پنج شنبه, ۱ اسفند , ۱۳۹۸

حسین زمان: آزادی زندانیان سیاسی از مطالبات جدی ماست ولی هدف نهایی نیست

منتشر شده در: .

zaman-hossein-sahamnewsحسین زمان، هنرمند مردمی و رزمنده دوران دفاع مقدس کشورمان، با تاکید بر اینکه ظلم ستیزی از مشخص‌ترین ویژگی‌های جنبش‌های مردمی است به کلمه می گوید: فکر نمی‌کنم کسی ادعا داشته باشد که ریشه ظلم در جامعه ما خشکیده و هیچ مظلومی وجود ندارد. قطعا تا زمانی که بی عدالتی هست، ظالم نیز حضور دارد و مردم باید به کرامت خود واقف باشند و احترام بگذارند و این شدنی نیست مگر اینکه در مقابل ظلم ایستادگی نمایند. من هنوز این همت و خواستن را در مردم خوب وطنم می‌بینم.

حسین زمان، که سال ها پیش با آلبوم “شب دلتنگی” به میان مردم آمد و نام و محبوبیتش با آلبوم “قصه شب” و آهنگ “مولا علی” تثبیت شد، اینک با آلبوم “زندونی” همراه جنبش سبز و دربندانش نگران کشور است و رسالت یک هنرمند حضور را در کنار مردم بودن و دردهای مردم را فریاد زدن می داند.

«به تو می‌رسم دوباره» کار تازه‌ای است از حسین زمان، خواننده‌ای که بعد از سرکوب های انتخابات سال ۱۳۸۸ همواره همراه با جنبش سبز مردم ایران صدای اعتراضش خاموش نشد.

حسین زمان، از مبارزان دوران ستمشاهی که چند روز پس از انتخابات سال ۸۸ در جریان سرکوب های آن روزها به جرم حمایت از میرحسین موسوی تحت بازجویی قرار گرفت، امروز  تصریح می کند که حق طلبی یعنی ایستادگی و صبر و استقامت و نیز تلاش برای آگاهی بخشی. چیزی که ما را به وادی خطر می‌کشاند پذیرش ظلم است و خود را در جایگاه مظلوم تحمل کردن. هنرمندان باید تلاش کنند و با زبان هنر واقعیت‌های زشت و زیبای جامعه را تبیین نمایند. نقش هنر در آگاهی بخشی، که امروز از هر کار دیگری مهم‌تر است، بسیار مؤثر است. نباید فراموش کنیم که مطالبات باید بر اساس آگاهی‌ها شکل بگیرند و نه صرفا بر اساس احساسات. آزادی زندانیان سیاسی از مطالبات جدی ماست ولی هدف نهایی نیست آن‌ها خود بخاطر تلاش در جهت تحقق اهدافشان به زندان افتاده‌اند.

متن گفت و گوی کلمه با حسین زمان را با هم می خوانیم:

از اخبار بر می آید که همچنان در عرصه هنر فعالید، از آخرین اثرتان و این روزهای تان بگویید؟

من طی یکسال گذشته در تلاش برای تولید یک آلبوم با هشت ترانه بوده‌ام که تا کنون سه ترانه از مجموع هشت ترانه را در فضای مجازی منتشر کرده‌ام. تمامی این ترانه‌های منتشر شده دارای مضامین سیاسی اجتماعی بوده. حتی دو ترانه «زندونی» و ترانه اخیرم به نام «به تو می‌رسم دوباره» که دارای مفاهیم عاشقانه هستند نیز به نوعی زبان حال عشاقی است که مجبورند محبوبشان را از ورای شیشه‌ها و میله‌ها نظاره گر باشند و من سعی نموده‌ام زبان حال ایشان باشم. پنج ترانه از این آلبوم را بابک صحرایی سروده، یک ترانه سروده داوود رحمت اللهی است، دو ترانه دیگر را آقایان کاکایی و یاغی تبار سروده اند. موسیقی کلیه ترانه‌ها حاصل همکاری من با عزیزانی همچون بابک زرین، علیرضا افکاری، حامد حمیدی، امیر قدیانی، امین قباد و میلاد اکبری است.

یکی از راه های شناخت دوره های تاریخ اصولا مراجعه به آثار هنری و ادبیات آن دوران است، به همین منوال آثار شما بعد از سال ۸۸ کاملا منطبق بر نشانه ها و فاکتورهای جنبش سبز بوده، به نظر می‌رسد که این اثر شما نیز همچنان همراه با جنش سبز است، آیا این به آن معنی است که شما هم چنان در جامعه نشانه‌های جنبش را زنده می‌بینید یا این انتخاب به دلیل تعلق شخصی شماست؟

به هر حال نمی‌توان در این جغرافیا زندگی کرد و در این هوا تنفس نمود و از آنچه در اطرافمان می‌گذرد غافل بود. ظلم ستیزی از مشخص‌ترین ویژگی‌های جنبش‌های مردمی است و فکر نمی‌کنم کسی ادعا داشته باشد که ریشه ظلم در جامعه ما خشکیده و هیچ مظلومی وجود ندارد. قطعا تا زمانی که بی عدالتی هست، ظالم نیز حضور دارد و مردم باید به کرامت خود واقف باشند و احترام بگذارند و این شدنی نیست مگر اینکه در مقابل ظلم ایستادگی نمایند. من هنوز این همت و خواستن را در مردم خوب وطنم می‌بینم. رسالت یک هنرمند حضور در کنار مردم است و دردهای مردم را فریاد زدن و من اگر چه خود را از یک هنرمند واقعی خیلی دور احساس می‌کنم ولی در حد و اندازه خودم در تلاشم تا ذره‌ای از این بار بزرگ را بر دوش بکشم.

