نارمك خيابان شيرمرد، غرب نارمك خيابان دردشت، جنوب نارمك خيابان تهران نو و شمال آن به كوي كالاد محدود مي‌شد. مناطق وسيع بياباني وخالي ازسكنه، به‌طوري كه درميدان رسالت فعلي سربازان مانور و تمرين تيراندازي انجام مي‌دادند و از توقف‌گاه شركت واحد به بعد را ده نارمك مي‌ناميدند…

من تمام تاريخ نارمك را مو به مو و با دقت و مستند دركتابي يك هزار صفحه‌اي آورده‌ام و ضمن معرفي مشاهير نارمك اعم از هنرمندان برجسته و اساتيد فرهنگي و قهرمانان ورزشي و غيره و ذالك صفحاتي را هم به جنابعالي اختصاص داده‌ام …

درآن ايام كه شما در ميدان هفتاد و دو نارمك سكونت داشتيد، هنوز راهي از جلوي دبستان حجازي به خيابان سامان(شهيد بختياري فعلي) وجود داشت و بنده هم درآن سوي خيابان سامان درست روبروي اين معبر كه از كنار نانوايي سنگكي مي‌گذشت سكونت داشتم و به اصطلاح مشرف به ميدان 72 و محل سكونت شما و خانواده محترم و خانواده عموجان‌تان بودم.

حتماً آن محيط را به ياد داريد… نانوايي سنگكي خراساني، حمام فرد ايران،‌ آرايشگاه روبروي حمام، آقا نبي كفاش و… دريك كلام بنده بچه محل شما بودم،(بچه كه چه عرض كنم چون ازجنابعالي بزرگتر بوده و هنوز هم هستم!) بچه محل‌ها را يادتان مي‌آيد؟ مرحوم علي سياه، شريفي، درياني، نبي‌الله نصيري(نبي تركه) ناصر و نادر بادوام و و و… دبستان جنابعالي هم روبروي تلفن‌خانه بود.(دبستان سعدي) كنار آن هم يك سينماي روباز تابستاني متعلق به مرحوم تبريزي بود.(كي فكر مي‌كرد اين كودك ضعيف‌الجثه روزي رئيس‌جمهوري اسلامي خواهد شد؟!)

نداند بجز ذات پروردگار
كه فردا چه بازي كند روزگار!

به‌هرحال درنارمك شخصيت‌هاي برجسته‌اي سكونت داشتند مثل مرحوم استاد شهيدي و يا محمد نصيري قهرمان المپيك، يا حاج‌آقا فعلي كه كشتي‌گير برجسته‌اي چون مرحوم تختي را پرورش داد، يا ناصر گيوه‌چي قهرمان ديگر المپيك، مرحوم حبيب‌الله بلور و ده‌ها استاد فرهنگي و قهرمان ورزشي و هنرمند سينما و خوانندگان برجسته موسيقي و…

نگارنده تاريخ نارمك را درفصل اول كتاب قطوري مزيّن به نام مبارك آن جلالت‌مآب آورده‌ام و درفصول بعدي كتاب شرح كاملي ازخدمات شما در دوران رياست جمهوري داده و الغرض نشان داده‌ام صفتي كه حاجيه‌خانم «فاطمه رجبي» در بدو روي كار آمدن‌تان به كار بُرد و بچه محل سابق ما را «معجزه هزاره سوم» ناميد الحق و الانصاف زيبنده شما بوده وآن‌چه درهشت سال خدمات بي‌شائبه و بي‌بديل خود به امت هميشه درصحنه جمهوري اسلامي و جامعه جهاني انجام داديد جز از يك معجزه و پديده‌اي چون شما برنمي‌آمد، و از دوران مادها به اين طرف بي‌نظير بود! من كاري به گفته ديگران ندارم، از نظر من شما آدم خوبي هستيد و خدماتي كه درطول هشت سال خدمت‌گزاري خود به امت هميشه درصحنه جمهوري اسلامي كرده‌ايد هيچ رئيس‌جمهوري از زمان پيدايش بشر به اين طرف نكرده است و گرد و خاكي كه در دو دوره رياست مطلقه خود برپا كرديد حالا حالاها فرو نخواهد نشست.

رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از كاروان چه ماند جز آتشي به محمل!

با توجه به همين دلايل نگارنده به عنوان يك روزنامه‌نگار و موّرخ قديمي و مؤلف بيش از نود جلد كتاب سياسي و تاريخي و چند هزار مقاله و مطلب و گزارش با حرام كردن سه سال از اوقات شريف عمر خود كتابي در اوصاف و خدمات عاليه حضرتعالي تأليف و تدوين و تحرير كرده‌ام كه مبتني براسناد و اخبار معتبر و مستخرجه ازاظهارات مقامات عاليه حكومتي و مديران جمهوري اسلامي و حتي خود جنابعالي و اطرافيان‌تان مي‌باشد. هدف نگارنده از صرف عمر با ارزش براي نگارش كتابي در تفسير و تشريح اوصاف و خدمات جنابعالي اين بود كه تا در قيد حيات هستيد از زحمات‌تان تجليل شده و حتي به دست مبارك‌تان از اين كتاب «رونمايي!» شود…

اما متأسفانه كتاب حروف‌چيني شده و صفحه‌بندي شده كه با رنج و زحمت و مرارت آماده چاپ گرديده است، پشت سد اداره سانسور وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي گير كرده، و با زبان بي‌زباني مي‌گويند چاپ و انتشار اين كتاب نفيس موجب مطرح شدن مجدّد «معجزه هزاره سوم» است! من نمي‌دانم كه چرا دراين مملكت هميشه «تاريخ» بايد بعد از مرگ و نابودي «تاريخ سازان» نوشته شود؟!

