پنج شنبه, ۱ اسفند , ۱۳۹۸

من نفر صدم هستم! (آقای خامنه ای پس از ماجرای ۹۹ نفر)

منتشر شده در: .

khamenei-saham-news

گروه ۹۹ نفر به مخالفان میرحسین موسوی در مجلس دوم اشاره دارد. این اصطلاح پس از ماجرای رأی مخالف ۹۹ تن از نمایندگان مجلس دوره دوم به نخست‌ وزیری موسوی، علی‌ رغم حمایت آیت الله خمینی از وی، رایج شده و مارکی برای معرفی برخی از نمایندگان مخالف مانند بادامچیان و اسرافیلیان شد. آیت الله خامنه ای در حمایت از این ۹۹ نماینده مجلس می گوید: اینها در حقیقت با ۹۹ نفر مخالف هستند که چندی پیش من به یکی از آنها که دائم ۹۹ نفر را زیر سؤال می‌برد ، گفتم اگر ساکت ننشینی خواهم گفت که اینها ۹۹ نفر نیستند و با من ۱۰۰ نفر هستیم. بر اساس خاطرات منتشرشده از هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری ، علی خامنه‌ای پیش از معرفی موسوی به عنوان نخست‌ وزیر به مجلس ، چندین بار شخصاً یا از طریق واسطه از آیت الله خمینی خواسته بود یا حمایت خود را از میر حسین موسوی پس بگیرد یا حکمی مبنی بر تکلیف شرعی بر معرفی او صادر کند. اما نهایتا در جلسه‌ای با حضور محمد یزدی، احمد جنتی، مهدوی کنی و ناطق نوری با این نظر روبرو شد: «من حکم نمی‌کنم ، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟… من به عنوان یک شهروند ، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان ، خیانت به اسلام است.» اخیرا رهبر ایران در پاسخ به علی مطهری در خصوص تقاضای رفع حصر از موسوی و کروبی گفته است:« اگر امام بودند شدید تر برخورد می کردند». در واقع او پیش از تشکیل دادگاه در مقام قاضی و بدون حضور متهم و دفاع او از خود حکم غیابی صادر کرده و این حکم را از 5 سال پیش از صدور اجرا هم کرده است.

 

آنچه در پی می خوانید مشروح سخنان آقای خامنه ای رییس جمهور وقت ، پس از ماجرای 99 نفر است :

 

« …. امروز باید گفت که متأسفانه مردم ما هم تا عمقشان ریشه این اختلافات رفته و دو دستگی و چند دستگی در بین آنها بوجود آمده است و اگر بخواهیم یک تقسیم بندی از این افکار و عقاید داشته باشیم ، حتی در مجلس باید بگفت که دسته ای هستند که بیشتر به دستورات شرعی مقید می باشند و دستۀ دیگری هستند که شعاری تر عمل می کنند و بیشتر به شعار می گذرانند و دستۀ سوم که باید گفت آنها غوغاگر هستند و البته ضمن اینکه در هر دسته افرادی پیدا می شوند که خیلی هم ممکن است خوب باشند و مخلص ، اما متأسفانه اختلاف نظر در بین ایشان هست و البته گاهی هم افرادی گرچه به نظر می رسد از یکی از این دسته ها باشند ، ولی وقتی به نظرشان دقیق می شویم خواهیم دید که نظرش مثل دستۀ دیگری است ، اما آن دستۀ غوغاگر که در مجلس هم مشخص هستند بسیار هم انحصار طلب هستند و همان طورکه می بینید حاضر نیستند حتی یک نفر اگر هم عقیدۀ ایشان نیست ، درآن جا یا جاهای دیگر حضور داشته باشند و سرهر موضوعی سروصدا راه بیاندازند. مثلا ًدر مورد آن ۸ نفر می بینید که چگونه عمل می کنند که البته باید گفت ۸ نفر بهانه است. اینها آن ۸ نفررا بهانه کرده اند ، مثلا آن پسرک ؛ آقای فهیم کرمانی را و آن هشت نفر را زیر سؤال می برد ، درحالی که اصلاْ او با ایشان که از سال ۴۲ به مبارزه مشغول بوده قابل قیاس هست ؟ و بهانه اش هم این است که مثلاْ پسر یکی از نزدیکانش درسپاه خدمت می کند و اینها در حقیقت با ۹۹ نفر مخالف هستند که چندی پیش من به یکی ازآنها که دائم ۹۹ نفر را زیر سؤال می برد گفتم ، اگر ساکت ننشینی خواهم گفت که اینها ۹۹ نفر نیستند و با من ۱۰۰ نفر هستیم ، این ها آنقدر انحصار طلب هستند و جزخودشان هیچ کس را حاضر نیستند بپذیرند. تا به حال چندین بار هم ریاست جمهوری را زیر سؤال برده اند. مثلاْ در همین مسافرت به حراره که هرانسان بی تفاوتی هم ازاین مملکت می فهمید که چقدر آبرو برای جمهوری اسلامی بود ، ولی یکی از اینها اصل سفر را هم زیر سؤال برده که این مسافرت چه لزومی داشته درحالی که این همه هم ارز و دلار خرجش گردیده است، آیا بهتر نبود که صورت نمی گرفت ؟