چه چیز شما را در فضای زندانیان سیاسی نگه داشته که همچنان روی این موضوع دارید کار می‌کنید؟

بی‌تفاوتی نسبت به ناهنجاری‌های موجود در جامعه ما را دچار سکون و سکوت می‌نماید و از جنبش و حرکت باز میدارد. یادآوری مظلومیت زندانیان و محصور شدگان، یادآوری مسئولیت‌های اجتماعی ماست و این یادآوری‌ها از به خواب رفتنمان جلوگیری می‌کند. تلنگری است به ما که خود را و راه را فراموش نکنیم و تذکری است به کسانی که تصور می‌کنند با حصر و زندان می‌توان عقیده را در خاک کرد و نهیبی است بر ایشان که بدانند با فشار و زور نمی‌توان صدای حق طلبی را خاموش نمود. ما هیچوقت بدون پایبندی به عقایدمان به اهداف خود نخواهیم رسید. زندانیان سیاسی بخاطر پایبندیشان به عقاید و آرمان‌هایشان در بند و حصر می‌باشند، بخاطر دفاع از حقوق مردم، بخاطر دفاع از آزادی و ما نیز برای دفاع از آزادی باید که همراه و همزبان آزادی خواهان باشیم.

چرا فضای آثارتان حسی و عاشقانه شده است؟ فکر می‌کنید این جنس بیشتر با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند؟

من هدفم از عاشقانه‌هایی از این جنس، پیدا کردن مخاطب نبود بلکه تحت تاثیر عشاق در بند به این ترانه‌های خاص روی آوردم. آشنایی با عزیزانی همچون مصطفی تاجزاده و همسر گرامی ایشان، دکتر میردامادی و همسر بزرگوارشان، ژیلا بنی یعقوب و بهمن امویی، زوج زندان کشیده، مسعود باستانی و مهسا امرآبادی دیگر زوج در بند شده و ده‌ها زوج دیگر من را مجاب کرد تا به نوعی دین خود را به این عشاق رنج کشیده ادا نمایم. مضافا اینکه این عزیزان معنای تازه‌ای از عشق را برای ما به ارمغان آوردند و حدیث عاشقی ایشان جذابیت خاصی برای من و امثال من داشته است.

علیرغم تغییرات آیا مخاطب هنوز پذیرای این سبک نگاه به جنبش است؟

برداشت من با توجه به نظراتی که از مخاطبینم دریافت نموده‌ام این است که این نگاه با استقبال خوبی مواجه شده است.

واکنش‌های مخاطب معمولی  و نه فعالان، به آثار شما در این چند سال چطور بوده؟ ایا آن ها که درگیر خانواده‌های زندانیان سیاسی و… نیستند هم توانسته اند با کارهای شما ارتباط برقرار کنند؟

کسانی که معضلات و مشکلات اجتماعی برایشان مهم هستند و خود را در قبال مردم و جامعه مسئول می‌دانند از همراه شدن هنر با دردمندان و زجر کشیدگان حمایت می‌کنند و من از پیام‌های مردم به طرق مختلف متوجه شده‌ام که زبان هنر توانسته است تاثیر بسیار مثبتی در جهت آگاهی بخشی و ایجاد فضای همدلی بین مردم و زندانیان سیاسی داشته باشد.

برنامه ی بعدی شما چیست؟

تکمیل آلبومی که در دست تهیه دارم و بعد تلاش برای کسب مجوز انتشار آلبوم و اجرای کنسرت در ایران و چنانچه نتوانم مجوز بگیرم در خارج از ایران.

شما به عنوان یک هنرمند فکر می‌کنید چطور می‌توان موضوع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و باقی مطالبات جنبش سبز را پیگیری کرد؟

حق طلبی یعنی ایستادگی و صبر و استقامت و نیز تلاش برای آگاهی بخشی. چیزی که ما را به وادی خطر می‌کشاند پذیرش ظلم است و خود را در جایگاه مظلوم تحمل کردن. هنرمندان باید تلاش کنند و با زبان هنر واقعیت‌های زشت و زیبای جامعه را تبیین نمایند. نقش هنر در آگاهی بخشی، که امروز از هر کار دیگری مهم‌تر است، بسیار مؤثر است. نباید فراموش کنیم که مطالبات باید بر اساس آگاهی‌ها شکل بگیرند و نه صرفا بر اساس احساسات. آزادی زندانیان سیاسی از مطالبات جدی ماست ولی هدف نهایی نیست آن‌ها خود بخاطر تلاش در جهت تحقق اهدافشان به زندان افتاده‌اند.