جمعه, ۳۰ فروردین , ۱۳۹۸

فرزند مهدی کروبی: از فقیهان به ظاهر عادل پرسید مگر این همان احمدی نژاد نیست که موسی اش می خواندید؟

منتشر شده در: .

taghi-karoubi-websize-sahamnews2سحام نیوز: فرزند مهدی کروبی با اتشار یادداشتی، با اشاره به پایان یافتن مهلت اعلام تایید صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان، بر اساس خبرهای منتشر شده و رد صلاحیت آقایان هاشمی و مشایی می گوید: “از هاشمی می هراسند زیرا بازگشت او به معنای بازگشت عقل و درایت در سیاست داخله و خارجه است و مشایی را بر نمی تابند زیرا بر این باورند که تاریخ مصرف او و رئیس اش به پایان رسیده.”

به گزارش سحام، دکتر محمد تقی کروبی در بخش دیگری از یادداشت خود ضمن یادآوری اظهارات برخی از اعضای شورای نگهبان در سالهای قبل در مدح احمدی نژاد و اکنون در نکوهش وی؛ به این نکته اشاره می کند که: “به نطر می رسد عدم احراز صلاحیت مشایی، بیش از آنکه دولتی ها را آسیب پذیر کند، مهری بر بی تدبیری، بی بصیرتی و … جماعتی است که بخاطر کسب منافع زودگذر شرع و قانون را به ابزار قدرت تبدیل کرده اند.”

فرزند مهدی کروبی در ادامه این یادداشت به اظهارات جنتی در نماز جمعه سال 85 اشاره می کند که نامه احمدی نژاد به رئیس جمهور امریکا را “الهام خداوندی” نام نهاد، و به واکنش آقای کروبی به این اظهارات اشاره نموده و آورده: “به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدي‌‏نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! … متاسفانه جناب عالي با غلو درباره جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده ايد، اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌‏اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي درخشند و آموزه هاي آنان در كتاب ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانش جويان قرار مي گيرد، كشورما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسئولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند.”

به گزارش سحام، امروز مهلت قانونی تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات به پایان رسیده است. خبرهای حاکی از رد صلاحیت آقایان هاشمی و مشایی است.

وزارت کشور هنوز اسامی تایید صلاحیت شدگان را به صورت رسمی اعلام نکرده است.

متن کامل یادداشت فرزند مهدی کروبی در ادامه بدین شرح است:

مهلت بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری توسط شورایی که بر خلاف وظایف قانونی اش سال هاست به ابزار یک جریان سیاسی تبدیل شده به پایان رسید. اخبار غیر رسمی حاکی از عدم احراز صلاحیت دو نامزد اصلی این انتخابات آیت الله هاشمی رفسنجانی از بنیانگذاران نظام جمهوری اسلامی و اسفندیار رحیم مشایی یار غار آقای احمدی نژاد توسط شورای نگهبان دارد. ظاهرا تعدادی از اعضای شورا نگهبان شمشیر شان را علیه این دو تن که تفاوتی ماهوی دارند از رو بسته اند اگرچه ممکن است با حکم حکومتی شمشیرها در این مرحله غلاف شود. از هاشمی می هراسند زیرا بازگشت او به معنای بازگشت عقل و درایت در سیاست داخله و خارجه است و مشایی را بر نمی تابند زیرا بر این باورند که تاریخ مصرف او و رئیس اش به پایان رسیده.

در این نوشتار روی سخن ام با شورایی است که عضو آن (آقای یزدی) اخیرا مدعی شده ثواب رد صلاحیت (امثال مشایی) “از انجام مستحبات و عبادات ماه رجب هم بیشتر است.” در چند سال گذشته تناقض در رفتار و باور این جماعت به نام شرع و قانون بسیار دیده ایم. بطور نمونه 8 سال پیش شورای نگهبان صلاحیت آقای احمدی نژاد را در حالی احراز کرد که وی از رجال مذهبی و سیاسی مطابق اصل 115 قانون اساسی محسوب نمی شد. علاوه بر این بواسطه دو پرونده فساد مالی در اردبیل و شهرداری تهران (به اعتراف اصولگرایان 300 میلیارد تومان تخلف) شبهه ای اساسی در باب سایر شرایط از جمله امانت، مدیر و مدبر بودن مطرح بود. با این حال اعضای شورا با یک اشاره نه تنها او را تائید کردند بلکه به همراه نظامیان تمام قد پشت او صف کشیدند و زمینه جلوس اش در قدرت را فراهم کردند.