همان‌طور كه مستحضرهستيد در دوران سلطنت سي‌وهفت ساله محمدرضا شاه پهلوي(دست‌نشانده و ژاندارم منطقه‌اي آمريكا ـ انگليس ـ فرانسه ـ آلمان ـ روسيه ـ هند ـ بنگلادش ـ بوركينافاسو ـ گينه بيسائو ـ جزاير وانووانو و…) همه گويندگان و خطبا و نويسندگان درتملق او و خاندانش مي‌گفتند و مي‌نوشتند، اما به محض آن‌كه دست و پاي وي از سلطنت و دنيا كوتاه شد همان گويندگان ونويسندگان شروع به افشاگري و رسوا كردن محمدرضا شاه و خانواده‌اش كردند! بعد از وفات تربت ما در زمين مجوي در سينه‌هاي مردم عارف مزار ماست!

اين امر منحصر و محدود به محمدرضا شاه نيست و تقريباً همه كتاب‌هاي تاريخي كه درشرح بيوگرافي وخدمات و يا زبانم لال خيانت حكام جابر و يا كودن وعقب‌افتاده فكري و كوتوله‌هاي سياسي نوشته شده است (بلانسبت سركار) پس از سقوط و افتادن آنها در زباله‌دان تاريخ بوده، و در واقع ديگر آن اموات محترم(!) فرصت پاسخ‌گويي و يا ارائه توضيحات و تصحيح اشتباه مورخين و نويسندگان، را نداشته‌اند!

خوشبختانه جنابعالي به عنوان رئيس جمهوري استثنايي درتاريخ ايران(از زمان مادها به اين طرف!) هنوز در قيد حيات تشريف داريد وچون خاري درچشم استكبار داخلي وجهاني و دشمنان جمهوري اسلامي از اروپا گرفته تا سراسر آسيا و آفريقا و آمريكا و اقيانوسيه فرو رفته تشريف داريد. ظاهراً به كتاب بنده كه به نام مبارك شما مزيّن است(محمود، بچه نارمك!) مجوز انتشار نمي‌دهند تا باعث مطرح شدن مجدّد جنابعالي و راه افتادن دوباره «بگم ، بگم» نشود!

شايان ذكر است اينجانب هرگز قصد مطرح كردن دوباره شما را نداشته و ندارم چون جنابعالي اصلاً و ابداً نياز به مطرح شدن توسط امثال بنده حقير را نداريد و تا دنيا باقي است خاطره خدمات عاليه شما از ايجاد دوربرگردان در وسط اتوبان‌ها گرفته تا ضايع كردن رقباي انتخاباتي درشوي تلويزيوني معروف به: «بگم، بگم» و پاره پوره خواندن قطعنامه‌هاي سازمان ملل وتصميمات نهادهاي بين‌المللي و بي‌ارزش خواندن دلارآمريكا به عنوان پول بدون پشتوانه(!) يا خاطره درآغوش گرفتن خواهر مادر هوگو چاوز و تسلي دادن به آن‌ها و نشان دادن چهره‌اي مهربان وانساني وعاطفي از رژيم (و خنثي‌سازي تبليغات امپرياليست‌هاي آمريكايي و استعمارگران انگليسي و صهيونيست‌هاي اسرائيلي و ساير كشورهاي جهان عليه ايران) هرگز از يادها نخواهد رفت.

نگارنده دريك هزار صفحه كتاب(درقطع وزيري) همه مراتب لاهوتي و ناسوتي و خدمات بي‌شائبه‌اتان به امت هميشه درصحنه و جامعه جهاني را تقويم و تدوين كرده‌ام تا مايه عبرت آيندگان شود حتي بي‌ادبي نباشد به تهيه‌كنندگان كتاب ثبت ركوردهاي جهاني«گينس» پيشنهاد داده‌ام تا نام حضرتعالي را به عنوان دارنده ركورد سفر يك رئيس‌جمهوربه نيويورك، براي شركت دراجلاس سران كشورهاي عضو سازمان ملل ثبت كنند!

اما متأسفانه هنوز موفق به كسب مجوز چاپ و انتشار اين كتاب خواندني و تاريخي و ماندگار نشده‌ام وعلي‌هذا مصدع اوقات گران‌بهاي حضرتعالي(كه بايد صرف مديريت جهاني شود) شدم، و با روحيه‌ آزادي‌خواهي و آزادانديشي كه درشما سراغ دارم به عنوان كسي كه درانتخابات رياست جمهوري روي حميّت بچه محلي دوبار به شما رأي دادم(يك‌بار با شناسنامه و يك‌بار باالمثني!) و سهم عمده‌اي در پيروزي شما درانتخابات داشتم تقاضا دارم به وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي اشارتي فرموده و موجبات انتشار كتاب بنده را فراهم نمائيد.(خدا از بزرگي كم نكند شما را، خير از موقعيت بين‌المللي‌ات ببري!)

زياده عرضي نيست. سلام بنده را به حاج‌آقا رحيم مشايي، حاج آقا بقايي، حاج آقا رحيمي، حاج آقا مرتضوي و سايرعزيزان دولت‌هاي نهم و دهم كه خاطره خدمات آن‌ها تا قرن‌ها دراذهان امت هميشه در صحنه باقي خواهد ماند برسانيد.

باقي بقايت
اسكندر دلدم
15/10/1393
كلان روستاي غرق در آلودگي‌هاي زيست محيطي معروف به شهر تهران