جمعه, ۲۴ آبان , ۱۳۹۸

بر آموزش عالی کشور چه گذشت؟

منتشر شده در: .

» دکتر مهدی خسروانی* daneshgah-Tehran-Sahamnewsآنچه بازگو می کنم شرح خسارت­ها و مصیبت­هایی است که در دوران ریاست جمهوری احمدی­ نژاد و وزرای انتصابی او در وزارت علوم و تحقیقات وفناوری  پیش آمد. به عنوان استادی که تمام وقت در دانشگاه مشغول فعالیت علمی بوده­ و هستم، شاهد همه ی ماجراهایی که تحریر میکنم بوده ام. در زمان وزارت آقای زاهدی و دانشجو اولاً تمام روسای دانشگاه­ها و متعاقب آن دانشکده­ها اغلب کسانی بودند که دو خصوصیت بارز داشتند: متظاهر بودن و تفکر غیر علمی داشتن. آنچه برای اینان اهمیت داشت مطیع بودن و تظاهر به مسلمانی بود. لذا مشاهده می کنیم در پذیرش افراد به عنوان هیئت علمی، رئیس دانشگاه تهران کار غیر معمولی انجام می­داد و آن اینکه خود از افراد مصاحبه که نه، بازجویی می­کرد. آنهایی که آقای دکتر رهبر از ایشان به اصطلاح مصاحبه کرده بود نقل می­ کردند که در پایان می ­دیدیم که تمام اطلاعات خانوادگی و شخصی ما توسط رئیس دانشگاه گرفته شد و هیچ مطلبی در رابطه با مسائل علمی و توانمندی­ های مورد نیاز یک هیئت علمی مطرح نگردید. در این دوران جو تزویر و ریا به اوج رسید. کسانی را مشاهده می­ کردیم که معروف به ابن الوقت بودند و در این شرایط با ظاهر خواسته شده به حد ریاست و معاونت در دانشگاه­ ها و دانشکده­ ها راه یافتند. اصولاً اختیار از گروه­ها به طور کامل گرفته­ شد و مدیر گروه­ ها و دانشکده­ ها همگی اغلب انتصابی گردیدند. در این سال­ها، بر خلاف گذشته برای استخدام و جایگزینی یک هیئت علمی به­ هیچ وجه نظر استاد مربوطه یا گروه خواسته نشد و بدون ضابطه مشاهده می­کردیم که فردی که تازه فارغ التحصیل شده به راحتی حکم او را برای گروه خاصی زده­ اند. این افراد معمولاً از نظر شخصیتی بسیار بی­ ادب و خودفروخته و منفور می­ باشند که اگر استاد گروه هم معترض می­ شد، به جای او اساتید بازخواست می­ شدند. بر این اساس متأسفانه در این دوران تعداد قابل توجهی از این آدم­ها!! در گروه­های مختلف آموزشی به طور غیر قانونی وارد گردیدند و در ضمن بسیاری از استادان در رشته های مختلف که تعدادی از آنان حقیقتاً استوانه­ های آموزش عالی کشور بوده و خود علاقه­ مند به ادامه­ ی تدریس و تحقیق بودند به صورت دسته جمعی بازنشسته شده و اغلب خانه نشین گردیدند. از خصوصیات دیگر این مدیریت ها منفعت طلبی و سودجویی شخصی می­ باشد. به طوری که بسیاری از این­ها با مرتبه­ ی استادیاری به اصطلاح مسئولیت پذیرفتند و در پایان به مقام استادی!!! رسیدند. هم­چنین داستان بورسیه­ ها هم به همان شرایط بالا انجام پذیرفت که اخیراً از طرف وزارت علوم توضیح نسبتاً کاملی در این قسمت داده شد. این در شرایطی بود که چهره­ های علمی و متین و نخبه­ های جوان که علاقه­مند به فعالیت در دانشگاه بودند و مورد تأیید استادان، آنچنان برخوردهای زشتی با آنان شد که اگر توانستند با کمک استادان خود به مراکز علمی در خارج از کشور رفتند و یا دچار افسردگی و ناراحتی­ های جسمی و روحی شدند. در این شرایط در دانشگاه ها به خصوص دانشگاه­ های بزرگ جو امنیتی و پلیسی خاصی حاکم بود. معمولاً کسانی که اینان به عنوان هیئت علمی جدید یا بورسیه­ ی داخلی گمارده بودند وظیفه­ ی خبررسانی و کنترل استادان و دانشجویان را به عهده داشتند. چیزی که در سابقه­ ی دانشگاه­ها وجود ندارد. نصب دوربین­ های مخفی و تجهیزاتی از این دست برای مثال در دانشکده­ های دانشگاه تهران و بازرسی افراد در حین ورود دانشگاه را همانند یک پادگان یا مرکز اطلاعاتی نموده بود. در این وضعیت گرنت استادان و تخصیص بودجه جهت دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری به حداقل رسید و در عوض پذیرش دانشجو علی رغم مخالفت رسمی گروه­ ها و استادان به حداکثر رسید. بدین ­خاطر کیفیت فدای کمیت دلخواه آنان گردید. نکته­ ی جالب اینکه با این فشارها و محدودیت­ ها آقایان دغدغه­ ی اصلی خود را برای اسلامی کردن دانشگاه اعلام نمودند: جدا نمودن دختران و پسران در کلاس­ های درسی و آزمایشگاه­ ها، آقای دانشجو که سوراخ دعا را جهت ارتقاء خود و اطرافیان یافته بود، انگار مشکل اصلی دانشجویان و دانشگاه جدانبودن دانشجویان در کلاس­هاست و با بخشنامه رسماً اعلام نمود که باید اینکار انجام گیرد. حال چه داستان­هایی پیش آمد بماند. نکته­ای که در پایان ضرورت دارد بدان اشاره شود خط­ دهی افرادی می­ باشد که دانشگاه­ ها را به این وضعیت انداختند و علنی نمی­ باشند. ایشان عملاً عهده­ دار بسیاری از مسائلی که اشاره گردید در آموزش عالی کشور می باشند. اینها به خاطر قربی که در دستگاه دارند و به خاطر حقارتی که احساس می­ کنند تلاش نمودند که یک دسته افرادی که کاملاً و دست بسته مطیعشان می­باشند وارد دانشگاه­ ها نمایند و برای خود باند و تشکیلاتی مجزا ایجاد کرده اند.انها طبق معمول به دروغهای بزرگ متوسل می شدند تاجایی که حتی یکی از آنان در یک مصاحبه­ ی تلویزیونی اعلام کرد آنقدر سرعت تولید علم ما از جهان بیشتر شده که ما نگران کشورهای دیگریم!؟! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل….   ـ ـ * استاد دانشگاه تهران