تا 2 سال پیش آقایان یزدی، جنتی، عزیزی و همسر کاشف “معجزه هزاره سوم” دولت بی تدبیر اش را دولت کریمه می خواندند و سخنان و نوشته های هجو او را که تاکنون هزینه های بسیاری بر ملک و مملکت بار کرده با آموزهای انبیاء الهی قیاس می کردند. چنی پیش بخت اش برگشت و مستحق هر گونه تحقیر و نوهین، چرایی آن بماند برای بعد. با این حال باید از فقبهان به ظاهر عادل پرسید مگر این همان احمدی نژاد نیست که موسی اش می خواندید و کلامش را موهیت الهی، او این روزها هارون خود را به میدان آورده و برای انتقال این پست به هارونش فریاد بر آورده : “مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی.” مگر می شود کسی که تا چندی پیش فرمانش، فرمان خدا و اطاعت از او همچون خدا واجب بود، در حکومت مدعی شریعت آنچنان بی اعتبار ساخت که نتواند نامزدی هم برای انتخابات معرفی کند؟ به نطر می رسد عدم احراز صلاحیت مشایی، بیش از آنکه دولتی ها را آسیب پذیر کند، مهری بر بی تدبیری، بی بصیرتی و … جماعتی است که بخاطر کسب منافع زودگذر شرع و قانون را به ابزار قدرت تبدیل کرده اند.

برای یادآوری آقایان بد نیست باهم به نماز جمعه 22 ارديبهشت 1385 بر گردیم، جایی که آقای جنتی در ارتباط با نامه احمدی نژاد به جورج بوش چنین گفت:

“اين نامه الهام خداوند است، خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم، اين حركت در تاريخ سابقه نداشته … به نظر من بايد اين نامه را بچه‌‏ها همه بخوانند، در مدارس و دانشگاه‌‏ها خوانده شود، صدا وسيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتاب‌‏هاي درسي قرار داده شود، اين نامه چيز ساده‌‏اي نيست، اين مرد (آقاي احمدي‌‏نژاد) واقعاً مردي شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد، آبروي مملكت و اسلام است، همان طور كه گفتم اين نامه الهام است و خداوند لطف دارد و مي‌‏خواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام مي‌‏كند، در داخل و خارج كجا چنين نامه‌‏اي نوشته شده است كه اينگونه همه را مبهوت كرده باشد.”

ادبیات متملقانه شیخ احمد جنتی در آن زمان پدرم را برآشفت و برآن شد که در نامه ای سرگشاده به سخنان اش اعتراض کند. او این کار را برای تفکیک روحانیت و آبروی روحانیت اصیل لازم و ضروری می دانست. حال که شاهد نعل وارونه ی قلمبه های تقوا هستیم مناسب دیدم بخش هایی از نامه سرگشاده پدرم که این روزها در حبس بلامدت است و نمی تواند کوس رسوایی این جماعت ملون را به صدا درآورد، باز نشر کنم. متن زیر خلاصه ای است از نامه شیخ مهدی کروبی به شیخ احمد جنتی:

… فاش گويي آنچه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبه‌‏هاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبون هاي نيمه رسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اينكه آنچه در برخي خطبه ها و خطابه ها ارائه مي شود الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامه‌‏هايي صريح و سرگشاده بنويسم؛ از جمله اين خطابه‌‏ها يكي هم آخرين خطبه شما درباره نامه آقاي دكتر محمود احمدي نژاد به آقاي جرج بوش است. نامه‌‏اي كه براي اولين بار در جمهوري اسلامي به قلم يكي از مقامات ايراني خطاب به مقامات آمريكايي نوشته شده و اينجانب فارغ از انگيزه نوشتن اين نامه يا محتواي آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابي شود تا همه دلسوزان نظام بتوانند راه برون رفت از چالش‌‏هاي سياست خارجي را بجويد و حاصل كار گشودن باب گفت‌‏وگو به سود ملت شريف ايران باشد.

جناب آقاي جنتي؛

به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدي‌‏نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! … متاسفانه جناب عالي با غلو درباره جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده ايد، اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌‏اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي درخشند و آموزه هاي آنان در كتاب ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانش جويان قرار مي گيرد، كشورما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسئولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند.

مسئولان كشور هراندازه كه انديشمند، محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت براساس معادلات قدرت صورت مي گيرد نه از تحولات حوزه معرفت.

… آيا چنين سخنان غلو آميزي در تاريخ ايران به دولت مردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ مگر فراموش كرده‌‏ايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كرده اند. … اين همه از همان رو بود كه امام خميني(ره) به خوبي مي‌‏دانستند كه غلو مي‌‏تواند حتي انسان‌‏هاي شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و با تملق و چاپلوسي آنان را تا مرز ادعاي خدايي و الهام الهي پيش برد.

جناب آقاي جنتي؛
من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌‏كنم تا مردم حرف‌‏هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند، يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌‏نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند. … اين نامه‌‏اي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ كدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانيت نيستند و هر يك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشه‌‏اي از معارف ديني را ارايه مي‌‏كنند، يكي بر مدار غلو مي‌‏چرخد و ديگري از غلو پرهيز مي‌‏كند، يكي حتي امام راحل را با محك عقل مي‌‏پذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس مي‌‏كند، يكي به استناد ميراث امام خميني(ره) به ميزان بودن رأي ملت براي همه مقامات معتقد است وديگري بي‌‏توجه به ميراث آن امام حتي عرفي‌‏ترين مقامات اجرايي را قدسي مي‌‏خواند، يكي از جمهوريت در دل اسلام سخن مي گويد و ديگري در تبل الوهيت بندگان خدا مي كوبد و اين دو راه است و دو مقصد حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشد. …