شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۸

پاسخ دندان شکن هیات مصری در تهران به احمدی نژاد

منتشر شده در: .

حسین علیزاده، دیپلمات مستعفی

پیشگفتار:
با شروع تظاهرات علیه حسنی مبارک، آیت الله خامنه ای و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تحولات مصر را الهام گرفته از انقلاب اسلامی خوانند. اخیراً در اقدامی از تلاش جمهوری اسلامی برای تجدید روابط با مصر، هیاتی ۵۰ نفره مرکب از شخصیت های دینی، خبرنگاران و فعالان سیاسی، از روز ۱۰ خرداد ۹۰ برای سفری شش روزه به ایران آورده شدند.برای این سفر بر خلاف معمول، هواپیمایی اختصاصی از تهران عازم قاهره شده بود تا تسهیلات هر چه بیشتر سفر را فراهم آورد. رسانه های جمهوری اسلامی، تلاش داشتند تا اولا این سفر را مقدمه ای برای ارتقا روابط دو جانبه وانمود سازند (که چنین نشد) و ثانیا با تایید گرفتن از دهان حداقل یکی از این ۵۰ تن، شاهدی تراشیده باشند بر ادعای واهی الهام گرفتن انقلاب مصر از انقلاب اسلامی. اما آیا این سفر آن هم با هواپیمایی اعزامی از ایران توانست این هدف را برآورده سازد؟
برای دانستن پاسخ کافی است بدانیم اگر حتی یک تن از ۵۰ میهمان جمهوری اسلامی که با هزینه گزاف به تهران آورده شده بودند، سخنی نزدیک به ادعای رهبر جمهوری اسلامی بر زبان رانده بود، رسانه های دولتی گوش فلک را کر می کردند.
در مقابل برای پرده برداشتن از واقعیتی دیگر، بسیار جالب است که به پای سخنان راوی دیگری از آنچه در تهران روی داده بنشینیم تا بدانیم که به رغم هزینه های گزاف جمهوری اسلامی، هیات مصری پاسخی دندان شکن به چنان ادعایی در حضور احمدی نژاد داده است. راوی این ماجرا، خانم “نشوی الحوفی” خبرنگار نشریه “المصری الیوم” است که روایتی متفاوت را برای ما باز گو می کند. ترجمه گوشه هایی از نوشته نامبرده به شرح زیر است :
– در دیدار هیات مصری با ضرغامی رییس صدا و سیمای جمهور اسلامی در حالیکه وی انقلاب اسلامی را تاثیر پذرفته از انقلاب اسلامی ایران می دانست، “مصطفی نجار” عضو اتحادیه جوانان انقلابی مصر، در واکنش به این سخنان گفت: “انقلاب مصر انقلاب دینی نبود بلکه انقلاب ضد ظلم بود که جوانان ( نه روحانیون ) اعم از مسلمان و مسیحی به آن پیوستند.
– در ادامه “شیخ جمال قطب” رییس سابق کمیته افتاء مصر در تایید سخنان نجار گفت: “باید از تشبیه انقلاب مصر با انقلاب اسلامی خودداری شود. من خود به عنوان یک روحانی هنگامی که مردم و جوانان را در خیابان ها دیدم به آن ها پیوستم (اشاره به اینکه روحانیون نقش پیشتاز در انقلاب مصر نداشتند بر خلاف انقلاب ایران)
– همچنین “نشوی الحوفی” در پاسخ به اظهارات ضرغامی برای اینکه نقطه افتراق هیات مصری با جمهوری اسلامی را نشان دهد می نویسد: “از ایران می خواهیم اسم خیابان خالد اسلامبولی را که ستایش از قاتل رییس جمهور ماست ، عوض کند.”
– در ادامه دیدارها هنگامی که دوباره ادعای تاثیر پذیری انقلاب مصر از انقلاب اسلامی در حضور احمدی نژاد در کاخ ریاست جمهوری تکرار شد، خانم نشوی الحوفی چنین می نویسد: “دیگر نتوانستم خودداری کنم. غضبناک دستگاه گوشی ترجمه را از گوش خود درآوردم تا حدی که داشتم از شنیدن چنین سخنان نا مقبولی از خشم منفجر می شدم و …. با اصرار میکرفون را گرفتم و خطاب به احمدی نژاد با جدیت تمام گفتم: “از روزی که وارد تهران شدیم دائما می شنویم که انقلاب مصر تاثیر پذیرفته از انقلاب سی سال پیش انقلاب ایران در سال ۷۹ است و همچنین سخنان تندی درباره حسنی مبارک می شنویم که او ظالم و مزدور بوده است. آقای رییس جمهور (احمدی نژاد) اجازه دهید دو نکته را برایتان روشن کنم نخست اینکه قضیه مبارک یک قضیه داخلی و مربوط به ما مصری ها می شود چه اینکه از او بدی دیده باشیم یا خوبی. از این رو نمی پذیریم کسی به او سخن تند بگویید. دوم اینکه مطلقا هیچ ارتباطی بین انقلاب ۲۵ ژانویه در مصر با انقلاب اسلامی که در دهه ۷۰ میلادی رخ داد وجود ندارد.”
– خانم نشوی الحوفی در ادامه می نویسد: در حالی این سخنان در حضور احمدی نژاد گفته شد که هیات مصری با دست زدن به تایید سخنان من می پرداختند و حال آنکه احمدی نژاد از شنیدن این سخنان اخم کرده و نشانه های ناخرسندی در چهره ضرغامی که در کنار او نشسته بود نمایان شده بود. او می افزاید: من نیز نا خواسته زیر گریه زدم و خواستم جلسه را ترک کنم چرا که مطمئن بودم تاکید بر تاثیر پذیری انقلاب مصر از انقلاب ایران ( که این همه در صحبت ها به آن تاکید می شد) تصادفی و ناخواسته نبود.(پایان ترجمه)

