شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۸

فایل صوتی سخنان مطهری در مشهد به همراه بخش های سانسور شده توسط فارس

منتشر شده در: .

motahariعلی مطهری نماینده مردم تهران روز دوشنبه این هفته در دانشگاه فردوسی مشهد سخنرانی مهمی را ایراد کرد. اظهارات مطهری در نقد رهبری و خبرگان، ظالمانه خواندن حصر و کنایه به فضای بسته سیاسی در جامعه، از جمله بخش هایی بود که در رسانه های رسمی سانسور شد.

سحام متن سخنرانی این نماینده شجاع مجلس را به نقل از خبرگزاری امنیتی فارس منتشر کرده بود. لیکن اکنون با انتشار فایل صوتی کامل آن سخنرانی، معین شده که بخش های مهمی از آن سخنان در خبرگزاری ها سانسور شده بود. سایت روز فایل صوتی این مراسم را منتشر کرده و همچنین سایت کلمه متن محتوای سانسور شده را بازنشر نموده است:

* ازچند ماه قبل عده ای راه افتادند که نظر رهبری به فلان کس است، نظر رهبری به آقای احمدی نژاد است. این خودش به نظر من یکی از زمینه های فتنه بود. اینکه بعد از اعتراض مردم آمدند گفتند جشن ملی بگیریم برای پیروز انتخابات، برنامه ای انجام شد و فردایش دوباره اینها آمدند جواب بدهند، باعث شعله ور شدن این حادثه بود و بعد برخورد شدید و خشونت آمیزی که با معترضان شد، اینها به نظر من از عوامل گسترش این داستان بود.

* بارها گفته ام که اگر ازهمان ابتدا دوطرف قضیه را می آوردند و محاکمه می کردند، بالاخره سهم هرکسی مشخص می شد. بدون رودربایستی، نقشی که این آقایان داشتند، نقشی که آقای احمدی نژاد داشت، نقشی که احیانا شورای نگهبان داشت، نقشی که احیانا سپاه و بسیج در دخالت درانتخابات داشتند، این‌ها همه را باید با هم می دیدیم.

* این درست نیست که حالا هرکسی اعتراضی آن روزها داشته، بگوییم فتنه گر است. همین داستانی که در استیضاح وزیرعلوم و بعد رای اعتماد به وزرای پیشنهادی پیش آمد، که حالا یک کسی یک نامه ای را امضا کرده. خب یک عده ای حمله کرده اند به داخل دانشکده فنی دانشگاه تهران، بعد ۸۸ نفر از اساتید نامه نوشته اند به رهبری که یک عده به نام اسلام و ولایت و اینها حمله می کنند به اینجا و دانشجویان را زده اند و عده ای را بازداشت کرده اند و چنین کرده اند، خب تظلم و دادخواهی کرده اند. بعد بگوییم این آقا هم امضا کرده پس ایشان هم فتنه گر است. این‌طوری که نمی شود، کسی حق اظهارنظر ندارد؟ حق اعتراض ندارد؟ حق نامه نوشتن به رهبری ندارد؟ آن هم در برابر همچین حادثه ای.

* بعد ازحادثه کوی دانشگاه عده ای تحصن کردند. خب بالاخره اعتراض داشتند دیگر. ریختند آن‌جا همه را زده اند، ریخته اند درکتابخانه، دراتاق‌ها کامپیوترها را شکسته اند، به طوری که در راه پله ها خون همین‌طور ریخته بود. بعضی از نماینده‌ها رفتند بازدید کردند. خب حالا یک عده هم رفتند اعتراض و تحصن کردند. بعد حالا ما بیاییم فیلم این‌ها را نشان بدهیم توی مجلس که این آقا آن‌جا نشسته پس ایشان فتنه گراست؟ این کارها غلط است.

* [در پاسخ به دانشجویی که از مطهری می خواهد زبان نسل معترض امروز باشد:] منتها فکر آینده ما هم باشید. بالاخره بعدا کمپوتی چیزی هم بیاورید.

* ما افراد مافوق انتقاد نداریم. این جمله از شهید مطهری است که هرمقام غیرمعصومی اگر درجایگاه غیرقابل انتقاد قرار بگیرد، هم خودش فاسد می شود و هم جامعه را فاسد می‌کند. اینکه خبرگان مجتهدانی هستند که کسی حق ندارد درباره آنها حرف بزند، یک حرف کاملا بی‌اساس و بی‌ربطی است. وظیفه اصلی خبرگان رهبری نظارت برعملکرد رهبری و زیرمجموعه رهبری است. اما این‌ها تا حالا وارد نشده اند و وارد نمی شوند. وارد هر موضوعی می شوند غیراز کاری که باید انجام بدهند. تا حالا شده اینها یک‌بار بحث کنند راجع به زیرمجموعه نهاد رهبری؟ مثلا ستاد اجرایی فرمان امام که تبدیل به یک کارتل اقتصادی و برج ساز شده. خبرگان رهبری نباید کارشان فقط انتخاب رهبری باشد. ان شاء الله رهبرانقلاب سال‌ها درقید حیات خواهند بود، ولی باید این‌ها کار خودشان را انجام بدهند، تحقیق و تفحص بکنند، بازرسی بکنند. اینها گاهی دراقتصاد کشور نقش منفی دارند، این آثار مخربی دارد.

