دوشنبه, ۵ اسفند , ۱۳۹۸

محمد صالح خزعلی: حضور پدرم در بند قاتلان، نگرانی ما را افزون کرده است

منتشر شده در: .

saleh-khazali-saham-news

چندی پس از بستری شدن آیت الله مهدوی کنی – رییس مجلس خبرگان رهبری – در بستر مرگ ، مهدی خزعلی دست به قلم برد و انتقادات شدیدی را برای نخستین بار به رییس مجلس خبرگان رهبری وارد کرد. مطالب مطرح شده به قدری جذابیت داشت که حتی می توان از آن به عنوان افشاگری نیز نام برد.
آن انتقادات بازتاب زیادی در فضای مجازی و رسانه های فارسی زبان خارج از کشور داشت. مهدی خزعلی تهدید کرد که در صورت دستگیری اش ، اسناد بیشتری را از فساد مالی مهدوی کنی ، فاش خواهد کرد. وی دو روز پیش از دستگیری نیز دست به افشاگری جدیدی از مهدوی کنی زد و مطلبی را به نقل از ” ساکنان برج ایران زمین ” ، واقع در غرب تهران بیان کرد. به نظر می رسد دستگیری شتاب زده و خارج از روند معمول مهدی خزعلی ، به خاطر جلوگیری از افشاگری بیشتر درباره مهدوی کنی و خانواده اش صورت گرفته باشد. درست است که جسد بی جان محمد رضا مهدوی کنی بر روی تخت بیمارستان بهمن ، دارای حیات مصنوعی ست ، اما گویا همین پیکر بی جان نیز قدرتمند است و هنوز هستند کسانی که هوادار او و خانواده اش باشند. حال باید دید ، مهدی خزعلی تهدیدش را عملی می کند و اسناد بیشتری را از آنچه فساد مالی مهدوی کنی و خانواده اش نامیده است ، منتشر خواهد کرد؟

 

درهمین زمینه سحام با محمد صالح خزعلی، فرزند مهدی خزعلی درباره دستگیری پدرش گفتگویی داشته که به شرح زیر است:

 

آقای خزعلی دقیقا در چه تاریخی دستگیر شده اند و کیفیت دستگیری ایشان به چه شکل بوده است؟

ایشان روز جمعه سی ام خرداد ، بین ساعت 3 – 2/30 بعد از ظهر دستگیر شدند. به دلیل تعطیلات تابستانی ، دکتر به همراه خانواده به سمت شهرستان محمود آباد و نور مسافرت کرده بود. چند روزی بود که مسافرت بودند. در آن روز پس از خروج از یک فروشگاه ، وقتی سوار ماشین می شود ، یک ماشین دقیقا پشت ماشین ایشان پارک می کند، بطوریکه ایشان نتوانسته از محل پارک خودرو خارج شود. آنها با سه ماشین آمده بودند و وقتی پدر نتوانست از پارک خارج شود ، درب سمت راننده را باز می کنند و می گویند شما بازداشت هستید. چون حکم بازداشت به همراه نداشتند ، صرفا خود را معرفی کردند و بازداشت پدر را اعلام کردند و یک ربع – بیست دقیقه ای ایستادند تا حکم بازداشت توسط تیم دیگری آمد.

 

با توجه به اینکه حکم بازداشت پدر شما توسط تیم دیگری آورده شده و در حقیقت نوعی دستگیری با عجله صورت گرفته است ، آیا شما تصور می کنید که پدر شما جرمی را مرتکب شده است که مستحق این نوع رفتار و بازداشت بوده باشد؟

انتظار این نوع برخورد توسط آقایان می رفت ، خصوصا بخاطر مقالات و مطالبی که پدرم درباره آقای مهدوی کنی بیان کرده بود. حتی تهدیداتی هم شده بود و صحبتهایی هم کرده بودند. در سال 88 یا 89 بود که پدر من در سفر خارج از کشور بودند ، یکی از مدیران کل اطلاعات بمن زنگ زد و گفت با پدرت کار داریم. من گفتم پدرم سفر هستند. گفت پس هر زمانی که آمد بگویید ما با ایشان کار داریم. من موضوع را به پدر گفتم. پدر با اولین پرواز به ایران آمد ، با آقایان قرار گذاشت و اتفاقا در همان قرار هم بازداشت شد. آقایان می دانستند که پدر من با یک تلفن بر سر قرار ملاقات می آید. آقایان برای این پرونده ، حتی احضاریه هم نفرستادند . این بدین معناست که این بازداشت ، مربوط به پرونده جدیدی نیست. گفتند این بازداشت برای حکمی ست که پدر از قبل داشته است. همان حکمی که حدودا 5 سال زندانی داشت . اما بما اعلام کردند که آن پرونده ، با عفو رهبری بسته شده است و خود رهبری هم این را می دانند و از طرف ایشان ، این امر به ما اعلام شده بود. ولی حالا چون به دنبال بهانه ای هستند که پدر را بازداشت کنند ، گفتند که این پرونده شامل عفو نشده و در این مدت ایشان در مرخصی بوده و حالا باید بیاید و بقیه حکمش را بگذراند. در صورتی که در مورد مرخصی ، قانون این است که یا باید خود زندانی درخواست مرخصی داده باشد ، یا خودش در جریان باشد که اگر بیرون از زندان است ، به خاطر مرخصی ست. نه این که در پرونده اش مرخصی رد کنند و زندانی هم نداند و هر وقت بخواهند دوباره دستگیرش کنند و بگویند تو مرخصی بودی و حالا هم تمام شده و برگرد داخل زندان. مسئله بعدی این است که پدرم را باید به زندان اوین بند 350 ببرند. پدر من در زندان رجایی شهر حکمی ندارد که بخواهد ایام زندانش را در آن زندان بگذراند.