ملاحظات:
ازنظر نگارنده این نوشته که خود روزگاری به عنوان دیپلمات در دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره کار می کرد، نکاتی چند قابل توجه است:
۱- در حالی جمهوری اسلامی ادعای الهام پذیری انقلاب مصر از انقلاب ایران را مطرح می سازد که اساسا آنچه در مصر رخ داد یک “انقلاب” به معنی واژگونی یک نظام سیاسی و جایگزینی یک نظامی جدید ( مثل سقوط سلطنت پهلوی و تاسیس جمهوری اسلامی ) در مصر رخ نداده است. کافی است بدانیم “عمر سلیمان” رییس سازمان امنیت مصر و سرلشگر “طنطاوی” فرمانده کل نیروهای مسلح مصر و در یک کلام کلیه ساختار های نظام ” جمهوری عربی مصر” از جمله مجالس قانون گذاری (مجلس الشعب و مجلس الامة) سرجای خود باقی هستند. آنچه در صحنه سیاسی مصر رخ داده است این است که رییس جمهور این کشور که حاضر نبود در روند یک انتخبات سالم به کنار برود ، در اثر شورش مردمی به کنار گذاشته شده است و بس.
با این توضیح اساس ادعای آیت الله خامنه ای که انقلاب مصر الهام گرفته از انقلاب ایران است، ادعای باطلی است چرا که اساسا در مصر انقلاب صورت نگرفته است. آنچه رخ داده است نوعی رفورم خشونت آمیز بود.
۲- در فرض قبول ادعای آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی در پاسخ به یک پرسش درمانده می شود و آن اینکه اگر انقلاب مصر ملهم از انقلاب اسلامی ایران است چرا دولت کنونی مصر در تجدید روابط با دولت جمهوری اسلامی جانب تعلل و احتیاط را پیش گرفته است؟ آیا نباید مصر در اولین گام، خود جویای تجدید روابط با جمهوری اسلامی باشد و نه اینکه جمهوری اسلامی هواپیمای اختصاصی روانه کند و حتی یک کلمه از زبان ۵۰ شخصیت مصری در تایید سخنان رهبر ایران صادر نشود؟
آیا اعلام وزیر خارجه مصر (نبیل العربی) که موضوع تجدید رابطه با ایران از دستور کار هیات دولت خارج و به تشخیص پارلمان مصر پس از انتخابات آتی موکول شده است، جز آن است که مصر هیچ قرابتی با انقلاب اسلامی نمی بیند؟
آیا اخراج یک دیپلمات ایرانی ( قاسم حسینی) هم زمان با سفر هیات یاد شده و تعیین ضرب الاجل ۴۸ ساعته به او به عنوان عنصر نامطلوب برای ترک خاک مصر جز دلالت بر آن دارد که مصر شدیدا برای نزدیک شدن به جمهوری اسلامی دارای ملاحظات امنیتی است که تجدید رابطه با ایران دردسرهایی از این قبیل را برایش به همراه خواهد داشت؟ جالب اینکه دیپلمات اخراجی ( که گفته می شود کارمند وزارت اطلاعات است) سوار بر همان هواپیمایی که حامل هیات مصری به تهران بود و ادعا می شد برای تجدید رابطه با ایران عازم جمهوری اسلامی هستند، به کشور بازگشت.