* آیت الله دستغیب نماینده شیراز درخبرگان رهبری همان سال‌ها درخبرگان گفت ما از این سه نفر، خاتمی و موسوی و کروبی بخواهیم بیایند اینجا توضیح بدهند. بلافاصله ایشان را اخراج کردند، داد و فریاد، بعد در شیراز ریختند مسجدش را آتش زدند. خب این کارها درست است؟ این یک نظر است دیگر؛ بگذارید حرف‌شان را بزنند ببینیم چه می گویند. چه معنی دارد که از روز انتخابات باید فضا بسته شود و کسی نتواند حرف بزند؟ یکی از خبرگان می‌گوید اجازه بدهید اینها بیایند. حداکثراین است که بگویند اجازه نمی دهیم دیگر. این آزار و اذیت و این‌که کسی بگوید اگر دوباره بیایی دراین مجلس کتک‌ات می زنم و این‌ها خیلی زشت است.

* این‌که می گویید نظر رهبری به حصر این‌ها هست، بله نظر رهبری این است که می‌گویند جرم این‌ها سنگین است و اگر محاکمه بشوند حکم‌شان سنگین خواهد بود و الان هم داریم به آن‌ها ملاطفت می‌کنیم. این موضوع را من خودم با ایشان مطرح کردم و ایشان این پاسخ را دادند. خب یک وقت است که این حکم حکومتی است، آن‌جا باید تابع باشیم حتی اگر قبول نداشته باشیم. اما یک‌وقت هست که یک‌نظر است. ایشان نظرشان را گفتند، و من معتقدم این حکم حکومتی نیست. حکم حکومتی درجایی است که ما به یک بن بست رسیده ایم، مثل این قضیه مهلت سرپرستی وزارت علوم که راه قانونی ندارد. اما دراین‌جا که ما راه قانونی داریم یعنی وظیفه قوه قضاییه است که کار خودش را انجام دهد، که انجام نمی دهد، اینجا جای حکم خکومتی نیست.

* پیغمبراسلام هم نمی‌تواند بگوید حکم فلان کس سنگین است، بدون محاکمه و بدون دفاع و بدون شنیدن دفاعیات آنها حکم صادر کند. این نظرایشان است که کسی می‌تواند مخالف باشد، و من قانع نشدم.

* من نسبت به این صحبت قانع نشدم و لذا باز هم اصرار دارم. حصر بدون حکم قضایی ظلم است و عادلانه نیست. اگر روال قانونی طی شود ما تمکین می کنیم، اما این‌که بگوییم این حصر باشد و آن زندان باشد و گردن این را بزنید و… این نمی شود.

* این‌که می گویید آقای امیرارجمند الان کجا هستند، من نمی دانم. شاید شما بهتر از من بدانید.[یکی از حضاران می گوید فرانسه هستند.] خب فرانسه است، برای این‌که اگر اینجا بود کله اش را بریده بودید.

* همه طرف‌های دخیل درفتنه باید بررسی شوند. آن سی چهل نفری که در سی ام خرداد درتهران کشته شدند، این‌جا چطوری کشته شدند؟ این‌ها کی بودند؟ تیراندازی از کجا بود؟ این‌ها باید روشن شود.

* هرکسی باید نظرات خود را به راحتی بیان بکند. ممکن است برخی نظرات رهبری را کسی قبول نداشته باشد. این هیچ اشکالی ندارد. ما از ولایت فقیه یک چهره ای نسازیم که برخلاف آزادی و دموکراسی و این‌ها جلوه بکند. درحالی که این‌جورنیست… هی می خواهند القا بکنند که یک بتی بسازیم و همه دورش بچرخیم. ولایت فقیه این نیست.

* پیغمبراسلام هم که معصوم بود این‌جور نبود. ایشان درغزوه ای با اصحاب می رفتند، دستور دادند که دراین‌جا اتراق کنیم. یکی ازاصحاب آمد و گفت یا رسول الله! این‌که گفتید اینجا اتراق کنیم وحی خدا بود یا نظر خود شما بود. گفت نه نظر خودم بود. گفت که به نظر من این‌جا جای خوبی نیست، برویم جلوترآن‌جا چاه آبی هست که لشکرازش استفاده کنند. خب حالا اگر ما باشیم، می گفتیم «مرگ بر ضد ولایت نبی»! خب بابا نظر داده دیگر. ما ساکت نمی شویم، ما حرف خودمان را می زنیم.