به هرحال چند بارخواسته اند که هیئت دولت را تغییردهند وهمۀ وزرا را یک دست مثل خودشان کنند که من مخالفت کرده ام والبته اگر چنین می شد ضربۀ سختی بود ، چرا که مثلاْ به طورنمونه اگر وزیر کشور ( سید علی اکبر محتشمی ) را که از این گروه است در نظر آوریم ، از وقتی که ایشان به وزارت رسیدند ، تمام استانداران و مسئولان مهم وزارتخانه را تغییر دادند و هم خط خود انتخاب کردند ، درحالی که زمان برادر محترممان آقای ناطق نوری استاندارها از هر خطی بودند . به هر صورت شما باید دقت کنید به خصوص در مجلس آینده که اینها از همین حالا نقشه دارند که نگذارند غیر از خط خودشان کسی به مجلس راه یابد و شما در هر کجا که هستید ، نیروهای مؤمن و مخلص را شناسائی کنید و برای مجلس آینده در نظر داشته باشید و ضمناْ با این گروه غوغاگر و فتنه گر مقابله کنید ، چرا که اینها غالباً درسخنرانی ها و منابر توطئه می کنند و مقابلۀ شما این نیست که مثلاْ به آنها بگوئید که ای توطئه گر؛ از منبر بیا پائین، بلکه باید دیگر در مجلس سخنرانی و یا نماز جماعتی که آنها بنا به توطئه دارند ، شرکت نکنید. همان طور که گفتم سیاست ما امروز بنا به توصیۀ حضرت امام ، حمایت ازدولت است و ما بنا نداریم که با دولت مخالفت کنیم ، بنابراین با همین سیاست و موضع گیری پیش می رویم تا این که بالاخره دوره و زمان اینها تمام شود و شما بدانید که اگر دولت کـند است و ضعیف است ، مثل ماشین کـندی است که نمی شود سنگ جلویش پرتاب کرد و اعتراض کرد که چرا تند نمی روی؟ بلکه در چنین حالتی ماشین راهـل داد و ما می دانیم که دولت کند است ولی چاره ای نیست و باید حمایتش کرد .

درانتخاب آقای موسوی من به امام عرض کردم که من ایشان را برای نخست وزیری شایسته نمی دانم ، اگرچه که ایشان فردی است مسلمان و متدیّن و… و من درهر کجا که باشم ازایشان به عنوان یک دستیار استفاده خواهم کرد ، اما برای نخست وزیری انتخاب ایشان را صلاح نمی دانم و امام فرمودند که شما هرطور میل دارید عمل کنید و این حق شماست و واقعاْ این حق من بود البته حق شخصی نبود که اگر حق شخصی بود من از آن می گذشتم بلکه حق ریاست جمهوری بود و تکلیفی بود بردوش من که من نمی توانستم نسبت به آن بی تفاوت باشم ، اما به هرحال رفتند خدمت امام و گفتند اگر ایشان کنار رود جنگ لطمه می خورد و چون جنگ برای امام بسیار اهمیت دارد لذا ایشان هم آن طور نظر دادند درحالی که جنگ هم لطمه نمی خورد و… »