۳- در حالی جمهوری اسلامی مدعی است الگوی انقلاب اسلامی، سرلوحه تحولات اخیر مصر بوده که در تازه ترین نظر سنجی توسط موسسه معتبر گالوپ تنها ۱۵ درصد مردم این کشور به جریان اسلامگرای اخوان المسلمین تمایل دارند و جالب تر اینکه از این ۱۵ درصد نیز صرفا ۱ درصد به تاسیس حکومتی مذهبی مشابه جمهوری اسلامی تمایل از خود نشان داده اند. بنا به این نظر سنجی ۶۰ درصد مردم مصر صرفا خواستار نقش مشورتی روحانیون در امر کشورداری هستند .
۴- بر خلاف تمام ادعای جمهوری اسلامی، اگر دلیلی بر الهام گرفتن جنبش مصر از ایران وجود داشته باشد، باید گفت جنبش مصر ملهم و متاثر از جنبش سبز ایران است که از دو سال پیش با هدف تغییرات بنیادی آغاز شده است نه انقلابی که سی و دو سال پیش از این رخ داده بود. در دست داشتن دستبند سبز توسط “وائل غُنیم” جوان مصری که جنبش فیس بوک را برای سرنگونی مبارک راه اندازی کرد و سپس اظهارات او که “شما ایرانیان از ما بیاموزید همانطور که ما از شما آموختیم” بهترین گواه است که اگر قرابتی بین تحولات مصر و ایران باشد، قرابت با جنبش سبز است. این ادعایی است که هم میرحسین موسوی بر آن صحه گذاشته است وهم باراک حسین اوباما. رییس جمهور امریکا در پیام نوروزی خود به مناسبت حلول سال ۱۳۹۰ تصریح داشت که : “همان نیروهای امیدی که میدان تحریر(در قاهره) را در نوردیدند در ژوئن ۲۰۰۹ در میدان آزادی دیده شده بودند.”

حسین علیزاده- ۱۷ خرداد ۹۰
alizadeh44@yahoo.com

پی نوشت:
۱- متن کامل گزارش خانم نشوی الخوفی را در لینک زیر ببینید

http://www.almasry-alyoum.com/article2.aspx?ArticleID=299137

2- مشابه این اطهارات علیه رهبر ایران را ، اخوان المسلمین پیش از این گرفته بود. اخوان در موضعگیری آشکار اعلام کرده بود :”جمعیت اخوان المسلمین، انقلاب مصر را نه اسلامی که متعلق به همه گروه ها از جمله مسلمانان مسیحی ها و از همه دیدگا ها و گروه ها می داند”

۳- مراجعه شود به لینک زیر

http://news.yahoo.com/s/ap/20110605/ap_on_re_mi_ea/ml_egypt_poll