 

با توجه به اینکه پدر شما به بند 2 زندان رجایی شهر منتقل شده است و آن بند جزو خطرناک ترین بندهای آن زندان است ، تصور می کنید این نوع رفتار و این انتقال ، صرفا به خاطر مسائل و مکاتبات و افشاگری های مربوط به آقای مهدوی کنی بوده است؟

بله. پدرم جمعه شب وقتی از شمال به کرج آورده شد ، به قرنطینه زندان رجایی شهر منتقل شد و تا شنبه در قرنطینه بود. روز شنبه به بند 2 زندان رجایی شهر منتقل شد. روز شنبه پدرم تلفنی تماس گرفت و گفت در بند 2 زندان رجایی شهر است و گفت در این بند افرادی هستند که منتظر اجرای احکام اعدام خود هستند. خب این هم دلیل دیگری ست که می خواهند تحت فشار بگذارند و در واقع هیچ دلیل دیگری غیر از نامه ها و افشاگری های مربوط به آیت الله مهدوی کنی برای این کار وجود ندارد. پدرم هم این را می دانست. حتی من هم این را احساس کردم و قبل از دستگیری پدرم نوشتم که اینها ممکن است بخاطر این نامه ها و افشاگری ها یک حرکتی بکنند، ولی واقعا فکر نمی کردیم که به این شکل و با این کیفیت رفتار کنند.

 

با توجه به اینکه پدر شما به خطرناک ترین بند زندان رجایی شهر منتقل شده ، به طوریکه زندانیان آن بند همگی منتظر اجرای احکام اعدام خود هستند و ممکن است برای پدر شما در آن بند ، حتی مشکلات جانی هم به وجود بیاید ، آیا خانواده شما از این بابت احساس نگرانی نمی کنند؟

بالاخره شما می دانید که در بندهای این چنینی ، امنیت وجود ندارد. حتی این را هم می دانیم افرادی که در این نوع بندها زندانی و دارای حکم قصاص هستند ، به خاطر اینکه اجرای حکمشان به تاخیر بیفتد و چند روزی بیشتر زنده بمانند ، در آن محیط ،اقدام به انجام قتل جدید یا ضرب و شتم شدیدی می کنند تا مجددا برای آنها پرونده قضایی تشکیل شود و دوباره در پروسه دادرسی برای پرونده جدید خود قرار گیرند. من نمی دانم آقایان چرا این رفتار را کرده اند. اینها می خواهند ما را نگران کنند و جان پدرم را هم به خطر بیندازند. پدرم اعتصاب غذای خشک خود را از همان بدو ورود به زندان آغاز کرده است. ما از طرفی نگران اعتصاب غذای ایشان هستیم ، از طرفی هم نگرانی این را داریم که بین عده ای قاتل و متهمان جرائم خطرناک زندانی اند ، به طوریکه متهم به اعدام ، برای اینکه اندکی اجرای حکمش به تاخیر بیفتد ، فرد دیگری را هم در آنجا می کشد تا از ابتدا پرونده قتل دیگری برای او تشکیل دهند و چند وقتی بیشتر زنده بماند.

 

شما به عنوان فرزند دکتر خزعلی از طرف خود یا خانواده تان ، درخواستی از مسئولین دارید؟

بازداشت کنندگان ، با این بازداشت و این نوع رفتار ، عملا حرف رهبری را زیر سوال برده اند. مگر رهبری نگفته که ایشان آزاد است ؟ چرا اینها می گویند که در مرخصی بوده؟ اگر در افشاگری ها و مکاتبات پدرم مربوط به آقای مهدوی کنی ، جرمی اتفاق افتاده ، باید تشکیل پرونده می دادند ، احضار می کردند و تفهمیم اتهام انجام می شد. ولی اینکه بخواهند چنین رفتاری بکنند صحیح نیست. ما نمی توانیم بگوییم کار غیر قانونی کرده اند ، چون تفسیر و اجرای قانون با آقایان است. اما می توانیم بگوییم حضور ایشان در رجایی شهر قطعا غیر قانونی ست.

—-

تهیه و تنظیم مصاحبه : مجید نیکنام